گفتوگو با روجا رمضانی، مترجم و کارگردان نمایش «میان دو نفس»
هنر با دشواریهای زیادی روبهرو بوده است
دور دوم اجرای نمایش «میان دو نفس» به ترجمه و کارگردانی روجا رمضانی و تهیهکنندگی بهنام ابوالقاسم و مجری طرح رها جهانشاهی، این روزها در سالن تئاتر هامون روی صحنه است. این اثر که براساس نمایشنامهای از دانکن مکمیلان، نمایشنامهنویس شناختهشده بریتانیایی، شکل گرفته است، تازهترین تجربه کارگردانی رمضانی پس از بازگشت به ایران به شمار میرود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علی کیهانی: دور دوم اجرای نمایش «میان دو نفس» به ترجمه و کارگردانی روجا رمضانی و تهیهکنندگی بهنام ابوالقاسم و مجری طرح رها جهانشاهی، این روزها در سالن تئاتر هامون روی صحنه است. این اثر که براساس نمایشنامهای از دانکن مکمیلان، نمایشنامهنویس شناختهشده بریتانیایی، شکل گرفته است، تازهترین تجربه کارگردانی رمضانی پس از بازگشت به ایران به شمار میرود.
«میان دو نفس» گفتوگویی پرتنش میان زن و مردی جوان است که در میانه یک تصمیم سرنوشتساز، مخاطب را با پرسشهایی درباره آینده، مسئولیت، امید، ناامنی و انتخاب روبهرو میکند. اجرائی مینیمال که با تکیه بر بازی دو بازیگر و حذف عناصر متعارف صحنه، تلاش میکند بار عاطفی و مفهومی نمایش را از دل متن و بازیگری به مخاطب منتقل کند.
روجا رمضانی، فارغالتحصیل رشته سینما از دانشگاه تورنتو، پیش از این بهعنوان مترجم، دستیار کارگردان و بازیگر در پروژههای مختلف فعالیت داشته و در کنار تحصیل نزد استادانی همچون لیزا استیل، چارلی کیل، جان ماسی و کی آرماتیج، در کارگاههای آموزشی اصغر فرهادی، علی سرابی، سعید روستایی، محسن قرایی و زندهیاد امین تارخ نیز حضور داشته است.
رمضانی درباره دلیل انتخاب نمایشنامه «میان دو نفس» میگوید: «پیش از هر چیز، موضوع نمایشنامه برایم اهمیت داشت. فارغ از اینکه ساختار متن چگونه است یا به دکور و طراحی صحنه نیاز دارد یا نه، دغدغهای که مطرح میکند برایم جذاب بود. سالهاست خودم به مسئله بچهدارشدن فکر کردهام و هنوز هم پاسخی قطعی برای آن ندارم. هنوز هم هر دو نگاه نمایشنامه را درک میکنم؛ هم استدلال شخصیت مرد را که معتقد است دنیا به آدمهای خوب نیاز دارد و هم تردیدها و نگرانیهای شخصیت زن». او ادامه میدهد: «شاید در جامعه ما مسئله محیط زیست به اندازه کشورهای دیگر پررنگ نباشد؛ در حالی که این نمایشنامه تأکید زیادی بر این موضوع دارد. البته معتقدم این دغدغه باید برای ما هم مهم باشد، اما واقعیت این است که ما با بحرانهای بزرگتری مانند جنگ، مشکلات اقتصادی و مسائل اجتماعی روبهرو هستیم. با این حال، احساس کردم دغدغه اصلی نمایشنامه، فارغ از دلایل شخصیتها، برای نسل امروز ما هم کاملا قابل لمس است».
به گفته رمضانی، مسئله بچهدارشدن در سالهای اخیر به یکی از دغدغههای جدی نسل جوان تبدیل شده است. او میگوید: «افراد زیادی را در اطراف خودم میشناسم که تصمیم گرفتهاند بچهدار نشوند؛ بعضی به دلیل شرایط زندگی و بعضی هم بهعنوان یک انتخاب شخصی. شاید 20 یا 30 سال پیش چنین مسئلهای تا این اندازه مطرح نبود، اما امروز به یکی از دغدغههای جدی نسل ما تبدیل شده است. البته این موضوع فقط مختص ایران نیست و در کشورهای دیگر هم وجود دارد و همین جهانشمولبودن آن برای من جذاب بود».
