یورگن هابرماس در 96سالگی درگذشت
از دموکراسی شورایی تا منطق استثناگرایی
یورگن هابرماس، از مطرحترین فیلسوفان و جامعهشناسان و نظریهپردازان معاصر، بیستوسوم اسفند در سن 96سالگی درگذشت. او بهعنوان بازمانده مشهور مکتب فرانکفورت و نظریه انتقادی شناخته میشد. افزون بر این، عمده شهرت و اهمیت هابرماس، به خاطر نظرات و آرایش درباره اجماع سیاسی و حوزه عمومی است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
پیام حیدرقزوینی: یورگن هابرماس، از مطرحترین فیلسوفان و جامعهشناسان و نظریهپردازان معاصر، بیستوسوم اسفند در سن 96سالگی درگذشت. او بهعنوان بازمانده مشهور مکتب فرانکفورت و نظریه انتقادی شناخته میشد. افزون بر این، عمده شهرت و اهمیت هابرماس، به خاطر نظرات و آرایش درباره اجماع سیاسی و حوزه عمومی است. او حوزه عمومی را قلمرویی میدانست که مردم در آن امکان گردهم آمدن به دست میآورند تا پیرامون موضوعاتی عمومی بحث کنند و از این طریق افکار عمومی را شکل دهند. او بر این باور بود که با قدرتگرفتن حوزه عمومی مردم میتوانند در برابر قدرت جنگطلب، فاشیسم و سرمایهداری به دفاع از خود بپردازند. تلقی او از عرصه سیاست عرصهای همراه با حضور مردم بود و نهفقط عرصهای متعلق به رهبران و فنسالاران. افزون بر این، دیگر نظرات هابرماس درباره جهانوطنگرایی، دموکراسی مشورتی، حقیقت و کنش ارتباطی و مفهوم شهروندی برابر تأثیر زیادی بر جریانهای فکری و دانشگاهی معاصر گذاشتند. هابرماس، در هجدهم ژوئن 1929 در دوسلدورف آلمان متولد شده بود. تحصیلات دانشگاهیاش را در سال 1949 در گوتینگن شروع کرد و در سال 1954 از رسالهاش با عنوان «مطلق و تاریخ» دفاع کرد. حیات دانشجویی هابرماس در دورهای سپری شد که بحثهای گستردهای درباره سیاست دموکراتیک در آلمان غربی مطرح بود و این پرسشی حیاتی بود که فاجعه نازیسم در چه زمینهای رخ داد و چگونه میتوان مانع تکرار دوبارهاش شد. بروز سیاسی شخصیت هابرماس در دهههای چهل و پنجاه میلادی رخ داد. او نیز مانند دیگر روشنفکران آلمانی آن روزگار شاهد ظهور و سقوط نازیسم بود. هابرماس جوان از «تاریخ و آگاهی طبقاتی» لوکاچ تأثیر زیادی گرفت و سپس با آرای چهرههای برجسته مکتب فرانکفورت نظیر آدورنو و هورکهایمر آشنا شد و با آثار مارکس جوان به واسطه کارل لویت آشنا شد. هابرماس در دهه شصت بهعنوان استاد فلسفه و جامعهشناسی در دانشگاههای هایدلبرگ و فرانکفورت مشغول به کار شد. در سالهای اخیر همچنین نظرات او درباره همگرایی اروپا و اتحادیه اروپا درخورتوجه بودند. هابرماس در ایران چهره شناختهشدهای به شمار میرود و آثار متعددی از او و دربارهاش به فارسی منتشر شده است. «نظریه کنش ارتباطی»، «جهانیشدن و آینده دموکراسی»، «دگرگونی ساختاری جدید در حوزه عمومی و دموکراسی شورایی»، «دیالکتیک سکولارسازی درباره عقل و دین»، «بحران مشروعیت» و «به سوی جامعهای عقلانی» ازجمله آثار هابرماس است که به فارسی ترجمه شدهاند. او همچنین در دهه هشتاد به ایران هم سفر کرد و البته حضور و سخنرانیاش در ایران به بحثها و حواشی زیادی دامن زد. هابرماس در آثار مختلفش به تشریح تلقیاش از دموکراسی پرداخته؛ ازجمله در کتاب «دگرگونی ساختاری جدید در حوزه عمومی و دموکراسی شورایی» که با ترجمه کمال پولادی در نشر مرکز منتشر شده است. در این کتاب مباحثی به صورت