«شرق» از هشدار تازه گروسی و ادامه میانجیگریهای عربی بین تهران و واشینگتن گزارش میدهد
دیپلماسی معلق
رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، روز سهشنبه در گفتوگو با خبرگزاری رویترز و در حاشیه نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس، اعلام کرد آژانس تاکنون موفق شده است تمامی ۱۳ تأسیسات هستهای اعلامشده ایران را که هدف حملات نظامی قرار نگرفتهاند، بازرسی کند، اما هنوز امکان بازرسی از سه سایت کلیدی نطنز، فردو و اصفهان که در ماه ژوئن هدف بمباران قرار گرفتند، فراهم نشده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مهدی بازرگان: رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، روز سهشنبه در گفتوگو با خبرگزاری رویترز و در حاشیه نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس، اعلام کرد آژانس تاکنون موفق شده است تمامی ۱۳ تأسیسات هستهای اعلامشده ایران را که هدف حملات نظامی قرار نگرفتهاند، بازرسی کند، اما هنوز امکان بازرسی از سه سایت کلیدی نطنز، فردو و اصفهان که در ماه ژوئن هدف بمباران قرار گرفتند، فراهم نشده است. به گفته او، این موضوع همچنان یکی از چالشهای اصلی آژانس در ارزیابی وضعیت برنامه هستهای ایران به شمار میرود.
به نوشته ایسنا، گروسی مدعی شد ایران باید در گام نخست، گزارشی رسمی به آژانس ارائه و توضیح دهد در جریان این حملات به تأسیسات هستهای چه اتفاقی در این سایتها رخ داده و سرنوشت مواد هستهای موجود در آنها چه شده است. رئیس دیدبان هستهای سازمان ملل بهطور مشخص به حدود ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد اشاره کرد و مدعی شد این میزان، از نظر فنی، فاصله چندانی با سطح غنای مورد نیاز برای تسلیحات هستهای ندارد. به ادعای آژانس، در صورت غنیسازی بیشتر، این مقدار مواد میتواند برای ساخت حدود ۱۰ بمب هستهای کافی باشد. مدیر کل آژانس هشدار داد ادامه این وضعیت برای مدت طولانی ممکن نیست و در صورتی که شفافیت لازم ایجاد نشود، او ناچار خواهد بود اعلام کند اطلاعی از محل نگهداری یا وضعیت این مواد ندارد. به گفته گروسی، چنین شرایطی به معنای نبود تضمین کافی درباره جابهجایی یا پنهانسازی احتمالی مواد هستهای خواهد بود. با این حال، او تأکید کرد در حال حاضر هنوز به چنین نتیجهگیریای نرسیده، اما پیام آژانس به ایران روشن است و آن، لزوم ورود به تعامل و همکاری است.
دیپلمات ارشد هستهای همچنین گفت آژانس در حال حاضر «احتیاط دیپلماتیک» را در پیش گرفته است، اما در عین حال یادآور شد ایران به عنوان یکی از اعضای معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) موظف به اجرای کامل تعهدات خود است. او هشدار داد اگر این وضعیت ادامه یابد، ممکن است ناچار شود موضوع عدم پایبندی ایران به تعهداتش را بهطور رسمی اعلام کند. او تأکید کرد کشورهای عضو انپیتی نمیتوانند بهصورت گزینشی تعهدات خود را اجرا کنند. در پاسخ به پرسش رویترز درباره امکان حلوفصل این موضوع تا فصل بهار، گروسی این بازه زمانی را «معقول» توصیف کرد. او همچنین به تأثیر تحولات دیپلماتیک جاری میان ایران و آمریکا اشاره کرد و گفت تلاشها برای دستیابی به توافقی گستردهتر که به گفته او با هدایت استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، دنبال میشود، بخشی از واقعیتهای موجود است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. گروسی ابراز امیدواری کرد این روند به درک متقابل منجر شود و از بروز تنشهای نظامی جدید جلوگیری کند. مدیر کل آژانس در ادامه یادآور شد آژانس در ماه نوامبر اعلام کرده بود بازرسی از بیشتر تأسیسات هستهای ایران که هدف حملات قرار نگرفته بودند، انجام شده و این روند تا اواخر دسامبر ادامه داشته است. با این حال، به گفته او، انجام بازرسیها در دورهای که از آن به عنوان «ناآرامیهای داخلی» یاد کرد، امکانپذیر نبوده است. گروسی همچنین گفت قرار است طی روزها یا هفتههای آینده با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دیدار و درباره این مسائل گفتوگو کند.
