رسانههای خارجی چه مینویسند؟
خطر بهاشتراکگذاری کودکان در فضای مجازی
فاطمه عسگری آزاد
وقتی دوران کودکی با ریتم سیریناپذیر اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی ترکیب میشود، چه اتفاقی رخ میدهد؟
برای اکثر قریب به اتفاق مردم سرزدن به اینستاگرام ترکیبی از آرمانگرایی و فضولگرایی است. این برنامه از نوعی ترس جمعی تغذیه میکند که مبادا چیزی را از دست بدهیم؛ یک میهمانی افسانهای، یک نقطه رؤیایی در یک شهر دور یا حراج برند محبوبمان. اما داستان برای والدینی که به صورت اغراقآمیز و هرروزه تصاویر کودکانشان را به اشتراک میگذارند، کمی متفاوت است. حتما شما هم در بین دوستانتان کسانی را میشناسید که از هر لحظه زندگی کودکشان تصاویری را در فضای مجازی به اشتراک میگذارند؛ از بیدارشدن گرفته تا بازیکردن و انواع وسایل و داراییهایش، همه و همه به نظر این افراد سوژههای جذابی برای انتشار در فضای مجازی هستند. اگر دوست دارید درباره دلایل این امر و خطراتش بیشتر بدانید، این مطلب را از دست ندهید.
تلاش برای فرار از انزوای فردی
انزوای والدین گاهی آنها را به نقاط عجیبوغریبی در زندگی سوق میدهد؛ بهخصوص در اوایل بهدنیاآمدن فرزندان. والدین با بهاشتراکگذاشتن تصاویر یا داستانهایی درباره فرزندانشان، تلاش دارند تا این تجربه جدید را برای خود قابل تحملتر کنند. انگار شبکههای اجتماعی آنها را به جهانی بزرگتر متصل میکند؛ درست زمانی که مقیاسها و خطوط زندگیشان در حال کوچکترشدن هستند. با این اوصاف، به نظر میرسد این انتشار اغراقگونه بیخطر هم میتواند باشد؛ شاید در بدترین حالت فقط چند نفر از دوستان صمیمی خود را کلافه کنند. بااینحال، گاهی با انتشار این محتواها خودمان را هم آزار میدهیم. لیا پلانکت (Leah Plunkett) در کتاب جدیدش به نام «اشتراکگذاری کودکان؛ چرا باید قبل از صحبتکردن درباره کودکانمان در فضای مجازی فکر کنیم؟»، این تجربه را روایت میکند: «به خاطر دارد که در گذشته تمام تلاشم را به کار میبستم تا ردپایی از خودم در اینترنت به جای نگذارم، اما حالا مانند یک پاپاراتزی (عکاسان خبری که در کمین سوژههای زندگی افراد مشهور هستند) هر حرکت خندهدار پسرم را در فضای مجازی شرح میدهم؛ درحالیکه او هنوز فرصت این را نداشته که درباره
حضورش در فضای مجازی تصمیمی بگیرد». پلانکت در کتابش بیان میکند که این «اشتراکگذاری کودکان» زمانی رخ میدهد که فرد مسئول نگهداری و مراقبت از کودک (پدر، مادر، معلم، پدربزرگ و مادربزرگ) اطلاعات خصوصی کودک را از طریق فضای مجازی به دیگران انتقال دهد. برخی از این فعالیتها بهطور واضحی در بین عموم مردم اتفاق میافتد؛ مانند انتشار عکس در فیسبوک یا بلاگنویسی درباره فرزندتان. اما برخی دیگر از این موارد چندان برای ما آشکار نیست؛ مانند بارگذاری عکسهای فرزندانمان در سرورهای ابری (مانند گوگلفوتو)، جستوجوهای شما در گوگل و... . این موارد اگرچه چندان آشکار نیست، اما ورود کودک شما را به زندگی دیجیتال تسریع میکند. مطالعات تخمین میزنند که نزدیک به دوسوم موارد کلاهبرداریهای هویتی تا سال ۲۰۳۰، ناشی از بهاشتراکگذاری کودکان در فضای مجازی است.
حریم خصوصی؛ گمشده نسل کودکان دیجیتال!
