از میدان مقاومت تا میدان گفتوگو
تأملی بر دیپلماسی گردشگری در آستانه نظمی نوین
برخی مقاطع تاریخی لحظاتی هستند که در آن ملتها خود را بازتعریف میکنند و جایگاه خویش را در ذهن و ضمیر جهانیان از نو میسازند. حضور ما به عنوان هیئت ایران در یکصدوبیستوششمین نشست شورای اجرایی سازمان جهانی گردشگری در اسپانیا، در چنین بستری معنا پیدا میکند؛ حضوری که تلاشی آگاهانه برای روایت ایران، تبیین حقیقت و دفاع از ارزشهایی بود که ملت ما برای آنها هزینههای سنگینی پرداخته است.
برخی مقاطع تاریخی لحظاتی هستند که در آن ملتها خود را بازتعریف میکنند و جایگاه خویش را در ذهن و ضمیر جهانیان از نو میسازند. حضور ما به عنوان هیئت ایران در یکصدوبیستوششمین نشست شورای اجرایی سازمان جهانی گردشگری در اسپانیا، در چنین بستری معنا پیدا میکند؛ حضوری که تلاشی آگاهانه برای روایت ایران، تبیین حقیقت و دفاع از ارزشهایی بود که ملت ما برای آنها هزینههای سنگینی پرداخته است.
ما در شرایطی راهی اسپانیا شدیم که هنوز فضای بینالمللی تحت تأثیر جنگی قرار داشت که با مشارکت مستقیم ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران شکل گرفت. این اجلاس پیش از دستیابی طرفها به تفاهمات سیاسی بعدی برگزار شد؛ زمانی که افکار عمومی جهان همچنان در جستوجوی درک ابعاد واقعی رخدادها بود. از همین رو، این سفر فرصتی برای رساندن صدای ملت ایران به جامعه جهانی و بازنمایی چهره واقعی کشوری بود که همزمان قربانی تجاوز و پرچمدار گفتوگو و صلح است. در جهانی که روایتها گاه از واقعیت پیشی میگیرند، دفاع از حقیقت خود نوعی مسئولیت تاریخی است. در سخنرانیها، نشستها و دیدارهای متعدد تلاش کردم تصویری روشن از آنچه بر ملت ایران گذشت ارائه دهم؛ از رنج خانوادهها، از آسیبهای انسانی جنگ و از ضرورت بازگشت جهان به عقلانیت، عدالت و احترام به کرامت انسان. آنچه بیش از هر چیز در این سفر برای من معنادار بود، نوع واکنش شخصیتها، وزرا، اندیشمندان، پژوهشگران و فعالان بینالمللی بود. بسیاری از آنان پس از شنیدن روایت مردم ایران، از منظر انسانی با ما سخن گفتند، همدردی و نسبت به ابعاد انسانی این رخداد ابراز نگرانی کردند.
این سرمایه اخلاقی، یکی از ارزشمندترین دستاوردهای دیپلماسی فرهنگی ایران در این مقطع تاریخی بود. در حاشیه اجلاس، مجموعهای از گفتوگوهای دوجانبه و چندجانبه انجام شد که هریک بخشی از معماری آینده همکاریهای گردشگری ایران را شکل میدهد. دیدار با وزیر گردشگری و اقتصاد نیجریه نشان داد علاقه به شناخت تمدن ایرانی در قاره آفریقا رو به گسترش است. توافق برای برگزاری نمایشگاههای مشترک در ابوجا و تهران، فعالسازی مسیرهای همکاری میان بخشهای خصوصی و طراحی سازوکارهای جدید برای تبادل گردشگر، گامی در راستای پیوند دو تمدن و دو جامعه بزرگ انسانی به شمار میرفتند. کشوری با بیش از ۲۳۰ میلیون نفر جمعیت و جامعهای گسترده از مسلمانان علاقهمند به فرهنگ و تاریخ ایران، ظرفیتهایی کمنظیر برای توسعه روابط فرهنگی و گردشگری در اختیار دارد. در دیدار با وزیر گردشگری یونان، گفتوگوها حول محور توسعه گردشگری دریایی و انتقال تجربیات موفق این کشور در حوزه کروز و اقتصاد گردشگری ساحلی متمرکز بود. این ملاقات برای ما فرصتی برای بازاندیشی در یکی از مهمترین مزیتهای ژئوپلیتیکی ایران بود. تحولات اخیر بیش از هر زمان دیگری اهمیت سواحل جنوبی کشور را آشکار کرد. از مکران تا هرمزگان، از جزایر خلیج فارس تا بوشهر، آبادان و خرمشهر، با پهنهای مواجه هستیم که در همنشینی تاریخ، تمدن، تجارت، فرهنگ و دریا شکل گرفته است.
