مسابقات لیگ و بههمزدن بازی حریف
هفته گذشته، برای پاسخ به پرسشهایی که پس از شروع آتشبس، در دیدارها مطرح میشد و پیامهایی که دریافت میکردم و در تشریح وضعیتی که در این بیستوچند روز آتشبس در جریان بوده، دو یادداشت در دو روزنامه مختلف منتشر کردم.
هفته گذشته، برای پاسخ به پرسشهایی که پس از شروع آتشبس، در دیدارها مطرح میشد و پیامهایی که دریافت میکردم و در تشریح وضعیتی که در این بیستوچند روز آتشبس در جریان بوده، دو یادداشت در دو روزنامه مختلف منتشر کردم. اولین یادداشت را شنبه گذشته و پیش از اعلام پروژه «بازکردن تنگه هرمز» از سوی ترامپ با عنوان «اتحاد متفرق» برای روزنامه اطلاعات، در این زمینه نوشتم که چرا زنجیر اتحاد کشورهای عربی جنوب خلیج فارس شکننده است و چرا در این زنجیر اتحاد، امارات متحده عربی، ضعیفترین حلقه است و با توجه به اینکه قدرت یک زنجیر، به تحمل فشار ضعیفترین حلقه آن بستگی دارد، واردسازی فشار بر کشور امارات، پیشبینیپذیرترین رخداد روزهای جاری خواهد بود. برآوردی را که یادداشت «اتحاد متفرق» براساس آن تنظیم شده بود، طی هفته گذشته بارها شاهدش بودیم و از آنجا که در همین ایام، اسرائیل اعلام کرده «امارات، متحد اصلی و راهبردی ما در منطقه است»، احتمالا از این به بعد نیز بارها شاهد چنین فشارهایی بر کشور امارات خواهیم بود. یادداشت دوم را سهشنبه گذشته و پس از اعلام پروژه بازکردن تنگه هرمز از سوی ترامپ با عنوان «سرمایه از سرمایهدار جداست» در روزنامه اعتماد و براساس این پیشفرض نوشتم که با توجه به خطر بسیار زیاد عبور کشتیها از تنگه هرمز، بدون آنکه از ایران مجوز عبور داشته باشند، حتی اگر تکتک صاحبان این شناورها، متحد آمریکا و دشمن ایران هم باشند، امکان ندارد که جز تعدادی انگشتشمار، شاهد همراهی صاحبان این کشتیها با پروژه ترامپ باشیم، ازاینرو قطعا این طرح شکست خواهد خورد، ولی اصلا انتظار نداشتم که در کمتر از ۴۸ ساعت، ترامپ آن را متوقف کند.
اما کلیت ماجرا چیست و به کدام سمت میرود؟
سالها پیش برای تماشای مسابقه فوتبال به ورزشگاهی رفته بودم که دو زمین بازی کنار هم داشت، طوری که اگر در قسمتی از سکوی تماشاگران مینشستی، میتوانستی هر دو بازی را که در این دو زمین انجام میشد و به یک دوره بازی و مربوط به یکدیگر بودند، تماشا کنی؛ دو بازی جدا از هم که نتیجهاش نهایتا بر هر دو مؤثر بود. احتمالا شما نیز کموبیش مشابه چنین وضعیتی را در مواردی متفاوت مشاهده کردهاید؛ اتفاقاتی که در عین آنکه با هم پیوستهاند، اما جدای از هم و در دو زمینه مختلف رخ میدهند. آنچه امروز در جنگ بین آمریکا-اسرائیل با ایران در حال وقوع است، از جهاتی بیشباهت به دو بازی در دو زمین مختلف نیست که با وجود تأثیر بر یکدیگر، گویی در زمینهای متفاوتی در حال انجام هستند.
در مسابقات ورزشی که به شکل رودررو صورت میگیرد، دو وضعیت را شاهدیم؛ یا مسابقه به صورت حذفی است یا دورهای. از این منظر، جنگهای کلاسیک بیشباهت به مسابقات حذفی نبودند. ارتشهای دو کشور با هم نبرد میکردند و یکی پیروز میشد و دیگری شکست میخورد و پس از پایان نبرد، یا یکی از دو کشور نابود و از صفحه روزگار حذف میشد (مانند آنچه برای پروس در پایان جنگ جهانی اول رخ داد یا یوگسلاوی که از دل جنگ جهانی دوم زاده شد و با جنگ بالکان کلا از صفحه روزگار حذف شد) یا براساس یک معاهده، مانند قرارداد ترکمانچای که کشور پیروز (روسیه) بر ایران دیکته کرد که فقط همین که ایران توانست شهرهایی مانند تبریز را که در جنگ از دست داده بود، در مذاکرات پس بگیرد، با آنکه در نگاهی عامیانه، آن قرارداد یک شکست بود اما در واقعیت به بزرگترین پیروزی دیپلماسی ایران تبدیل شد. در جنگ حاضر نیز ترامپ با ذهنیت جنگ کلاسیک به ایران حمله کرد؛ درست مانند یک مسابقه حذفی که نتیجه بازی در تکمسابقه رودررو معلوم میشود و برای همین است که بارها از شکست ایران میگوید و تسلیم بیقیدوشرط کشورمان و تکاندادن پرچم سفید را طلب میکند. در مقابل، ایران این جنگ را شبیه یک مسابقه دورهای میبیند که در پایان لیگ باید به جدول مسابقات نگاه کرد. مسابقاتی که پیروزی و شکست دو تیم در مقابل هم، الزاما به معنای قهرمانی لیگ نیست و از طرفی، در پایان مسابقات، حتی دومشدن برای تیمی که پر از فوقستاره است، میتواند به معنای شکست باشد و برای تیم دیگر، همین که به دسته پایینتر سقوط نکند، یعنی پیروزی؛ چه برسد به اینکه در پایان لیگ در میانههای جدول باشد یا اینکه خود را به جمع تیمهای بالای جدول برساند و سال بعد در لیگ قهرمانان بازی کند.
