|

چشم‌انداز گفت‌وگوهای ایران و آمریکا در مسقط و پیامدهای آن

مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا که روز جمعه در مسقط آغاز شد، در شرایطی صورت می‌گیرد که منطقه خلیج فارس یکی از حساس‌ترین مقاطع خود در دهه‌های اخیر را تجربه می‌کند.

محسن شریف‌خدائی -  تحلیلگر روابط بین‌الملل

 

 

مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا که روز جمعه در مسقط آغاز شد، در شرایطی صورت می‌گیرد که منطقه خلیج فارس یکی از حساس‌ترین مقاطع خود در دهه‌های اخیر را تجربه می‌کند.

افزایش سطح غنی‌سازی ایران و سپس حملات و تبادل آتش 12 روزه، همراه با استقرار گسترده نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، نگرانی کشورهای همسایه، اروپا، روسیه و چین را نسبت به بی‌ثباتی و پیامدهای احتمالی آن بر امنیت و بازار انرژی تشدید کرده است. در چنین فضایی، گفت‌وگوهای عمان به نقطه‌ای تعیین‌کننده برای مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش تنش‌ها تبدیل شده است. اهمیت این مذاکرات تنها به پرونده هسته‌ای محدود نمی‌شود، بلکه به نقش آن در مهار تنش‌های منطقه‌ای و پیشگیری از درگیری ناخواسته نیز بازمی‌گردد.

با این حال، اختلافات ساختاری و عمیق میان دو طرف همچنان پابرجاست و همین امر مسیر مذاکرات را شکننده و آسیب‌پذیر کرده است. ایران و ایالات متحده در عمان نشستی برگزار کردند تا درباره اختلافات مربوط به برنامه هسته‌ای و موضوع رفع تحریم‌های ایران گفت‌وگو کنند. این نشست حدود پنج ساعت به طول انجامید. در دور نخست مذاکرات، هیئت آمریکایی با طرح مجموعه‌ای از مطالبات حداکثری وارد گفت‌وگو شد؛ از جمله درخواست «غنی‌سازی صفر» که بیش از آنکه هدف واقعی واشنگتن باشد، به‌عنوان یک تاکتیک مذاکره‌ای برای سنجش خطوط قرمز تهران و افزایش سقف مطالبات تلقی شد. ایران این درخواست را قاطعانه رد کرد و تأکید نمود که تنها در چارچوب موضوعات هسته‌ای و تعهدات قابل بازگشت حاضر به مذاکره است. براساس برخی گزارش‌ها، هدف اصلی آمریکا نه حذف کامل غنی‌سازی، بلکه مهار روند شتاب‌گرفته فعالیت‌های هسته‌ای ایران و تقویت سطح همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بوده است؛ موضوعی که نشانه‌های آن در دور دوم مذاکرات تا حدی آشکار شد.

در دور دوم مذاکرات، نشانه‌هایی از انعطاف محدود در مواضع هر دو طرف مشاهده شد. ایالات متحده تا حدی از موضع اولیه خود فاصله گرفت و تمرکز خود را بیش از پیش بر محدودسازی فعالیت‌های هسته‌ای ایران قرار داد؛ هرچند اختلافات اساسی درباره موضوعاتی همچون برد موشک‌های ایران و نقش نیروهای نیابتی همچنان پابرجاست و طرف ایرانی نیز صراحتا اعلام کرده که این موارد خارج از دستور کار مذاکرات است. در مقابل، ایران بر ضرورت رفع تحریم‌ها و ایجاد گشایش اقتصادی ملموس، به‌ویژه در حوزه فروش نفت و دسترسی به منابع مالی بلوکه‌شده، تأکید دارد. در چنین چارچوبی، محتمل‌ترین سناریو شکل‌گیری یک توافق مرحله‌ای محدود است؛ توافقی که براساس آن ایران بخشی از فعالیت‌های هسته‌ای خود را مهار می‌کند و در مقابل، ایالات متحده امکان فروش محدود نفت یا دسترسی کنترل‌شده به منابع مالی را فراهم می‌سازد. این توافق نه جامع خواهد بود و نه بلندمدت، اما می‌تواند از تشدید بحران جلوگیری کرده و فضای لازم برای تداوم گفت‌وگوها و بررسی راه‌حل‌های پایدارتر را فراهم آورد.

در حالی که کشورهای منطقه، اروپا، روسیه و چین با دقت و نگرانی روند مذاکرات را دنبال می‌کنند، افزایش سطح غنی‌سازی ایران، رشد ذخایر اورانیوم غنی‌شده و کاهش همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اروپا را در موقعیتی قرار داده که لحن سیاست‌مدارانش نسبت به گذشته به‌مراتب تندتر شده است. این تغییر لحن صرفا ناشی از فشارهای آمریکا نیست، بلکه بازتاب‌دهنده نگرانی‌های واقعی کشورهای اروپایی و منطقه درباره پیامدهای احتمالی هرگونه درگیری و تبعات گسترش آن بر امنیت، ثبات و بازار جهانی انرژی نیز هست. در این میان، مواضع روسیه، چین، کشورهای اروپایی، دولت‌های منطقه و اسرائیل نیز در شکل‌دهی به فضای مذاکرات نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند.

