|

پیمان مکه و الگوهای امنیت منطقه‌ای

رهبران عربستان، ترکیه و پاکستان روز جمعه هفتم آگوست ۲۰۲۶ در مکه بر سر یک پیمان دفاعی مشترک توافق کردند. در بیانیه کنفرانس سران ذکر شده است که حمله به هر عضو پیمان، حمله به دیگر اعضا تلقی می‌شود. با آنکه جزئیات زیادی درباره این توافق ارائه نشده، اما بر بازدارندگی مشترک و همکاری دفاعی پیشرفته تأکید شده است.

سیدحسین موسوی رئیس مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه

رهبران عربستان، ترکیه و پاکستان روز جمعه هفتم آگوست ۲۰۲۶ در مکه بر سر یک پیمان دفاعی مشترک توافق کردند. در بیانیه کنفرانس سران ذکر شده است که حمله به هر عضو پیمان، حمله به دیگر اعضا تلقی می‌شود. با آنکه جزئیات زیادی درباره این توافق ارائه نشده، اما بر بازدارندگی مشترک و همکاری دفاعی پیشرفته تأکید شده است.

تاکنون سندی که سازوکار این توافق را مشخص کند، ارائه نشده است؛ ضمن آنکه در صورتی که توافق بخواهد الزام حقوقی بیابد، نیاز به تصویب در پارلمان‌های این کشورها دارد که گزارشی در این‌باره هم منتشر نشده است. بنابراین زود است که گفته شود این توافق یک پیمان تمام‌عیار دفاعی است. همچنین گفته شده است این پیمان به مسائل پیچیده هند و پاکستان یا چالش‌های ترکیه در مدیترانه شرقی، سوریه، عراق، یونان، قبرس و رقابت‌های این کشور با رژیم اسرائیل مربوط نمی‌شود. با این وجه، به نظر می‌رسد ثقل این توافق بر حمایت و دفاع از عربستان مبتنی است. در تحلیل چرایی این پیمان، برخی آن را در پاسخ به فشارهای آمریکا برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل در چارچوب پیمان ابراهیم دانسته‌اند و برخی نیز آن را حاصل توافقی در آنکارا در حاشیه اجلاس ناتو برای واسپاری امنیت منطقه به کشورهای هم‌پیمان آمریکا برای مهار قدرت ایران تلقی کرده‌اند. به نظر می‌رسد توافق مکه به گسترش همکاری‌های سه کشور در حوزه صنایع دفاعی، آموزش نظامی، سرمایه‌گذاری تسلیحاتی، تبادل اطلاعاتی و نظایر آن بیشتر مربوط باشد تا یک پیمان تهاجمی. با توجه به آنکه در سال ۲۰۱۵ همین توافق به صورت دوجانبه بین عربستان و پاکستان وجود داشته است، پیوستن ترکیه به این پیمان، این فرض را تقویت می‌کند که یک معماری امنیتی با چراغ سبز آمریکا، عمدتا برای دفاع از عربستان و ساختارهای حیاتی این کشور به‌ویژه در برابر رویارویی‌های خلیج فارس و دریای سرخ، مرزهای عراق در شمال عربستان و مرزهای یمن در جنوب، در حال شکل‌گیری باشد. همچنین به نظر می‌رسد آمریکا پس از یک دوره زورآزمایی با ایران، اکنون ترجیح می‌دهد بار جنگ‌های احتمالی منطقه‌ای را که هرچند وقوع آن ضعیف اما فاجعه‌بار باشد، بر دوش هم‌پیمانان منطقه‌ای خود نظیر ترکیه، پاکستان و عربستان از یک سو و رژیم اسرائیل از سوی دیگر قرار دهد. آمریکا پس از آنکه از تهدیدات خود به انجام حملات بزرگ به زیرساخت‌های ایران نتیجه‌ای نگرفت، اکنون به نظر می‌رسد درصدد است با تشویق کشورهای با قدرت متوسط در منطقه به انجام تعهدات جمعی و با اتخاذ ترتیبات جدید امنیت منطقه‌ای، خود را از پیامدهای ناشی از جنگ‌های بزرگ در غرب آسیا برهاند و شاید از این طریق فرصتی برای تمرکز برای پرداختن به موضوع چین به دست آورد.

به نظر می‌رسد پیمان مکه درصدد است آرایش جدیدی از توازن قوا و الگوی امنیت منطقه‌ای را به نمایش بگذارد. این الگو افزون بر آنکه با الگوی امنیت منطقه‌ای مورد نظر ایران در رقابت است، برای رژیم اسرائیل هم باعث نگرانی می‌شود؛ زیرا این رژیم با درکی که از قدرت اسلام سیاسی در منطقه دارد، افزون بر اسلام شیعی، نگران قرائت‌های اسلام سیاسی اهل سنت نیز هست. تجربه حماس و جنبش اخوان‌المسلمین و افراط‌گرایی سلفی به اسرائیل آموخته است که نمی‌تواند به آینده این توافقات خوش‌بین باشد؛ به‌ویژه آنکه رقابت و گاه خصومت جدی ترکیه با اسرائیل در شرق مدیترانه و در سوریه و همکاری‌های دفاعی-امنیتی ترکیه با دیگر کشورهای منطقه را تغییر در موازنه قوا به ضرر خود ارزیابی می‌کند. از سوی دیگر، توافق سه‌جانبه عربستان با ترکیه و پاکستان، اقدامی برای ترمیم شکست بازدارندگی عربستان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس هم هست تا از این طریق خلائی را که در نتیجه شکست راهبردی آمریکا در دفاع از تأسیسات حیاتی و انرژی در خلیج فارس ایجاد شده است، تا حدودی جبران کند؛ تأسیساتی که امروز بی‌دفاعی آن بیش از پیش آشکار شده است. 

