|

راهبرد پساجنگ

در سال 1404، آمریکا و اسرائیل بر‌اساس سیاست‌های استعماری خود جنگی نابرابر (در دو مقطع نبرد ۱۲روزه و جنگ رمضان) را علیه ایران اسلامی شروع کردند. در مقابل، رشادت و مقاومت رزمندگان و مردم عزیز برگی نو در تاریخ جهان ورق زد و پیروزی بزرگی برای ایشان به ارمغان آورد. ذیلا به برخی مسائل راهبردی و الهیاتی مربوط به (پسا)جنگ می‌پردازیم:

در سال 1404، آمریکا و اسرائیل بر‌اساس سیاست‌های استعماری خود جنگی نابرابر (در دو مقطع نبرد ۱۲روزه و جنگ رمضان) را علیه ایران اسلامی شروع کردند. در مقابل، رشادت و مقاومت رزمندگان و مردم عزیز برگی نو در تاریخ جهان ورق زد و پیروزی بزرگی برای ایشان به ارمغان آورد. ذیلا به برخی مسائل راهبردی و الهیاتی مربوط به (پسا)جنگ می‌پردازیم:
1. تقید به احکام شرعی در سیاست و در جنگ: دولت دینی همواره به احکام شرعی مقید است. به‌طور مثال، جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده‌ به مناطق مسکونی حمله نمی‌کند. مثال دیگر آن است که حکم فقهی حمله به کشورهای میزبان دشمن است. همچنین، باید دید کل اسرائیل همچون یک پادگان نظامی است یا خیر.
2. سیاست‌های دینی و عرفی: با فرض ارتباط دین و سیاست، دولت اسلامی همواره باید تعریف مشخصی از مرز مبانی دینی و سیاست‌های عملی خود ارائه کند. در حالی که دین امری مقدس و لایتغیر است، سیاست امری خطاپذیر به نظر می‌رسد و همواره با امور محسوس و قابل تغییر سروکار دارد.
3. الزام/ عدم الزام به شریعت: دولت اسلامی بر‌اساس مبانی دینی (همچون‌ الذین ان مکناهم فی‌الارض اقاموا الصلاة) موظف است زمینه‌های رشد و تعالی اخلاقی و معنوی جامعه را تمهید کند. الزام به شریعت، جز در موارد منصوص، وظیفه دولت اسلامی نیست. پس‌ می‌توان گفت جلوگیری از شرب خمر وظیفه دولت است، اما الزام به حجاب (که به خودی خود واجب شرعی است) وظیفه دولت نیست. در جنگ اخیر دیدیم که باحجاب و بی‌حجاب از موجودیتی به نام «ایران» دفاع کردند.
4. مصادیق آیات و روایات: بر‌‌اساس نکته قبل، می‌توان گفت هرچند آیات قرآن کریم و روایات معصومان(ع) همواره راهگشا و امیدبخش هستند، نباید مصادیق آنها را به ضرس قاطع جنگ اخیر معرفی کنیم. در بسیاری از سخنرانی‌ها، جنگ اخیر بر‌اساس «ان الارض یرثها عبادی الصالحون» یا علائم الظهور و مانند آن توجیه می‌شد.
5- مسئله ظهور: در طول تاریخ، شیعه همواره در حالت انتظار فرج زندگی کرده است. با این وجود، بر‌اساس «کذب الوقاتون»، نمی‌توان زمان مشخصی برای ظهور تعیین کرد. از نظر تاریخی، صفویه نیز همواره مسائل خود را به ظهور امام عصر(ع) گره می‌زد.
6. سیاست‌های آخرالزمانی: برخی افراد متدین در ایران و اسرائیل سعی کردند جنگ اخیر را به شکلی سیاست آخرالزمانی (Apocalyptic) جلوه دهند. دو طرف معتقد بودند در لحظه آخر، خداوند ایشان را تأیید خواهد کرد. بر‌اساس آموزه‌های دینی، ما نمی‌توانیم وقت آخرالزمان و مصداق آن را مشخص کنیم، خصوصا که شیعه در عصر غیبت مسئولیت‌های محدودی برای خود تعریف کرده‌ و برای ظهور امام زمانش در حالت انتظار است.
7. علوم غریبه: برخی از اقسام علوم غریبه برحق‌ و برخی دیگر باطل و حرام هستند. در هر صورت، مسئولان نمی‌توانند مسائل سیاسی کلان را با علوم غریبه عجین کنند یا بر‌اساس آن تصمیم بگیرند.
