نقشه سود و صادرات غولهای پتروشیمی آسیا در ۲۰۲۵
جنگ همزمان خوراک، بازار، سرمایه
۲۰۲۵ برای پتروشیمی آسیا سال سکته نبود؛ سال کمخونی مزمن بود. تولید و صادرات ادامه داشت، اما حاشیه سود در بسیاری از زنجیرههای کالایی آب رفت. علت هم یک چیز واحد نبود؛ همزمان سه جنگ جریان داشت: جنگ خوراک و انرژی، جنگ بازار و صادرات، و جنگ سرمایه و بازآرایی. هر شرکتی که در هر سه میدان دست پایین را داشت، وارد دورهای شد که گزارشهای مالیاش بیشتر شبیه برگه «کنترل خونریزی» بود تا جشن رشد. در ۲۰۲۵ آنچه تفاوت میساخت، فقط ظرفیت نبود؛ ترکیب خوراک، انعطاف فروش، و توان تحمل چرخه بود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
۲۰۲۵ برای پتروشیمی آسیا سال سکته نبود؛ سال کمخونی مزمن بود. تولید و صادرات ادامه داشت، اما حاشیه سود در بسیاری از زنجیرههای کالایی آب رفت. علت هم یک چیز واحد نبود؛ همزمان سه جنگ جریان داشت: جنگ خوراک و انرژی، جنگ بازار و صادرات، و جنگ سرمایه و بازآرایی. هر شرکتی که در هر سه میدان دست پایین را داشت، وارد دورهای شد که گزارشهای مالیاش بیشتر شبیه برگه «کنترل خونریزی» بود تا جشن رشد. در ۲۰۲۵ آنچه تفاوت میساخت، فقط ظرفیت نبود؛ ترکیب خوراک، انعطاف فروش، و توان تحمل چرخه بود. همانها که این سه را با هم داشتند، حتی با سود کم هم دوام آوردند؛ بقیه مجبور شدند دارایی بفروشند، ادغام کنند یا بخشی از ظرفیت را از مدار خارج کنند. پتروشیمی کالایی مثل پلیاتیلن و پلیپروپیلن، در نهایت یک بازی عددی است. وقتی عرضه جلوتر از تقاضا بدود، بازار اول قیمت را پایین میآورد، بعد نرخ بهرهبرداری. اگر شرکت برای حفظ سهم بازار تولید را بالا نگه دارد، قیمت بیشتر میریزد و همان شرکت هم آسیب میبیند. این چرخه در ۲۰۲۵ با سه محرک تشدید شد:
۱. موج ظرفیتسازی در آسیا، به ویژه چین
خبرگزاری رویترز در گزارش ۱۴ آگوست ۲۰۲۵ به افزایش فشار مالی در صنعت پالایش و پتروشیمی چین اشاره کرد و از موج ظرفیتسازی و ضعف حاشیهها گفت. جهت کلی روشن بود: ظرفیت سریعتر از رشد تقاضا بالا میرود، پس قیمتها زیر فشار میمانند.
۲. ساختار خوراک در بخش بزرگی از آسیا: نفتا-محوری
نفتا وقتی بالا بماند و محصول نتواند قیمت بگیرد، اسپرد له میشود. نفتا-محورها در ۲۰۲۵ بیشتر زخم خوردند، چون هم از سمت خوراک ضربه میخوردند، هم از سمت قیمت محصول.
۳. صادرات رقابتیتر و سیاستیتر
چین در صورت کمبود تقاضای داخلی، صادرات را بهعنوان سوپاپ تعادل بالا میبرد. رویترز ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۵ همین نگرانی را بازتاب داد و در کنار آن به کاهش سرمایهگذاری املاک چین در ۲۰۲۵ اشاره کرد؛ املاک و ساختوساز یکی از مصرفکنندگان بزرگ محصولات پتروشیمی است و کندی آن، روی رشد مصرف اثر میگذارد.
جنگ اول: خوراک
نفتا در سرازیری، اتان و یکپارچهسازی در سربالایی
۱. نفتا-محورها چرا بیشتر درد میکشند؟
در کره جنوبی و بخشی از شمال شرق آسیا، ستون فقرات اتیلن همچنان نفتاست. وقتی نفتا خوراک غالب باشد، حاشیه سود به رابطه نفتا با قیمت اتیلن، پروپیلن و پلیمرها گره میخورد. اگر بازار اشباع باشد، قیمت محصول بالا نمیرود، اما خوراک لزوما ارزان نمیشود. نتیجه: زیان عملیاتی یا سودهای خیلی نازک.
