|

نوتیف؛ آماده‌باش دائمی

در خیابان حالش بد شده بود و مردم دورش جمع شده بودند؛ اما تنها چیزی که جلب توجه می‌کرد، صفحه بزرگ تلفن همراهش بود که دائم، نوتیف (Notification) دریافت می‌کرد، شاید همانند خیلی‌ها که کنارش ایستاده بودند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محمدآقاسی

در خیابان حالش بد شده بود و مردم دورش جمع شده بودند؛ اما تنها چیزی که جلب توجه می‌کرد، صفحه بزرگ تلفن همراهش بود که دائم، نوتیف (Notification) دریافت می‌کرد، شاید همانند خیلی‌ها که کنارش ایستاده بودند. اگر فقط چند پیام‌رسان خارجی و داخلی و همین‌طور پیامک را در نظر بگیریم، نزدیک به ۱۰ منبع نوتیف‌ساز در تلفن همراه هر ایرانی وجود دارد. حتما هم او منتظر این پیام‌ها بوده و هم تعدادی منتظر پیام‌های او هستند. بماند که این رویه برای برخی نیز وجود دارد که برای کارهای مختلفشان از اعلام/ نوتیف تلفن همراه استفاده می‌کنند.

برخلاف تصور رایج، ما در برابر این نوتیف‌ها یکسان نیستیم؛ یک کارگر شیفتی که هر شب برای پیام ناظر شیفت بعدی منتظر می‌ماند، با یک دانشجوی تهران‌نشین که منتظر لایک اینستاگرام است، تفاوت بنیادین دارد. اولی در انتظار شغلی و بقای اقتصادی به سر می‌برد و دومی در انتظار تأیید عاطفی است. این دو را نمی‌توان در یک مفهوم کلی حل کرد.

پس این صداهای کوتاه که گاه و بی‌گاه می‌شنویم، تنها حامل اطلاعات نیستند، بلکه گاهی حامل عاطفه و احساس هستند. هر روز، ده‌ها بار، صدای کوتاهی از گوشی ما بلند می‌شود. این صدا، در نگاه اول، فقط خبر رسیدن یک پیام است؛ اما از نگاه جامعه‌شناختی، این صدا درواقع یک محرک اجتماعی برنامه‌ریزی‌شده است؛ محرکی که توسط پلتفرم‌هایی طراحی شده که اقتصادشان بر پایه جلب توجه بنا شده است.

پلتفرم‌ها، با الگوریتم‌هایی که پاداش متناوب، یعنی همان چیزی که در روان‌شناسی تقویت تصادفی نام دارد، تولید می‌کنند، کاربران را به‌گونه‌ای شرطی می‌کنند که حتی در سکوت گوشی نیز ذهن آنها منتظر یک «رخداد دیجیتال» باشد. این‌ دیگر یک احساس فردی نیست و به قول جامعه‌شناسانی مثل اوا ایلوز، این ساختاری عاطفی است که توسط فناوری توجه‌محور بازتولید می‌شود.

پیش از این دوره، انتظار اجتماعی‌ برای انسان معاصر‌ یک احساس استثنائی بود؛ احساسی که موقعیت‌هایی خاص مثل منتظر نتیجه کنکور ماندن، دریافت نامه از عزیزی یا دریافت خبر مهم را رقم می‌زد. با این حال، بدن ما‌ پیش از آنکه بداند‌ خبر چیست، چه کسی آن‌ را فرستاده یا چه پیامی دریافت شده، یعنی در نسبت با رخدادی ناشناخته، آماده است. در آن چنددهم ثانیه، اضطراب، ترس، امید، نگرانی، کنجکاوی و حتی تعلیق را تجربه می‌کنیم. اما چرا نوتیف‌ها این‌قدر برای برخی از ما تا این‌حد اضطراب‌آور شده‌اند؟ پاسخ فقط در فناوری نیست. در جامعه ایران، به‌ویژه در دو سال اخیر، تجربه زیسته ایرانی‌ با شوک‌های پی‌درپی، از اعتراضات اجتماعی تا بحران‌های اقتصادی همراه بوده است. در چنین بستری، هر نوتیف می‌تواند خبر یک فاجعه تازه باشد؛ بنابراین واکنش برخی به اعلان‌ها، فقط واکنش به یک پیام نیست بلکه واکنش به ناامنی اجتماعی انباشته‌شده در وجود او است.

