|

تیم ملی نماد «وحدت ملی» است

میرمهرداد میرسنجری

جام جهانی فوتبال آوردگاهی است با حضور 32 تیم نخبه و برگزیده از سراسر جهان که پس از موفقیت در آزمون سخت و فرسایشی انتخابی جام جهانی از میان 209 کشور عضو فیفا برگزیده شده‌اند؛ یعنی تنها 15 درصد از کشورهای جهان این شانس را داشته‌اند که بتوانند در این پرشکوه‌ترین آوردگاه جهانی هر چهار سال یک‌ بار، فوتبال و فرهنگ خود را در برابر ‌میلیاردها بیننده تلویزیونی به نمایش بگذارند. به‌راستی چند‌ میلیارد دلار هزینه نیاز است که بتوان برای تاریخ، فرهنگ و هویت ملی یک کشور این‌گونه تبلیغ کرد؟
با توجه به پخش مستقیم جهانی سرود ملی و پرچم ملی هر کشور، دست‌کم سه بار در بازی‌ها، حداقل 270 دقیقه نمایش قدرت فوتبالی، صدها ساعت تفسیر و تحلیل فوتبالی و حاشیه‌های آن، گردآوری هم‌میهنان از گوشه‌گوشه روستاها و شهرهای ایران از آذربایجان و گیلان تا بلوچستان، خوزستان و لرستان، از آمریکا و کانادا تا هندوستان و استرالیا در ورزشگاه‌ها در کنار هم، باید گفت به‌راستی چه پدیده‌ای می‌تواند این‌گونه شور و شوق و یکپارچگی ملی را مستحکم کند؟ چه پدیده‌ای است که بتواند مانند فوتبال این‌گونه زن و مرد، پیر و جوان و دارا و ندار را به شعف و غرور وادارد یا اشک‌های شوقشان را جاری کند؟ مبارزه قهرمانانه و فداکارانه تیم ملی البته امکان‌پذیر نبود، مگر با مدیریت ارزشمند و هوشیارانه یک مربی با کلاس درجه‌یک و دارای استانداردهای جهانی مانند کارلوس کی‌روش و همراهی و همدلی بازیکنانی که برخی انتقادهای اخلاقی و رفتاری پیش از مسابقات را با مبارزه‌جویی، غیرت ایرانی و وطن‌پرستی در مسابقات جابه‌جا کردند. صحنه‌ای که پنج بازیکن ایرانی شجاعانه یکی پس از دیگری خود را روی توپ در چند سانتی‌متری خط دروازه ایران می‌اندازند تا خطر را دور کنند، بی‌اختیار ما را به یاد جانفشانی‌های فرزندان فداکار این آب و خاک در هشت سال دفاع مقدس می‌اندازد؛ صحنه‌هایی جاودانه که شیران ایران‌زمین برای افتادن روی مین و بازکردن معبر برای هم‌رزمانشان از هم پیشی می‌گرفتند و برای جانفشانی در راه خاک پاک مادر میهن، سر از پا نمی‌شناختند. تیم ملی عرصه اتحاد و همبستگی ملی به تمام معناست؛ آنجا که دروازه‌بان لرستانی با دو دفاع و هافبک دفاعی مازندرانی و هافبک دفاعی گیلانی و خط حمله بوشهری و آذربایجانی و اصفهانی و خوزستانی و ترکمن در کنار بازیکنان دوملیتی ایرانی - سوئدی، ایرانی- آلمانی، ایرانی- هلندی، ایرانی- آمریکایی و...، همه و همه برای یک واژه مقدس با نام «ایران» فداکاری کردند و تا سرحد توان از خود مایه گذاشته‌اند و حتی بازیکنان جامانده کردستانی در آرزوی خدمت و فداکاری به تیم «ملی» ایران اشک ریختند. سؤال اینجاست چرا پتانسیل هم‌تباران وارث تمدن ایرانی، در دولت ایران کمترین اهمیت راهبردی بلندمدت را ندارد؟