در کنار موضوع نمایشنامه، شیوه اجرای آن نیز برای این کارگردان اهمیت داشته است. رمضانی درباره این ویژگی میگوید: «شیوه اجرای نمایشنامه برایم بسیار هیجانانگیز بود. بیش از آنکه به سختی کار فکر کنم، مجذوب این شدم که تمام بار انتقال متن و احساسات نمایش بر دوش دو بازیگر است. من بازیگری را هم به اندازه کارگردانی دوست دارم و همیشه متنهایی برایم جذاب هستند که بازیگر بتواند در آنها بدرخشد». او با اشاره به تصمیم گروه برای استفاده حداقلی از عناصر اجرائی توضیح میدهد: «برای من مهم بود که بسیاری از عناصر معمول اجرا را کنار بگذاریم و ببینیم آیا فقط با اتکا به متن و بازی بازیگران میتوان مخاطب را با خود همراه کرد یا نه. به همین دلیل تصمیم گرفتیم از کمترین امکانات استفاده کنیم. حتی موسیقی هم آگاهانه حذف شد».
رمضانی درباره این انتخاب ادامه میدهد: «موسیقی گاهی خلأ احساسی یک صحنه را پر میکند و احساس مخاطب را هدایت میکند، اما دوست داشتم این اتفاق فقط از طریق بازی و متن شکل بگیرد. حتی امکان ساخت موسیقی اختصاصی هم برای ما وجود داشت، اما آگاهانه از آن صرفنظر کردیم. میخواستیم ببینیم آیا میشود تمام احساسات نمایش فقط از دل اجرا بیرون بیاید».
تجربه همزمان کارگردانی و بازیگری نیز یکی دیگر از چالشهای این پروژه بوده است. رمضانی دراینباره میگوید: «قطعا این تجربه چالشهای زیادی داشت، اما برای اینکه بتوانم از بیرون به اجرا نگاه کنم، بخش زیادی از تمرینها را فیلمبرداری میکردم و بعد دوباره میدیدم. سعی میکردم هم در صحنه حضور داشته باشم و هم بعد از اجرا، از بیرون به آن نگاه کنم تا بتوانم ایرادها را پیدا کنم». او حضور خسرو پسیانی در این پروژه را نیز یکی از عوامل مهم در پیشبرد کار میداند و میگوید: «خسرو تجربه بسیار زیادی در بازیگری دارد و همین تجربه باعث شد در طول تمرینها و اجراها احساس کنم تنها نیستم. حتی در بازی هم بارها از او کمک گرفتم. بنابراین در کنار فیلمبرداری و بازبینی اجراها، حضور او یکی از مهمترین عواملی بود که باعث شد بتوانم از پس این مسئولیت همزمان برآیم».
رمضانی درباره همکاری با پسیانی نیز تأکید میکند: «خسرو بازیگر فوقالعادهای است. مهمترین ویژگی او برای من این است که میتوانم کاملا به او اعتماد کنم. هیچوقت این نگرانی را نداشتم که بخواهد روی صحنه با حرکتی ناگهانی من را غافلگیر کند یا بخواهد خودش را بیشتر از نقش نشان دهد. چنین فضایی اصلا بین ما وجود نداشت و همین اعتماد، یکی از مهمترین پایههای همکاری ما بود».
موضوع نمایش و نسبت آن با نگاه شخصی کارگردان، بخش دیگری از صحبتهای رمضانی است. او درباره این مسئله میگوید: «خیلیها تصور میکنند چون خودم در زندگی شخصی فعلا تصمیمی برای مادرشدن ندارم، بازیکردن این نقش برایم تضاد ایجاد میکند، اما واقعیت این است که شخصیتهای نمایش هنوز پدر و مادر نشدهاند؛ آنها فقط درباره این تصمیم فکر میکنند و کشمکش اصلی نمایش دقیقا در همین نقطه شکل میگیرد».
او ادامه میدهد: «من هم مثل هر انسان دیگری، میل به ادامهیافتن زندگی و بقا را درک میکنم. این یک مکانیسم طبیعی است؛ همان غریزهای که در همه موجودات زنده وجود دارد. طبیعتا من هم دوست دارم ژن انسان ادامه پیدا کند، اما تفاوت ما با سایر موجودات این است که انسان درباره این غریزه فکر میکند و آن را زیر سؤال میبرد. اینجاست که پرسشهایی مثل مسئولیت، آینده، شرایط جهان و اخلاق وارد ماجرا میشود».
از نگاه این کارگردان، «میان دو نفس» در ظاهر درباره بچهدارشدن است، اما در لایههای عمیقتر، موضوع گستردهتری را دنبال میکند. رمضانی توضیح میدهد: «در ظاهر، زن و شوهری را میبینیم که درباره داشتن فرزند صحبت میکنند، اما در عمق، نمایش درباره دو واکنش متفاوت به یک ناامنی مشترک است؛ ناامنی نسبت به آینده، نسبت به جهانی که قابل پیشبینی نیست و نسبت به شرایطی که هر روز پیچیدهتر میشود». او اضافه میکند: «یکی از شخصیتها معتقد است باید عملگرا بود و اگر احساس میکنیم جهان جای بهتری نیست، باید برای بهترشدن آن کاری انجام دهیم. در مقابل، شخصیت دیگر بیشتر درگیر اضطراب، نشخوار فکری و فکرکردن مداوم است. در واقع نمایش دو واکنش متفاوت به یک ترس مشترک را کنار هم قرار میدهد».
