سرگذشت منطقه ما؛ خاورمیانه (5)
سلطان مراد چهارم در 1633 میلادی مصرف قهوه و توتون را قدغن کرد و فرمان اعدام شماری از سیگارکشان و قهوهخوران را داد. پس از مدتی جر و بحث بین مخالفان و مدافعان دخانیات، بالاخره مفتی اعظم، محمدبها افندی -که خود سیگاری قهاری بود و سال بعد به خاطر اعتیاد از مقامش برکنار و به تبعید فرستاده شد- طی فتوایی مصرف دخانیات را حلال اعلام کرد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مقداد توانانیا - پژوهشگر خاورمیانه و علوم سیاسی
سلطان مراد چهارم در 1633 میلادی مصرف قهوه و توتون را قدغن کرد و فرمان اعدام شماری از سیگارکشان و قهوهخوران را داد. پس از مدتی جر و بحث بین مخالفان و مدافعان دخانیات، بالاخره مفتی اعظم، محمدبها افندی -که خود سیگاری قهاری بود و سال بعد به خاطر اعتیاد از مقامش برکنار و به تبعید فرستاده شد- طی فتوایی مصرف دخانیات را حلال اعلام کرد. مؤلف معاصر او، کاتب چلبی، مینویسد که حکم مفتی درباره مشروعیت توتون ارتباطی به اعتیاد خودش نداشت، بلکه ناشی از این اصل شرعی بود که آنچه تحریم نشده مجاز است، علیالخصوص که این کالا «به وجه احسن به مزاج مردمان هم میساخت» .
مرد قهوهخانهنشین به احتمال زیاد سرگرم خواندن روزنامهای است یا شاید در جرگه گروهی باشد که روزنامه برایشان میخوانند. این امر بیشک میباید یکی از دامنهدارترین و جنجالبرانگیزترین تغییرهایی باشد که بر فرد و جامعه تأثیر نهاده است. روزنامه در بیشتر این مناطق به عربی، زبان بخش اعظم خاورمیانه چاپ میشود. در سرزمینهای هلال خصیب (عراق، سوریه و فلسطین)، در مصر و شمال آفریقا، زبانهای کهن آنجا از بین رفته و چنانچه اثری هم از آنها مانده، تنها در مراسم مذهبی یا در میان اقلیتهای کوچک است. عبری در این میان یک استثناست که چون زبان دین و ادب قوم یهود بود، باقی ماند و در رژیم اسرائیل زبان سیاسی و روزمره اهالی شد. در ایران زبان باستانی هیچگاه جای به عربی نداد، بلکه دگرگون شد؛ پس از آمدن اسلام، توأم با مقداری لغات عربی، به الفبای آن زبان تحریر شد. ترکی هم به راه فارسی رفت. ولی کمال آتاتورک، رئیسجمهور اصلاحطلب ترکیه، دست به تحول فرهنگی مهمی زد و الفبای عربی را که ترکی تا آن زمان به آن نوشته میشد، لغو کرد و به جای آن رسمالخط نوین لاتین را آورد. همین رویه فرهنگی در جمهوریهای سابق اتحاد جماهیر شوروی نیز اتخاذ شده است.
فن کتابت از زمانهای باستان در خاورمیانه کاربرد داشته است. الفبا اختراع مردم خاورمیانه بود و در مقایسه با روش «صورتنگاشت» که قبل از آن به کار میرفت و هنوز در بخشهایی از جهان رواج دارد، پیشرفت بزرگی محسوب میشد. الفبای لاتینی، یونانی، عبری و عربی همه مشتق از الفبای اولیهای هستند که ساکنان بازرگان سواحل لوان (شرق طالع) ابداع کردند. الفبا کار تهیه و قرائت متون مکتوب را بینهایت ساده کرد و آمدن کاغذ از چین در قرن هشتم میلادی نیز به تولید و ترویج نوشتهها فراوان یاری رساند. اختراع دیگر چینیها، صنعت چاپ، در راه عبور به غرب، به دلایلی ظاهرا از کنار خاورمیانه گذشت. فن چاپ در منطقه کاملا ناشناخته نبود و آثار گونهای طبع با لوح چوبی از قرون وسطا برجای مانده است. فرمانروایان مغول ایران در اواخر قرن سیزدهم اسکناس چاپ کردند، اما چون دستمزد مستخدمان خود را به کاغذ پرداختند و مالیاتها را مصرا به طلا دریافت کردند، اعتماد مردم به پول کاغذی سلب شد و این کوشش به جایی نرسید و تجربه نافرجام ماند و دیگر تکرار نشد. صنعت چاپ بالمال البته به خاورمیانه آمد، اما نه از چین بلکه از فرنگ؛ و تعجب اینکه ترکها از رواج این صنعت در غرب بیخبر نبودند و وجود آن بارها گزارش شده بود. وقایعنگاران عثمانی که معمولا درباره رویدادهای سرزمینهای کفار گفتنی چندانی نداشتند، اختراع چاپ را خبر دادند و حتی راجع به گوتنبرگ و اولین دستگاه چاپ او سطوری چند نوشتند. فن چاپ را ظاهرا ابتدا یهودیان اسپانیایی که در 1492 میلادی از آن کشور اخراج شده بودند، با خود به خاورمیانه بردند.
در میان مصنوعات، اندیشهها و مهارتهایی که اینان به همراه داشتند، تعدادی هم کتاب چاپی و دانش تولید آنها بود. جوامع دیگر غیرمسلمان عثمانی نیز از یهودیان سرمشق گرفتند. این فعالیتها هرچند بر فرهنگ اکثریت تأثیری نگذاشت، اما راه را هموار کرد. بهطوری که از صورت دارایی اشخاص متوفی موجود در آرشیوهای عثمانی برمیآید، مسلمانان کتابهایی به خط عربی چاپ اروپا خریده و به منطقه خاورمیانه وارد کردند. و بالاخره هنگامی که نخستین دستگاه چاپ مسلمین در استانبول به کار افتاد، حروفچینهای یهودی و مسیحی حاضر در محل مهارت لازم را فراهم آوردند.