در فضای خبری و تحلیلی ۲۰۲۵، کره جنوبی به نمونه کلاسیک این فشار تبدیل شد: هم صادراتمحور است، هم نفتا-محور، و هم با موج عرضه منطقهای درگیر. رویترز ۲۷ آگوست ۲۰۲۵ از برنامه بازآرایی پتروشیمی کره نوشت و اشاره کرد که نفتا سهم بسیار بالایی در خوراک اتیلن کره دارد و همین ساختار، حساسیت کشور را به چرخه قیمتها بالا برده است.
در ۲۰۲۵، نفتا-محورها بیشتر «قیمتپذیر» بودند و کمتر «قیمتساز». یعنی برای فروش، ناچار به تخفیف میشدند و همان تخفیف، حاشیه را میخورد.
۲. اتان چرا دوباره جذاب شد؟
در گزارشهای بازار ۲۰۲۵، توجه به اتان (خصوصا اتان صادراتی آمریکا) بهعنوان ابزار کاهش هزینه خوراک، دوباره پررنگ شد. اتان در بسیاری از دورهها میتواند هزینه تولید اتیلن را پایینتر بیاورد و به شرکتها اجازه دهد در جنگ قیمت دوام بیشتری داشته باشند.
اما اتان یک «دکمه جادویی» نیست. واردات اتان زیرساخت میخواهد: پایانه، کشتیهای خاص، قراردادهای بلندمدت، و گاهی طراحی متفاوت واحدها. پس اثرش تدریجی، ولی جهتگیریاش مهم است: بخشی از آسیا تلاش میکند از تله نفتا-محوری مطلق فاصله بگیرد، چون در چرخههای کمحاشیه، نفتا-محوری مثل بالارفتن از سربالایی با کولهپشتی سنگین است.
۳. یکپارچهسازی پالایش و پتروشیمی، چرا در ۲۰۲۵ «ضدشوک» شد؟
وقتی پتروشیمی کالایی کمحاشیه است، شرکتهای یکپارچه میتوانند ضربه را بهتر جذب کنند؛ چون همه سود در یک خط تولید جمع نشده است. پالایش، آروماتیکها، سوختهای خاص، مواد میانی و محصولات تخصصی، مثل چند پایه برای یک میز عمل میکنند. یک پایه اگر بلرزد، کل میز نمیریزد. این منطق را در دو سوی آسیا میشود دید:
در کره جنوبی، ایده ادغام و بازآرایی، بخشی از تلاش برای ساخت «مقیاس و یکپارچگی» است.
در خاورمیانه، پروژههای یکپارچه و راهبرد پاییندستی، مسیر بلندمدت است تا اقتصاد آینده فقط به سوخت متکی نباشد.
جنگ دوم: بازار
چینِ پرظرفیت، تقاضای کندتر، و صادراتی که قیمت را شکل میدهد
۱.چین، چرا به ترموستات قیمت منطقهای تبدیل شد؟
چین هم تولیدکننده بزرگ است، هم مصرفکننده بزرگ. اما وقتی ظرفیت رشد کندتر از تقاضا هضم نشود، چین ناچار است بخشی از محصول را صادر کند یا قیمت داخلی را پایین نگه دارد. هر دو حالت روی بازار منطقهای اثر میگذارد.
رویترز ۱۴ آگوست ۲۰۲۵ از تشدید فشار مالی در چین گفت و به رشد ظرفیت اشاره کرد. چند هفته بعد، یعنی ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۵ رویتر، نگرانی مدیران جهانی را بازتاب داد: اگر تقاضا در چین کمتر از رشد ظرفیت باشد، صادرات چین میتواند تولید اروپا و آمریکای شمالی را هم تحت فشار بگذارد. همان گزارش به افت سرمایهگذاری املاک چین در ۲۰۲۵ اشاره داشت؛ یک شاخص مهم برای مصرف مواد ساختمانی و پلاستیکها.
در ۲۰۲۵، هر صادرکنندهای که به بازار چین یا بازارهای تحت نفوذ چین وصل بود، بهصورت غیرمستقیم زیر سایه قیمتگذاری چین قرار گرفت.