حل مسئله هستهای ایران فقط از مسیر دیپلماسی ممکن است
محمد بنعبدالرحمن آلثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر هم در سخنرانی خود در مجمع جهانی اقتصاد در داووس بر ضرورت اتکای جامعه بینالمللی به دیپلماسی به عنوان کارآمدترین راهحل برای رسیدگی به پرونده هستهای ایران تأکید کرد. او با اشاره به فضای پرتنش کنونی منطقه، تصریح کرد تجربههای گذشته نشان داده است تشدید فشارها و رویکردهای تقابلی نهتنها به حل مسائل منجر نمیشود، بلکه پیامدهای پرهزینه و بیثباتکنندهای به همراه دارد. به گزارش ایسنا، آلثانی در واکنش به تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، علیه ایران اظهار کرد موضع ثابت قطر همواره بر این اصل استوار بوده که «راه دیپلماسی هرگز بسته نمیشود» و نادیدهگرفتن این مسیر، منطقه را در معرض مخاطرات جدیتری قرار میدهد.
به نوشته نشنالنیوز، او با یادآوری تجربه جنگ عراق در دو دهه گذشته خاطرنشان کرد این الگو پیشتر آزموده شده و نتایج آن چیزی جز بیثباتی و ناامنی گسترده نبوده است؛ ازاینرو کشورهای منطقه تمایلی به تکرار چنین سناریوهایی ندارند. نخستوزیر قطر با تأکید بر لزوم خویشتنداری و اتخاذ رویکردی مبتنی بر عقلانیت و حکمت در قبال ایران گفت: در شرایطی که منطقه با بحرانهای متعددی از جمله جنگ غزه و تنشهای فزاینده پیرامون ایران مواجه است، ضروری است بازیگران منطقهای و فرامنطقهای با آرامش بیشتری عمل کنند. به باور او، مسیرهای متعددی برای دستیابی به راهحلهای پایدار وجود دارد که میتواند هم نگرانیهای امنیتی را کاهش دهد و هم زمینهساز رفاه و ثبات برای ملتهای منطقه، از جمله مردم ایران، شود. آلثانی همچنین با ابراز نگرانی از افزایش سطح تنشها در خاورمیانه، تصریح کرد قطر همچنان گفتوگوهای خود با ایران و ایالات متحده را ادامه میدهد و دیپلماسی را مؤثرترین ابزار برای مدیریت پرونده هستهای ایران میداند. او در پایان خواستار شکلگیری یک «معماری جدید امنیتی منطقهای» شد؛ ساختاری که در آن کشورها بهجای احساس تهدید متقابل، بر همکاری و اعتمادسازی تمرکز کنند. وزارت امور خارجه آمریکا هم در بیانیهای اعلام کرد مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، شامگاه دوشنبه با فیصل بنفرحان، همتای سعودی خود، درباره امنیت و ثبات منطقهای و وضعیت ایران گفتوگو کردند.