روسیه ضمن استقبال از اصل گفت‌وگو، از یک‌ سو نسبت به هر توافقی که احتمالا ایران را به غرب نزدیک‌تر کند، حساس است و آن را در تعارض با موازنه‌سازی راهبردی خود می‌بیند؛ و از سوی دیگر، تشدید تنش‌های هسته‌ای را نیز به سود خود و منطقه نمی‌داند، زیرا بی‌ثباتی در خلیج فارس می‌تواند بازار انرژی را دچار شوک کند و پیامدهای اقتصادی و امنیتی قابل‌توجهی برای مسکو به همراه داشته باشد. چین نیز با رویکردی مشابه اما با اولویت‌های اقتصادی، خواهان ثبات در خلیج فارس است؛ چراکه امنیت انرژی و مسیرهای حیاتی تجارت خارجی این کشور به‌شدت به این منطقه وابسته است. پکن از هر توافقی که در چارچوب احترام به حاکمیت ایران و کاهش تنش‌ها باشد استقبال می‌کند و به‌طور اصولی مخالف هرگونه رویارویی نظامی احتمالی در منطقه است. فضای امنیتی منطقه، حضور گسترده نیروهای نظامی آمریکا، تهدیدهای لفظی ترامپ و واکنش‌های متقابل تهران، سایه‌ای سنگین بر روند مذاکرات افکنده است. در چنین شرایطی، هرگونه حادثه پیش‌بینی‌ناپذیر یا تنش خارج از کنترل می‌تواند گفت‌وگوها را متوقف کرده و طرفین را به سمت تشدید رویارویی سوق دهد. شکست مذاکرات، خطر بروز درگیری ناخواسته را به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد؛ درگیری‌ای که پیامدهای آن برای امنیت منطقه و ثبات جهانی، به‌ویژه در حوزه انرژی، بسیار سنگین و گسترده خواهد بود.

عراقچی در پایان مذاکرات مسقط تأکید کرد که دو طرف از روند گفت‌وگوها رضایت داشته‌اند‌ و توافق شده که این مذاکرات ادامه یابد. به گفته بقایی سخنگوی وزارت خارجه، طرفین تصمیم گرفتند پس از مشورت با پایتخت‌های خود و مقامات عمانی، درباره زمان و چارچوب دور بعدی گفت‌وگوها به جمع‌بندی برسند. در مجموع، مذاکرات مسقط در نقطه‌ای حساس قرار دارد. نه می‌توان آن را شکست‌خورده دانست و نه می‌توان از آن انتظار یک توافق بزرگ داشت. محتمل‌ترین مسیر، شکل‌گیری یک توافق مرحله‌ای و محدود است که بتواند تنش‌ها را کاهش دهد و اعتماد لازم برای گفت‌وگوهای بیشتر را فراهم کند. چنین توافقی نه‌تنها برای ایران و آمریکا، بلکه برای اروپا، روسیه، چین و کشورهای منطقه و جهان نیز اهمیت دارد. با این حال، شکنندگی مذاکرات، اختلافات ساختاری و فضای امنیتی پرتنش منطقه به‌ویژه نقش اسرائیل، هرگونه پیشرفت را دشوار و ناپایدار می‌کند. آینده این روند به میزان انعطاف طرفین، نقش‌آفرینی عمان و کشورهای منطقه و مهم‌تر از همه، تحولات میدانی بستگی دارد. در شرایط کنونی، تنها یک نتیجه قطعی وجود دارد: هر توافق – هرچند محدود - می‌تواند از ورود منطقه به یک چرخه جدید بی‌ثباتی جلوگیری کند، اما شکست مذاکرات می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از پرونده هسته‌ای به همراه داشته باشد.

در نهایت، می‌توان گفت مذاکرات مسقط بیش از آنکه نشانه‌ای از آغاز یک توافق جامع باشد، تلاشی برای مهار بحران و جلوگیری از ورود روابط تهران و واشنگتن به مرحله‌ای غیرقابل‌پیش‌بینی است. هر دو طرف همچنان بر خطوط قرمز بنیادین خود پافشاری دارند، اما فشارهای منطقه‌ای، نگرانی از گسترش جنگ و هزینه‌های فزاینده تداوم بن‌بست، طرفین را به سمت نوعی تنش‌زدایی محدود و مرحله‌ای سوق داده است. از این منظر، مسقط نه نقطه پایان اختلافات، بلکه سکویی برای خریدن زمان، کاهش ریسک‌های فوری و امکان گفت‌وگوهای بعدی است؛ گفت‌وگوهایی که اگرچه چشم‌اندازشان همچنان مبهم است، اما در فضای پرتنش کنونی، خود می‌تواند دستاوردی قابل‌توجه تلقی شود و مسیر آینده تعاملات ایران و آمریکا را در چارچوبی واقع‌بینانه‌تر تعریف کند.

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.