پیمان مکه همچنین به‌گونه‌ای زدن میخ بر تابوت پیمان ابراهیم نیز تلقی می‌شود؛ زیرا قرار بود‌ با پیوستن اسرائیل در ترتیبات امنیتی و اقتصادی منطقه، راه عادی‌سازی روابط کشورهای اسلامی و عربی با اسرائیل هموار شود؛ اما جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران آشکار کرد که اسرائیل اساسا انگیزه و تمایلی برای دفاع از کشورهای حاشیه خلیج فارس و کشورهای مورد نظر ترامپ برای پیوستن به پیمان ابراهیم ندارد، بلکه حتی مقابله‌به‌مثل ایران هم در صورت بروز جنگ، زیرساخت‌های حیاتی این کشور را مورد تهدید قرار نمی‌دهد.

به نظر می‌رسد اکنون برای عربستان آشکار شده باشد که پیوستن به پیمان ابراهیم و عادی‌سازی روابط با اسرائیل، نه‌فقط آورده‌ای ندارد، بلکه هزینه‌ها و خطر آن به مراتب بالاتر است. اما سؤال مهم‌تر آن است که پیمان جدید مکه آیا می‌تواند بالقوه یا بالفعل برای ایران نگران‌کننده باشد؟ پاسخ این پرسش به چگونگی روابط ایران و عربستان بستگی دارد؛ زیرا گمان نمی‌رود دو کشور پاکستان و ترکیه، روابط دوستانه و همسایگی خود با ایران را وجه‌المصالحه چنین پیمانی قرار دهند. عربستان نیز به نظر نمی‌رسد آماده افزایش تنش با ایران باشد. اما نباید فراموش کرد ایران با متحدان منطقه‌ای خود همچون حزب‌الله، انصارالله و گرو‌ه‌های عراقی و نیز حماس در یک پیمان منطقه‌ای قرار دارد و حمله به این گرو‌ه‌ها را حمله به خود تلقی می‌کند. اتفاقا گرو‌ه‌های عراقی و یمنی هم اینک درگیر تنش با عربستان هستند.

به نظر می‌رسد گفت‌وگوهای راهبردی کم‌هزینه‌تر از رویارویی نظامی است و گمان می‌رود هر سه کشور عضو پیمان در صورت افزایش تنش، رفتارهای تهاجمی را انتخاب نخواهند کرد. این کشورها احتمالا با بهره‌گیری از اهرم‌های سیاسی و اقتصادی یا مقابله‌به‌مثل از طریق گروه‌های نیابتی ممکن است واکنش نشان دهند و محتمل‌ترین سناریو در چنین فرضی، فراخوانی برای کاهش تنش و تشویق به گفت‌وگو خواهد بود؛ زیرا ممکن است بازدارندگی مورد نظر پیمان مکه از شکست عربستان جلوگیری کند، اما ثبات پایدار را برای عربستان محقق نمی‌کند.

از سوی دیگر، به نظر می‌رسد پس از شکست راهبردی آمریکا و اسرائیل در جنگ با ایران، ظاهرا جمهوری اسلامی ایران تمایلی به ورود به ائتلاف‌ها و پیمان‌های منطقه‌ای با محوریت دیگر کشورها یا آمریکا ندارد. الگوی امنیت منطقه‌ای ایران درون‌زا و خوداتکاست. به عبارت بهتر، ایران پس از پیروزی‌های راهبردی تلاش می‌کند قدرت خود را به‌عنوان یک واقعیت انکارناپذیر در منطقه تثبیت کند. بنابراین گمان می‌رود الگوی ایران برای بازسازی امنیت منطقه‌ای، تفاوت ریشه‌ای با پیمان مکه یا پیمان ابراهیم دارد. اما آیا ایران برای ایجاد یک نظام امنیتی جدید حداقل در حوزه خلیج فارس، قصد اعتمادسازی با این کشورها را دارد یا پیمان مکه را به‌عنوان مدل امنیتی رقیب در مقابل خود و متحدانش تعریف می‌کند؟ شاید پاسخ این پرسش به چگونگی پیشرفت مذاکرات و تفاهم‌نامه بستگی داشته باشد.

عربستان سعودی نیز همچنان تکلیف خود را با ایران روشن نکرده است. مثلا آیا گمان می‌کند که چتر امنیتی پیمان مکه می‌تواند به افزایش توان بازدارندگی این کشور منجر شود؟ آیا تنوع در منابع امنیتی و ایجاد شبکه‌های مشارکتی می‌تواند به ارتقای بازدارندگی این کشور کمک کند؟ آیا این کشور انتظار دارد دو کشور پاکستان و ترکیه در صورت افزایش تنش، بیشتر در وضعیت تهاجمی در دفاع از عربستان قرار گیرند؟ به نظر نمی‌رسد چنین پیمانی ظرفیت اقدامات هجومی را داشته باشد. در حال حاضر، توافق مکه می‌تواند شروعی برای امنیت منطقه‌ای متنوع‌تر قلمداد شود و ممکن است صرفا به‌عنوان یک تعهد سیاسی برای بازدارندگی باقی بماند و هرگز به یک اتحاد نظامی تمام‌عیار تبدیل نشود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.