جنگ قدرت جمهوریخواهان و دموکراتها بالا میگیرد
واشینگتن در انتظار زلزله
غرافیای سیاست داخلی ایالات متحده، این روزها آشفتهترین و شکنندهترین صورت از یک آنارشی درونساختاری را تجربه میکند. در قلب واشینگتن، گسلهای اجتماعی و سیاسی داخلی آنچنان در هم تنیدهاند که هیچ پدیده انتخابی یا تحرک حزبی مستقل از بحرانهای کلان هژمونیک قابل تحلیل نیست
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علی ودایع: جغرافیای سیاست داخلی ایالات متحده، این روزها آشفتهترین و شکنندهترین صورت از یک آنارشی درونساختاری را تجربه میکند. در قلب واشینگتن، گسلهای اجتماعی و سیاسی داخلی آنچنان در هم تنیدهاند که هیچ پدیده انتخابی یا تحرک حزبی مستقل از بحرانهای کلان هژمونیک قابل تحلیل نیست. اگر تا پیش از این، معادلات قدرت در «کپیتال هیل» عمدتا در قالب رقابتهای سنتی «فیلها و الاغها» بر سر حوزههای انتخاباتی کلیدی ارزیابی میشد، امروز استمرار حضور «دونالد ترامپ» در کاخ سفید به یک وضعیت غیرقابل پیشبینی تبدیل شده است. مسئله کتماننشدنی واشینگتن، گرهخوردن پروندههای فرامرزی با معیشت طبقه متوسط است.
فرسایش موازنه در خاورمیانه
واشینگتن در شرایطی به سمت انتخابات میاندورهای کنگره حرکت میکند که تصاعد هزینهها و «سرریز بحرانهای خاورمیانه به جامعه آمریکا»، دولت ترامپ را در محاصره ابهام استراتژیک و خشم ناشی از تورم قرار داده است. بازخوانی رفتارهای راهبردی رئیسجمهوری آمریکا نشان میدهد او کماکان از الگوی «تئوری مرد دیوانه» و دکترین «دیپلماسی باروت» پیروی میکند؛ رویکردی که بر پایه ایجاد ابهام استراتژیک و تهدید کشنده قرار دارد. اما واقعیت سختافزاری پنتاگون بر پیامد متفاوتی تأکید دارد؛ مصرف شتابان و نامتوازن ذخیرههای تسلیحاتی آمریکا در تقابل با ایران و درگیریهای منطقهای، واشینگتن را با یک «ناترازی راهبردی» روبهرو کرده است. همانطور که ارزیابیهای نهادهای ناظر بینالمللی و گزارشهای تحلیلی نشان میدهند، شوک ناشی از جهش قیمت سوخت و اختلال در زنجیره تأمین انرژی، بهطور مستقیم سفره رأیدهنده آمریکایی را نشانه رفته است. ترامپ که با وعده مهار تورم و دوری از جنگهای پرهزینه، به قدرت بازگشته بود، اکنون خود را در نقطهای میبیند که ناچار است بخشی از توان بازدارندگی و تسلیحاتیاش را میان جبهههای فرسایشی تقسیم کند. در چارچوب تحلیل سیستمی، اقتصاد همواره حیاطخلوت و نقطه اتکای جمهوریخواهان بوده است. اما آخرین دادههای پیمایشی رسانههای آمریکایی (ازجمله نظرسنجیهای رویترز/ ایپسوس) خبر از یک چرخش معنادار میدهند. افت محبوبیت عمومی ترامپ به کانال ۳۵ تا ۳۷ درصد و شکستن انحصار جمهوریخواهان در شاخص «اعتماد اقتصادی»، زنگ خطر رنگپریدهای را برای اردوگاه ترامپ به صدا درآورده است. در فرهنگ سیاست داخلی آمریکا، قدرت رئیسجمهوری ایالات متحده نه در جنگهای خارجی، بلکه در باک خودروهای آمریکایی تنظیم میشود. بنا بر روایت رویترز، برتری جمهوریخواهان در اقتصاد در دوره فعلی ترامپ بهطور پیوسته رو به وخامت گذاشته است؛ زیرا وضعیت مالی خانوارهای آمریکایی پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ماه فوریه (اسفندماه) و جنگی که از آن زمان تاکنون در جریان بوده، از افزایش شدید قیمت سوخت آسیب دیده است. ضربه اقتصادی جنگ ایران بر محبوبیت ترامپ، کشندهتر از آن است که گمان میرفت.