8. مرز منافع ملی و مسئولیت‌های فراملی: یکی از مسائل اصلی سیاست خارجی دولت اسلامی، ‌مانند هر دولت ایدئولوژیک دیگر، تبیین مرز منافع ملی و مسئولیت‌های فراملی است. دولت اسلامی در موارد ضروری و فوری باید به کمک مسلمانان‌ و بلکه انسان‌های مظلوم‌ بشتابد. در غیر این مورد، ملاک نظر متخصصان است. به بیان دیگر، درباره کمک‌های غیرفوری و غیرضروری‌ باید دید ورود به عرصه مسئولیت‌های فراملی به تقویت منافع ملی ایران اسلامی می‌انجامد یا خیر.
9. نسبت تمدن‌سازی و منافع ملی: ساختن تمدن اسلامی در این زمان هرچند ممکن است مطلوب و آرمانی باشد، اما دو مسئله وجود دارد: امکان عملی آن (داشتن قدرت) و اولویت منافع ملی نسبت به آن.
10. محور مقاومت: این مورد یکی از مصادیق مسئله فوق به نظر می‌رسد. در مواردی که مسلمانان به کمک فوری و ضروری نیاز دارند، وظیفه دینی ما حکم می‌کند به کمک ایشان بشتابیم. مثال بارز آن حملات ناجوانمردانه اسرائیل به فلسطین و لبنان است. در غیر موارد فوری و ضروری، متخصصان معلوم می‌کنند که منافع ملی ایران اسلامی چه چیزی را اقتضا می‌کند.
11. صدور انقلاب: در اینکه انقلاب اسلامی می‌بایست در حوزه فرهنگی پیام انقلاب را به گوش جهانیان برساند، شکی وجود ندارد؛ همان‌گونه که پیامبر اکرم(ص) پیام اسلام را به این شیوه در سرتاسر جهان گستراندند. درباره کمک‌های سیاسی به مسلمانان/ مستضعفان نیز بحث چندانی وجود ندارد. مهم‌ کمک‌های مالی، نظامی و امنیتی است. هرچند واحد نهضت‌های آزادی‌بخش سپاه در طول زمان تعطیل شد، اما این مسئله همواره وجود داشته که مرز صدور انقلاب چیست؟
12. سیاست‌های اعمالی و اعلانی: برخی کشورهای استعماری سیاست‌های اعلانی خود را بر‌اساس حقوق بشر و حقوق بین‌الملل‌ و سیاست‌های اعمالی خود را با تکیه به اصل «سیاست قدرت» (power politics) تنظیم می‌کنند. بدترین حالت آن است که یک کشور در حوزه سیاست‌های اعلانی، حقوق بشر و حقوق بین‌الملل را نقد کند، ولی در عمل نتواند قدرتمندانه از منافع خود دفاع کند.
13. جهاد دفاعی: هر انسانی به حکم فطرت به حق دفاع قائل است‌ و به همین دلیل جهاد دفاعی مورد وفاق همه فقها قرار دارد. بدون شک در جنگ اخیر‌ ایران اسلامی این حق را برای خود مسلم می‌دانست.
14. جهاد ابتدایی: فقهای اسلام دیدگاه‌های متنوعی راجع به مسئله جهاد ابتدایی ارائه کرده‌اند. مشهور فقها، از‌جمله امام خمینی، جهاد ابتدایی را مخصوص دوره ظهور امام معصوم(ع) می‌دانند. به نظر می‌رسد اگر جمهوری اسلامی ایران‌ راهبرد خود در این زمینه را رأی مشهور فقها قرار دهد، بهتر می‌تواند سیاست‌های صلح‌آمیزی برای سیاست خارجی خود طراحی کند.
15. قیام عاشورایی: پیام امام حسین(ع) برای همه مسلمانان جهان در طول تاریخ نویدبخش بوده است. تفاوت وضعیت امام حسین(ع) با صلح حسن(ع) یا صلح حدیبیه در آن بود که امام(ع)‌ به شکل قهری، در تنگنای ذلت یا شهادت (السلة و الذلة) قرار گرفته بودند، در حالی که در مورد امام حسن(ع) و پیامبر(ص) همواره راه سومی وجود داشته است. شاید بتوان گفت در جایی که ترامپ ایران را بین جنگ یا تسلیم بدون قید و شرط قرار داده بود، در تنگنای ذلت یا شهادت قرار گرفته بودیم، هرچند بحمدالله از آن به موفقیت خارج شدیم. مهم آن است که اولا به اختیار خود نباید در تنگنای ذلت یا شهادت قرار گیریم‌ و ثانیا اگر گزینه سومی وجود داشت، بر‌اساس مباحث عقلایی و تخصصی، باید از آن تنگنا خارج شد.