جام جهانی فوتبال آوردگاهی است با حضور 32 تیم نخبه و برگزیده از سراسر جهان که پس از موفقیت در آزمون سخت و فرسایشی انتخابی جام جهانی از میان 209 کشور عضو فیفا برگزیده شده‌اند؛ یعنی تنها 15 درصد از کشورهای جهان این شانس را داشته‌اند که بتوانند در این پرشکوه‌ترین آوردگاه جهانی هر چهار سال یک‌ بار، فوتبال و فرهنگ خود را در برابر ‌میلیاردها بیننده تلویزیونی به نمایش بگذارند. به‌راستی چند‌ میلیارد دلار هزینه نیاز است که بتوان برای تاریخ، فرهنگ و هویت ملی یک کشور این‌گونه تبلیغ کرد؟
با توجه به پخش مستقیم جهانی سرود ملی و پرچم ملی هر کشور، دست‌کم سه بار در بازی‌ها، حداقل 270 دقیقه نمایش قدرت فوتبالی، صدها ساعت تفسیر و تحلیل فوتبالی و حاشیه‌های آن، گردآوری هم‌میهنان از گوشه‌گوشه روستاها و شهرهای ایران از آذربایجان و گیلان تا بلوچستان، خوزستان و لرستان، از آمریکا و کانادا تا هندوستان و استرالیا در ورزشگاه‌ها در کنار هم، باید گفت به‌راستی چه پدیده‌ای می‌تواند این‌گونه شور و شوق و یکپارچگی ملی را مستحکم کند؟ چه پدیده‌ای است که بتواند مانند فوتبال این‌گونه زن و مرد، پیر و جوان و دارا و ندار را به شعف و غرور وادارد یا اشک‌های شوقشان را جاری کند؟ مبارزه قهرمانانه و فداکارانه تیم ملی البته امکان‌پذیر نبود، مگر با مدیریت ارزشمند و هوشیارانه یک مربی با کلاس درجه‌یک و دارای استانداردهای جهانی مانند کارلوس کی‌روش و همراهی و همدلی بازیکنانی که برخی انتقادهای اخلاقی و رفتاری پیش از مسابقات را با مبارزه‌جویی، غیرت ایرانی و وطن‌پرستی در مسابقات جابه‌جا کردند. صحنه‌ای که پنج بازیکن ایرانی شجاعانه یکی پس از دیگری خود را روی توپ در چند سانتی‌متری خط دروازه ایران می‌اندازند تا خطر را دور کنند، بی‌اختیار ما را به یاد جانفشانی‌های فرزندان فداکار این آب و خاک در هشت سال دفاع مقدس می‌اندازد؛ صحنه‌هایی جاودانه که شیران ایران‌زمین برای افتادن روی مین و بازکردن معبر برای هم‌رزمانشان از هم پیشی می‌گرفتند و برای جانفشانی در راه خاک پاک مادر میهن، سر از پا نمی‌شناختند. تیم ملی عرصه اتحاد و همبستگی ملی به تمام معناست؛ آنجا که دروازه‌بان لرستانی با دو دفاع و هافبک دفاعی مازندرانی و هافبک دفاعی گیلانی و خط حمله بوشهری و آذربایجانی و اصفهانی و خوزستانی و ترکمن در کنار بازیکنان دوملیتی ایرانی - سوئدی، ایرانی- آلمانی، ایرانی- هلندی، ایرانی- آمریکایی و...، همه و همه برای یک واژه مقدس با نام «ایران» فداکاری کردند و تا سرحد توان از خود مایه گذاشته‌اند و حتی بازیکنان جامانده کردستانی در آرزوی خدمت و فداکاری به تیم «ملی» ایران اشک ریختند. سؤال اینجاست چرا پتانسیل هم‌تباران وارث تمدن ایرانی، در دولت ایران کمترین اهمیت راهبردی بلندمدت را ندارد؟

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.