۲. صادرات در ۲۰۲۵ بیشتر «بازی بقا» بود تا «بازی سود»
در چنین محیطی، صادرات برای خیلیها یک گزینه لوکس نیست؛ یک ضرورت است. اما صادرات در بازار اشباع، معمولا با تخفیف همراه میشود.
در کره جنوبی، دادههای صادراتی نشان داد پتروشیمی در برخی ماهها افت داشته است. وزارت تجارت، صنعت و انرژی کره در گزارش اول دسامبر ۲۰۲۵ اعلام کرد صادرات پتروشیمی در نوامبر حدود 3.1 میلیارد دلار بوده و نسبت به نوامبر سال قبل 14.1 درصد کاهش داشته است.
در سنگاپور هم که نقش هاب دارد، آیسیآیاس در گزارش ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵ نوشت صادرات پتروشیمی سنگاپور در اوت ۲۰۲۵ حدود ۹۴۴ میلیون دلار سنگاپور بوده و نسبت به اوت سال قبل 23.2 درصد افت کرده است.
این اعداد معنای مشترک دارند: وقتی بازار جهانی کمحاشیه است، صادرات هم لزوما ناجی سود نیست؛ گاهی فقط ناجی نقدینگی است.
۳. یک نکته مهم: افت ارزش صادرات، همیشه به معنی افت حجم نیست
در پتروشیمی، ارزش صادرات به قیمت حساس است. ممکن است حجم صادرات ثابت بماند یا حتی کمی بالا برود، اما ارزش بهخاطر افت قیمت کاهش پیدا کند.
جنگ سوم: سرمایه
ادغام، فروش دارایی، و بستن ظرفیتهای کوچک
اگر جنگ خوراک و بازار به سود فشار میآورد، جنگ سرمایه میپرسد: «با این فشار چه کنیم؟»
۱. کره جنوبی: بازآرایی بهعنوان سیاست صنعتی
در ۲۰۲۵، کره به جایی رسید که بحث بازآرایی از سطح اتاق هیئتمدیره، به سطح سیاست عمومی نزدیک شد. رویترز ۱۴ آگوست ۲۰۲۵ نقل کرد وزیر صنعت کره از وضعیت وخیم گفت و وعده برنامه بازسازی داد. بعدتر، رویترز ۲۷ آگوست ۲۰۲۵ برآوردهایی از کاهش ظرفیت کراکینگ نفتا مطرح کرد: 2.7 تا 3.7 میلیون تن در سال، چیزی نزدیک به یکچهارم ظرفیت ملی. رویترز ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵ هم گزارش داد این مسیر و همان محدوده عددی همچنان در دستور کار است.
معنای این حرکت: بازار خودش همیشه ظرفیت را جمع نمیکند؛ گاهی سیاست صنعتی وارد میشود تا جمعکردن ظرفیت سریعتر شود. چون اگر همه منتظر «بهبود قیمت» بمانند و هیچکس ظرفیت را جمع نکند، بهبود هم دیرتر میآید.
در همین چارچوب، رویترز ۲۶ نوامبر ۲۰۲۵ گزارش داد برخی بازیگران بزرگ کره برنامه ادغام و بازسازی دادهاند و دولت هم درباره مشوقها و کاهش ظرفیت تا حدود ۲۵ درصد بحث میکند.
۲. چین: حتی فناوری پیشرفته هم در بازار اشباع تضمین سود نیست
چین معمولا به جای توقف، مسیر را تغییر میدهد: پروژهها را به سمت «مواد جدید» و محصولات با ارزش افزوده بالاتر هل میدهد، یا تلاش میکند اضافهظرفیتهای مشکلساز را مهار کند.
رویترز ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ گزارش داد چین قصد دارد در برخی پلاستیکها، الیاف و پتروشیمیها با اضافهظرفیت مقابله کند. همان گزارش نکته مهمی داشت: حتی بخشی از ظرفیتهای پیشرفته هم در بعضی زنجیرهها میتوانند زیانده باشند؛ یعنی مشکل فقط «کهنهبودن» نیست، مشکل «نسبت ظرفیت به تقاضا» است.
