نوآوری در حکمرانی و بازسازی اعتماد
بهعنوان فارغالتحصیل حوزه نوآوری و فناوری و با اتکا به مطالعاتی که در این زمینه داشتهام، آنچه بیش از هر چیز در تحلیل وضعیت امروز ایران به چشم میآید، نه صرفا بحرانهای اقتصادی یا فشارهای خارجی، بلکه فرسایش تدریجی سرمایه اجتماعی است؛
علی ملکی*: بهعنوان فارغالتحصیل حوزه نوآوری و فناوری و با اتکا به مطالعاتی که در این زمینه داشتهام، آنچه بیش از هر چیز در تحلیل وضعیت امروز ایران به چشم میآید، نه صرفا بحرانهای اقتصادی یا فشارهای خارجی، بلکه فرسایش تدریجی سرمایه اجتماعی است؛ همان عنصری که اگر تضعیف شود، حتی تصمیمهای درست نیز با بیاعتمادی و مقاومت روبهرو میشوند. رخدادهای تلخ دیماه و تلفات انسانی که جامعه را متأثر کرد، صرفا یک حادثه گذرا نبود، بلکه نشانهای از عمیقترشدن فاصلهای بود که اگر جدی گرفته نشود، هزینههای بیشتری بر کشور تحمیل خواهد کرد. مطالبه بخش بزرگی از جامعه پیچیده نیست؛ زندگی پیشبینیپذیر، معیشت کمدغدغه و آیندهای که بتوان برای آن برنامهریزی کرد. در ادبیات علوم سیاسی، رابرت پاتنام سرمایه اجتماعی را شبکهای از اعتماد و مشارکت میداند که کارآمدی نهادهای عمومی به آن وابسته است. فرانسیس فوکویاما نیز اعتماد را زیرساخت نظم سیاسی معرفی میکند و نشان میدهد جوامعی که سطح اعتماد در آنها پایین است، برای اداره امور ناچار به صرف هزینههای بیشتر و اتکا به ابزارهای کنترلیاند. این هشدارها صرفا نظری نیستند؛ در عمل نیز هرجا اعتماد کاهش یافته، سیاستگذاری دشوارتر و پرهزینهتر شده است. از این منظر، مسئله امروز ما پیش از آنکه صرفا اقتصادی باشد، مسئلهای در حوزه حکمرانی است. حوزهای که بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در شیوهها و حتی در برخی پیشفرضهای ایدئولوژیک خود است. در جهانی که با سرعتی بیسابقه تغییر میکند، اصرار بر نامها و چارچوبهای ثابت و کهنه، بیش از آنکه نشانه ثبات باشد، میتواند نشانه ناتوانی در تطبیق با واقعیتهای نوظهور باشد. حکمرانی کارآمد، ناگزیر است ارزشها و سیاستهای خود را متناسب با شرایط و اقتضائات جهان پیشرو بهروز کند. دموکراسی را میتوان نه در قالب یک آرمان دوردست، بلکه بهمثابه سازوکاری برای اصلاح خطا فهمید. جامعهای که امکان بیان نقد و مشارکت حداقلی در تصمیمسازی را داشته باشد، نارضایتی را به دادهای برای بهبود سیاستها تبدیل میکند. اما اگر کانالهای گفتوگو محدود شود، همان نارضایتی به بیاعتمادی عمیقتر بدل خواهد شد. دراینمیان شفافیت، مسئولیتپذیری و پاسخگویی حکمرانان، نه یک شعار تزیینی، بلکه نخستین گام در ریلگذاری برای بازسازی سرمایه اجتماعی است. هیچ سرمایهای بدون پاسخگویی شکل نمیگیرد و هیچ اعتمادی بدون شفافیت پایدار نمیماند. پذیرش خطا و توضیح صادقانه تصمیمها، ممکن است در کوتاهمدت هزینه سیاسی داشته باشد، اما در بلندمدت، کمهزینهترین مسیر حکمرانی است. در ادبیات نوآوری سیاستی، تأکید میشود که دولتها برای مواجهه با مسائل پیچیده، نیازمند «حکمرانی یادگیرنده» هستند؛ حکمرانیای که بتواند داده جمعآوری کند، بازخورد بگیرد و مسیر خود را اصلاح کند. نوآوری در حکمرانی به معنای تغییر پارادایم تصمیمگیری است، نه صرفا افزودن ابزارهای فناورانه به ساختارهای قدیمی. شفافیت واقعی، سیاستگذاری مبتنی بر داده، مشارکت ذینفعان در طراحی تصمیمها و استفاده از فناوری برای شنیدن صدای جامعه، نشانههای چنین تغییری هستند. جامعه زمانی دوباره اعتماد میکند که احساس کند نه موضوع مدیریت، بلکه شریک حل مسئله است. همزمان، برونرفت از وضعیت فعلی بدون بازاندیشی در الگوی ارتباط جهانی نیز دشوار خواهد بود. در جهانی بههمپیوسته، انزوا میتواند فشار بر اقتصاد و زندگی روزمره مردم را تشدید کند و همین امر به تضعیف بیشتر سرمایه اجتماعی بینجامد. تغییر پارادایم در سیاست خارجی، به معنای عدول از اصول نیست، بلکه میتواند به معنای تعریف تعاملات هوشمندانهتر و مبتنی بر منافع ملی باشد؛ تعاملی که افق اقتصادی و اجتماعی کشور را روشنتر کند و به کاهش نااطمینانی در زندگی شهروندان بینجامد. وطندوستی در چنین زمینهای معنا مییابد، نه در تکرار واژهها، بلکه در زیستنِ امید. احساس تعلق به کشور زمانی جان میگیرد که فرد مطمئن باشد صدایش شنیده میشود، شأنش محفوظ است و آیندهاش در تصمیمها سهم دارد. مردمی که در سالهای اخیر فشار معیشت، اضطراب فردا و تلخی فقدان عزیزان را بر دوش کشیدهاند، بیش از هر چیز تشنه نشانهای صادقانه از تغییرند؛ نشانهای که بگوید رنجشان دیده شده و صدایشان در هیاهوی سیاست گم نشده است. بازسازی سرمایه اجتماعی از همین نقطه آغاز میشود؛ از همدلی پیش از موضعگیری، از شنیدن پیش از پاسخدادن و از اصلاح پیش از توجیه. اگر شفافیت و پاسخگویی نه در سخن بلکه در عمل به رسمیت شناخته شود و اگر ارادهای برای نوسازی شیوه حکمرانی شکل گیرد، هنوز میتوان به ترمیم اعتماد امید بست؛ امیدی که شاید آهسته و شکننده باشد، اما میتواند دوباره این سرزمین را به خانهای بدل کند که اختلافنظر در آن تهدید نیست و آینده، رؤیایی دوردست نیست، بلکه امکانی مشترک است.
* دانشآموخته مدیریت نوآوری دانشگاه شهید بهشتی
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.