اما آیا ما فقط قربانی این وضعیت هستیم؟ خیر. پژوهش‌های جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که بسیاری از کاربران، به‌ مرور‌ تکنیک‌های مقاومت روزمره را آموخته‌اند. مثلا تعیین ساعات مشخص برای چک‌کردن پیام‌ها، حذف اعلان‌های غیرضروری‌ یا حتی حذف اپلیکیشن‌های خاص، نمونه‌هایی از این مهارت زندگی دیجیتالی است. این کنش‌های کوچک، در سطح خُرد، نشان می‌دهد که رابطه انسان و فناوری، ‌رابطه‌‌ یک‌سویه سلطه نیست، بلکه یک میدان چانه‌زنی دائمی است.

پس نوتیف‌ها یا به ترجمه‌ای، اعلان‌ها، یکی از مهم‌ترین فناوری‌های سازمان‌دهی عاطفی انسان معاصر هستند. سازماندهی‌هایی که گاهی امکان تبدیل‌شدن به احساسات جمعی را نیز دارند. اگر به آنچه در ابتدای متن آمد‌ توجه کنیم، شاید ما هم جزء کسانی باشیم که در اکنون میان دو اعلام زندگی می‌کنیم؛ یعنی هنوز پیام قبلی تمام نشده، پیام بعدی را دریافت می‌کنیم. انتظاری که پایان مشخصی ندارد. حتی ارتباطی است که آغاز معلومی ندارد. شاید بارها شده که برای دیدن یا فرستادن پیامی وارد یک پیام‌رسان شده‌ایم، اما مشغول پاسخ‌دهی و مرورگری پیام‌های دیگر شده و کار اولیه را فراموش کرده‌ایم. هر اعلان جدید یعنی آماده اعلان بعدی باشید و این یعنی سکون و سکوت در زندگی روزمره، فرصت بروز ندارد و ما در وضعیت آماده‌باش عاطفی مدام هستیم.

البته عواطف و احساسات‌ فقط تجربه‌های جوشیده از درون نیستند، بلکه از نهادها، فناوری‌ها و مناسبات اجتماعی به عمل می‌آیند. پس امروز یکی از مهم‌ترین تنظیم‌گرهای ریتم عواطف فردی و حتی احساسات جمعی، پلتفرم‌های دیجیتال هستند. اعلان نیز یکی از ابزارهای این تنظیم‌گری است. شاید نگاه‌کردن مستمر به صفحه تلفن همراه، حتی پس از خاموش‌کردن اعلان‌ها، رسوب احساس انتظار در بدن ما و استقلال آن از فناوری است. در یادداشت‌های قبلی نوشته شد که هدفون، راهی برای خروج موقت از جهان است. در یادداشت دیگری نوشته شد که وضعیت آنلاین، تجربه حضورِ بی‌حضور است. در امتداد همان نگره، اعلان‌ها، یادآور این واقعیت جدید است که جهان دیجیتال، در سکوت نیز ما را رها نمی‌کند. احتمال داشتن یک اعلان، احساس انتظار را پیش از خود اعلان در ما حاضر می‌کند. به‌ویژه تجربه دو جنگ در فاصله کوتاه زمانی، فقدان‌ها و ناآرامی‌های اجتماعی، این احساس را تشدید می‌کند. انسان معاصر‌ در جایی زندگی می‌کند که هر روز، هر ساعت، هر لحظه و به ‌هر حال در واحد زمانی کوتاه، احساس مشترک انتظار برای رخداد بعدی را تجربه می‌کند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.