برای پلانکت که دانشیار دانشکده حقوق نیوهمشایر (University of New Hampshire) و عضو هیئتعلمی در مرکز اینترنت و جامعه برکمن کلین (Berkman Klein) دانشگاه هاروارد است، دلایل زیادی برای نگرانی درباره بهاشتراکگذاری کودکان وجود دارد. از منظر فلسفی، بهاشتراکگذاشتن کودکان در حقیقت کودکان را در معرض دنیای دیجیتال قرار میدهد، بدون کسب رضایت از آنها. شاید کودک نخواهد در آینده در هیچ شبکه اجتماعیای فعالیت کند و این تصمیم والدین در حقیقت قدرت و فرصت انتخاب را از فرزندانشان میگیرد. پلانکت استدلال میکند والدین زندگی کودکان خود را در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذارند؛ زیرا انجام این کار آسان است و در بسیاری از موارد برای انجامش تشویق هم میشوند. والدین باید درباره اثرات طولانیمدت این اقدامات خود و آسیبهای احتمالی برای فرزندانشان کمی بیشتر بیندیشند؛ آنهم در شرایطی که هرروزه این آسیبها میتواند تغییر کند. دومین نگرانی پلانکت وسیعتر نیز هست؛ او در کتابش اینطور مینویسد: «مشکل اساسی در اشتراکگذاری محتواهای مربوط به کودکان دقیقا همان است که در مورد جهان بزرگسالان نیز صدق میکند؛ حریم خصوصی». در حقیقت ما
داوطلبانه دادههای خود را تقدیم دیگران میکنیم، بدون اینکه بدترین سناریوهای ممکن را تصور کنیم. تصور کنید که در بزرگسالی فرزند شما به خاطر توییتی که برای خنده در فضای مجازی انتشار دادهاید، باید از عموم مردم عذرخواهی کند یا اعتبار حرفهای یا چشماندازهای آینده او در معرض خطر قرار گیرد. آیا این واقعیت که کودکان قبلا به صورت آنلاین یک هویت داشتهاند، میتواند در توانایی رشد هویتی آنها در بزرگسالی تأثیرگذار باشد؟ مدتهاست که استفاده شرکتهایی مانند فیسبوک و گوگل از اطلاعات ما برایمان عادی شده، اما انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا نشان داد حتی سلیقه ما میتواند برای سیاستمداران مفید باشد. پلانکت قصد دارد درباره آیندهای به ما هشدار دهد که اهمیت اطلاعات از این نیز بیشتر میشود. شاید در آینده این اطلاعات منجر به تبیین الگوهای رفتاری شود. در این صورت، شرکتهای تحلیل رفتار ادعا خواهند کرد بر اساس دوران کودکی میتوانند آینده افراد را پیشبینی کنند. از خودمان بپرسیم چه میشود اگر رشد کودکمان به صورت آنلاین ردیابی شود؟ کاری که پلانکت و محققانش تلاش دارند انجام دهند، بازکردن یک مبحث عمیق است که بسیاری از ما بهسادگی از کنارش
میگذریم. از این به بعد قبل از انتشار تصویر کودکان در فضای مجازی، به خودمان یادآور شویم که فرزندمان حق دارد درباره بازتاب هویتش در فضای مجازی تصمیم بگیرد و ما نباید خودخواهانه و یکطرفه این حق را از او بگیریم.
منبع: نیویورکر
https://www.newyorker.com/culture/cultural-comment/instagram-facebook-and-the-perils-of-sharenting
وقتی دوران کودکی با ریتم سیریناپذیر اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی ترکیب میشود، چه اتفاقی رخ میدهد؟
برای اکثر قریب به اتفاق مردم سرزدن به اینستاگرام ترکیبی از آرمانگرایی و فضولگرایی است. این برنامه از نوعی ترس جمعی تغذیه میکند که مبادا چیزی را از دست بدهیم؛ یک میهمانی افسانهای، یک نقطه رؤیایی در یک شهر دور یا حراج برند محبوبمان. اما داستان برای والدینی که به صورت اغراقآمیز و هرروزه تصاویر کودکانشان را به اشتراک میگذارند، کمی متفاوت است. حتما شما هم در بین دوستانتان کسانی را میشناسید که از هر لحظه زندگی کودکشان تصاویری را در فضای مجازی به اشتراک میگذارند؛ از بیدارشدن گرفته تا بازیکردن و انواع وسایل و داراییهایش، همه و همه به نظر این افراد سوژههای جذابی برای انتشار در فضای مجازی هستند. اگر دوست دارید درباره دلایل این امر و خطراتش بیشتر بدانید، این مطلب را از دست ندهید.