خبرگزاری آناتولی گزارش داد طبق این بیانیه، طرفین توافق کردند که درباره تحولات جاری در منطقه از نزدیک در تماس باشند. گفتنی است که قرار بود دیداری میان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران و استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، در حاشیه نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس برگزار شود؛ دیداری که میتوانست نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به معادلات منطقهای و بینالمللی پس از آن ایفا کند. با این حال، به سبب رخدادهای داخلی ایران و پسگرفتن دعوت وزیر امور خارجه از سوی داووس، این ملاقات مهم محقق نشد. با وجود این، باید توجه داشت که چهار شرط ویتکاف (توقف غنیسازی هستهای، کاهش موجودی و برد موشکی، کاهش ذخایر مواد اورانیوم غنیشده موجود در ایران و توقف حمایت از نیروهای نیابتی)، به عنوان چارچوب تعیینکننده مذاکرات و سیاستگذاریها، همچنان از سوی دولت ترامپ پابرجا و اثرگذار باقی مانده و نقشی محوری در روند تصمیمگیریهای آتی را واشنگتن بازی میکند. البته آنطور که رویترز به نقل از ویتکاف نوشته است: «گویا واشنگتن در حال حاضر با ایران مذاکره نمیکند، اما تماسهای دیپلماتیک با تهران در جریان است».
در همین حال، عباس عراقچی هم در مقاله تازه خود برای روزنامه والاستریت ژورنال با اشاره به مداخله ترامپ در امور داخلی ایران نوشت: «تهدید تهران توسط ترامپ با هدف کشاندن آمریکا به جنگی دیگر به نفع اسرائیل به حداکثر خونریزی منجر شد و اشاره مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا، درباره نفوذ موساد نمونهای از این روند بود». رئیس دستگاه دیپلماسی افزود: «تهران همواره صلح را بر جنگ ترجیح داده و برای توافقی عادلانه آماده بوده و اقدامات خصمانه آمریکا از تحریم تا حمله نظامی شکست خورده است». عراقچی با تأکید بر اینکه هرگونه حمله جدید علیه ایران با پاسخ قاطع روبهرو میشود، نوشت: «رویکرد آمریکا باید تغییر کند و با ایران بر اساس احترام متقابل رفتار کند». حالا باید دید که این شکاف از شرایط چهارگانه ویتکاف و هشدار تاره گروسی تا آنچه عباس عراقچی گفته است چگونه میتواند با میانجیگری عربی پر شود؟
صادق ملکی: گروسی به عنوان مکمل فشار آمریکاییها عمل میکند
صادق ملکی در تحلیل گفتههای جدید گروسی، قائل به فشار هدفمند آژانس به عنوان تکمیلکننده سیاستهای دولت ترامپ علیه ایران است و در این راستا به «شرق» میگوید: «ادبیاتی که بهتازگی از سوی مدیرکل آژانس به کار گرفته شده، بیش از آنکه مستقل و بیطرف باشد، با تحریمها و فشارهای اخیر ایالات متحده همخوانی دارد و ظاهرا برای جلب رضایت و همراهی این کشور طراحی شده است». به گفته این تحلیلگر ارشد حوزه سیاست خارجی: «این رویکرد حتی با سنتهای دیپلماتیک و ادبیات مرسوم گروسی در مذاکرات هستهای نیز سازگاری ندارد و بیشتر باید به عنوان مکمل فشارهای ایالات متحده بر ایران تفسیر شود تا یک تلاش واقعی برای حل مسالمتآمیز و فنی مسائل هستهای». ملکی در واکاوی میزان اثربخشی خط میانجیگری کشورهای عربی در پرونده هستهای ایران به این نکته اعتقاد دارد: «بازیگران منطقهای و کشورهای عربی جدا از خط فشار گروسی و آژانس و به واسطه الزامات امنیتی و عقلانی