|

منطق حامیان جنگ بی‌پایان

رئیس‌جمهوری در نشست خبری چند روز پیش گفت: «برای همیشه که نمی‌توان جنگید؛ بالاخره باید آن را در نقطه‌ای به پایان رساند. باید در جایی که بیشترین نفوذ و امکان اثرگذاری را داریم، بتوانیم کار کنیم».

رئیس‌جمهوری در نشست خبری چند روز پیش گفت: «برای همیشه که نمی‌توان جنگید؛ بالاخره باید آن را در نقطه‌ای به پایان رساند. باید در جایی که بیشترین نفوذ و امکان اثرگذاری را داریم، بتوانیم کار کنیم». در همین چند جمله کوتاه دو نکته مهم مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ اول اینکه جنگ وضعیت طبیعی جامعه نیست و هر جنگی به جای تبدیل‌شدن به جنگ بی‌پایان، درنهایت باید با وضعیت صلح جایگزین شود. همان‌گونه که وضعیت بیماری و جنگ بی‌امان گلبول‌های قرمز با عوامل مهاجم، وضعیت طبیعی و دائمی زندگی بشر نیست. دوم اینکه باید وضعیت جنگی در شرایطی خاتمه یابد که قدرت چانه‌زنی بالاتر داریم. توافق اسلام‌آباد مسیری مناسب برای خاتمه‌دادن به شرایط جنگی بود و خواسته‌های طرف ایرانی را تا حد مناسبی تأمین می‌کرد. دقیقا به همین دلیل رئیس‌جمهوری در ادامه سخنانش می‌گوید باید طرف مقابل را وادار کرد به این مسیر برگردد. بااین‌حال مسیر توافق و کنارگذاشتن وضعیت جنگی مخالفان سرسختی دارد که از تداوم وضعیت جنگی حمایت می‌کنند. حامیان جنگ بی‌پایان را اعم از داخلی و خارجی با توجه به انگیزه‌شان در سه گروه می‌توان دسته‌بندی کرد:

1. گروه اول منافعشان در گرو تداوم وضعیت جنگی است. کاسبان تحریم و تراستی‌ها که در شرایط تحریم فرصتی بی‌بدیل برای کسب درآمد برای خود دست‌وپا کرده‌اند، طبعا خواستار جنگ بی‌پایان هستند؛ زیرا با خاتمه جنگ این فرصت ارزشمند از دستشان خواهد رفت. از سوی دیگر تداوم جنگ شرایطی را برای دشمن ایجاد می‌کند که از بسیاری موضوعات دیگر غافل بماند، همان‌گونه که برخی تحلیلگران آمریکایی نگران کاهش ذخایر تسلیحاتی راهبردی کشورشان هستند. خاتمه جنگ موقعیتی را برای آمریکا ایجاد خواهد کرد که روی پرونده‌های دیگر مانند پرونده اوکراین تمرکز بیشتری داشته‌ باشد. همچنین بسته‌ماندن تنگه هرمز شرایطی را برای برخی کشورها و شرکت‌ها ایجاد می‌کند که بتوانند درآمد بیشتری کسب کنند. پس تعجبی ندارد که این گروه آرزومند تداوم جنگ باشند و حتی برای تحقق این هدف هزینه کنند.

2. گروه دوم آرمانشان براندازی یا حداقل تضعیف ایران است. از نظر آنها خسارت‌هایی که در طول چند ماه اخیر به کشور وارد آمده، هرچند سنگین بوده، اما هنوز در حدی نیست که مشکل جدی به وجود بیاورد. پس باید جنگ تشدید شود تا منجر به بروز بحران شود. گروه‌های معاند خارج از کشور و حتی برخی افراد ناراضی و خشمگین از حکومت، چنین تصور و توقعی از تداوم جنگ دارند. همچنین رژیم صهیونیستی که بقای خود را در گرو متلاشی‌شدن یا حداقل تضعیف ایران می‌داند، مخالف سرسخت خاتمه جنگ است، همان‌گونه که در دوران مذاکرات منتهی به توافق برجام نیز به‌شدت مخالف هرگونه توافق با ایران بود و از هیچ کارشکنی و مزاحمتی دریغ نکرد. البته گفتنی است برخی کشورهای منطقه که نگران اقتدار ایران هستند نیز هرچند انتظارشان از این جنگ ظالمانه تضعیف ایران بود، اما اکنون به‌خوبی دریافته‌اند که نتایج این جنگ فقط در تضعیف احتمالی ایران که مطلوبشان است، منحصر نخواهد بود.

