|

جنگ نرم و نظم امنیتی خاورمیانه

تحلیل پروژه استعمار نرم علیه ایران با تأکید بر دیدگاه‌های استاد ابومحمد عسگرخانی

نیروانا مهرآئین

 

 


شرق آسیا امروز با دقتی بی‌سابقه تحولات هسته‌ای و امنیتی ایران را دنبال می‌کند؛ زیرا بسیاری از تحلیلگران این منطقه معتقدند آنچه در اطراف تأسیسات نطنز، فردو و زیرساخت‌های چرخه سوخت هسته‌ای ایران رخ می‌دهد، صرفا یک بحران منطقه‌ای نیست، بلکه بخشی از رقابت بزرگ بر سر کنترل فناوری‌های راهبردی در آسیاست.
دکتر ابومحمد عسگرخانی سال‌ها پیش هشدار داده بود که مسئله اصلی در مناقشه هسته‌ای ایران، درصد غنی‌سازی یا مقدار ذخایر UF6 نیست، بلکه «مهار ظرفیت تولید قدرت» در کشورهای مستقل است. از نگاه او، غرب تلاش می‌کند از طریق ترکیبی از تحریم‌های مالی، عملیات اطلاعاتی، محدودسازی فناوری و فشارهای حقوقی در رژیم‌های بین‌المللی، مانع از شکل‌گیری چرخه‌های کامل فناوری در آسیا شود.
ایران در دو دهه گذشته موفق شد بخش مهمی از چرخه سوخت هسته‌ای را بومی‌سازی کند؛ از استخراج کیک زرد و تبدیل آن به هگزافلوراید اورانیوم (UF6) گرفته تا توسعه آبشارهای سانتریفیوژ و تولید سوخت هسته‌ای. همین توانایی باعث شد برنامه هسته‌ای ایران به یک مسئله ژئوپلیتیکی تبدیل شود، نه صرفا یک پروژه علمی یا انرژی.
در این چارچوب، حملات امنیتی و نظامی علیه زیرساخت‌های هسته‌ای ایران را می‌توان بخشی از راهبرد بزرگ‌تری دانست که هدف آن جلوگیری از گسترش الگوی استقلال فناورانه در آسیا‌ست. اگر کشوری بتواند با وجود تحریم‌های شدید، ترور دانشمندان و عملیات خرابکارانه، همچنان ظرفیت تحقیق و توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته و مدیریت چرخه سوخت را حفظ کند، این تجربه می‌تواند الهام‌بخش سایر کشورهای آسیایی باشد.
به همین دلیل مفهوم «Breakout Time» یا زمان گریز هسته‌ای در سال‌های اخیر به یکی از ابزارهای اصلی مدیریت فشار تبدیل شده است. در ظاهر، این مفهوم یک شاخص فنی برای سنجش فاصله یک کشور تا تولید مواد شکافت‌پذیر در سطح تسلیحاتی است، اما در عمل به ابزاری برای محدودسازی ظرفیت علمی و صنعتی کشورها تبدیل شده است. هدف این سیاست، افزایش فاصله کشورها از توان بازتولید سریع قدرت راهبردی است.
برای بسیاری از دولت‌ها و مراکز مطالعاتی در شرق آسیا، تجربه ایران یک پرسش اساسی را مطرح کرده است: آیا در نظم امنیتی کنونی، عضویت در رژیم‌های بین‌المللی مانند NPT می‌تواند تضمین‌کننده امنیت کشورها باشد؟ تجربه ایران نشان می‌دهد‌ حتی همکاری گسترده با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز لزوما مانع فشارهای ژئوپلیتیکی نمی‌شود.
از منظر نظریه‌های عسگرخانی، جهان در حال ورود به مرحله‌ای است که در آن رقابت قدرت‌ها نه بر سر منابع طبیعی، بلکه بر سر «مالکیت فناوری‌های تولید قدرت» شکل می‌گیرد. در چنین شرایطی، کنترل چرخه سوخت هسته‌ای، زیرساخت‌های انرژی پیشرفته و فناوری‌های راهبردی به مهم‌ترین مؤلفه‌های استقلال کشورها تبدیل شده‌اند.
به همین دلیل، تحولات ایران می‌تواند برای شرق آسیا صرفا یک خبر خارجی نباشد، بلکه نشانه‌ای از شکل‌گیری نظم امنیتی جدیدی است که در آن، کشورهایی که به دنبال استقلال فناورانه هستند، ناگزیر وارد رقابتی پیچیده با ساختار قدرت جهانی خواهند شد. در این رقابت، مسئله اصلی نه‌فقط سلاح هسته‌ای، بلکه توانایی کشورها در حفظ و بازتولید دانش راهبردی و زیرساخت‌های قدرت است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.