|

چرا می‌نویسیم؟‌

1. هر‌چه احساس نگرانی و ناامنی در فضای عمومی ناشی از تهدیدهای خارجی و درد و رنج داخلی افزون می‌شود، اقتصاد نیز کم‌جان‌تر و سفره مردم نیز کوچک‌تر می‌شود.

1. هر‌چه احساس نگرانی و ناامنی در فضای عمومی ناشی از تهدیدهای خارجی و درد و رنج داخلی افزون می‌شود، اقتصاد نیز کم‌جان‌تر و سفره مردم نیز کوچک‌تر می‌شود. چنان‌که مهم‌ترین خبر این روزهای اقتصاد کشور، کالابرگ و مشمولان و مصارف آن (اضافه‌شدن میوه و تره‌بار و پوشاک و پوشک بچه به 9 قلم کالای اساسی) است که به ازای هر نفر، کمتر از هفت دلار ارزش دارد.

همچنین است وضع عوارض پنج یورویی برای ورود هر گردشگر خارجی در بودجه سال آینده در مجلس ‌یا حقوق هزار دلاری رئیس دولت «در‌حالی‌که در سه دهه قبل به یک زن و شوهر پزشک روستایی شش هزار تومان معادل شش هزار دلار می‌دادیم» (پزشکیان - 26/11/1404). اعداد و ارقامی حقیر برای این مردم و سرزمین و اموری که آنها را نمایندگی می‌کنند (کاهش فقر، تأمین منابع درآمدی بودجه یک کشور و حقوق یک رئیس‌جمهور). سه نهاد معتبر صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و سازمان ملل متحد در جداول خود از تولید ناخالص کشورهای جهان، کشورمان را با تولید ناخالص داخلی بین 430 تا 480 میلیارد دلار در ردیف 35‌‌ جهان قرار داده‌اند؛ در‌حالی‌که این رقم در ابتدای دهه 90 حدود 620 میلیارد دلار بود و با شروع دور اول تحریم‌ها (دوره اوباما) به حدود 400 میلیارد رسید و با برجام به حدود 480 میلیارد و آغاز دور دوم تحریم‌ها (دوره اول ترامپ) به حدود 240 میلیارد دلار سقوط کرد و اکنون به همان رقم یک دهه قبل یعنی حدود 480 میلیارد بازگشته است. یعنی یک دهه سوخته‌! دهه‌ای که تولید ناخالص کشورهای رقیب ایران در منطقه، یعنی ترکیه و عربستان، به ترتیب به حدود هزار‌و 145 و هزار‌و 130 میلیارد دلار رسیده است (‌صندوق بین‌المللی پول- 2025‌). 

درآمد سرانه این دو کشور نیز بر‌اساس برابری قدرت خرید در ‌این سال‌ها، به بیش از دو تا سه برابر ایران افزایش یافته است (ایران حدود 17، ترکیه 42 و عربستان 61 هزار دلار). اقتصادی که سال به سال کوچک‌تر شده و فقر در آن عمیق‌تر و گسترده‌تر و رونق و رفاه از آن دورتر و دو‌قطبی‌ها (اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی) در آن از‌جمله به واسطه کاهش اندازه طبقه متوسط (از دوسوم جمعیت کشور در دهه 80 به یک‌سوم در حال حاضر‌) تشدید شده است. طبقه‌ای که تحصیلات دانشگاهی بالا و مشارکت اجتماعی بیشتری دارند و کالاهای فرهنگی و هنری بیشتری مصرف و از طریق نهادهای سیاسی و مدنی و رسانه‌های مستقل و‌... نقش میانجی را در جامعه بازی می‌کنند و مانع توده‌ای‌شدن سیاست می‌شوند و نقش پل ارتباطی بین طبقات بالا را که به واسطه در اختیار داشتن امکانات مطلوب، کمتر نگران آینده‌ هستند و طبقات فقیر که سخت درگیر تأمین معاش روزمره‌اند، ایفا می‌کنند و عامل پویایی جامعه و توسعه کشور هستند.

