به بهانه روز ملی روانشناس و مشاور
احترام به تابآوری یک ملت
چندسالی است که با فرارسیدن نهم اردیبهشت که در تقویم بهعنوان روز ملی روانشناس و مشاور نامگذاری شده است، پیامهای متعدد تبریک و قدردانی برای روانشناسان و مشاوران ارسال میشود و گردهماییهایی از سوی نهادهای صنفی برای تقدیر از این متخصصان یاریگر برگزار میشود. امسال ماجرا متفاوت از سالهای گذشته است؛
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مهدی ملکمحمد- روانشناس: چندسالی است که با فرارسیدن نهم اردیبهشت که در تقویم بهعنوان روز ملی روانشناس و مشاور نامگذاری شده است، پیامهای متعدد تبریک و قدردانی برای روانشناسان و مشاوران ارسال میشود و گردهماییهایی از سوی نهادهای صنفی برای تقدیر از این متخصصان یاریگر برگزار میشود. امسال ماجرا متفاوت از سالهای گذشته است؛ ایران طی یک سال اخیر درگیر دو جنگ بوده و جامعه ایرانی بین این دو جنگ بحران اقتصادی فراگیری را تجربه کرده و حوادث دی را از سر گذرانده و اکنون هم در میانه تعلیق بین صلح و جنگ و آتشبسی نهچندان استوار، روز را به شب میرساند. در چنین زمانهای، میل غالب این است که بر نقش پررنگ روانشناسان و مشاوران تأکید بیشتری شود و از زحمات آنها برای التیام زخمهای مردم تقدیر شود و این تمایل بیربط و غیرمنطقی هم نیست؛ روانشناسان درمانگر در یک سال اخیر بهخوبی توانستهاند یاریگر مردم دردمند و رنجدیده شوند. نقش روانشناسان در زمانه بحران چنان برجسته است که شعار امسال روز روانشناسی سازمان ملل متحد در ۲۳ آوریل، «کمکهای روانشناختی به تقویت اقدام جمعی در دوران عدم قطعیت: پیشبرد حقوق بشر در جهانی درگیر جنگ» اعلام شد.
اما نمیتوان از نقش روانشناسان و مشاوران در زمانه بحران برای کمک به رنجدیدگان سخن گفت و از مردم دردمند و رنجدیده سخن نگفت. بنابراین بهعنوان یک روانشناس درمانگر، روز ملی روانشناس و مشاور را فرصتی نیکو برای یادآوری دردهایی که مراجعانم طی یک سال اخیر تجربه کردهاند، میدانم؛ پسر نوجوانی که با لبخندی بر لب و اشکی بر چشم، شب اول حمله رژیم اسرائیل به شهرک مسکونیشان در جنگ 12روزه و خروج سریع والدینش از خانه و جاماندن و تنهاییاش را روایت میکند، نوجوان دیگری هنوز بعد از چند ماه باورش نمیشود که از جنگ 12روزه جان سالم به در برده درحالیکه ساکنان واحد مسکونی کناریشان کشته شدند، خانوادههای متعددی که برای امنماندن از حملات دشمن به شهری دیگر رفتند و پس از چند روز با بحرانهای سربرآورده خانوادگی به خانهشان بازگشتند، دختر نوجوانی که شبی در جنگ اخیر را روایت میکند که گمان میکرده جنگندههای دشمن در حال شلیک به تمامی بلوکهای شهرک مسکونیشان هستند و تا دقایقی دیگر واحد مسکونی آنها نیز مورد اصابت قرار میگیرد و تمام آن لحظات را جیغ میکشیده و اکنون هیچ میل و ارادهای برای شرکت در آزمون سراسری در خود نمییابد، مرد جوانی که تازه چند ماه اخیر توانسته بود شغلی مطابق میلش بیابد ولی پس از شروع جنگ با تصمیم کارفرما با تعدیل نیرو مواجه شده و شغل مطلوبش را از دست داده است، دختر جوانی روایتگر دردهایی است که پس از شروع جنگ از اجبار همزیستی با والدین طردکنندهاش تجربه کرده، دختر جوان دیگری با بغضی در گلو خانهبهدوشی خانوادهشان در جنگ را روایت میکند و در نهایت، روایتهای کارمندی که محل کارش مورد اصابت پرتابههای متعدد دشمن قرار گرفته و زیر آوار مانده و به لطف خداوند زنده مانده و پس از درمان در بیمارستان با شکستگیهای متعدد در خانه بستری شده و با هر صدایی اضطرابش چنان غالب میشود که امکان نفسکشیدن نمییابد.
این روایتهای مراجعان بازتابی از دردهای جامعه است؛ جامعهای که طی یک سال اخیر علاوه بر بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، درگیر دو جنگ بزرگ ویرانگر بوده است و دونالد وینیکات، نظریهپرداز و روانکاو برجسته اواسط قرن بیستم چه درست و دقیق گفت که هزینههای روانی جنگ غیرقابل محاسبه است.
بنابراین باید فرصت روز ملی روانشناس و مشاور را قدر دانست و به احترام جامعه ایرانی کلاه از سر برداشت؛ احترام برای دردها و رنجهای عمیق مردمی که هر یک در خلوت جلسات رواندرمانی و مشاوره، روایتگر دردهایی هستند که جانشان را درهم میپیچد و بحران سبب شده که عمیقتر از هر زمان دیگری به تجربههای خود نگاه کرده و تلخی زندگی را با تمامی وجود احساس کنند، احترام برای تابآوری یک ملت.