تلاش برای فرار از انزوای فردی
انزوای والدین گاهی آنها را به نقاط عجیبوغریبی در زندگی سوق میدهد؛ بهخصوص در اوایل بهدنیاآمدن فرزندان. والدین با بهاشتراکگذاشتن تصاویر یا داستانهایی درباره فرزندانشان، تلاش دارند تا این تجربه جدید را برای خود قابل تحملتر کنند. انگار شبکههای اجتماعی آنها را به جهانی بزرگتر متصل میکند؛ درست زمانی که مقیاسها و خطوط زندگیشان در حال کوچکترشدن هستند. با این اوصاف، به نظر میرسد این انتشار اغراقگونه بیخطر هم میتواند باشد؛ شاید در بدترین حالت فقط چند نفر از دوستان صمیمی خود را کلافه کنند. بااینحال، گاهی با انتشار این محتواها خودمان را هم آزار میدهیم. لیا پلانکت (Leah Plunkett) در کتاب جدیدش به نام «اشتراکگذاری کودکان؛ چرا باید قبل از صحبتکردن درباره کودکانمان در فضای مجازی فکر کنیم؟»، این تجربه را روایت میکند: «به خاطر دارد که در گذشته تمام تلاشم را به کار میبستم تا ردپایی از خودم در اینترنت به جای نگذارم، اما حالا مانند یک پاپاراتزی (عکاسان خبری که در کمین سوژههای زندگی افراد مشهور هستند) هر حرکت خندهدار پسرم را در فضای مجازی شرح میدهم؛ درحالیکه او هنوز فرصت این را نداشته که درباره
حضورش در فضای مجازی تصمیمی بگیرد». پلانکت در کتابش بیان میکند که این «اشتراکگذاری کودکان» زمانی رخ میدهد که فرد مسئول نگهداری و مراقبت از کودک (پدر، مادر، معلم، پدربزرگ و مادربزرگ) اطلاعات خصوصی کودک را از طریق فضای مجازی به دیگران انتقال دهد. برخی از این فعالیتها بهطور واضحی در بین عموم مردم اتفاق میافتد؛ مانند انتشار عکس در فیسبوک یا بلاگنویسی درباره فرزندتان. اما برخی دیگر از این موارد چندان برای ما آشکار نیست؛ مانند بارگذاری عکسهای فرزندانمان در سرورهای ابری (مانند گوگلفوتو)، جستوجوهای شما در گوگل و... . این موارد اگرچه چندان آشکار نیست، اما ورود کودک شما را به زندگی دیجیتال تسریع میکند. مطالعات تخمین میزنند که نزدیک به دوسوم موارد کلاهبرداریهای هویتی تا سال ۲۰۳۰، ناشی از بهاشتراکگذاری کودکان در فضای مجازی است.
حریم خصوصی؛ گمشده نسل کودکان دیجیتال!
برای پلانکت که دانشیار دانشکده حقوق نیوهمشایر (University of New Hampshire) و عضو هیئتعلمی در مرکز اینترنت و جامعه برکمن کلین (Berkman Klein) دانشگاه هاروارد است، دلایل زیادی برای نگرانی درباره بهاشتراکگذاری کودکان وجود دارد. از منظر فلسفی، بهاشتراکگذاشتن کودکان در حقیقت کودکان را در معرض دنیای دیجیتال قرار میدهد، بدون کسب رضایت از آنها. شاید کودک نخواهد در آینده در هیچ شبکه اجتماعیای فعالیت کند و این تصمیم والدین در حقیقت قدرت و فرصت انتخاب را از فرزندانشان میگیرد. پلانکت استدلال میکند والدین زندگی کودکان خود را در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذارند؛ زیرا انجام این کار آسان است و در بسیاری از موارد برای انجامش تشویق هم میشوند. والدین باید درباره اثرات طولانیمدت این اقدامات خود و آسیبهای احتمالی برای فرزندانشان کمی بیشتر بیندیشند؛ آنهم در شرایطی که هرروزه این آسیبها میتواند تغییر کند. دومین نگرانی پلانکت وسیعتر نیز هست؛ او در کتابش اینطور مینویسد: «مشکل اساسی در اشتراکگذاری محتواهای مربوط به کودکان دقیقا همان است که در مورد جهان بزرگسالان نیز صدق میکند؛ حریم خصوصی». در حقیقت ما
داوطلبانه دادههای خود را تقدیم دیگران میکنیم، بدون اینکه بدترین سناریوهای ممکن را تصور کنیم. تصور کنید که در بزرگسالی فرزند شما به خاطر توییتی که برای خنده در فضای مجازی انتشار دادهاید، باید از عموم مردم عذرخواهی کند یا اعتبار حرفهای یا چشماندازهای آینده او در معرض خطر قرار گیرد. آیا این واقعیت که کودکان قبلا به صورت آنلاین یک هویت داشتهاند، میتواند در توانایی رشد هویتی آنها در بزرگسالی تأثیرگذار باشد؟ مدتهاست که استفاده شرکتهایی مانند فیسبوک و گوگل از اطلاعات ما برایمان عادی شده، اما انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا نشان داد حتی سلیقه ما میتواند برای سیاستمداران مفید باشد. پلانکت قصد دارد درباره آیندهای به ما هشدار دهد که اهمیت اطلاعات از این نیز بیشتر میشود. شاید در آینده این اطلاعات منجر به تبیین الگوهای رفتاری شود. در این صورت، شرکتهای تحلیل رفتار ادعا خواهند کرد بر اساس دوران کودکی میتوانند آینده افراد را پیشبینی کنند. از خودمان بپرسیم چه میشود اگر رشد کودکمان به صورت آنلاین ردیابی شود؟ کاری که پلانکت و محققانش تلاش دارند انجام دهند، بازکردن یک مبحث عمیق است که بسیاری از ما بهسادگی از کنارش
میگذریم. از این به بعد قبل از انتشار تصویر کودکان در فضای مجازی، به خودمان یادآور شویم که فرزندمان حق دارد درباره بازتاب هویتش در فضای مجازی تصمیم بگیرد و ما نباید خودخواهانه و یکطرفه این حق را از او بگیریم.
منبع: نیویورکر
https://www.newyorker.com/culture/cultural-comment/instagram-facebook-and-the-perils-of-sharenting