|

اُبژه فرهنگ در عصر دیجیتال

هر جامعه‌ای در کلیت خود، نیازمند آن است تا چارچوب‌ها، ساختارها و شاکله‌ای قوام‌یافته از مجموعه‌ای از باورها و ارزش‌ها را در بطن خود به شکلی نظامند نهادینه سازد؛ به‌گونه‌ای که انسجام درونی و بیرونی خود را تضمین کند. در‌واقع سلامت و بالندگی هر اجتماعی، علاوه بر نیازهای مادی و معیشتی آن سامان سرزمینی، نیازمند مجموعه‌ای تشکل‌یافته از هنجارهایی است که شاکله فرهنگ آن جامعه را تشکیل می‌دهد.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

هر جامعه‌ای در کلیت خود، نیازمند آن است تا چارچوب‌ها، ساختارها و شاکله‌ای قوام‌یافته از مجموعه‌ای از باورها و ارزش‌ها را در بطن خود به شکلی نظامند نهادینه سازد؛ به‌گونه‌ای که انسجام درونی و بیرونی خود را تضمین کند. در‌واقع سلامت و بالندگی هر اجتماعی، علاوه بر نیازهای مادی و معیشتی آن سامان سرزمینی، نیازمند مجموعه‌ای تشکل‌یافته از هنجارهایی است که شاکله فرهنگ آن جامعه را تشکیل می‌دهد. هنجارها در پی درونی‌سازی یک سلسله نظام باورها و ارزش‌هایی‌اند که از دل سنت، مذهب، آداب و رسوم و تجربه تاریخی صدها و شاید هزاران‌ساله آن سرزمین برمی‌آید. به همین منظور، سیاست‌گذاران عرصه‌های فرهنگی در هر سرزمینی در تلاش‌اند تا عناصر تاریخی-تمدنی گهربار و ارزشمند دیار خود را در بسته‌هایی فرهنگی به‌شکلی جذاب و چشم‌نواز به‌گونه‌ای عرضه کنند که هم تداوم تاریخی سنت‌های تمدنی-اساطیری، به انتقال ارزش‌های خاص آن سرزمین کمک کند و هم شاکله‌ای مستحکم از الگوهایی «بسامان» را برای حفظ سلامت روان جامعه، انسجام اجتماعی و چارچوب‌مندی اجتماع تدارک ببیند. گئورک زیمل، جامعه‌شناس و فیلسوف اجتماعی شهیر آلمانی، در کتاب «درباره فردیت و فرم‌های اجتماعی» خود ذیل ارائه بحث مبسوطی درباره ساختار فرم‌های عینیت‌یافته و کارکردهای آن، در زمینه فرم‌های فرهنگی و کارکردهای آن نیز سخنان چشمگیری را بیان می‌کند. فرهنگ به معنایی که خود زیمل استفاده از این اصطلاح را ترجیح می‌دهد، اشاره به پرورش افراد از طریق عاملیت فرم‌هایی بیرونی می‌کند که در طول تاریخ عینیت یافته‌اند. فرهنگ عینی یا ابژکتیو فقط اشاره به یک سویه این فرایند دارد (به مجموعه محصولات آرمانی و به فعلیت رسیده). سویه دیگر، میزان جذب و استفاده افراد از این محصولات برای رشد شخصی‌شان، حوزه فرهنگ ذهنی است. رشد فرهنگ عینی به طرزی اساسی با رشد فرهنگ ذهنی متفاوت است. فرهنگ عینی مطابق با منطق درون بود خودش رشد می‌کند؛ فرهنگ ذهنی مطابق با منطق شخصیت در حال ظهور رشد می‌کند. به اعتبار آنچه زیمل بیان می‌کند، فرهنگ عینی یا ابژکتیو، مجموعه‌ای از انگاره‌ها و هنجارهایی است که در زمینه‌ای تاریخی، به‌ عنوان محصولاتی تعیّن‌یافته و تثبیت‌شده به منزله هژمونیک رسیده و پیشاروی جامعه قرار می‌گیرد. در‌واقع این الگوهای فرهنگی، نحوه درست رفتارهای فردی و اجتماعی را به شکل بسته‌ای