2. کوچک‌شدن کیک اقتصاد از یک سو، چنان‌که اشاره شد و نیز انسداد سیاسی و اجتماعی از سوی دیگر، به افزایش فقر و تشدید شکاف‌های اقتصادی و اجتماعی و ‌هر‌چه لاغرتر‌شدن طبقه متوسط و ایجاد طبقه متوسط فقیر در کشورمان همچون بعضی دیگر از کشورهای خاورمیانه انجامیده است؛ «طبقه‌ای که دارای مدرک دانشگاهی، تجربه رسانه‌های اجتماعی، دانش جهان و آرزوهای طبقه متوسط‌ هستند، اما به دلیل محرومیت اقتصادی، به سوی زیستن زندگی تهیدستانه سنتی در زاغه‌ها و سکونتگاه‌های غیرقانونی سوق داده می‌شوند و زندگی‌شان با حمایت خانواده یا مشاغل عمدتا بی‌ثبات و دون‌پایه، مثل تاکسی‌رانی، میوه‌فروشی، دست‌فروشی یا دلالی می‌گذرد. طبقه متوسط فقیر مرکز شهر را می‌شناسد و مدام به آنجا سر می‌زند، اما در حاشیه زندگی می‌کند» (انقلاب را زیستن- آصف بیات). در این میان، به سبب مهاجرت گروه‌های وسیعی از ایرانیان به خارج از کشور برای دستیابی به فرصت‌ها و امکانات بیشتر و بهتر، شکاف و گسست داخل و خارج نیز به‌خصوص در سال‌های اخیر و پس از انتخابات 1403 افزون شده و نوعی سرخوردگی شدید و گسست رادیکال و بازگشت نوستالژیک ایجاد شده و شاهد انتقال بازی سیاست به خارج از کشور هستیم که آسیب‌های بسیاری را در پی داشته و یقینا حوادث دردناک دی‌ماه یکی از نتایج بسیار تأسف‌بار آن بوده است؛ چراکه در این وضعیت، «سیاست به تدریج از زمینه اجتماعی داخل جدا و به عرصه تبعید منتقل می‌شود ‌و اپوزیسیون خارج بیش از آنکه بر سازمان‌یابی درون‌زا در جامعه داخل تکیه کند، در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور میزبان تثبیت می‌شود و زبان، اولویت‌ها و حتی تحلیل سیاسی آن بیش از آنکه از تجربه زیسته جامعه داخل تغذیه کند، در بیرون شکل می‌گیرد. یکی از پیامدهای این روند، بحران نمایندگی است. فاصله بین گفتار سیاسی و تجربه زیسته مردم افزایش می‌یابد و امکان شکل‌گیری تغییرات تدریجی و درون‌زا کاهش می‌یابد و‌ در بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور، اتکا به فشار حداکثری و حمایت بازیگران قدرتمند خارجی، از یک ابزار تاکتیکی به مؤلفه‌ای پایدار در روایت سیاسی تبدیل می‌شود. در این روایت، تغییر نه از مسیر سازمان‌یابی اجتماعی در داخل، بلکه از مسیر تشدید تقابل و ورود بازیگران قدرتمند خارجی تصور می‌شود» (کوباایزاسیون اپوزیسیون- شرق- 30/11/1404).

3. در این سرنوشت‌سازترین روزها‌ و شاید لحظات تاریخ معاصر میهن‌مان، اگر بخواهیم عزتمندانه، مصلحت‌جویانه و حکیمانه (سه اصل راهبردی‌ عزت، مصلحت و حکمت) بیندیشیم و عمل کنیم، جز آن نخواهد بود که با انعطاف در ایدئال‌های سیاسی و آرمان‌های ایدئولوژیک، گفت‌وگوی واقعی داخلی (با ایرانیان، چه داخلی و چه خارج‌نشین‌) و خارجی (آمریکا و اروپا) را در پیش گیریم؛ چرا‌که بر فرض تداوم وضعیت فعلی و برجاماندن تحریم‌ها و دشمنی‌ها و... ‌یقینا جز بر آشفتگی بیشتر اقتصادی و بروز اعتراضات وسیع‌تر سیاسی و اجتماعی افزوده نخواهد شد‌.

در سناریو دیگر و در صورت عدم دستیابی به یک توافق پایدار و وقوع یک جنگ، فارغ از نتیجه برد و باخت نظامی آن، در عرصه اقتصادی شاهد آسیب‌های فراوان زیرساختی، صنعتی و... و تشدید فشارهای تحریمی و فقر و فلاکت بیشتر مردم خواهیم بود‌. راه سوم اما همان راه توافق است؛ بدون پرداخت آن هزینه‌های سنگینی که در سناریو وقوع جنگ، حتی جنگ قهرمانانه، محتوم است و کشور ویتنام مصداق آن است؛ کشوری که پس از سال‌ها جنگ و ارتباط محدود با جهان آزاد، سرانجام در نیمه دهه 90 میلادی به آشتی با آن نیمه دیگر جهان رسید و تولید ناخالص آن به 506 میلیارد دلار رسیده و سرانه تولید ناخالص داخلی‌اش در حدود دو دهه اخیر 3.6 برابر شده و به حدود سه‌هزار‌و 700 دلار (بر‌اساس برابری قدرت خرید به بیش از 13هزار‌و 500 دلار) رسیده و نرخ فقر نیز در این کشور تنها طی 10 سال بین سال‌های 2010 و 2020 از 14 درصد به 3.8 درصد کاهش یافته است (اتاق ایران- 17/8/1404). حفظ تمامیت ارضی و تأمین رفاه و آسایش جامعه با مشارکت همه ایرانیان در هر کجای جهان و نیز جهانی‌شدن و خاتمه‌دادن به انزوا و تنهایی استراتژیک این سرزمین قرار‌گرفته بر سر چهارراه جهان از طریق انعطاف‌پذیری و بهره‌گیری از فرصت‌های موجود، وظیفه نظام حکمرانی و خواست و آرزوی هر انسان ایرانی است. در این سرنوشت‌سازترین و تلخ‌ترین روزهای سال از آرزوی تحقق این خواسته‌ها می‌نویسیم و امیدواریم که با درایت و عقل سلیم، درد و رنج عظیم دی‌ماه و مصیبت‌های‌ دیگری همچون آن‌ تکرار نشود و آشتی، آسایش و عدالت بر گسست، فقر و قهر چیره شود. امید که چنین شود.

 

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.