16. امکان/ عدم امکان ترمیم ریشه‌های تنش: تنش بین آمریکا و اسرائیل با ایران اسلامی در مسائل همچون موارد ذیل ریشه دارد: کودتای 28 مرداد 1332، سیاست‌های خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران، اشغال سفارت آمریکا، هلوکاست، نقص برجام و تشدید تحریم‌ها. هرچند آمریکا در خصوص مورد اول دو بار عذرخواهی کرد، اما سیاست‌های خصمانه ترامپ آتش کینه را شعله‌ور کرد. در دوران پساجنگ‌ باید دید امکان ترمیم برخی موارد فوق (‌یا حداقل سکوت نسبت به آنها) وجود دارد یا خیر. ترمیم تنش‌ها با آمریکا(ی بدون ترامپ) به مراتب عملی‌تر از رژیم صهیونیستی است. در مقابل، مبانی فردید و سید قطب، جنگی دائمی بین مسلمانان و غرب تصویر می‌کند.
17. مذاکره: در دیپلماسی، مذاکره گفت‌وگو با طرف مقابل است و به خودی خود‌ مثبت یا منفی نیست. محتوای مذاکره غیر از اصل مذاکره است. پس‌ نمی‌توان گفت خود مذاکره نوعی خیانت است. مذاکره مستقیم و غیرمستقیم تفاوت ماهوی ندارند.
18. تفاهم‌نامه با آمریکا: دو گروه به شکل مشخص از یادداشت تفاهم ایران و آمریکا متضرر می‌شوند: (رادیکال‌های) اسرائیل و تندروهای داخلی. بهترین راه برای ضمانت تفاهم‌نامه‌ و تبدیل آن به پیمان صلح، منافع مشترک اقتصادی کلان به نظر می‌رسد.
19. سیاست گرایش به شرق: در دوران پساجنگ جهانی دوم، شرق معنای جدیدی پیدا کرده‌ و به شکل خاص، منافع ملی جایگزین بلوک‌بندی‌های سابق شده است. اصل‌بودن منافع ملی جایی برای سیاست گرایش به شرق نمی‌گذارد؛ به‌خصوص‌ که نسبت به مفهوم این سیاست و راهبرد عملیاتی آن نیز اختلاف‌نظر دیده می‌شود. اگر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران ملاک باشد، بهترین روابط را هم با روسیه و چین، هم با غرب می‌توان تعریف کرد.
20. جداکردن اروپا از آمریکا: در جنگ اخیر اروپا محتاطانه از سیاست‌های استعماری آمریکا فاصله گرفت. به نظر می‌رسد نه‌تنها می‌توان از این مسئله استفاده کرد، بلکه در برخی موارد از شکاف آمریکا و اسرائیل نیز می‌توان بهره برد.
21. تحدید استکبارستیزی: یکی از ویژگی‌های اسلام سیاسی، استکبارستیزی است. هرچند اصل این مسئله ممکن است مطلوب به نظر برسد، اما شاید نقاط تحدیدکننده‌ای برای این مسئله متصور باشد: تفاوت عصر حضور و دوره غیبت، مرز منافع ملی و مسئولیت‌های فراملی (مورد هشتم)، جایگزینی منافع ملی به‌جای سیاست گرایش به شرق (مورد نوزدهم)، مطلوب‌بودن مذاکره در همه حال (مورد هفدهم)‌ و مهم‌تر از همه اصل قدرت. بر‌اساس مورد اخیر، تکلیف محدود به قدرت است‌ و در موردی که دولت اسلامی قدرت نداشته باشد، تکلیف ساقط می‌شود.
22. نابودی اسرائیل: هرچند آرزوی دیرین مسلمانان آزاده محو اسرائیل است، اما باید به شکل واقع‌بینانه دید این مسئله در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر است یا خیر. طرح مسئله هلوکاست در دولت نهم را نیز می‌توان بر این اساس تحلیل کرد. به هر صورت، سیاست‌های اعمالی و اعلانی ما باید همخوانی داشته باشد. شناسایی رژیم غاصب صهیونیستی نه با مبانی دینی سازگاری دارد و نه از نظر سیاسی مطلوب به نظر می‌رسد؛ آنچه می‌ماند دو سیاست است: تخاصم بدون شرط یا سیاست عدم مخاصمه (با شرایط و زمان خاص).