حالا آنچه در مجموع دیده و میبینیم، چیست؟ در بازی رودررو،
آمریکا-اسرائیل به ایران ضربههایی زدند و رهبر انقلاب را به شهادت رساندند. در مقابل، ایران به ۱۶ پایگاه آمریکا در منطقه ضربات سختی وارد کرد و طبق گزارش رسانهها ۲۲۸ هدف مهم در این پایگاهها را نابود کرد. غیر از این، اهداف بسیاری را در اسرائیل مورد حمله قرار داد. به اینها اضافه کنیم مراکزی در کشورهای همپیمان آمریکا در منطقه و حمله آمریکا-اسرائیل به گروههای همپیمان ایران. تا اینجا، این یک مسابقه رودررو بود، اما بعد از آن، بازی به شکل دورهای ادامه پیدا کرد و ایران زمین بازی را به دریا کشاند، یعنی همانجا که عرصه قدرت نظامی آمریکا در این ۸۰ سال بوده است.
اینجاست که جنگ شبیه همان تماشای مسابقه همزمان در دو زمین مختلف میشود؛ در خلیج فارس و در دریای عمان، دو زمین بازی جدا از هم. زمینی که ایران انتخاب کرد، تنگه هرمز و خلیج فارس بود که از طرفی دبیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی گفته «در حال حاضر، حدود ۲۰ هزار خدمه و حدود هزارو 500 کشتی در آبهای خلیج فارس گرفتار شدهاند که حملونقل دریایی بیش از ۸۰ درصد از کالاهای مصرفی جهان را حمل میکند» و عملیات ۴۸ساعته آمریکا برای تغییر این وضعیت به شکست انجامید و ترامپ نتوانست زمین بازی ایران را به هم بزند و از سوی دیگر، محاصره دریایی ایران که زمین بازی آمریکا در دریای عمان است و همین عملیات ناکام آزادسازی، به ایران فرصت داد تا حوزه استحفاظی تنگه هرمز را در دریای عمان و تا آن سوی بندر فجیره گسترش دهد و حتی اعتراض کشورهای عربی به بیعملی آمریکا در مورد همین گسترش تا آن سوی بندر فجیره و اتفاقاتی که هفته پیش برای امارات افتاد و آمریکا را ناچار کرد تا پنجشنبهشب عملیات دیگری انجام دهد نیز نتیجهبخش نشد و در نهایت وقتی تصاویر ماهوارهای یک آتشسوزی را در نزدیکی سواحل عمان و در محل همان مسیر امن ادعایی ترامپ ثبت کرد، حاکی از این بود که تقابلی که حالا از زمین و آسمان ایران به دریا کشیده شده و در دو زمین بازی مختلف خلیج فارس و تنگه هرمز از سویی و دریای عمان از طرف دیگر، بهگونهای پیش میرود که تا اینجا ایران توانسته بازی آمریکا در دریای عمان را به چالش بکشد، ولی دو تلاشی که آمریکا برای اثرگذاری بر زمین بازی دریایی ایران انجام داده، بیاثر بوده است.
در نهایت ترامپ با سه ضربالاجل روبهرو است: اولی سفر به چین که او را بیتاب کرده تا از هیبت یک شکستخورده جنگ بیرون بیاید و برای همین طرح بازکردن تنگه هرمز را به راه انداخت که بیثمر بود و حالا مدام فشار میآورد تا در همین یک هفته توافقنامهای با ایران امضا کند که فعلا بینتیجه بوده است. ضربالاجل دوم، بازیهای جام جهانی است که وضعیت نفت و گرانی بنزین، آن را از فرصتی برای ترامپ جهت بزرگنمایی خود، احتمالا به یک بحران دیگر تبدیل میکند و ضربالاجل سوم، انتخابات میاندورهای که حالا دارد به بحران کل حزب جمهوریخواه تبدیل میشود. ترامپ امیدوار است فشار اقتصادی بر ایران با محاصره دریایی، حداکثری شود و نارضایتی داخلی کشورمان را تصاعدی کند و دیماه دیگری فرا برسد. ایران نیز امیدوار است که سه ضربالاجل پیشرو، ترامپ را به دادن امتیازات لازم برای توافق ناچار کند و برای این اتفاق، زمین بازی خلیج فارس و همچنین امارات بهعنوان عامل تفرقهساز در بین کشورهای عربی را همچنان فعال نگه دارد.