احیای اعتماد بین پزشک و بیمار چگونه ممکن میشود؟
در شمارههای پیشین، لزوم بازتعریف سلامت و احیای مشترکات میان دانش تخصصی و مطالبات مردم در زمینه سلامت را برشمردیم. یکی از راهحلهای اتخاذشده برای قوت اطمینان کیفی فرآورده درمانی، تصویب مقررات است. اما پزشکی مدرن هماکنون با خطر مقرراتزدایی مواجه است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
در شمارههای پیشین، لزوم بازتعریف سلامت و احیای مشترکات میان دانش تخصصی و مطالبات مردم در زمینه سلامت را برشمردیم. یکی از راهحلهای اتخاذشده برای قوت اطمینان کیفی فرآورده درمانی، تصویب مقررات است. اما پزشکی مدرن هماکنون با خطر مقرراتزدایی مواجه است. در حالی که محصولات رسمی سلامت (داروها، تجهیزات و درمانها) از فیلترهای نظارتی سنگین، پیچیده و پرهزینهای عبور میکنند، این خطر وجود دارد که بازار و مسیری موازی برای پاسخ به انتظارات مردم در زمینه بهزیستی، ارتقای عملکرد یا پیشگیری شخصیسازیشده شکل بگیرد. اقبال عمومی به این رویکردهای عامهپسند، باعث میشود این خدمات از الزامات سختگیرانه بخش پزشکی بگریزند. این پدیده، تنشی دوگانه میان «دسترسی سریع به نوآوریها» و «مسئولیتهای حقوقی و ایمنی» ایجاد میکند.
تأثیر دوگانه وضع مقررات
برای نمونه، پژوهشها روی میکروبیوم درک ما را از روابط میان انسانها و میکروبها به تمامی دگرگون کرده است. شکوفایی این حوزه علمی به بازنگری مفهومی معناداری در نحوه نگاه انسان نسبت به امر زنده، سلامت، بیماری و مرزهای میان آنها، امر زیستشناختی و امر اجتماعی انجامیده است. دیدگاه پاستور که عامل میکروبی را به عنوان «پاتولوژی» برای «نابودی» مینگریست پایان یافته تا یک دیدگاه نسبیگرایانه «همزیستی» (Symbiotic) اتخاذ شود که در آن میکروب به شریک زیستشناختی اساسی برای سلامت انسان (هضم، ایمنی، سلامت روان، تولید ویتامینها، تصویه صفرا و...) بدل میشود. مفهوم «هولوبیونت»
(Holobiont) انسان را به عنوان یک اکوسیستم همزیست تلقی میکند. انسان دیگر به عنوان یک ارگانیسم خودمختار دیده نمیشود؛ یک مجموعه چندگونهای است که در آن میکروبها نقشی بنیادین در عکسالعملها (متابولیسم)، شناخت مکانیسمهای جاری در بدن، ایفا میکنند. بدین ترتیب، مفاهیم کلاسیک از هویت فردی و مرزهای بدن زیر سؤال میروند. عمل پزشکی با دغدغه حفظ تنوع میکروبی بهجای حذف آن دگرگون میشود (آنتیبیوتیک کمتر، تغذیه پروبیوتیک، استفاده از مدفوع به عنوان درمان برخی بیماریهای عفونی خطرناک...). تنظیم میکروبیوم در بیماریهای مزمن (چاقی، دیابت، افسردگی، سرطانها...) به یک هدف پیشگیری و درمان تبدیل شده است. دخالت این پیچیدگیها در روند کاربردی تشخیص و درمان، نیازمند وضع مقرارات جدید برای اطمینان از سلامت فنون و ابزار است. هدف از وضع بخشنامههای مقرراتی، تضمین امنیت کالاهای درمانی است. پیشگیری و کاهش عوارض جانبی اقدامات درمانی آسیبزا (Iatrogenic) در نهایت عمل پزشکی و درمانی را ضابطهمند میکند.
اما وضع مقررات بیش از حد نیز میتواند نتیجه معکوس دهد: طولانیشدن زمان ورود کالای درمانی به بازار، افزایش هزینههای کمرشکن، خارجشدن برخی درمانهای قدیمی اما مؤثر (به علت سودآورنبودن آنها) در بازار یا افزایش نابرابریها میان کشورهای در حال رشد و ثروتمند، در دسترسی به کالای درمانی یا حتی در بین طبقات اجتماعی یک جامعه واحد و سختترشدن درمان برای فرودستان. در مقابل، بیماران گاه به سوی راهکارهای غیرمتعارف و خارج از پوشش مقررات یا کمتر کنترلشده روی میآورند؛ زیرا آنها را دستیافتنیتر، طبیعیتر یا سازگارتر با نیازهای ذهنی (موجه یا غیرموجه) یا توان مالی خود مییابند. نمونههای محصولات «بدون گلوتن» یا مدفوعدرمانی نه برای درمان استعداد ژنی به گلوتن یا ابتلا به بیماری عفونی کشنده، بلکه برای پیشگیری احتمالی از بروز آنها، از موارد بارز این دسته از رفتارهای نامتعارف شهروندان شده است.
روزنههای گریز از مقررات
در مقابل، در مواجهه با محدودیتهای مقرراتی، بسیاری از شرکتهای صنعتی، استراتژی ظریفی را به کار میگیرند: در عین آوردن کالایی نو به بازار، اجتناب به ورود آن به نام «دارو» میکنند تا راه فراری برای گریز از مقررات سنگین (پیرامون دارو) باشد. از جمله نمونه این نوع کالاها، پروبیوتیکها و مکملهای غذایی هستند که چونان قارچ تولید و وارد بازار مصرف شدهاند؛ نه به عنوان دارو، بلکه به عنوان «کمککننده هضم»، «تقویتکننده ایمنی» یا «تنظیمکننده خلق و خو» بدون اینکه تأثیر واقعی و ادعاشده درمانی آنها به اثبات رسیده باشد. در بازار، این تولیدات به شکل مستقیم به فروش میرسند ولی زیر پوشش بیمه قرار نمیگیرند و مصرفکننده با نگرانی (عموما کاذب) که تبلیغات فزاینده درباره سلامت ایجاد کردهاند، هزینه آن را تحمل میکند. به همین ترتیب، شرکتهای ترخیص ژن فردی به مصرفکنندگانی که مایل به تحمل هزینه باشند پیشنهاد ریشهیابی قومی یا تشخیص «زمینه» استعداد برای برخی بیماریهای خطرناک یا ارزیابی تواناییهای جسمی یا روحی مقابله با آنها را از طریق ترخیص ژنهایشان میدهند. این رخدادها، بدون اینکه فروشندگان این کالاها لزومی به رعایت روند تشخیص پزشکیِ مسئولانه و قابل پیگیرد حس کند، انجام میشود. در نهایت، فناوریهای کمیسازی یا کیفیسازی مانند برنامههای کاربردی خواب یا مواجهه با استرس، شکلی از «سلامت اندازهگیریشده» را خارج از چارچوب پزشکی سنتی تولید میکنند و در بازار با مسئولیت انحصاری خریدار، به فروش میرسانند.
*در مجموعه یادداشتهای دکتر ایرج سبحانی که استاد دانشگاه در فرانسه و پزشک در پاریس است، از ابعاد متفاوت به حقوق بیمار و مطالباتش پرداخته میشود.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.