|

حریم تصمیم‌گیری

درباره مرودشت، حریم تخت جمشید و امر اجتماعی

1. وقتی به پیامدهای یک طرح شهری فکر می‌کنیم، به آینده نگاه می‌کنیم؛ به آن زمان که طرحی تصویب شده، خیابانی کشیده شده یا ساختمانی بالا رفته است. تجربه شهر، چیز دیگری می‌گوید.

1. وقتی به پیامدهای یک طرح شهری فکر می‌کنیم، به آینده نگاه می‌کنیم؛ به آن زمان که طرحی تصویب شده، خیابانی کشیده شده یا ساختمانی بالا رفته است. تجربه شهر، چیز دیگری می‌گوید. گاه پیامدهای یک تصمیم، پیش از خود تصمیم آغاز می‌شوند. کافی است خطی روی نقشه جابه‌جا شود، محدوده‌ای در آستانه ورود به شهر قرار گیرد یا خبری از امکان ساخت‌وساز منتشر شود؛ از همان هنگام گروهی امیدوار و گروهی نگران می‌شوند، منافعی شکل می‌گیرد و مقاومت‌هایی پدید می‌آید. هنوز چیزی روی زمین ساخته نشده، اما مناسبات پیرامون آن دیگر مانند گذشته نیست. ماجرای طرح جامع مرودشت و حریم درجه‌ دو تخت‌ جمشید و مناقشات روزهای اخیر را می‌توان از همین زاویه دید. طرح، بنا بر آنچه در دوازدهمین جلسه شورای عالی شهرسازی و معماری ایران اعلام شد، هنوز نهایی، تصویب و ابلاغ نشده‌؛ با این‌ حال، در هفته‌های گذشته موجی از نگرانی، اعتراض، توضیح، تکذیب و روایت‌های ناسازگار شکل گرفته است. جامعه باستان‌شناسی، فعالان میراث، رسانه‌ها و گروه‌هایی از مردم درباره سرنوشت حریم و منظر تخت‌ جمشید پرسیده‌اند. مسئولان دستگاه‌های مختلف نیز توضیحاتی داده‌اند که آن هم یک تصویر واحد پیش‌روی افکار عمومی نگذاشته است. به تعبیری، با طرحی مواجه هستیم که هنوز به پایان نرسیده، اما اثر اجتماعی آن آغاز شده است.

2. تجربه مواجهه من با امر شهری می‌گوید آنچه در زبان تخصصی‌ «خط محدوده»، «کاربری» یا «ضابطه ارتفاع» نامیده می‌شود، در میدان سیاست‌گذاری به تصمیمی میان نیروها و منافع مختلف تبدیل می‌شود و در عرصه عمومی، معنایی دیگر پیدا می‌کند. مردم الزاما خطوط و رنگ‌های نقشه را نمی‌بینند؛ آینده‌ای را می‌بینند که ممکن است بر زندگی، دارایی، حافظه جمعی یا محیط پیرامون آنها اثر بگذارد. در پرونده تخت‌ جمشید و مرودشت، هر سه سطح فنی، نهادی و عمومی حضور دارند. یک سوی ماجرا، مسئله‌ای تخصصی درباره طرح جامع، خط محدوده، محورهای دسترسی، خدمات پشتیبان گردشگری و ضوابط حریم قرار دارد. سوی دیگر، دستگاه‌ها و نهادهایی هستند که هرکدام مسئولیت، اختیار و ملاحظات خود را دارند. در عرصه عمومی نیز تخت‌ جمشید موضوعی عادی و محلی تلقی نمی‌شود؛ بخشی از حافظه تاریخی ایرانیان و اثری متعلق به میراث جهانی است. طبیعی است که هر ابهام درباره آینده آن، حساسیتی فراتر از مرودشت و استان فارس و حتی ایران ایجاد کند. نادیده‌گرفتن هرکدام از این سه چهره، تصویر را ناقص می‌کند.

3. وجه اجتماعی طرح از جایی بیرون از نقشه به آن افزوده نمی‌شود؛ درون همان خطوط و کاربری‌ها حضور دارد. بر‌اساس توضیحات ارائه‌شده در جلسه روز دوشنبه 30 شهریور شورای عالی شهرسازی و معماری ایران، وقتی از حدود ۱۷۰ هکتار واقع در حریم درجه دو، یک محور صد‌متری، فعالیت‌های تجاری، خدمات پشتیبان گردشگری و سایت‌های احداث هتل سخن می‌گوییم، در واقع درباره شکل تازه‌ای از مناسبات اقتصادی و اجتماعی منطقه نیز حرف می‌زنیم. از سویی، «جامعه محلی» عنوانی برای یک جمع همگن نیست. مالک زمین، کشاورز، ساکن مهدیه یا روستاهای اطراف، جوان جویای کار، فعال گردشگری و خانواده‌ای که معیشتش به آب و خاک منطقه وابسته است، ممکن است منافع و نگرانی‌های متفاوتی داشته باشند. حتی مفهوم توسعه گردشگری برای همه یک معنا ندارد.