چکیدهوار درباره نظریه دموکراسی هابرماس که به دموکراسی شورایی معروف است، طرح شدهاند. هابرماس در این کتاب به تحلیل برآمدن پوپولیسم راست هم پرداخته که دموکراسیهای امروزی را به چالش کشیدهاند. به اعتقاد او برای مهار بحرانهای موجود تنها باید به سمت به کار بستن سازوکارهای سیاست شورایی یا مشورتی حرکت کرد. دموکراسی شورایی بهعنوان طیفی از نظریات دموکراسی است که نظریه دموکراسی هابرماس شناختهشدهترین آنهاست. در بخش اول کتاب که مهمترین قسمت کتاب هم هست، به تحول ساختاری حوزه عمومی به واسطه ورود رسانه دیجیتالی جدید پرداخته شده است. حوزه عمومی از عناصر مرکزی نظریه دموکراسی هابرماس است. از این نظر مترجم اشاره کرده که این کتاب تکملهای است برای کتاب پیشین هابرماس با عنوان «دگرگونی ساختاری حوزه عمومی». او همچنین توضیح داده که رسانههای عمومی در منظومه حوزه عمومی جای اساسی دارند و رسانه جدید دیجیتالی سرشت رسانه را دگرگون کرده، به طوری که درمورد نقش آن در حوزه عمومی پرسش مهمی مطرح شده است. دو بخش بعدی این کتاب معطوف به توضیحاتی درمورد دموکراسی شورایی و پاسخ به ایرادها و سوءبرداشتهایی است که در این زمینه مطرح شده است. اما در سالهای اخیر برخی مواضع هابرماس بهویژه در قبال جنگ غزه و نسلکشی اسرائیل با واکنشهای زیادی روبهرو شد و این انتقاد به او مطرح شد که هابرماس علیه هابرماس موضع گرفته است. بیانیه کوتاه هابرماس و تعدادی دیگر از روشنفکران آلمانی در نوامبر 2023، انتقادات به او را تشدید کرد. نوع مواجهه هابرماس با جنگ اسرائیل در غزه، برای بسیاری باورپذیر نبود و در ایران نیز برخی جامعهشناسان و نظریهپردازان فلسفه مانند آصف بیات و محمدرضا نیکفر به نقد موضع هابرماس پرداختند. آصف بیات در نامهای به هابرماس در آذر 1402، ضمن ابراز شگفتی از مواضع هابرماس نوشته بود که در مقام فردی دانشگاهی حیرت کرده وقتی فهمیده در دانشگاههای آلمان و حتی در کلاسهای درس، وقتی موضوع فلسطین مطرح میشود، تقریبا همه سکوت میکنند. بیات در بخشی از نامهاش با انتقاد از منطق استثناگرایی، گفته بود که این منطق گفتوگوی عقلانی را از میان برمیدارد و از آگاهی اخلاقی حساسیتزدایی میکند و به نوعی استبداد شناختی منجر میشود که ما را از دیدن رنج دیگران بازمیدارد و مانع همدلی میشود. با این حال بیات نوشته بود: «اما همه به این انسداد شناختی و بیحسی اخلاقی گردن نمینهند. درک من این است که بسیاری از جوانان آلمانی درمورد مناقشه اسرائیل و فلسطین به طور خصوصی نظرات کاملا متفاوتی با دیدگاههای طبقه سیاسی کشور ابراز میکنند. برخی حتی در اعتراضات عمومی شرکت میکنند. نسل جوان در معرض رسانهها و منابع دانش بدیل قرار میگیرد و فرایندهای شناختی متفاوتی را در مقایسه با نسل قدیمی تجربه میکند. اما بیشتر آنها در عرصه عمومی، به دلیل ترس از مجازات، سکوت میکنند. از شوخی روزگار، گویا در آلمان دموکراتیک نوعی حوزه پنهان در حال ظهور است، درست مثل اروپای شرقی قبل از 1989 یا کشورهای تحت حکومت استبدادی در خاورمیانه امروز. وقتی وحشتزایی بدیل خود را درباره موضوعات کلیدی اجتماعی خلق کنند، حتی اگر با دیدگاههای تأییدشده رسمی در عرصه عمومی همراه شوند، چنین حوزه پنهانی هر زمان که فرصت بیابد، میتواند منفجر گردد».
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.