در سطح شرکتها هم میشود این دوگانه را دید: رویترز ۲۳ مارس ۲۰۲۵ گزارش داد سود خالص سینوپک در سال ۲۰۲۴ به میزان 16.8 درصد افت کرده و به 50.3 میلیارد یوان رسیده است؛ همان گزارش به برنامه سرمایهگذاری سینوپک برای ۲۰۲۵ در سطح 164.3 میلیارد یوان اشاره کرد. پیام روشن است: سود پایینتر شده، اما سرمایهگذاری برای تغییر سبد و حفظ مقیاس ادامه دارد.
پتروچاینا در بیانیه رسمی ۳۰ مارس ۲۰۲۵ برای سال ۲۰۲۴ درآمد حدود 2.9 تریلیون یوان و سود 164.6 میلیارد یوان اعلام کرد و گفت حجم محصولات شیمیایی به 39 میلیون تن رسیده و 13.6 درصد رشد کرده است. همچنین تولید «مواد جدید» را ۲٫۰۵ میلیون تن با رشد 49درصد اعلام کرد. این دقیقا همان مسیر «فرار از کالاییها» است: اگر کالاییها کمحاشیهاند، مواد جدید میتواند حاشیه بهتری بسازد.
۳. سنگاپور: جنگ سرمایه با تغییر مالکیت خودش را نشان میدهد
سنگاپور بیشتر از آنکه یک کشور تولیدکننده صرف باشد، یک هاب صنعتی و تجاری است. در چرخههای کمحاشیه، هابها هم با تغییر مالکیت و بازتعریف نقش، خود را تنظیم میکنند.
شل در بیانیه اول آوریل ۲۰۲۵ اعلام کرد واگذاری پارک انرژی و مواد شیمیایی سنگاپور کامل شده است. این اتفاق برای ویژهنامه یک معنی کلیدی دارد: در سالهای کمحاشیه، سرمایه جهانی داراییها را سبکسنگین میکند و ممکن است مالکیت از شرکتهای چندملیتی به بازیگران منطقهای منتقل شود، بدون اینکه نقش سنگاپور بهعنوان هاب حذف شود. هاب میماند، اما ترکیب مالکیت و راهبری تغییر میکند.
۴. عربستان: جنگ سرمایه یعنی پروژههای عظیم برای آیندهسازی
در خاورمیانه، مزیت خوراک و توان سرمایهگذاری اجازه میدهد حتی وقتی قیمتهای محصولات شیمیایی پایینتر است، پروژههای یکپارچه ادامه پیدا کند. آرامکو در گزارش سهماهه سوم ۲۰۲۵ (۳ نوامبر ۲۰۲۵) به اثر قیمتهای پایینتر محصولات پالایشی و شیمیایی بر درآمد فروش اشاره کرد، اما همزمان روی جریان نقدی و توان تقسیم سود تأکید شد.
توان تحمل چرخه، خودش یک مزیت رقابتی است. بازیگری که میتواند دوره کمحاشیه را بدون بریدن سرمایهگذاری حیاتی پشت سر بگذارد، در چرخه بعدی معمولا سهم بیشتری میگیرد.
۲۰۲۵ سال «کلاسبندی» بود
۲۰۲۵ عملا یک آزمون سراسری برای پتروشیمی آسیا بود. نتیجه آزمون، بازیگران را به سه کلاس تقسیم کرد:
۱. آسیبپذیرها: نفتا-محورهای کالایی با اتکای بالا به صادرات، مخصوصا واحدهای کوچک و مستقل. نسخه: ادغام، تعطیلی، یا تغییر خوراک و سبد.
۲. مقاومترها: خوراکمزیتها و یکپارچهها، و کسانی که میتوانند بخشی از سبد را به محصولات تخصصیتر و مواد جدید منتقل کنند. نسخه: سرمایهگذاری هدفمند و کنترل ظرفیت.
۳. چابکها: هابهای تجاری و شبکههای توزیع که میتوانند با تغییر مالکیت و تغییر نقش، از چرخه عبور کنند؛ حتی اگر ارزش صادرات ماهانه افت کند. تا وقتی اضافهظرفیت هضم نشود یا ظرفیت کمبازده از مدار خارج نشود، بهبود حاشیه سود در زنجیرههای کالایی کند خواهد بود. در چنین شرایطی، سه جنگ خوراک، بازار و سرمایه همچنان تعیینکننده میمانند؛ فقط ممکن است شدت و جغرافیای آنها تغییر کند.
آخرین اخبار ویژه نامه را از طریق این لینک پیگیری کنید.