بازگشت به دوران دزدان دریایی
روز گذشته، گفته رئیسجمهور آمریکا که با افتخار اعلام کرد «ما همچون دزدان دریایی عمل میکنیم»، افکار عمومی جهان را بهتزده کرد. در دو دهه گذشته، زوال قوانین بینالمللی و تضعیف نقش نهادهای ناظر جهانی، توجه و نگرانی ناظران بینالمللی را به خود معطوف ساخته است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
روز گذشته، گفته رئیسجمهور آمریکا که با افتخار اعلام کرد «ما همچون دزدان دریایی عمل میکنیم»، افکار عمومی جهان را بهتزده کرد. در دو دهه گذشته، زوال قوانین بینالمللی و تضعیف نقش نهادهای ناظر جهانی، توجه و نگرانی ناظران بینالمللی را به خود معطوف ساخته است. تحولات نظم بینالملل پس از جنگ جهانی دوم، گذار از جهان دوقطبی، ظهور قدرتهای جدید در عرصه جهانی و حرکت به سوی شبکههای قدرت و ائتلافهای منطقهای، بیتردید نظمی تازه و متفاوت را در جهان طلب میکند. اما بازگشت به قرن هفدهم میلادی و احیای نوعی «نظم دزدان دریایی» در قرن بیستویکم، قطعا مطلوب هیچ عضو جامعه جهانی نیست. برای درک بهتر این خواسته نامشروع و ناممکن، نگاهی گذرا به تاریخ ضروری است. برخلاف تصور رایج، دزدان دریایی در دوره استعمار صرفا «راهزنان خشن دریا» نبودند، بلکه محصول مستقیم گسترش امپراتوریها، تجارت جهانی و رقابت قدرتهای اروپایی بهشمار میرفتند. با آغاز عصر اکتشافات و پس از سفرهای کریستف کلمب، شبکهای از مسیرهای دریایی میان اروپا، آفریقا و قاره آمریکا شکل گرفت. امپراتوریهایی چون اسپانیا و پرتغال، با کشورگشایی و غارت منابع، حجم عظیمی از ثروت ملل -از طلا و نقره گرفته تا سایر منابع- را به یغما بردند. این ثروتِ در حال جابهجایی، هدفی ایدئال برای چنگاندازی رقبا بود. از سوی دیگر، جنگهای مداوم میان قدرتهایی مانند انگلستان، فرانسه، پرتغال، اسپانیا و هلند، موجب میشد هزاران ملوان و سرباز پس از پایان جنگها بیکار شوند. بسیاری از آنان، بهدلیل برخورداری از مهارتهای جنگآوری، دریانوردی و فقدان فرصت شغلی، به دزدی دریایی روی آوردند. برخی از این افراد در واقع «پرایوتیر» (Privateer) بودند؛ یعنی با مجوز رسمی دولتها به کشتیهای دشمن حمله میکردند. نمونه مشهور آن، فرانسیس دریک است که سالها در خدمت امپراتوری بریتانیا به کشتیهای اسپانیایی یورش میبرد. در حقیقت این گروه نوعی ابزار جنگ نیابتی دریایی محسوب میشدند: کمهزینه و بدون نیاز به اعلام رسمی جنگ. در مقابل اسپانیا میکوشید تجارت با مستعمرات خود را بهصورت انحصاری حفظ کند، اما دزدان دریایی این انحصار را در هم شکستند. آنان با غارت یا توزیع کالاها در بازارهای غیررسمی، به شکلگیری نوعی «اقتصاد زیرزمینی جهانی» کمک کردند. در عین حال، وقتی دزدان دریایی از کنترل خارج میشدند، به تهدیدی برای همه کشورها تبدیل میشدند. به همین دلیل در قرن ۱۸، بسیاری از دولتها که در نظم جدید جایی برای آنها نمیدیدند به سرکوب گسترده و محو آنها پرداختند. در قرن بیستویکم، بار دیگر سلطه بیپروا بر منابع انرژی فسیلی و آبراهههای بینالملل و تجاوز به سرزمین به اهداف عیان ایالات متحده تبدیل شده. بدیهی است با تحولات عمیق جامعه بشری در دو قرن اخیر و شکلگیری صفبندیهای جدید قدرت در جهان، بازگشت به هنجارها و معادلات نامطلوب گذشته، نتیجهای جز تضعیف و فرسایش بیش از پیش هژمون ایالات متحده در نگاه افکار عمومی جهانی و افزایش سطح خشونت در روابط بینالملل نخواهد داشت.