3. اما گروه سوم با این تصور که تداوم جنگ و رد هرگونه پیشنهاد سازش و ترک مخاصمه شرایط مطلوب‌تری برای کشور (یا حداقل برای حزب متبوع آنان) ایجاد می‌کند یا می‌تواند سرآغاز اتفاقات مثبتی در جهان و منطقه باشد، از جنگ بی‌پایان حمایت می‌کنند. سه جریان متفاوت را می‌توان در این گروه شناسایی کرد.

جریان اول با ارزیابی نادرست از واقعیت‌ها به تحلیل وقایع می‌پردازند. آنان با بی‌اعتنایی به ضرورت ارزیابی دستاوردها و هزینه‌های تداوم جنگ، یا با کوچک‌شمردن خسارت‌های جنگ، بی‌محابا بر طبل تداوم جنگ می‌کوبند. جریان دوم هرچند بر دشواری‌هایی که جنگ و تداوم آن بر اقتصاد ملی تحمیل می‌کند، آگاهی دارند، اما می‌پندارند تداوم جنگ می‌تواند دولت را که سلیقه سیاسی متفاوتی با حزب آنان دارد، تضعیف کرده و فرصت مناسبی برایشان فراهم سازد. 

به بیان دیگر، حاضرند برای کسب قدرت، هزینه گزافی به کشور تحمیل کنند. همان‌گونه که در زمستان 1396 برخی از مخالفان دولت وقت تصور می‌کردند با دمیدن بر آتش اعتراضات مردمی به عملکرد فلان مؤسسه مالی و اعتباری که سپرده‌های مردمی را حیف و میل کرده‌ بود، می‌توانند دولت را تضعیف کنند و خود به قدرت برسند. آنان اکنون نیز با تحریک احساسات مخاطبانشان از عامه مردم، ابایی از متهم‌کردن مسئولان عالی‌رتبه نظامی و دولتمردان به ذلت‌پذیری و زبونی و حتی جاسوسی برای دشمن ندارند. اما جریان سوم با نگاهی آخرالزمانی و با باورهای غیرطبیعی می‌پندارد تداوم جنگ اتفاقات بزرگ و مثبتی را برای آینده منطقه و جهان دامن خواهد زد. سخنان دردمندانه رئیس‌جمهوری در نشست خبری مورد اشاره حکایت از این دارد که مسئولان عالی‌رتبه کشور برای بازگرداندن کشور به مدار صلح و آرامش چه دشواری‌هایی در پیش‌رو دارند و باید با انبوهی از توطئه‌های دشمنان خارجی و عناصر ناآگاه داخلی مقابله کنند. دشمنانی که برای گسترش جنگ ابایی از برافراشتن پرچم دروغین ندارند‌ و خودی‌هایی که برای رسیدن به پیروزی‌های مقطعی حزبشان حاضرند خسارت‌های سنگینی به کشور و مردم تحمیل کنند. امروز جنگی سهمگین‌تر از آنچه در میدان نبرد نابرابر با دشمنان بشریت مشاهده کردیم، در میدان کلام و سخنوری در جریان است. در این میدان، رسالت تاریخی صاحبان قلم این است که پوچی استدلال‌هایی را فاش کنند که برای معادل‌دانستن صلح با ذلت‌پذیری مطرح می‌شود؛ یا از فرصت‌های تاریخی رشد و توسعه سخن بگویند که شرایط نه جنگ نه صلح را از ایران مظلوم اما سربلندمان می‌گیرد، یا انگیزه نفع‌طلبی برخی نوکیسگان تحریم‌جو را برملا کنند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.