|

گفت‌وگوی صریح با مردم، راه برون‌رفت از تنگنا

صداقت ،کلید تاب‌آوری

چند روزی است‌‌ از برخی تریبون‌ها، مشکلات اقتصادی و گرانی‌های ناشی از تجاوز دشمن، به ناحق متوجه دولت شده است. در‌حالی‌که همه دیدند‌ دولت در طول جنگ تمام تلاش خود را به کار بست تا معیشت مردم، به‌ویژه اقشار ضعیف، آسیب نبیند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

چند روزی است‌‌ از برخی تریبون‌ها، مشکلات اقتصادی و گرانی‌های ناشی از تجاوز دشمن، به ناحق متوجه دولت شده است. در‌حالی‌که همه دیدند‌ دولت در طول جنگ تمام تلاش خود را به کار بست تا معیشت مردم، به‌ویژه اقشار ضعیف، آسیب نبیند. در چنین شرایط حساسی، ضروری است مسئولان ارشد نظام با مردم صریح سخن بگویند، واقعیت‌ها را توضیح دهند و هم‌زمان به تریبون‌داران توصیه کنند که شوراندن افکار عمومی علیه دولت، در میانه تهدید خارجی، می‌تواند پیامدهایی پرهزینه برای کشور به همراه داشته باشد. جنگ همواره با تبعاتی فوری، میان‌مدت و بلندمدت همراه بوده است. افزایش قیمت‌ها، کاهش قدرت خرید، اختلال در زنجیره تأمین، فرسایش روانی جامعه و محدود‌شدن افق‌های اقتصادی، بخشی طبیعی از شرایط جنگی است. در چنین وضعیتی، هرگونه تلاش برای انکار یا کم‌اهمیت جلوه‌دادن این پیامدها، نه‌تنها کمکی به مدیریت بحران نمی‌کند، بلکه به تضعیف سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی می‌انجامد. واقعیت این است‌ که جامعه امروز ایران‌ در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد که نیازمند درک مشترک، انسجام ملی و پذیرش هزینه‌هاست. اما این پذیرش‌ فقط در صورتی شکل می‌گیرد که مردم احساس کنند با آنان صادقانه سخن گفته می‌شود. امیدسازی واهی، وعده‌های غیرقابل تحقق و تحلیل‌هایی که تلاش می‌کنند واقعیت‌های تلخ را به عوامل حاشیه‌ای یا «خائنان داخلی» نسبت دهند، بیش از آنکه راهگشا باشند، نوعی مکانیسم دفاعی برای فرار از واقعیت‌ هستند. نمونه این گریز از واقعیت را می‌توان در برخی تحلیل‌ها درباره نوسانات اقتصادی مشاهده کرد؛ تحلیل‌هایی که بدون توجه به ساختارهای کلان اقتصادی و فشارهای ناشی از جنگ و تحریم، تلاش می‌کنند مشکلات را به افراد یا گروه‌های خاص تقلیل دهند. این رویکرد مسئله را حل نمی‌کند و مانع از شکل‌گیری گفت‌وگوی ملی درباره ریشه‌های واقعی بحران می‌شود. از سوی دیگر، تجربه‌های گذشته نشان داده است‌ تحریک احساسات عمومی، بدون ارائه تصویر دقیق از هزینه‌ها، نمی‌تواند جامعه را برای تحمل شرایط سخت آماده کند. مردمی که در میدان حضور دارند و حتی از ادامه مسیرهای پُرهزینه حمایت می‌کنند، باید به‌درستی از تبعات این انتخاب‌ها آگاه شوند. نمی‌توان خواستار تداوم یک وضعیت جنگی بود‌ اما از پیامدهای اقتصادی آن سخن نگفت. نمی‌توان از انسداد مسیرهای حیاتی اقتصادی دفاع کرد، اما اثرات آن بر معیشت مردم را نادیده گرفت. انسجام در مطالبات، نیازمند انسجام در روایت است.

