|

هوشیاری حاکمیت، سدی در برابر تعمیق شکاف‌های درونی

امروز ایران در موقعیتی خطیر قرار گرفته است. هرچند به لطف خدا‌ نیات شوم دشمنان تحقق نیافته و ایران تاکنون سربلند از این جنگ تحمیلی بیرون آمده، اما غفلت از واقعیت‌های داخلی می‌تواند ما را به لبه پرتگاه بکشاند.

امروز ایران در موقعیتی خطیر قرار گرفته است. هرچند به لطف خدا‌ نیات شوم دشمنان تحقق نیافته و ایران تاکنون سربلند از این جنگ تحمیلی بیرون آمده، اما غفلت از واقعیت‌های داخلی می‌تواند ما را به لبه پرتگاه بکشاند. انباشت مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی پیش از جنگ، چنان فقدان افق روشنی را رقم زده بود که گروه‌هایی از شهروندان ناامید از اصلاحات، به خیابان آمدند و دشمن این فضا را به‌اشتباه‌ نشانه ضعف ایران تلقی کرد. اکنون‌ اما برون‌رفت از این جنگ، همچنان راه‌حلی قاطع نیافته است.

تدبیر راهبردی و درخشان دولتمردان، فضاسازی برای ورود مردم به خیابان در حمایت از تمامیت ارضی کشور بود. مردم با هر گرایشی آمدند و وحدت بر محور منافع ملی را معنا کردند؛ امری که می‌تواند پایه‌ای برای حکومت‌داری نوین باشد. بیش از سه ماه از جنگ می‌گذرد و مردم هنوز در خیابان‌ها هستند. با این حال، جنگ‌ وضعیت اقتصاد را بحرانی‌تر کرده است. حتی در صورت پیروزی، تورم، بیکاری و فقر بدتر از گذشته خواهد بود. قدرت خرید خانوارها سقوط کرده، زیرساخت‌هایی چون فولاد و انرژی آسیب دیده، صادرات کاهش یافته و صنایع پیشین و پسین آنها نیز دچار آسیب شده‌اند.

نااطمینانی‌ها افزایش، سرمایه‌گذاری کاهش و در نتیجه رشد اقتصادی روندی نزولی طی می‌کند. تجربه اخیر جنگ اوکراین نیز نشان داد با وجود حمایت‌های جهان غرب، اقتصاد آن کشور در سراشیبی قرار گرفته است. صندوق بین‌المللی پول نرخ تورم سال ۲۰۲۶ را ۶۸.۹ درصد پیش‌بینی کرده و بنابر تازه‌ترین گزارش‌های بانک مرکزی از تورم نقطه‌به‌نقطه ۶۷ و ۵۳.۹ درصد در فروردین و اردیبهشت، نوید صعودی تندتر را می‌دهد. رکود تورمی عمیق‌تر شده، بنگاه‌ها توان حفظ نیروی کار را ندارند و تعدیل نیرو گسترش یافته است. برخی بنگاه‌های کلیدی آسیب دیده‌اند، برخی دیگر سرمایه در گردش ندارند‌ و بیکاری ناشی از جنگ‌ رکورد خواهد زد. یکی دیگر از آثار مهم جنگ، شکل‌گیری قشربندی جدید است؛ اقلیتی که از جنگ سود می‌برند و انبوه مردمی که از آن زیان می‌بینند.

حاصل این وضعیت، تعمیق فقر و گستره نارضایتی است که بستری برای بهره‌برداری دشمن فراهم می‌کند. آمریکا با نگه‌داشتن روابط در فضای ابهام و طولانی‌کردن جنگ و تحریکات تفرقه‌انداز، از داخل بر کشور فشار می‌آورد. از سوی دیگر، جریانات تند سیاسی در تلاش‌اند خیابان را به نفع خود مصادره کنند و با شعارهای تند، بر وحدت ملی ضربه بزنند. این جریان، مکمل خطرناک دشمنان بیرونی است.

هوشیاری ایجاب می‌کند که حاکمیت:

• در عرصه اقتصادی: از هر سیاستی مانند آزادسازی نرخ ارز یا کاهش حمایت از اقشار آسیب‌پذیر که فشار را بر دوش مردم بیفزاید، بپرهیزد.

• در عرصه سیاسی: راه گفت‌وگو با تشکل‌ها را بگشاید. اجازه داده شود‌ تشکل‌های منتقد دیدگاه‌های خود را در‌باره چگونگی خروج از شرایط جنگی به‌وضوح بیان کنند.

• در عرصه فرهنگی: تکثر را بپذیرد.

• در عرصه قضائی: با تعادل، موازین شرعی و رأفت و عفو، رفتار کند. عفو معترضان پیش از جنگ (به‌جز کسانی که دستشان به خون آغشته شده است) راهکاری مهم برای تحکیم وحدت است.

فراموش نکنیم: دشمن فقط در شکاف‌های عمیق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موفق می‌شود. اگر انسجام درونی باشد، از بیگانه هیچ کاری ساخته نیست. حاکمیت باید در این راه شجاعانه عمل کند تا بتواند وحدت ملی را پاس بدارد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.