چشم‌نواز پیشاروی یکایک افراد یک جامعه قرار می‌دهد. با این حال، او در برابر فرهنگ عینی، نوعی از فرهنگ را به‌ عنوان فرهنگ ذهنی مطرح می‌کند که وجه مشخصه آن، استقلال فرد‌ در برابر فرهنگ‌های عینیت‌یافته بیرونی است. زیمل علاقه‌مند است‌ الگوهای رفتاری را در قالب بحث فرم‌های فردی و اجتماعی عرضه کند. با این حال عنصر تاریخ و زمان نیز به‌ عنوان عاملی تأثیرگذار در شکل‌گیری فرم‌های فرهنگی می‌تواند تأثیرگذار باشد. هر عصر و زمانه‌ای، با توجه به توسعه و پیشرفت‌هایی که پیشاروی جوامع بشری قرار می‌گیرد، نویدبخش نوآوری و زایندگی در عرصه‌های گوناگون زیست فردی و اجتماعی است. انسان‌ها به همان میزان که با عناصر نوپدید اجتماعی مواجه می‌شوند، به همان میزان علاقه‌مندند‌ نسبت خود را با آن عناصر به شکلی عقلانی تعریف کنند. به همین منظور چنانچه فرهنگ را مجموعه‌ای قوام‌یافته، ایستا و سترون از میان سنت‌ها، ارزش‌ها، هنجارها و باید و نبایدهایی فرض بگیریم که از دل تاریخ و تمدن یک کشور، سینه به سینه منتقل شده است، باید این پرسش را مطرح کنیم که نسبت ایستایی این الگوهای فرهنگی که به شکل فرم‌های اجتماعی بر جامعه عرضه می‌شود، با عرصه سیال دگرگونی‌ها و توسعه‌یافتگی‌های عرصه دیجیتال و فناوری‌های نوین ارتباطی چه خواهد بود؟ زیمل معتقد است‌ فرم‌های اجتماعی تا هنگامه‌ای که کارکردهای مطلوبی برای یک اجتماع داشته باشند و منطق درون‌بود آنها‌ با واقعیت بیرونی جامعه همخوانی داشته باشد، مورد بهره‌وری و استفاده قرار خواهند گرفت، اما تغییر در شرایط زیست اجتماعی، باعث خواهد شد آدمیان در پیِ خلق فرم‌های نوپدید اجتماعی برای بهره‌وری بهینه زیست فردی و اجتماعی خود باشند. به همین منظور باید اذعان کرد‌ عصری که امروزه آدمیان در هر کرانه جغرافیایی در آن زیست می‌کنند، خواه به شکلی ارادی و خواه عاری از هرگونه اراده‌ای، متأثر از پدیده‌های نوظهور علمی، فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی است که معنایی متفاوت به آن چیزی داده که ما از آن به‌ عنوان «زیست اجتماعی» یاد می‌کنیم. نتیجه آنکه الگوهای فرهنگی به تعبیر زیمل، همان فرم‌های عینیت‌یافته اجتماعی‌اند که به شکلی غیرارادی در محل تلاقی با عنصر زمان‌مندی زیست اجتماعی قرار می‌گیرند. این زمان‌مندی، همواره به پکیج‌های فرهنگی این هشدار را می‌دهد که باید با توجه به تحولاتی که مرتبط با عرصه رشد، توسعه و پیشرفت‌هایی که در حوزه فناوری‌های نوین دیجیتالی رخ داده، رنگ و لعابی متفاوت از آنچه دهه‌ها پیش بر تار‌و‌پود الگوهای فردی و اجتماعی خود زده، به شکلی بزند که مورد اقبال و پذیرش عمومی جامعه قرار بگیرد. در غیر‌این‌صورت تحولات نوپدید اجتماعی، منطق سخت خود را مانند سیلان رود خروشانی بر فرم‌های پیشین عینیت‌یافته اجتماعی حکمفرما خواهد کرد و اثری از آثار آنها باقی نخواهد گذاشت.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.