تقابل خرد و جنون
نمایشنامه «زنان باخوسپرست»، آخرین و شاید تأثیرگذارترین تراژدی اوریپید، یکی از سه نمایشنامهنویس بزرگ یونان باستان است که اخیرا با ترجمه غلامرضا شهبازی در نشر بیدگل منتشر شده است. این نمایشنامه در اواخر عمر اوریپید (حدود ۴۰۷ تا ۴۰۵ پیش از میلاد) در دربار آرکلائوس، پادشاه مقدونیه، نوشته شد و پس از مرگ او، توسط پسرش به روی صحنه رفت و موفق به کسب جایزه اول در جشنواره تئاتر دیونیزوس در آتن شد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: نمایشنامه «زنان باخوسپرست»، آخرین و شاید تأثیرگذارترین تراژدی اوریپید، یکی از سه نمایشنامهنویس بزرگ یونان باستان است که اخیرا با ترجمه غلامرضا شهبازی در نشر بیدگل منتشر شده است. این نمایشنامه در اواخر عمر اوریپید (حدود ۴۰۷ تا ۴۰۵ پیش از میلاد) در دربار آرکلائوس، پادشاه مقدونیه، نوشته شد و پس از مرگ او، توسط پسرش به روی صحنه رفت و موفق به کسب جایزه اول در جشنواره تئاتر دیونیزوس در آتن شد.
داستان در شهر تبای میگذرد و حول محور دیونیزوس، خدای باروری و وجد و شوریدگی، میچرخد. او به شهر تبای آمده است و زنان از شهر روانه کوهستان شدهاند تا با رقص جنونآمیزشان او را پرستش کنند. پادشاه، پنتئوس، این بهاصطلاح خدا را آشکارا به شیادی متهم میکند. اما هیچ میرایی نمیتواند منکر خدا شود و هیچ آدمیزادی توان ایستادن در برابر دیونیزوس را ندارد.
در مرکز نمایش، تقابل دو نیروی متضاد قرار دارد: پنتئوس که نماد خرد و نظم است و دیونیزوس که نماد غریزه و هرجومرج است. پنتئوس شاهی جوان، منطقی و خودکامه است که سعی دارد با این آیینهای بیقاعده و غیرمنطقی مبارزه کند. دیونیزوس با فریب و نیرنگ، پنتئوس را وسوسه میکند تا لباس زنانه بپوشد و مخفیانه به تماشای آیینهای زنان برود. اما مادرش، آگاوه، که در حالتی از خلسه و جنون فرو رفته، او را به جای یک شیر میپندارد و به همراه دیگر زنان، او را تکهتکه میکند. اوج تراژدی وقتی است که آگاوه، سر بریده پسرش را در دست، پیروزمندانه به شهر بازمیگردد و پس از بیدارشدن از خلسه،
متوجه فاجعه میشود.
اهمیت این نمایشنامه فراتر از داستان خشونتبار آن است. بسیاری از منتقدان، این نمایش را بازتابدهنده جدال بین دو رویکرد زندگی میدانند: رویکرد آپولونی در برابر رویکرد دیونیزوسی. نمایشنامه هشداری است درباره خطرات سرکوب کامل جنبههای عاطفی و غریزی وجود انسان. انکار دیونیزوس، این نیرو را به ویرانگری تبدیل میکند. این تضاد، بعدها الهامبخش فیلسوف مشهور، فریدریش نیچه، در کتاب «زایش تراژدی» شد تا از آن برای تشریح دو نیروی بنیادین هنر و زندگی استفاده کند.
«زنان باخوسپرست» تنها یک روایت اساطیری نیست بلکه پرسشی بیپاسخ درباره ماهیت انسان، مذهب و مرز باریک بین تمدن و وحشیگری است.
اوریپید یکی از سه تراژدینویس مهم عصر زرین درام یونان است که منتقدان قدیم و جدید او را درامپردازی سنتشکن، نوآور و نامتعارف میدانند. او در یکی از سالهای دهه پیش از میلاد در بخش شرقی آتن زاده شد. اطلاعات کمی از زندگی اوریپید در دست است. نخستین نمایشنامه او یک سال پس از مرگ آیسخولوس در سال 455 پ.م بر صحنه رفت و در مسابقات تئاتریِ دیونیزیای شهر آتن به مقام سوم رسید. نخستین پیروزی بزرگ اوریپید در سال 441 پ.م با کسب مقام نخست این رقابتها حاصل شد. میگویند او بیش از 90 نمایشنامه نوشته که امروزه 19 نمایشنامه او بر جا مانده است. آخرین باری که در آتن به رقابت پرداخت، در سال 408 پ.م، با نمایشنامۀ اورستس بود. سپس به مقدونیه و دربار آرخِلائوس رفت و نمایشنامهای به نام این پادشاه نوشت. اوریپید در سال 406 پ.م، حین نگارش نمایشنامه «زنان باخوسپرست»،
در مقدونیه درگذشت.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.