|

بازگشت به مدار ایران

آمریکا و اسرائیل بیش از صد روز پیش با هدف تسلیم بدون قیدوشرط ایران، اقدام به تجاوز به کشور عزیزمان کردند. آنان تصور می‌کردند با این اقدام، فروپاشی نظام جمهوری اسلامی تحقق پیدا خواهد کرد. اما پس از مقاومت تاریخ‌ساز ایران، اکنون تفاهم اولیه میان دو کشور‌ اعلام شد و امضای رسمی آن در روز جمعه 29 خرداد در ژنو خواهد بود.

آمریکا و اسرائیل بیش از صد روز پیش با هدف تسلیم بدون قیدوشرط ایران، اقدام به تجاوز به کشور عزیزمان کردند. آنان تصور می‌کردند با این اقدام، فروپاشی نظام جمهوری اسلامی تحقق پیدا خواهد کرد. اما پس از مقاومت تاریخ‌ساز ایران، اکنون تفاهم اولیه میان دو کشور‌ اعلام شد و امضای رسمی آن در روز جمعه 29 خرداد در ژنو خواهد بود.

بنابر گفته‌های ناقص طرفین، باز‌شدن تنگه هرمز، برداشتن محاصره دریایی، پرداخت بخشی از مطالبات ایران توسط برخی کشورهای منطقه و ایجاد صندوق سرمایه‌گذاری مشترک با مبلغ 300 میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه کشور، همه یا جزئی از توافق هستند. البته 60 روز هم برای توافق نهایی درباره مسائل دیگر فرصت داده شده است.  این یک پیروزی مهم در این مرحله برای کشور است. اکنون معادلات جهانی نسبت به دوران پیشاجنگ تفاوت کرده و ایران به لحاظ منطقه‌ای قدرتمندتر از گذشته است. اینها همه به دلیل هوشیاری رهبری، انسجام و وحدت ملی، قدرت نظامی، مردم مقاوم در خیابان و دیپلماسی فعال بوده است. دیپلماسی فعال به پشتوانه‌های یادشده، ابزار تثبیت و نقدکردن مطالبات از مسیر چانه‌زنی‌های مستمر است. ما در این تفاهم، آمریکا را به عقب راندیم.

باید توجه داشت این توافق، تفاهمی مرحله‌ای است. تفاهم با دولتی است که دو بار حین مذاکره اقدام به تجاوز به کشور کرده و از خود بدعهدی نشان داده است. اکنون پذیرش اجباری آمریکا به‌ دلیل شکست راهبردی رخ داده است. حال با توجه به سابقه یادشده و دو‌مرحله‌ای‌بودن توافق و در نتیجه امکان عدم توافق در مرحله بعد، هوشیاری نظام و مردم بسیار ضروری است. این توافق شکننده است. از سوی دیگر، با توجه به اینکه پس از امضای تفاهم‌نامه توسط طرفین در 29 خرداد، فرصتی 60‌روزه و قابل تمدید برای مذاکرات در مسائل اختلافی در طول چند دهه وجود دارد، به‌گونه‌ای کشور در یک حالت بلاتکلیفی قرار خواهد داشت. این امر بر تصمیمات سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی اثرگذار خواهد بود. نکته دیگر اینکه کشور حداقل در دو دهه اخیر با شکاف‌هایی میان دولت-ملت مواجه شده بود. در دی‌ماه 1404، همراه با سیاست آزادسازی نرخ ارز و اعتراضات برخی از اصناف، برخی از هم‌وطنان به خیابان آمدند و وقایع تلخ دی‌ماه رقم خورد. پس از تجاوز به کشور و رخ‌دادن جنگ تحمیلی سوم، کشور شاهد انسجام بود. بر اساس برخی مطالعات میدانی در این دوره، برخی از همان معترضان در تجمعات شبانه شرکت می‌کردند. برخی از افرادی که در انتخابات‌های اخیر رأی نداده بودند نیز در این تجمعات شرکت کرده بودند. بنابراین فرصتی طلایی پیش پای نظام قرار داده شده تا بر مدار ایران و با پذیرش تکثر جامعه، بر انسجام بیفزاید. خوشبختانه رهبری در بیانیه‌های متعدد بر محور ایران، انسجام و پذیرش تکثر جامعه تأکید کرده است.

باید قدر مردم را بدانند و سیاست‌های فرهنگی، قضائی و اقتصادی خویش را بر این مدار تعیین کنند. یکی از مهم‌ترین آنها، عفو عمومی است. این امر می‌تواند به صورت مرحله‌ای صورت گیرد. برخی از شواهد نیز نشان می‌دهد‌ این امر مورد توجه نظام قرار گرفته است که به فال نیک می‌گیریم. از سوی دیگر، روشن است که تمامی ارکان نظام ذیل رهبری تعریف می‌شوند. در قانون اساسی، تعیین سیاست‌های کلی نظام و خطوط سیاست خارجی وظیفه رهبری است؛ در عمل نیز چنین بوده است. بنابراین توافق‌هایی مانند برجام و توافق اخیر، گرچه ممکن است همگی خواست رهبری نباشند، مورد تأیید رهبری هستند. دلیل آن هم روشن است؛ در مذاکرات، خواسته‌ها در یک چانه‌زنی قرار گرفته و تعدیل می‌شوند و همان خواسته‌های اولیه نیستند. گروه‌هایی امروز به تفاهم انجام‌شده اعتراض دارند. برخی آن را مورد تأیید رهبری نمی‌دانند که این سخن قابل پذیرش نیست و برخی نیز به مفاد آن ایراد دارند. برخی انتظار دارند مفاد آن قبل از تفاهم برای مردم خوانده شود؛ امری که در هیچ‌جای دنیا مرسوم نیست و البته معقول نیست که امری کارشناسی و دارای ابعاد سیاسی، نظامی، امنیتی و پیچیدگی‌های خاص و اطلاعات سرّی در معرض همگان و نزد جمعیت غیرمتخصص قرار داده شود. هنوز به طور علنی مفاد روشن نیست. حال که تصمیم رهبری نظام به توافق است، برای جلوگیری از ایجاد یک شکاف جدید‌ یا تعمیق آن، ضرورت نهادینه‌سازی گفت‌وگو در ساختار تصمیم‌گیری را نشان می‌دهد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.