4. در روایت‌های روزهای گذشته، گاه مردم مرودشت و مسئولان حفاظت از تخت‌ جمشید در دو سوی یک تعارض قرار گرفته‌اند؛ گویی یا باید راه توسعه و خدمات را گشود یا از میراث تاریخی حفاظت کرد. این صورت‌بندی، مسئله را ساده می‌کند و در نهایت می‌تواند به زیان هر دو تمام شود. مردم منطقه حق دارند از ظرفیت اقتصادی و گردشگری تخت‌ جمشید بهره‌مند شوند. حفاظت هنگامی پایدار می‌ماند که ساکنان پیرامون اثر نیز خود را در منافع آن سهیم بدانند. هم‌زمان، توسعه‌ای که ارزش اصلی منطقه را فرسوده کند، در درازمدت همان منبع اقتصادی را نیز تضعیف خواهد کرد. راه‌حل را باید در نوع دیگری از توسعه جست‌وجو کرد؛ توسعه‌ای که کیفیت و مقیاس آن از ظرفیت سرزمین و ارزش‌های میراثی پیروی کند و سود آن در منطقه توزیع شود. رعایت محدودیت ارتفاع ۸.۵ متر، یکی از الزامات حفاظت است، اما نتیجه نهایی را نمی‌توان تنها با ارتفاع هر بنا سنجید. مجموعه‌ای از ساختمان‌ها، راه‌ها، پارکینگ‌ها، روشنایی، تابلوهای تجاری و افزایش ترافیک می‌تواند در کنار یکدیگر منظری را تغییر دهد، بدون آنکه هیچ‌کدام به‌تنهایی از سقف مقرر عبور کرده باشند. در چنین پهنه‌ای، اثر تجمعی مداخلات اهمیت دارد.

5. در جلسه 30 شهریور شورای عالی شهرسازی و معماری ایران، وزیر راه و شهرسازی تشریح کرد که طرح جامع مرودشت، نهایی نیست و خواستار دریافت دیدگاه انجمن‌ها و کارشناسان و برگزاری جلسات ویژه شد. این موضع اهمیت دارد؛ نه از آن رو که مناقشه را پایان می‌دهد، بلکه چون فرایند تصمیم را گشوده نگه می‌دارد. 

در بسیاری از فرایندهای اداری، گفت‌وگو پس از آن آغاز می‌شود که تصمیم اصلی گرفته شده است. از کارشناسان دعوت می‌شود، مردم سخن می‌گویند و گزارش‌ها تهیه می‌شود، اما ساختار تصمیم دیگر شکل گرفته و امکان تغییر چندانی باقی نمانده است. گفت‌وگو در چنین وضعی به توضیح یا اقناع پسینی نزدیک می‌شود. فرصتی که اکنون درباره مرودشت وجود دارد، متفاوت است. طرح هنوز نهایی نشده و بناست حساسیت تخت‌جمشید در آن اثر بگذارد. گفت‌وگو می‌تواند در میانه فرایند تصمیم قرار گیرد؛ در مرحله‌ای که هنوز امکان مقایسه گزینه‌ها، اصلاح خطوط، تغییر کاربری‌ها، تدقیق ضوابط و حتی کنارگذاشتن یک راه وجود دارد.

6. در فضای اجتماعی امروز ایران، توضیح پسینی دیگر به‌تنهایی قدرت اقناع ندارد. جامعه نسبت به تصمیم‌هایی که فرایند شکل‌گیری آنها برای افکار عمومی قابل مشاهده نیست و پس از قطعی‌شدن به اطلاع مردم می‌رسند، حساس شده است. هرجا اسناد و فرایندها روشن نباشد، فاصله موجود با روایت‌های غیررسمی پر می‌شود. در چنین فضایی، تعارض میان چند اظهارنظر رسمی بیش از یک ناهماهنگی رسانه‌ای است؛ مستقیما بر اعتماد عمومی اثر می‌گذارد و حقوق شهروندی در چنین موقعیتی، دیگر از قالب عبارت‌های کلی بیرون می‌آید. حق آگاهی، حق شنیده‌شدن و حق برخورداری از تصمیم منصفانه، هر سه مصداق پیدا می‌کنند. تصمیم منصفانه نیز الزاما تصمیمی نیست که همه از آن راضی باشند؛ تصمیمی است که منافع و زیان‌هایش آشکار شده، گروه‌های اثرپذیر فرصت بیان نظر داشته‌اند و مرجع تصمیم‌گیر دلایل انتخاب خود را توضیح می‌دهد.

7. طرح جامع مرودشت هنوز تصویب نشده است. این «هنوز» اکنون مهم‌ترین بخش خبر است. فرصتی به وجود آمده تا پیش از تثبیت تصمیم، آثار اجتماعی آن شناخته شود، نگرانی عمومی به داده و پرسش سیاستی تبدیل شود، نیازهای مردم منطقه در برابر حفاظت از میراث قرار نگیرد و گزینه‌های مختلف، پیش از آنکه منافع و انتظارات پیرامون یک گزینه چنان تثبیت شوند که بازگشت از آن دشوار شود، بررسی شوند. مأموریت اجتماعی و شهروندی در وزارت راه و شهرسازی نیز در همین نقطه معنا پیدا می‌کند: برقرارکردن مسیری میان جامعه و محل تصمیم. 

مسیری که اعتراض را به گزارش بایگانی‌شده و گفت‌وگو را به مراسمی بی‌اثر تبدیل نکند. نگرانی‌ها باید شنیده، صورت‌بندی و وارد فرایند رسمی شوند؛ سپس بتوان اثرشان را در تصمیم نهایی سنجید. حریم تخت‌ جمشید بر روی نقشه تعریف شده است؛ تصمیم‌گیری درباره آن نیز به حریمی نیاز دارد: فاصله‌ای میان طرح یک ایده و تثبیت آن که در آن اطلاعات منتشر شود، صداهای مختلف شنیده شود، پیامدها سنجیده شود و امکان تغییر همچنان باقی بماند. این همان «حریم تصمیم‌گیری» است؛ و راه گفت‌وگو از همین‌جا آغاز می‌شود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.