|

چه عواملی تهران را پایدار نگه داشته‌اند

بازگشت تردد، ادامه تعلیق

با گذشت روزهایی از اعلام آتش‌بس، نشانه‌هایی از بازگشت زندگی روزمره در تهران دیده می‌شود؛ خیابان‌ها شلوغ‌تر شده و مردم به خانه‌ها و کارهای خود برگشته‌اند. با این حال بسیاری از شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی نشان می‌دهد پایتخت هنوز فاصله قابل توجهی با «شهر پایدار» دارد و آنچه امروز در شهر جریان دارد، بیشتر نوعی سازگاری موقت و تاب‌آوری شکننده است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

منصوره محمدی: با گذشت روزهایی از اعلام آتش‌بس، نشانه‌هایی از بازگشت زندگی روزمره در تهران دیده می‌شود؛ خیابان‌ها شلوغ‌تر شده و مردم به خانه‌ها و کارهای خود برگشته‌اند. با این حال بسیاری از شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی نشان می‌دهد پایتخت هنوز فاصله قابل توجهی با «شهر پایدار» دارد و آنچه امروز در شهر جریان دارد، بیشتر نوعی سازگاری موقت و تاب‌آوری شکننده است.

پس از هر بحران بزرگی، یکی از سؤالات کلیدی این است که آیا شهر می‌تواند به وضعیت پایدار بازگردد؟ در روزهایی که از آتش‌بس در ایران و تهران می‌گذرد، تلاش برای بازگشت به زندگی عادی در میان عموم شهروندان در جریان است، هرچند شهر هنوز با پایداری فاصله دارد. شهر پایدار را نه به معنای بازگشت به جریان زندگی در گذشته، بلکه می‎‌توان به مفهوم توان شهر و جامعه برای حفظ کیفیت زندگی و سلامت اجتماعی تعبیر کرد. در صورتی که ثبات اقتصادی را نیز به این مفهوم اضافه کنیم، شرایط کنونی کسب و کارها در پایتخت حاکی از آن است که شهر با پایداری فاصله زیادی دارد.

معصومه اشتیاقی، دکترای جامعه‌شناسی تأکید دارد هنوز درباره پایداری شهر نمی‌توان به صورت دقیق صحبت کرد و باید پژوهش‌های بیشتری انجام شود، اما به عقیده او براساس مشاهدات میدانی شهروندان توانستند خودشان را با شرایط جدید تطبیق دهند و به محض اینکه آتش‌بس اعلام شد، تهران دوباره شلوغ شد و مردم به خانه‌های خود بازگشتند. او تأکید دارد پایداری کامل در شهر رخ نداده چراکه هر جنگی تبعات روحی، روانی، اجتماعی و اقتصادی خود را دارد، اما آنچه سطح ماجرا و بدون لحاظ‌کردن زیر پوست شهر نشان می‌دهد، زندگی در پایتخت جاری است و این‌گونه نیست که شهروندان در یک وضعیت معلق قرار داشته باشند.

به گفته این جامعه‌شناس، یک نکته مهم درباره وضعیت این روزهای مردم شهر، کسب و کار، معیشت و دسترسی آنها به اینترنت است که این محدودیت‌ها سبک زندگی انسان‌ها را بسیار ایزوله کرده است، هر‌چند‌ جامعه ایرانی همیشه در شرایط بحران به حافظه تاریخی خود باز‌می‌گردد و می‌تواند خود را بازیابی کند، از زیست خود محافظت کند و به نسبتی پایداری را هرچند بسیار شکننده، تجربه کند. اشتیاقی می‌گوید نگاهی به رویکردهای مردم در شهر نشان می‌دهد آنها سبک زندگی خود را نیز تغییر داده‌اند، وضعیت اقتصادی روی انتخاب‌ها، رفت‌وآمدها، روان جمعی شهر و در مجموع سبک زندگی شهروندان اثر گذاشته است.

او مصداق این تغییر را در درجه اول در وضعیت ناپایدار کسب و کارها، تعطیلی مدارس و دانشجوها می‌داند که گویی در یک تعلیق دسته‌جمعی زندگی می‌کنند و به تجربه زیسته خود اشابه می‌کند: «در اطراف محل زندگی ما پارکی است که در کنار یک کلانتری قرار داشت و به دلیل اصابت‌ها دیگر قابل مراجعه نیست و زنان در آن محدوده از فعالیت‌های معمول فراغتی خود دور شده‌اند. این نمونه‌ای کوچک از برهم‌خوردن جریان عادی زندگی در شهر است و با همین مشاهدات به نظر می‌رسد پایداری لغزان است، اگرچه جامعه ایرانی تاب‌آوری خاص خود را دارد و در جامعه می‌بینم مردم چطور سعی می‌کنند زیست روزمره خود را داشته باشند».