باور دارم یکی از مهمترین راهبردهای توسعه ایران در دهههای آینده، پیوند عمیقتر اقتصاد ملی با دریا و تبدیل جنوب ایران به یکی از کانونهای بزرگ گردشگری منطقه خواهد بود. گفتوگو با مقام عالی گردشگری چین نیز از اهمیت ویژهای برخوردار بود. ایران و چین دو تمدن بزرگ آسیایی هستند که قرنها در مسیر تبادلات فرهنگی و اقتصادی قرار داشتهاند. در این دیدار، بر ضرورت بهرهگیری از ظرفیت عظیم بازار گردشگری چین، توسعه همکاریهای رسانهای، تقویت ارتباطات میان آژانسهای گردشگری و برگزاری نمایشگاههای مشترک فرهنگی و صنایعدستی تأکید شد. هدف ما آن است که سهم شایستهای از جریان بزرگ گردشگران چینی را به سوی ایران هدایت کنیم و در عین حال شناخت متقابل میان دو ملت را تعمیق بخشیم. دیدار با خانم شیخه ناصر النوایس، دبیرکل سازمان جهانی گردشگری نیز فرصتی ارزشمند برای تبیین رویکردهای جمهوری اسلامی ایران در حوزه گردشگری بود. در این نشست بر نقش گردشگری به عنوان ابزاری برای صلح، تقویت تابآوری ملی، توسعه متوازن و توانمندسازی جوامع محلی تأکید کردم. طرح «هر روستا یک بومگردی» را به عنوان یکی از مهمترین راهبردهای ملی برای توزیع عادلانه منافع گردشگری، حفظ هویتهای محلی و تقویت اقتصاد روستایی معرفی کردیم؛ طرحی که مورد استقبال دبیرکل قرار گرفت و توافق شد تجربه ایران در یکی از نشستهای آتی سازمان جهانی گردشگری به عنوان الگویی موفق ارائه شود. در دیدار با وزیر گردشگری نامیبیا نیز بر تدوین نقشهراه همکاریهای مشترک، توسعه تعاملات بخش خصوصی و معرفی متقابل ظرفیتهای گردشگری دو کشور تأکید شد. این دیدارها نشان داد ظرفیتهای همکاری جنوب - جنوب در حال گسترش است و گردشگری میتواند به یکی از مؤثرترین ابزارهای نزدیکی ملتها در جهان چندقطبی آینده تبدیل شود.
همچنین در نشست با جمعی از نویسندگان، پژوهشگران، شخصیتهای سیاسی، اصحاب رسانه و حامیان ایران در اسپانیا، درباره ابعاد جنگ تحمیلی اخیر، پیامدهای آن برای میراث فرهنگی، تحولات اجتماعی ناشی از آن و چشماندازهای منطقهای سخن گفتم. تأکید کردم آنچه در برابر تجاوز شکل گرفت، ظهور یک قدرت ملی متکی بر همبستگی ملت، دولت و نیروهای مسلح بود. تجربه این دوره نشان داد سرمایه اصلی ایران در انسجام اجتماعی، هویت تاریخی و اعتماد ملی نهفته است. اما شاید مهمترین نتیجه این سفر، دریافت تصویری روشنتر از جایگاه ایران در ذهن جهانیان بود. برخلاف بسیاری از روایتهای یکسویه، آنچه در گفتوگوهای رسمی و غیررسمی مشاهده کردم، احترام به ملتی بود که در برابر فشارها ایستاده، از هویت خود دفاع کرده و در عین حال درهای گفتوگو را نبسته است. ایران در نگاه بسیاری از نخبگان جهان، بخشی از راهحل آینده منطقه و جهان است؛ کشوری که با پشتوانه تمدنی چندهزارساله، میتواند میان گذشته و آینده، میان سنت و نوآوری و میان قدرت و اخلاق پلی پایدار ایجاد کند. در تمام روزهای اجلاس، نشان سینهای بر لباس داشتم که نشانی مزین به عدد ۱۶۸ و تصویر کولهپشتی کودکان میناب بود. این نشان یادآور کودکانی بود که قربانی خشونت شدند و یادآوری میکرد در پس همه تحلیلهای ژئوپلیتیکی و معادلات راهبردی، انسانهایی قرار دارند که حق آنان برای زندگی، امنیت و آینده نباید قربانی منازعات قدرت شود. پیام ایران از اسپانیا روشن بود: ما از دل رنج، نفرت تولید نمیکنیم؛ از دل مقاومت، امید میسازیم. ما گردشگری را زبان مشترک ملتها، سازوکار بازسازی اعتماد جهانی، ابزار گفتوگوی تمدنها و بستری برای صلح پایدار تلقی میکنیم. ایران با اتکا به میراث تمدنی خود، با سرمایه عظیم انسانی خویش و با تجربهای تاریخی از تابآوری، آماده ایفای نقشی فعالتر در شکلدهی به آیندهای است که در آن گفتوگو جایگزین تقابل، فهم متقابل جایگزین سوءبرداشت و همکاری جایگزین منازعه شود. این یک باور تمدنی است.