در چنین شرایطی، نقش مسئولان نظام بسیار تعیین‌کننده است. جامعه نیازمند ایجاد شوک‌های مثبت و آرام‌کننده است که بتواند میان بیان صادقانه واقعیت‌ها و ترسیم چشم‌اندازی روشن از آینده‌ تعادل برقرار کند. کاهش تب اجتماعی‌ فقط از مسیر گفت‌وگوی صریح با مردم، ارائه برنامه‌های مشخص برای اصلاح و بهبود‌ و ارسال سیگنال‌های مثبت در عرصه داخلی و خارجی ممکن است. گشایش در سیاست داخلی، افزایش شمول اجتماعی، توجه به حقوق شهروندی و پرهیز از نگاه‌های محدودکننده، می‌تواند بخشی از این فرایند باشد. از سوی دیگر، در عرصه خارجی نیز ارسال نشانه‌هایی از عقلانیت، تنش‌زدایی و تلاش برای کاهش فشارها، امیدی واقعی و قابل اتکا در جامعه ایجاد می‌کند؛ امیدی که بر اساس نشانه‌های ملموس شکل می‌گیرد. در این میان، آنچه بیش از سیاست اهمیت پیدا می‌کند، «روایت» است. جامعه امروز بیش از هر چیز به روایتی نیاز دارد که در عین واقع‌گرایی، عناصر هویت‌بخش و امیدآفرین را نیز در خود داشته باشد. روایتی که از اغراق و زیاده‌گویی فاصله بگیرد و در آن نشانه‌هایی از همبستگی ملی، ارزش‌های مشترک و ظرفیت‌های کشور برای عبور از بحران وجود داشته باشد. این روایت باید فراگیر باشد؛ به این معنا که همه اقشار جامعه را در بر بگیرد و هیچ‌کس را از دایره «مردم» خارج نکند. استفاده از مفهوم «مردم» به‌ عنوان یک کل واحد، بدون تقسیم‌بندی‌های سلیقه‌ای و محدودکننده، به تقویت احساس تعلق و مشارکت جمعی کمک می‌کند. در شرایطی که کشور وارد دوره‌ای جدید شده است، نیاز به بازتعریف این روایت ملی بیش از گذشته احساس می‌شود. واقعیت این است‌ که تحولات اخیر، چه در سطح داخلی و چه در سطح منطقه‌ای و جهانی، ما را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. در چنین شرایطی، ادامه سیاست‌های گذشته بدون بازنگری، نمی‌تواند پاسخ‌گوی نیازهای امروز باشد. ضرورت دارد کارگروه‌های تخصصی، فارغ از جهت‌گیری‌های سیاسی، در حوزه‌های مختلف شکل بگیرند و با نگاهی دقیق و علمی، پیشنهادهایی برای اصلاح سیاست‌ها ارائه دهند. این بازنگری‌ نه نشانه ضعف، بلکه نشانه بلوغ و درک شرایط جدید است. نقطه عزیمت این بازنگری‌ دو محور اساسی است: نخست، تبیین دقیق هزینه‌ها: جامعه باید بداند‌ هر تصمیم کلان، چه پیامدهایی برای زندگی روزمره دارد. این تبیین، با گفتمان مقاومت در تضاد نیست‌ و آن را واقعی‌تر و قابل‌ فهم‌تر می‌کند. دوم، ترسیم چشم‌انداز: مردم باید بدانند‌ این سختی‌ها به چه هدفی تحمل می‌شود و چه آینده‌ای در انتظار است. بدون چنین چشم‌اندازی، تاب‌آوری اجتماعی شکل نمی‌گیرد. در کنار این دو محور، رفتار دولت و حاکمیت نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. تلاش برای تأمین کالاهای اساسی، مدیریت بدون جنجال شرایط و پرهیز از ایجاد تنش‌های غیرضروری، اقداماتی است که نباید نادیده گرفته شود. بااین‌حال، این اقدامات‌ زمانی اثرگذارتر خواهد بود که با ارتباط مؤثر و صادقانه با مردم همراه شود. همچنین لازم است در برابر فشارهای اقتصادی، نوعی «معنای اجتماعی» برای تحمل سختی‌ها ایجاد شود. این معنا، فقط از طریق مشارکت‌دادن مردم در تصمیم‌گیری‌ها، احترام به حقوق آنان و ایجاد احساس عدالت شکل می‌گیرد. اگر مردم احساس کنند بار هزینه‌ها به‌ صورت عادلانه توزیع نمی‌شود یا صدای آنان شنیده نمی‌شود، حتی بهترین سیاست‌ها نیز با چالش مواجه خواهد شد. باید پذیرفت که عبور از این دوره، نیازمند ترکیبی از صداقت، شجاعت و تدبیر است؛ صداقت در بیان واقعیت‌ها، شجاعت در پذیرش اشتباهات و اصلاح مسیر‌ و تدبیر در طراحی سیاست‌هایی که بتواند حداکثر جامعه را زیر چتر خود قرار دهد. این سه عنصر‌ می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری اعتماد و بازسازی سرمایه اجتماعی باشد. در شرایطی که کشور با یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های خود مواجه است، راهی جز توجه به مردم و گفت‌وگوی صادقانه با آنان وجود ندارد. امید، اگر بر پایه واقعیت بنا نشود، به‌سرعت فرو می‌ریزد؛ اما اگر با صداقت، برنامه و چشم‌انداز همراه باشد، به نیرویی برای عبور از سخت‌ترین روزها تبدیل می‌شود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.