اشتیاقی معتقد است به واسطه جنگ خواب اقتصادی ایران، در تهران رخ داده است و با توجه به اینکه جمعیت قالب و مهاجر این شهر برای معیشت و کسب درآمد بهتر به شهر آمدند همین روح جمعی شهر را بیشتر و پررنگ‌تر از دیگر شهرها نیز تحت تأثیر قرار داده است.

به گفته او اما با این حال، در نهایت حافظه جمعی نسل‌های گذشته ما که جنگ تحمیلی را داشتند می‌گوید‌ سازگاری، تاب‌آوری و تداوم حمایت اجتماعی و همدلی در شهر رخ خواهد داد. در بسترهای فرهنگی ما چنین چیزی بوده است و در این جنگ نیز نمادها و نشانه‌های همبستگی، همکاری و همدلی را می‌بینید. این در فرهنگ ایرانی ریشه دارد و خود را در جریان جنگ اخیر نیز نشان داد.

تفاوت مواجه مردم با زندگی روزمره در جنگ اخیر و جنگ 12روزه، یک سؤال را مطرح می‌کند که با وجود تشابهات آشکار میان دو جنگ از جمله آتش‌بس شکننده، ناپایدار و عدم اطمینان از ثبات شرایط چرا در این جنگ روحیه شهر با سرعت جنگ قبلی به حالت اولیه خود بازنگشت؟

اشتیاقی در این زمینه به ظرفیت آستانه انسان‌ها اشاره می‌کند که می‌تواند تا یک جای مشخصی تاب‌آوری داشته باشند و خود را با شرایط وفق دهند. به گفته او فروپاشی در ماه‌های اخیر بیشتر و ناپایداری بیشتر شده است و تاب‌آوری و سطحی که آدم‌ها بتوانند شرایط را دوام بیاورند و روح زندگی در زیست مردم مشاهده شود کمتر می‌شود.

او می‌گوید همین که اینترنت برای مدتی طولانی است بر روی مردم بسته است، یک مصداق روشن از این است که شهروندان فکر کنند زندگی آنها عادی نیست: «‌نمی‌توان از یک شهروند که کار پژوهشی انجام می‌دهد اما الان دو ماه است که به اینترنت دسترسی ندارد انتظار داشت به حالت عادی زندگی بازگردد، چرا‌که چشم اندازی هم ندارد و نمی‌داند وضعیت چگونه خواهد بود. افراد دائما با دیوارها و موانعی روبه‌رو می‌شوند که زیست آنها را تهدید می‌کند. در جنگ 12روزه، آدم‌ها یک سطح از تاب‌آوری را داشند اولا جنگ 12روزه بوده و وضعیت اقتصادی و اجتماعی ما هم این‌گونه نبوده است. الان بسیاری از کسب و کارهای آنلاین دچار رکودی هستند که سقف آن به دو ماه رسیده است. آدم‌ها به سطحی رسیده‌اند که دارایی‌هایی را که سال‌ها جمع‌آوری کرده بودند را به فروش می‌رسانند تا معاش خود را پیش ببرند. صورت‌بندی این دو جنگ متفاوت است و فقط یک معیار تورم را در نظر بگیرید که چقدر در این دو جنگ تفاوت داشته‌اند. و در این شرایط چقدر تاب‌آوری می‌تواند ادامه داشته باشد؟».

این جامعه‌شناس تأکید می‌کند جامعه ایرانی از نظر فرهنگ مقاومت و تاب‌آوری پیشنیه عمیق دارد و هر اقتصاد و جامعه‌ای شاید با این شرایط واکنش دیگری نشان می‌داد اما جامعه ایران زندگی خود را دارد و فعلا نیز دارد با شرایط زیست خود را حفظ می‌کند. جامعه ایرانی جامعه‌ای عمیقا فهیم است و یاد می‌گیرد که فرهنگ زیست خود را چگونه با شرایط تطبیق دهد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.