|

مدفون‌شده زیر آوار خبری

در چند روز گذشته، بر اثر اوج‌گیری دوباره تنش‌ها و احتمال آغاز جنگ، بسیاری احساسات متناقضی را تجربه کرده‌اند و عده‌ای نیز بی‌تفاوت بوده یا در حقیقت سعی کرده‌اند با بی‌حسی این اخبار و تصمیمات را دنبال کنند. برخی اما برایشان قضیه فراتر از یک خبر ساده بود.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

در چند روز گذشته، بر اثر اوج‌گیری دوباره تنش‌ها و احتمال آغاز جنگ، بسیاری احساسات متناقضی را تجربه کرده‌اند و عده‌ای نیز بی‌تفاوت بوده یا در حقیقت سعی کرده‌اند با بی‌حسی این اخبار و تصمیمات را دنبال کنند. برخی اما برایشان قضیه فراتر از یک خبر ساده بود. یکی از دوستان می‌گفت هر موشکی که به ایران شلیک می‌شود، انگار در قلب من می‌نشیند. دیگری می‌گفت وقتی شنیدم ۲۰ هزار نفر در جنوب آب نوشیدنی‌شان قطع شده، سعی کردم من هم آب نخورم‌. اما بسیاری می‌گفتند قرار است چه شود‌؟ انگار شرایط در این روزهای در آستانه جنگ، سخت‌تر از آن ۴۰ روز جنگ می‌گذرد‌. نمی‌دانیم که این روزها چقدر ادامه پیدا می‌کند و آیا واقعا یکشنبه یادداشت تفاهم در ژنو امضا می‌شود یا نه‌؟

در این روزها، «آوار خبری» روان ما‌ را ویران می‌کند. در‌واقع برای بسیاری از مردم، عامل اصلی اضطراب و بی‌قراری، خودِ حوادث یا تهدیدها نیستند، بلکه پدیده‌ای به نام «بلاتکلیفی» است؛ اینکه ندانیم چند ساعت دیگر چه اتفاقی می‌افتد، امشب چگونه به پایان می‌رسد و اگر به سراغ گوشی یا لپ‌تاپ برویم با چه خبری مواجه می‌شویم. در چنین شرایطی، سیستم روانی انسان ناخواسته وارد یک چرخه‌ فرسایشی و معیوب می‌شود که خروج از آن بدون آگاهی مهارتی آسان نیست؛ چرخه‌ای که از احساس خطر شروع می‌شود، به جست‌وجوی مداوم خبر می‌رسد، آرامشی کوتاه‌مدت ایجاد می‌کند و دوباره با یک شایعه یا خبر جدید به اضطرابی شدیدتر ختم می‌شود. این چرخه مخرب با هر اعلان جدید گوشی، هر پیام دست‌به‌دست شده در گروه‌های خانوادگی و هر تحلیل غیرکارشناسی در فضای مجازی، از نو جان می‌گیرد و توان روانی جامعه را تحلیل می‌برد. بسیاری از مردم تصور می‌کنند علت چک‌کردن مداوم اخبار، کنجکاوی یا علاقه به سیاست است، اما روان‌شناسی تکاملی و عصب‌شناختی توضیح متفاوتی برای این رفتار دارد.

مغز انسان در مواجهه با شرایط مبهم و تهدیدآمیز، به‌شدت شیفته‌ «کنترل» است. وقتی فرد احساس می‌کند حوادث بزرگی در جریان است ولی خودش توان تأثیرگذاری مستقیمی بر آنها ندارد، دچار درماندگی می‌شود. در این حالت، مکانیسم دفاعی مغز فعال می‌شود و تلاش می‌کند با جمع‌آوری اطلاعات بیشتر، حس کنترل ازدست‌رفته را بازسازی کند. به همین دلیل است که فرد هر چند دقیقه یک‌ بار به سمت تلفن همراه خود می‌رود؛ نه لزوما برای کسب اطلاعات جدید، بلکه به امید یافتن یک «تأییدیه امنیتی» تا کمی از اضطرابش کاسته شود. مشکل اینجاست که این آرامش ساختگی معمولا چند دقیقه بیشتر دوام نمی‌آورد؛ خبر بعدی، تکذیبیه بعدی یا شایعه بعدی دوباره ساختار آرامش ذهن را ویران می‌کند و فرد را به سمت انتظار و هیجان شنیدن اخبار سوق می‌دهد. این پدیده در روان‌شناسی مدرن به‌عنوان «مرور مداوم اخبار بد» شناخته می‌شود.

تحقیقات نشان می‌دهند‌ ظرفیت سیستم عصبی ما برای پردازش بحران محدود است. تفاوت فاحشی میان کسی که اخبار را مدیریت می‌کند با کسی که غرق در اخبار است، وجود دارد. نتیجه‌ زیسته این آماده‌باش دائمی، ترشح بی‌وقفه هورمون‌های کورتیزول و آدرنالین است که خود را به صورت افزایش ضربان قلب، انقباض عضلانی، بی‌خوابی، تحریک‌پذیری بالا، کاهش شدید تمرکز و احساس خستگی مفرط مکرر نشان می‌دهد. متأسفانه در این میان کودکان نیز آسیب می‌بینند‌. هرچند تصور ما این است که التهاب و هیجان خود را مدیریت و احساسات‌مان را از آنان پنهان می‌کنیم، اما امروز به لطف فناوری، هر تلفن همراه به یک اتاق خبر ۲۴‌ساعته تبدیل شده است. امروز بحران‌ها تا عمق رختخواب و میز غذای ما نفوذ کرده‌اند. فرزندی که این شرایط را می‌بیند، یک پیام روشن و ترسناک دریافت می‌کند: «جهان ناامن است و پناهگاه‌های من (والدینم) خودشان ترسیده‌اند». حتی اگر این رفتارها را از خود نشان ندهید، اضطراب شما از طریق «رفتار»، «لحن صدا» و« زبان بدن» قابل مشاهده و درک است و کارشناسان پیش‌بینی کرده‌اند این روند می‌تواند اضطراب‌های مزمن را در روان فرزندان نهادینه کند. باید مدام به خود یادآوری کنیم ما ساکنان خاورمیانه هستیم و این شرایط را بپذیریم و ناگزیریم که زندگی کنیم، حتی اگر توانش را نداشته باشیم.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.