در سایه سیاست همسایگی با ایران، بهگونهای عمل میکنند که راههای حل بحران هستهای (ایران) را تسهیل کنند و از تشدید تنش و احتمال درگیری نظامی و ناامنی منطقهای جلوگیری کنند». به تعبیر این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی: «رفتار هوشمندانه این کشورها، چه از نظر ایجاد مشوقهای منطقی برای مذاکره و چه از منظر مهار خطرات منطقهای، میتواند ظرفیتهای لازم برای یافتن راهحلهای عملی و دوجانبه را فراهم آورد». دیپلمات اسبق کشورمان تأکید دارد: «درواقع برنامه هستهای ایران فقط از مسیر گفتوگو و دیپلماسی حلشدنی است و بدون میانجیگری حسابشده و بهرهگیری از ظرفیتهای منطقهای، نهتنها بحران حل نمیشود، بلکه ریسک بروز تشنج و پیامدهای گسترده برای همه طرفها افزایش مییابد. این وضعیت نشان میدهد عقلانیت منطقهای و دیپلماسی فعال، کلید مدیریت مؤثر پرونده هستهای و جلوگیری از پیامدهای مخرب آن است». این تحلیلگر ارشد حوزه سیاست خارجی در ارزیابی شکاف تهران-واشنگتن ناظر به شروط چهارگانه ویتکاف و موضع عراقچی دال بر مذاکرات برابر و صرفا درباره موضوع هستهای و نپذیرفتن غنیسازی صفردرصدی، اعتقادی به مذاکرات برد-برد ندارد و خاطرنشان میکند: «مذاکرات ایران با طرفهایی که اختلافات جدی و پتانسیل تنش یا درگیری با آنها وجود دارد، مانند آمریکا و بهویژه دولت ترامپ، براساس ظرفیتها و توانمندیهای هر کشور شکل میگیرد و نه در قالب توافق برد-برد، مساوی و ۵۰-۵۰». در این چارچوب است که ملکی تصریح میکند: «سهم و امتیازات هر طرف تابع جایگاه واقعی و توان عملیاتی و سیاسی آن تعیین میشود. با این حال، برخی موضوعات، بهویژه هنگامی که به مسائل هویتی و حیثیتی مربوط میشوند، از منطق صرف ظرفیتها خارج میشوند و حساسیتهای ویژه پیدا میکنند. درباره پرونده هستهای ایران، متأسفانه یا خوشبختانه، این موضوع به شکل مسئلهای حیثیتی و هویتی مطرح شده است، بهگونهای که بخشی از ظرفیتها و دستاوردهای راهبردی که طی جنگ 12روزه از دست رفت، اکنون در محاسبات طرفهای مقابل نقشآفرینی میکند».
این دیپلمات پیشین کشور اذعان دارد: «آمریکاییها با توجه به ظرفیتهایی که برای ایران قائل هستند و توان خود، خواستههایی فراتر از آنچه پیشتر مطرح میشد، ابراز میکنند، برخی از این خواستهها نیز عملا غیرقابل پذیرش است؛ ازجمله محدودیتهایی که مستقیما با امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور در ارتباط است، مانند محدودیت برد موشکها. این واقعیت نشان میدهد که در مذاکرات، حساسیتهای امنیتی و حیثیتی ایران همواره باید در رأس سیاستگذاریها و خطمشی دیپلماتیک قرار گیرد و هرگونه توافق یا امتیازدهی باید با حفظ منافع ملی و اصول راهبردی کشور همخوانی داشته باشد». با این قرائت، ملکی در تبیین وضعیت کنونی معتقد است: «دو محور کلیدی یعنی امنیت انرژی و امنیت اسرائیل، خطوط اصلی تعیینکننده مناسبات ایران با معادلات منطقهای را شکل میدهند. براساس این، جمهوری اسلامی یا باید برخی پروندههای حساس و پرتنش را به بایگانی راکد بسپارد و اجازه دهد آرامش نسبی حاکم شود، یا با اتخاذ تغییرات معنادار و راهبردی، ظرفیتهای خود را برای مدیریت مؤثر بحرانها بازسازی کند تا ضمن حفظ منافع ملی، از تشدید تنشها در منطقه جلوگیری شود».
