|

به‌مناسبت چهلم یونس تراکمه

ادبیات، خلاقیت و تمام

شرق: حالا چهل روز از غیاب یونس تراکمه، داستان‌نویس، منتقد ادبی و از اعضای «جُنگ اصفهان» می‌گذرد. تراکمه در 78‌سالگی اواخر اسفند 1404 درگذشت. او ازجمله نویسندگانی است که حکایتش با «جُنگ اصفهان» پیوند خورده بود. یونس تراکمه همواره دست‌گیر جوانان نویسنده بود و به‌رغم همنشینی مدام با بزرگان ادبیات معاصر ما، از هوشنگ گلشیری تا ابوالحسن نجفی و محمد حقوقی و دیگران، با باوری که به «ادبیات» داشت از نسل‌های جدید حمایت می‌کرد و در فکر خیر عمومی جامعه ادبی بود.

ادبیات، خلاقیت و تمام

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: حالا چهل روز از غیاب یونس تراکمه، داستان‌نویس، منتقد ادبی و از اعضای «جُنگ اصفهان» می‌گذرد. تراکمه در 78‌سالگی اواخر اسفند 1404 درگذشت. او ازجمله نویسندگانی است که حکایتش با «جُنگ اصفهان» پیوند خورده بود. یونس تراکمه همواره دست‌گیر جوانان نویسنده بود و به‌رغم همنشینی مدام با بزرگان ادبیات معاصر ما، از هوشنگ گلشیری تا ابوالحسن نجفی و محمد حقوقی و دیگران، با باوری که به «ادبیات» داشت از نسل‌های جدید حمایت می‌کرد و در فکر خیر عمومی جامعه ادبی بود. هزینه مراسم چهلم این نویسنده نیز با تصمیم خانواده فرهنگی او صرف امور خیریه می‌شود. تراکمه «خلاقیت» را ماهیت انکارناپذیر «ادبیات» می‌دانست و معتقد بود ادبیات خلاقه، ادبیاتی است که گفت‌وگویی مدام دارد با ذهنیات و جوهر وجودی مخاطب؛ اما ادبیات تخصصی وظیفه‌ای دیگر را بر عهده دارد، ادبیاتی است که سرگرم می‌کند، آموزش می‌دهد و گاهی حتی باعث اغفال مخاطب می‌شود. این نویسنده و منتقد با طرح دوگانه ادبیات خلاقه و ادبیات تخصصی، جانب خلاقیت را می‌گرفت و باور داشت هر جا و هر زمانی که ادبیات خلاقه حذف یا حضورش کم‌رنگ می‌شود، انحطاط امکان حضور و نمو پیدا می‌کند. تراکمه به پیوند ناگسستی ادبیات با جامعه و ضرورت این پیوند اعتقاد داشت: «غیبت یا حضور کم‌رنگ ادبیات خلاقه در ایران نشان داد که چه بر سر این جامعه آمده است و می‌آید». اما به باور این منتقد، خلاقیت در ادبیات ایران در این مدت مدام کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر شده است که آثارش را در تعریف انسان ایرانی معاصر شاهدیم. «معلوم است که داستان‌نویسان متخصص امروزی متفاوت باشند از پاورقی‌نویسان چهل، پنجاه سال قبل. این تفاوت تفاوتی ماهوی نیست. اینان باسوادتر از پیشینیان خود هستند، باسوادتر از نویسندگانی چون حسینقلی مستعان و جواد فاضل و... اما به شهادت آثارشان، اکثر داستان‌نویسان امروز و گروهی از داستان‌نویسان قبل از چهل سال اخیر، از داستان و داستان‌نویسی یک تعریف دارند؛ هر دو گروه داستان‌نویسی را تخصص می‌دانند و البته که خلاقیت را جای و جایگاهی دیگر است».

یونس تراکمه به کتاب «فرهنگ فارسی عامیانه» ابوالحسن نجفی ارجاع می‌دهد و یکی از دلایل وضعیت اخیر ادبیات را «فاصله عمیق میان زبان گفتار و زبان نوشتار» می‌داند و معتقد است شاهد مثال‌هایی که در کتاب «فرهنگ فارسی عامیانه» برای کلمات و اصطلاحات عامیانه آورده شده، نشان‌دهنده این است که لغات و اصطلاحاتی که در گفتار عامه مردم جاری است، ریشه در ادبیات مکتوب در قرن‌ها پیش دارد؛ و از زمانی که خلاقیت در ادبیات کم و کمتر شد، فاصله میان زبان زنده در گفتار و زبان رایج در نوشتار هم عمیق و عمیق‌تر شد. «این فاصله عمیق، جمالزاده را به شگفتی واداشت و صلای رسمیت‌دادن به زبان گفتار سر داد. حذف خلاقیت در ادبیات مکتوب ایران در چند قرن اخیر بیشتر از هر چیز مربوط است به همین فاصله عمیق میان زبان گفتار و زبان نوشتار، و مهم‌تر از آن تعریف منحطی که مکتوبات پیدا کرد، طوری که خلاقیت جایش را به مهارت و تخصص داده بود». تراکمه البته تأکید می‌کند که راهی را که جمالزاده آغاز کرد اخلاف او ادامه دادند: «هدایت و نیما این سد را شکستند تا امکان حضور خلاقیت در هنرهای کلامی فراهم شود. مهارت و تخصص هم در این دوران پوست می‌اندازد و در کنار ادبیات خلاقه ادامه پیدا می‌کند».

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.