23. سیاست اتمی: استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای مورد وفاق همه است. نظر فقها درباره سلاح هسته‌ای تا حدودی متفاوت به نظر می‌رسد. فتوای مشهور رهبر انقلاب، حرمت ساخت و استفاده از این نوع سلاح‌ها بود. با این وجود، شاید بتوان بین ساخت و استفاده تمایزی قائل شد؛ چراکه اولا این‌گونه سلاح‌ها برای بازدارندگی است‌ و ثانیا امکان استفاده محدود از آن منتفی نیست.
24. بهره‌بردن از دانش‌های جدید: در دوره پساجنگ، استفاده از دانش‌های مدرن دوچندان می‌شود. یکی از علوم مرتبط با مسئله حکمرانی، به‌ویژه در دوره (پسا)جنگ، روان‌شناسی سیاسی رهبران است؛ چون ترامپ فردی خودشیفته به نظر می‌رسد و پرونده او در قضیه اپستین همچنان باز است، از تحریک او باید پرهیز کرد. پوتین، به شکل خاص، به این نکته واقف بود و با توصیه‌های روان‌شناسانه توانست با ترامپ -به‌ویژه در قضیه اوکراین- کنار بیاید.
25. توسعه: مفروض آن است که کشوری مانند ایران به تقویت بنیه نظامی خود در برابر تجاوز متجاوزان نیاز دارد. نبرد اخیر نشان داد سیاست موشکی ایران، در مقابل سرمایه‌گذاری در صنعت هوایی، بسیار هوشمندانه بوده است. از سوی دیگر، باید مشخص شود راهبرد ایران اسلامی در دوران پساجنگ، خصوصا با توجه به خسارت‌های زیاد همچون صنایع فولاد، به چه میزان‌ توسعه نظامی یا توسعه اقتصادی و سیاسی است. از آنجا که اقتصاددانان شرط توسعه را انباشت سرمایه می‌دانند، متأسفانه باید گفت‌ در وضع‌ فعلی، قطار کشور از ریل توسعه خارج شده است.
26. حاکمیت نخبگان: در دوره پساجنگ، ضروری است به شکل شایسته‌تری از نخبگان در عرصه‌های مختلف استفاده شود. این راهبرد در راستای تحدید پوپولیسم ضروری است.
27. نقد رادیکالیسم: جامعه ایران اسلامی متکثر است‌ و همه گروه‌ها حق دارند آرای خود را بیان کنند و در امور مختلف سهیم باشند. این در حالی است که افراطیون درصدد انحصار قدرت هستند. آنها حتی در مقابل دستور رهبر انقلاب برای صلح با آمریکا نیز تمکین نکردند. به قول ابوایاد، تندروها یا خائن هستند یا نادان!
28. امکان ادغام نهاد‌های موازی: ادغام نهاد‌های موازی هم منافعی در بر دارد و هم با مشکلات خاصی روبه‌رو است. این اگر بخواهد مد‌نظر قرار گیرد، راجع به زمان و راهکار آن به شکل تخصصی باید کار کرد.
29. نسبت نیروهای مسلح با سیاست و اقتصاد: به نظر می‌رسد در زمان حاضر، ضروری است مرز مشخصی برای نسبت نهادهای نظامی با سیاست و اقتصاد ترسیم کنیم.
30. حل مسائل سیاسی داخل کشور: در کنار حل مسائل راهبردی در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، ضروری است مسائل داخلی نیز به شکل شایسته سامان داده شوند؛ چراکه سیاست خارجی امتداد سیاست داخلی تلقی می‌شود. در راستای جلوگیری از دوقطبی‌شدن جامعه، شاید بتوان عفو عمومی برای اعتراضات دی‌ماه و زندانیان سیاسی صادر کرد. البته، مسئله جاسوسی و ترور و مانند اینها از بحث حاضر استثنا می‌شود.
۳۱. حل مسائل معیشتی مردم: با توجه به تورم افسارگسیخته و زیاد‌شدن فاصله دهک‌های اقتصادی، توجه به معیشت طبقات متوسط‌ و به شکل خاص طبقات ضعیف (به قول امام علی: الذین لا حیلة لهم) دوچندان شده است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.