به گفته رمضانی، هیچکدام از این دو شخصیت قرار نیست نماینده یک حقیقت مطلق باشند: «حتی کسی که بیشتر اهل عمل است، گاهی دچار تردید میشود و کسی که بیشتر درگیر اضطراب است، گاهی تصمیم میگیرد عمل کند. برای همین دوست ندارم مخاطب بعد از دیدن نمایش بگوید من فقط شبیه این شخصیت هستم یا فقط شبیه آن یکی. همه ما در موقعیتهای مختلف، گاهی این هستیم و گاهی آن».
او درباره انتخاب نامنداشتن شخصیتها نیز میگوید: «یکی از نکات جالب متن این است که زن و مرد نمایش حتی اسم هم ندارند. این اتفاق کاملا آگاهانه رخ داده است؛ چون قرار نیست مخاطب صرفا زندگی این دو شخصیت را دنبال کند. هدف این است که هرکس خودش را جای آنها بگذارد و احساس کند گاهی شبیه این شخصیت است و گاهی شبیه آن یکی».
رمضانی درباره بازخورد مخاطبان نسبت به ساختار روایی نمایش نیز میگوید: «در میان بازخوردهایی که دریافت کردم، فقط یک نفر در تیوال نوشته بود که نمایش برایش گنگ بوده و نتوانسته ارتباط کاملی با آن برقرار کند. البته ممکن است افرادی هم بوده باشند که همین احساس را داشتهاند ولی چیزی نگفته باشند، اما بازخوردهایی که مستقیم به من رسید، نشان میداد بیشتر مخاطبان تغییرها و رفتوآمد میان زمانها و موقعیتهای مختلف را درک کردهاند». او ادامه میدهد: «از ابتدا میدانستم روایت نمایش ساختاری معمول و خطی ندارد. خوشبختانه بیشتر مخاطبان متوجه شده بودند که نمایش چگونه میان موقعیتهای مختلف جابهجا میشود و این تغییرها برایشان قابل فهم بوده است».
در بخش دیگری از این گفتوگو، رمضانی به وضعیت امروز تئاتر اشاره میکند و میگوید: «تولید و اجرای تئاتر امروز به دلایل مختلف کار بسیار سختی است. از پیداکردن سالن گرفته تا مسائل اجرائی و اقتصادی، همه چیز دشوار شده است؛ بهویژه برای کسانی که نخستین تجربههای حرفهای خود را پشت سر میگذارند». او ادامه میدهد: «گاهی به این موضوع فکر میکنم که من در نخستین تجربه کارگردانیام، خسرو پسیانی را کنار خودم داشتم، بهنام ابوالقاسم بهعنوان تهیهکننده از پروژه حمایت میکرد و افراد دیگری هم در کنارم بودند. بعد با خودم میگویم کسی که این پشتوانهها را ندارد، چطور میتواند کارش را روی صحنه ببرد؟ این واقعا سؤال مهمی است و به نظرم یکی از مشکلات جدی تئاتر امروز ماست».
رمضانی تأکید میکند: «به نظرم باید خود اثر معیار قضاوت قرار بگیرد، نه اینکه چند بازیگر شناختهشده در آن حضور دارند یا چقدر امکان فروش دارد. اگر قرار باشد همیشه همین معیارها تعیینکننده باشند، بسیاری از استعدادهای واقعی هرگز فرصت دیدهشدن پیدا نمیکنند». او در پایان درباره شرایط عمومی تئاتر میگوید: «در سالهای اخیر، هنر بهطور کلی با دشواریهای زیادی روبهرو بوده است. امروز هم علاوه بر همه آن مشکلات، شرایط منطقه و جنگ روی فضای فرهنگی و روحیه مردم تأثیر گذاشته است. با این حال، خوشحالم که هنوز مخاطبان برای دیدن تئاتر به سالن میآیند و این اتفاق برای ما بسیار ارزشمند است».
رمضانی درباره «میان دو نفس» میگوید: «برای من مهمتر از اینکه مخاطب به یک نتیجه مشخص برسد، این است که نمایش بتواند ذهن او را درگیر کند؛ اینکه بعد از اجرا درباره انتخابهای خودش فکر کند و درباره آینده، مسئولیت و تصمیمهایی که در زندگی میگیرد با خودش گفتوگو کند. اگر «میان دو نفس» بتواند چنین گفتوگویی را در ذهن مخاطب آغاز کند، احساس میکنم به هدف خود رسیده است».
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.