محسن جلیلوند: اسرائیل، بازیگر تعیینکننده معادلات منطقهای است
محسن جلیلوند هم به عنوان دیگر کارشناس در گفتوگو با روزنامه شرق، نگاهی کلان و چندلایه به پرونده هستهای ایران ارائه میدهد و ضمن بررسی مواضع اخیر ایران، نقش میانجیگری کشورهای عربی، گفتههای رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی و چهار شرط ویتکاف، بر اهمیت بازیگری اسرائیل تأکید میکند. به باور این استاد دانشگاه: «آنچه واقعا تعیینکننده روند تحولات خواهد بود، منافع و امنیت اسرائیل است؛ بازیگری که در معادلات منطقهای و فرامنطقهای نقش محوری و تأثیرگذار دارد». مدرس حوزه بینالملل با اشاره به نقش کشورهای عربی، خاطرنشان میکند: «اعراب در چارچوب منافع توسعهای، اقتصادی و تجاری خود تلاش میکنند از هرگونه تنش یا درگیری جدید میان ایران و آمریکا جلوگیری کنند، زیرا هرگونه بحران میتواند ثبات منطقه را تهدید و سرمایهگذاریها و جریانهای اقتصادی آنان را مختل کند».
با این حال، به گفته جلیلوند: «صرفا تلاشهای عربی نمیتواند تعیینکننده باشد و بازیگری اسرائیل، بهویژه در قالب نگرانیهای امنیتی و مواضع استراتژیک تلآویو، محور اصلی پیشبرد یا کندسازی هرگونه توافق جامع هستهای است». این تحلیلگر مسائل بینالملل تأکید میکند: «مواضع گروسی و چهار شرط ویتکاف صرفا در این چارچوب معنا پیدا میکنند؛ چراکه اکنون پرونده هستهای بیش از آنکه محور سیاست ترامپ باشد، بخشی از مذاکرات جامعتر و توافقات کلان منطقهای است». در این راستا و به گفته جلیلوند: «موضعگیریهای ایران که بر پایه مذاکرات برابر، صرفا در قالب موضوع هستهای و مخالفت با غنیسازی صفردرصدی استوار است که با واقعیتهای جاری مطابقت ندارد و نمیتواند راهگشا باشد». او یادآور میشود: «درک صحیح از معادلات منطقهای، توجه به بازیگران اصلی و نقش میانجیها، تنها مسیر مؤثر برای پیشبرد مذاکرات و کاهش فشارها بر ایران است و هرگونه تمرکز صرف بر پرونده هستهای بدون لحاظ سایر متغیرهای امنیتی و ژئوپلیتیک، به بنبست و ناکارآمدی دیپلماتیک منجر خواهد شد».
جلیلوند در ادامه نگاه متفاوت خود به تحولات اخیر و سرفصل تازه تنش میان ایران و آمریکا در سایه اعتراضات دیماه ایران اشاره و تأکید میکند: «خروج از بنبستهای داخلی، منطقهای و بینالمللی فقط از مسیر بازگشت واقعی به مردم ممکن است؛ بازگشتی که معنای آن فراتر از شعارهای کلیشهای و نمادین بوده و در عمل، مشارکت، اعتماد و همافزایی جامعه با ساختار حکمرانی را شامل شود». به گفته این مدرس دانشگاه: «اگر اراده و سیاست ایران بهگونهای باشد که صدای مردم شنیده و مطالبات مشروع آنها لحاظ شود، هیچیک از بحرانسازان خارجی، چه ایالات متحده، چه اسرائیل یا دیگر قدرتها نخواهند توانست تهدیدی واقعی علیه کشور ایجاد کنند. این رویکرد، نهتنها انسجام داخلی را تقویت میکند، بلکه توان دیپلماسی و بازدارندگی ایران در سطح منطقه و جهان را افزایش میدهد و امکان مدیریت تنشهای فراملی را به شکل هوشمندانه و اثرگذار فراهم میآورد».
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.