اتحاد الاغها در برابر شکاف فیلها
در لایه رفتارشناسی حزبی، یکی از تعیینکنندهترین متغیرهای انتخابات میاندورهای، میزان همگرایی درونی دو حزب اصلی است؛ نقطهای که واشینگتن در آن شاهد یک «وارونگی رفتاری» معنادار میشود. دموکراتها که بهطور سنتی با تکثر دیدگاهها و شکاف میان جناح سنتی و ترقیخواه شناخته میشدند، امروز تحت تأثیر تهدید مشترک و استراتژی «مهار ترامپ»، به یک اتحاد تاکتیکی و بیسابقه دست یافتهاند. جناح چپ حزب با تمرکز بر پوپولیسم اقتصادی و معیشت، توانسته بدنه جوان و رأیدهندگان خاموش را پای صندوقها بیاورد، بدون آنکه بدنه میانهرو را تهدید کند. در لایههای زیرین حزب دموکرات، بازآرایی مهمی در جریان است. پیروزی «عبدالرحمان محمد السید» (عبدل السید) در رقابتهای مقدماتی سنا از ایالت میشیگان، نمادی از جهش جناح پیشرو و پوپولیسم اقتصادی کارگری در شمال آمریکاست. السید نه با مانور روی گسلهای صرفا فرهنگی، بلکه با نقد صریح سیاستهای جنگطلبانه و دستگذاشتن بر «بحران معیشت و سلامت»، توانسته بدنه خاموش دموکراتها را فعال کند. در مقابل، اردوگاه جمهوریخواهان دچار یک «شکاف ساختاری و عمیق» شده است. اصرار ترامپ بر یکدستسازی حزب و تحمیل نامزدهای وفادار به جنبش MAGA در رقابتهای مقدماتی، اگرچه حاکمیت او بر بدنه اصلی حزب را تثبیت کرده، اما چالش بزرگ «کیفیت نامزدها» را در حوزههای شناور و رقابتی به وجود آورده است. محافظهکاران سنتی و چهرههای وابسته به جریان اصلی حزب، نسبت به تبعات انتخاباتی مواضع تندروانه ترامپ و آسیب به پایگاه رأی حزب در میان طبقه متوسط شهری و زنان تحصیلکرده، ابراز نگرانی جدی میکنند. این گسل درونی، جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات، از یک کارزار یکپارچه و تهاجمی محروم کرده است.
تقسیم قدرت در منطقه خاکستری
نقشه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، خروجیهای متفاوت اما تکمیلی را پیشروی تحلیلگران قرار میدهد. مسئله اینجاست که «اردک لنگ» ترامپ وضعیت سیاسی واشینگتن را با بیسابقهترین سردرگمی مواجه کرده است. در احتمالات درباره مجلس نمایندگان، محاسبات نشان میدهد با توجه به اکثریت شکننده فعلی جمهوریخواهان (۲۱۸ در برابر ۲۱۲ کرسی) و الگوی تاریخی مجازات حزب حاکم، دموکراتها تنها به کسب سه تا چهار کرسی خالص
(Net Gain) نیاز دارند. اجماع اندیشکدههایی همچون «بروکینگز» و «مطالعات سیاسی آمریکا» نشان میدهد احتمال چرخش قدرت در مجلس نمایندگان و فتح آن توسط دموکراتها بسیار بالاست. در احتمالات مجلس سنا نیز نقشه جغرافیایی سنا با ۳۳ کرسی به رقابت گذاشتهشده، به دلیل حضور کرسیهای متعدد در ایالتهای کاملا قرمز، همچنان سنگر مأموریت سخت دموکراتهاست. با این حال، سرنوشت اکثریت ۵۳ به ۴۷ فعلی، در ایالتهای خاکستری و حساسی نظیر میشیگان، اوهایو، جورجیا و مین رقم خواهد خورد.
نگرانی مزمن در واشینگتن
دادههای میدان سیاسی آمریکا نشان میدهد سناریوی پایه برای آینده سیاسی واشینگتن، شکلگیری یک «دولت منقسم» و ایجاد بنبست ساختاری است. در مجموع، ارزیابیها حاکی از احتمال بالای فتح مجلس نمایندگان توسط دموکراتهاست. احتمال قوی بازپسگیری مجلس نمایندگان توسط دموکراتها بهمنزله پایان «دوران امضاهای طلایی و فرمانهای اجرائی بیدردسر» برای ترامپ خواهد بود. تسلط دموکراتها بر کمیتههای حیاتی نظیر «کمیته راهها و روشها»، «کمیته خدمات مالی» و «کمیته دفاعی و نظامی»، توان کاخ سفید را برای پیشبرد سیاستهای مالیاتی، تخصیص بودجههای درگیریهای فرامرزی و انتصابات کلیدی بهشدت قفل خواهد کرد و واشینگتن را وارد یک «پدیده بنبست کامل ساختاری» میکند. اگرچه جغرافیای قرمز سنا دفاع از اکثریت را برای جمهوریخواهان آسانتر میکند، اما حساسیت بالای رقابتها در ایالتهای کلیدی (نظیر میشیگان و اوهایو) و احتمال از دست رفتن حدنصابهای شکننده فعلی، کابوس اصلی استراتژیستهای محافظهکار را رقم زده است. اگر دموکراتها حتی با اکثریتی شکننده، کنترل سنا را به دست گیرند یا حدنصاب را جابهجا کنند، بحث لغو سنت ۶۰ رأی فیلیباستر به ابزار تهاجمی آنها برای اصلاح قوانین انتخابی، فشار بر ساختار دیوان عالی و بلوکهکردن کامل برنامههای قضائی ترامپ بدل خواهد شد. بزرگترین تهدید برای دو سال پایانی دوره ترامپ، ابزار «احضار قانونی» (Subpoena Power) مجلس نمایندگان است. دموکراتها از فردای پیروزی، احضار مقامات ارشد کابینه، بررسی پروندههای مالی و نظارت بر هزینهکرد جنگهای منطقهای را آغاز خواهند کرد؛ روندی که انرژیکترین بخش از توان اجرائی کاخ سفید را صرف دفاع درونساختاری و پاسخگویی حقوقی خواهد کرد. قابل پیشبینی است که رئیسجمهوری آمریکا دیگر نمیتواند با اهرمهای روانشناسی تهدید و تئوری توطئه، بر شکافهای عمیق اقتصادی و نارضایتیهای معیشتی سرپوش بگذارد. واشینگتن در آستانه ورود به برزخی است که در آن، کاخ سفید با صخره سخت «کنگره متخاصم» برخورد خواهد کرد؛ برخوردی که نهتنها مانورهای فرامرزی ترامپ را مهار میکند، بلکه او را در محاصره ابزارهای نظارتی و استیضاحهای فرسایشی قرار خواهد داد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.