رسانه و مالکیت فکری: و مسیر نوآوری
سازمان جهانی مالکیت فکری (وایپو) شعار مالکیت فکری و ورزش: آماده، حرکت، نوآوری! را برای روز جهانی مالکیت معنوی در سال ۲۰۲۶ برگزیده است. این شعار، فراخوانی است برای تمام ارکان جامعه تا نقش حمایت از حقوق پدیدآورندگان را در پویایی و پیشرفت هر عرصهای -از میادین ورزشی تا استودیوهای رسانهای- بازشناسند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
احمد افروز: سازمان جهانی مالکیت فکری (وایپو) شعار مالکیت فکری و ورزش: آماده، حرکت، نوآوری! را برای روز جهانی مالکیت معنوی در سال ۲۰۲۶ برگزیده است. این شعار، فراخوانی است برای تمام ارکان جامعه تا نقش حمایت از حقوق پدیدآورندگان را در پویایی و پیشرفت هر عرصهای -از میادین ورزشی تا استودیوهای رسانهای- بازشناسند. در این میان، رسانهها نهفقط به عنوان یکی از مخاطبان این فراخوان، بلکه از متولیان اصلی تحقق آن در بستر فرهنگ عمومی و ساختارهای حقوقی هستند. رابطه رسانه و مالکیت فکری همواره با کشش و تنش همراه بوده است؛ رسانه از یک سو بزرگترین تولیدکننده محتوای اصیل و مشمول حمایتهای کپیرایت (اعم از خبر، گزارش، عکس، فیلم، موسیقی و پادکست) است و از سوی دیگر، سرعت و گستردگی بازنشر در فضای دیجیتال، آن را گاه در موقعیت نقض ناخواسته یا عامدانه حقوق دیگران قرار میدهد. اما فراتر از این چالش، رسانه میتواند نقش بیبدیلی در ارتقای ساختار، فرهنگ و توسعه مالکیت معنوی ایفا کند. نقش رسانه در تحکیم ساختار مالکیت فکری از مسیر افشاگری هوشمندانه و نظارت عمومی میگذرد. رسانههای حرفهای با پوشش دقیق پروندههای سرقت علمی و هنری، شکافهای قانونی را آشکار میسازند و فشار افکار عمومی را برای اصلاح مقررات و بهروزرسانی نظامهای ثبت و داوری افزایش میدهند. معرفی الگوهای موفق مجوزدهی، ترویج قراردادهای استاندارد و پوشش مزایای ثبت رسمی آثار، از دیگر کارکردهای ساختاری رسانه به شمار میآید. رسانه با بازنمایی هزینههای نقض مالکیت فکری -از دعاوی قضائی تا تحریمهای بینالمللی- درک عملی از ارزش داراییهای نامشهود را در جامعه نهادینه میکند. به عبارت دیگر، رسانه پلی است میان نظام حقوقی و زیستجهان روزمره مردم؛ بدون این پل، حتی پیشرفتهترین قوانین نیز در کتابخانهها خاک میخورند. فرهنگسازی، گوهر مغفول توسعه مالکیت معنوی است. مهمترین مانع در ایران، نبود فرهنگ عمومی احترام به حقوق خالق اثر است. رسانه در این عرصه مؤثرترین ابزار جامعهپذیری به شمار میآید. با تبیین تفاوت میان دسترسی آزاد به اطلاعات و بهرهبرداری تجاری غیرمجاز و با جایگزینکردن شرم اجتماعی بهجای ترس از مجازات قانونی، رسانه میتواند تابوی اخلاقی کپیکاری را نهادینه کند. تولید محتواهای آموزشی جذاب -از موشنگرافی و اینفوگرافیک تا پادکست و ویدئوهای کوتاه- درباره شیوههای استناددهی، دریافت مجوز، تمایز الهام از سرقت ادبی و آشنایی با نظامهای منعطفی چون کرییتیو کامنز (Creative Commons)، سواد مالکیت فکری را از مدرسه تا دانشگاه گسترش میدهد. رسانهای که خود به حقوق مادی و معنوی دیگران ارج مینهد، عملا با اقدام عملی خود پیام «خلاقیت ارزش سرمایهگذاری دارد» را مخابره میکند.
توسعه مالکیت معنوی به طور مستقیم به رشد صنایع خلاق و اقتصاد دانشبنیان گره خورده است. رسانه با معرفی نوآوریهای داخلی، کارآفرینان خلاق و استارتاپهای دانشبنیان، برای آنها بازارهای تازه میگشاید. با مقابله با تقلید علائم تجاری و کالاهای قاچاق، اعتماد به برندهای ملی را بازمیسازد و از حقوق مصرفکننده دفاع میکند. مهمتر آنکه رسانه با گزارشهای تحلیلی از ارزش شرکتهای خلاق و داراییهای نامشهود، به تبدیل ایده به دارایی و خلاقیت به سرمایه یاری میرساند. در عصر تحول دیجیتال، رسانهها خود نیز نیازمند گذار از مدلهای کهنه به سوی نظامهای منعطف مالکیت فکری هستند؛ جایی که با استفاده از مجوزهای متنباز، حق نشر کریمانه (Fair Use) و مشارکت در خلق آثار مشترک، هم جریان اطلاعرسانی را پویا نگه میدارند و هم کیان خلاقیت را پاس میدارند. ۲۶ آوریل (۶ اردیبهشت) روز جهانی مالکیت فکری، فرصتی مغتنم است تا هر رسانهای خود را متولی این رسالت بداند. رسانهای که ساختارهای قانونی را نقد میکند، فرهنگ احترام به حقوق فکری را ترویج میدهد و به توسعه اقتصاد خلاق یاری میرساند، در حقیقت از سرمایه ناب تفکر و نوآوری حراست میکند. به یاد داشته باشیم که امروز از حقوق دیگران صیانت میکنیم تا فردا نوبت اثر خود ما باشد که نیازمند حمایت دیگری است. آماده باشیم، حرکت کنیم و نوآوری را با حفاظت از مالکیت فکری، به خط پایان پیروزی برسانیم.