|

الموت؛ میراث، توسعه منطقه‌ای و زیست شبکه‌ای

ثبت جهانی الموت می‌تواند آغاز مسیری باشد که در آن میراث فرهنگی، طبیعت، اقتصاد محلی، گفت‌وگو و زندگی مردم در قالب یک سیاست منطقه‌ای به هم پیوند بخورند.

روزبه کردونی سیاست‌پژوه

ثبت جهانی الموت می‌تواند آغاز مسیری باشد که در آن میراث فرهنگی، طبیعت، اقتصاد محلی، گفت‌وگو و زندگی مردم در قالب یک سیاست منطقه‌ای به هم پیوند بخورند. در الموت، هر چیز با چیز دیگری معنا پیدا می‌کند. قلعه با کوه، کوه با روستا، روستا با باغ و زمین و راه‌های قدیمی، و همه اینها با مردمی که قرن‌ها در این جغرافیا زندگی کرده‌اند. شاید همین پیوستگی، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های الموت باشد؛ منطقه‌ای که ظرفیت آن نه در یک اثر منفرد، بلکه در مجموعه‌ای از تاریخ، طبیعت، فرهنگ و زندگی اجتماعی نهفته است. ثبت «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در فهرست میراث جهانی یونسکو، فرصت تازه‌ای برای نگاه‌کردن به این منطقه فراهم کرده است. این اتفاق را می‌توان فراتر از یک ثبت میراثی دید؛ فرصتی برای آنکه الموت در مقیاس یک منطقه تاریخی، طبیعی، اجتماعی و اقتصادی مورد توجه قرار گیرد. در همین چارچوب، شورای راهبردی استان قزوین با تأکید وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی حول موضوع الموت و با حضور جمعی از صاحب‌نظران از جمله هادی خانیکی، غلامرضا ظریفیان و پیروز حناچی، استاندار و مسئولان ارشد اجرایی برگزار شد. بخش مهمی از گفت‌وگوها بر این پرسش متمرکز بود که چگونه می‌توان ظرفیت‌های مختلف الموت را در کنار یکدیگر دید و از دل این پیوند، الگویی برای وفاق و انسجام و توسعه منطقه‌ای ساخت.

1- یکی از مفاهیمی که در این گفت‌وگوها اهمیت داشت، زیست شبکه‌ای بود؛ اینکه توسعه یک منطقه حاصل کار یک دستگاه، یک پروژه یا یک بخش نیست. منطقه، زمانی امکان رشد پایدار پیدا می‌کند که بازیگران مختلف بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ دانشگاه با جامعه محلی، میراث با اقتصاد، گردشگری با کشاورزی، دولت با نهادهای مدنی و روستاها با یکدیگر.

2- در چنین نگاهی، قلعه الموت نقطه پایان سفر نیست؛ می‌تواند نقطه آغاز یک شبکه باشد. شبکه‌ای که روستاها، مسیرهای کوهستانی، باغ‌ها، محصولات محلی، خوراک، معماری بومی، صنایع‌دستی و روایت‌های تاریخی را به یکدیگر متصل کند.

3- گردشگر در این الگو فقط برای دیدن یک بنای تاریخی به منطقه نمی‌آید. سفر او می‌تواند با اقامت در روستا، خرید محصول محلی، آشنایی با سبک زندگی منطقه، تجربه طبیعت و شنیدن روایت‌های تاریخی ادامه پیدا کند. این پیوند، همان جایی است که میراث فرهنگی با توسعه پایدار ملاقات می‌کند.

4- توسعه پایدار در الموت می‌تواند به معنای رونق اقتصادی همراه با حفاظت از طبیعت، توسعه گردشگری در کنار حفظ زندگی روستایی، ایجاد زیرساخت همراه با صیانت از منظر تاریخی و طبیعی و شکل‌گیری فرصت‌های اقتصادی برای جامعه محلی باشد.

5- در این صورت، یک شب اقامت بیشتر تنها عددی در آمار گردشگری نیست؛ می‌تواند سهمی در درآمد یک میزبان محلی، باغدار، راهنما، راننده، فروشنده یا تولیدکننده منطقه داشته باشد.

6- میراث فرهنگی در چنین رویکردی فقط موضوع حفاظت نیست؛ می‌تواند یکی از پایه‌های توسعه منطقه‌ای باشد.

7- این پیوند نیازمند گفت‌وگوست؛ گفت‌وگو میان دستگاه‌های دولتی، دانشگاه، فعالان محلی، بخش خصوصی، شوراهای روستایی و جامعه مدنی. توسعه منطقه‌ای زمانی پایدارتر می‌شود که بازیگران مختلف احساس کنند در طراحی آینده منطقه سهم دارند.

از این منظر، الموت می‌تواند ظرفیت دیگری هم داشته باشد؛ تبدیل‌شدن به محوری برای وفاق.

8- وفاق در اینجا فقط یک مفهوم جغرافیایی نیست. می‌تواند به معنای توافق بر سر حفاظت از طبیعت، میراث، توسعه اقتصاد محلی، زیرساخت، گردشگری و کیفیت زندگی مردم باشد. الموت موضوعی است که می‌تواند گروه‌های مختلف را حول یک هدف مشترک کنار هم قرار دهد. دانشگاهی، مدیر دولتی، فعال محیط ‌زیست، سرمایه‌گذار، کشاورز، جوان روستایی و فعال فرهنگی ممکن است نگاه‌های متفاوتی داشته باشند، اما همه می‌توانند درباره آینده این منطقه وارد گفت‌وگو شوند.

9- زیست شبکه‌ای دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از پذیرفتن اینکه هیچ‌کس به تنهایی صاحب مسئله و صاحب پاسخ نیست.

جمع‌بندی: الموت می‌تواند نمونه‌ای باشد برای تجربه این شیوه از حکمرانی منطقه‌ای؛ جایی که میراث فرهنگی به نقطه اتصال حوزه‌های مختلف تبدیل شود و گفت‌وگو، همکاری و مشارکت به اندازه پروژه‌های عمرانی اهمیت پیدا کند. آینده الموت را فقط در قلعه‌هایش نباید جست‌وجو کرد؛ در پیوندی باید دید که میان میراث، طبیعت، مردم و گفت‌وگو شکل می‌گیرد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.