سیاست، وحدت و عدالت در فضاهای شهری
اگرچه سیاست همیشه در زندگی بر همه چیز سایه میاندازد، اما دغدغه این نوشته سیاسی نیست، بلکه طرح موضوع عدالت فضائی و حق زندگی در شهر برای همه است. عدالتی که هر روز در لابهلای مطالبی که در فضای تنگ مجازی میخوانم، آرزوی همه است و در عمل به آن توجهی نمیشود.
اگرچه سیاست همیشه در زندگی بر همه چیز سایه میاندازد، اما دغدغه این نوشته سیاسی نیست، بلکه طرح موضوع عدالت فضائی و حق زندگی در شهر برای همه است. عدالتی که هر روز در لابهلای مطالبی که در فضای تنگ مجازی میخوانم، آرزوی همه است و در عمل به آن توجهی نمیشود. به نظر میرسد 50 سال حکمرانی شهری
(Urban Governance) در دوره جمهوری اسلامی بر شهرهامان، مردم را به سوی نوعی رفتار جمعی محتاطانه و سنتی سوق داده است. اما این رفتار حتی در مقایسه با بسیاری کشورهای گاه برای خودمان هم مقبول نبوده است. به هر حال امسال، بعد از آرامگرفتن تجاوزات آمریکا و اسرائیل استعمارگر، همهجا صحبت از اصلاح سیاستهای جاری داخلی و رسیدن به نوعی وحدت میان گروههای اجتماعی است. همه میگویند خوب است در عین رعایت نظم در میدان و خیابان، سیستمهای شهری طوری سامان گیرند که عموم مردم راحتتر باشند و شبح جنگ دائما بر دوششان تحمیل نشود. پدیده میدان و حضور جمعهایی در میادین و چهارراههای تهران از پدیدههای جالبی است که تا به حال چنین منظم در تهران و دیگر شهرهایمان دیده نشده بود. اکنون بیش از سه ماه است که این جریان از دوران جنگ ادامه دارد و هر شب میادینی مثل میدان تجریش یا انقلاب کاملا بسته میشوند و ساعتها در اختیار تظاهرکنندگان قرار میگیرند. فردی در میدان تجریش میگفت: برخی افراد با ماشین از خیابانهای اطراف میدان خلاف میآیند و ماشینهایشان را هرجا میخواهند پارک میکنند. هر شب خیابانها و بهویژه خیابان ولیعصر، از پارکوی تا تجریش، راهبندان است.
دیگری میگفت: «اینها تمام منطقه را در اختیار گرفتهاند و هیچ راهی برای کسانی که میخواهند از خیابانهای شمال میدان به خانههاشان بروند، وجود ندارد و شهرداری هم تمهیداتی برای عبور ماشینها برای ساکنان محلات شمال میدان نیندیشیده است. مجبوریم برای عبور از شلوغی و طی دو قدم راه، 140 هزار تومان پول اسنپ بدهیم...».
آقای دکتر پزشکیان اغلب ملاحظه میکنند و میگویند: «میتوانم به برخی سخنان پاسخ دهم، اما وحدت برایم مهمتر است. به همین دلیل سکوت میکنم تا وحدت باقی بماند و کشور با عزت و سربلندی به مسیر خود ادامه دهد». اما کدام وحدت؟
واقعیت این است که نمایش، ما را از واقعیت روزمره و اصل زندگی دور میکند. «نمایش مجموعهای از تصاویر نیست، بلکه رابطهای اجتماعی بین افراد است به واسطه قابها یا تصاویر. نمایش در آنِ واحد هم خود جامعه است، هم بخشی از جامعه و هم اسباب و وسیله وحدتبخشی به جامعه. بهعنوان بخشی از جامعه، قطعا قسمتی است که تمام نگاهها، توجه و آگاهی را به خود جلب میکند و تمرکز میبخشد. ولی چون بخشی جداشده است، به مکان نگاه دگرگونشده و آگاهی کاذب تبدیل میشود و وحدتی که به آن دست مییابد، چیزی نیست جز زبان رسمی جدایی یا گسستگی عام» (جامعه نمایش، گی دِبور، 1967). درواقع نمایش اغلب پیامی هنری و سوررئال دارد که از حس واقعی از زندگی دور است.
خیلیها به درستی میگویند که امروز کشور در دورهای بسیار حساس قرار دارد، هنوز صلح کامل برقرار نیست و... . اما نادیدهگرفتن تمام دردها و مطالبات اقتصادی و واقعی مردم برای ایجاد وحدت نیز خیالی بیش نیست.
آری، تبعیض در استفاده از فضا در کارنامه سیاستهای شهریمان مشهود است. اگر هیئتهای خودی از فضای شهر و میادین و خیابانها برای انواع مراسم و تظاهرات استفاده کنند و راه بند بیاید، مانعی ندارد. چه خوب که آزادند و همه چیز راحت پیش میرود. اما برای انواع دستفروشان و جوانان معمولی که میخواهند در شهر راحت باشند و کار و تفریح جمعی بکنند نیز باید تسهیلاتی قائل شد. در گذشتهای نهچندان دور در تهران، نوروزگاهها، کنسرتهای موسیقی هزاران نفری در میدان مشق (نزدیک میدان امام خمینی) و رویدادهای زیبای میدان آزادی را داشتیم که خیلی مورد استقبال مردم قرار میگرفت، اما اکنون چند سالی است که آن رویدادهای مدنی تعطیل است؛ حتی کنسرت همایون در میدان آزادی محقق نشد.
البته که گردش و دورهمی شبانه حق است، اما خوب است برای همه باشد. دوره آقای کرباسچی، شهردار اسبق تهران، پارکها آباد شدند و نردههایشان برداشته شد. اما امروز دور فضای باز تئاتر شهر را سالهاست بستهاند و نرده گذاشتهاند؛ مکانی که اتفاقا برای کنسرت و گردهمایی عمومی عالی و مناسب است.
اعتماد میان مردم عادی، دولت و شهرداری، یک ارتباط متقابل است که وجود و حضور در شهری امن را برای همه تأمین و تضمین میکند. اگر این اعتماد و هماهنگی دوجانبه نباشد و مردم دائما هزینه همه چیز را خودشان بدهند، میتوان گفت دولت و شهرداری به فکر عامه مردم نبودهاند.