شاهزاده پروازی
ایران به مرحلهای رسیده که گروههای مردمی بهطور مستقیم برای حفظ نظام سیاسی حاکم وارد عمل شدهاند. حضور مردم در کف خیابانها شانزدهین شب را هم از سر گذرانده، کاری جمعی که هدفش را فقط حمایت از نظام جمهوری اسلامی در ایران نباید دانست، بلکه اینبار به یک رقابت پررنگ، علنی و مشهودِ خیابانی تبدیل شده و از بامداد ۱۸ اسفند، تجمعات حمایت از رهبر سوم نظام هم به آن افزوده شده اس
ابراهیم اسدی بیدمشکی - روزنامهنگار
ایران به مرحلهای رسیده که گروههای مردمی بهطور مستقیم برای حفظ نظام سیاسی حاکم وارد عمل شدهاند. حضور مردم در کف خیابانها شانزدهین شب را هم از سر گذرانده، کاری جمعی که هدفش را فقط حمایت از نظام جمهوری اسلامی در ایران نباید دانست، بلکه اینبار به یک رقابت پررنگ، علنی و مشهودِ خیابانی تبدیل شده و از بامداد ۱۸ اسفند، تجمعات حمایت از رهبر سوم نظام هم به آن افزوده شده است.
یک سوی این رقابت، وفاداران موجودیت و تمامیت ارضی «ایران» هستند. در میان این گروه، تنها هواداران سنتی و همیشگی جمهوری اسلامی حضور ندارند. باید وفادارانی را هم در نظر داشت که نظام سیاسی مستقر را ضامن بقای ایران میدانند یا دستکم تا زمانی که این یادداشت نوشته شده، به نتیجه رسیدهاند اکنون، ساختاری به نام جمهوری اسلامی است که جلوی تجاوز بیگانه میایستد. سوی دیگر رقابت اما گروهی است که فعلا در فضای علنی در سکوت فرورفته است. صدای علنی آنها در روزهای اخیر و بهطور عمده، فقط زمانی به گوش رسید که رسانه آنور آب (اینترنشنال) ترور آیتالله خامنهای را تأیید کرد تا آنها برای ابراز خوشحالی رخی نشان بدهند. دیگر بعید است کسی اطلاع نداشته باشد «رضا پهلوی» خود را رهبر این گروه از مردم میداند. با وجود شرایط جنگی، موفقیتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی در ترور مقامات ایرانی و عدم قطعیتهای امنیتی متعدد که حکومت با آن روبهروست، پهلوی در حوادث منتهی به جنگ رمضان به نظر میرسد به یک چیز بیتوجه بوده است؛ آن هم «شرایط شکلگیری افکار عمومی» است. او اگرچه توانسته با هزینه آمریکا و اسرائیل و جنگ روانی و رسانهای، روی ناکارآمدی، فساد و ضعفهای ساختاری داخل ایران سوار شود و دل گروهی از مردم را به دست بیاورد، اما همه شرایط شکلگرفتن افکار عمومی این نیست. فرهنگ جمعی در جامعه ایرانی که چند قرن است با آموزههای دینی همراه شده، الگوها و ویژگیهایی دارد. رضا پهلوی پشت سدّ باورها و ارزشهای جمعی ایرانی گیر کرده است؛ ارزشهایی که در همکاری متقابل فرهنگ ایرانی و اسلام شیعی، بیشتر نمایان میشود؛ «وطنپرستی و دفاع از تمامیت ارضی، استقلالطلبی، غیرت و ناموسپرستی و دفاع از مقدسات» و باورها و ارزشهای دیگری که میتوان به این فهرست افزود. درحالیکه بیگانگان از سالها پیش برخی از این ارزشها را -در ضعف مرجعیت رسانهای داخلی از جمله صدا و سیما- برای جامعه ایرانی کمرنگ کردهاند یا حتی توانستهاند تعریف و معنای بعضی از آنها را بهویژه برای نسل جدید تغییر دهند، اما به نظر میرسد هنوز باور اکثریت مردم، مطابق خواسته بیگانگان نیست و گستردگی لازم را پیدا نکرده است. الگوها و ارزشهایی که پهلوی و هواداران سرسخت او به آنها باور دارند و تبلیغ میکنند، با فرهنگ جمعی ایرانی تطابق ندارد. «تشکر از ترامپ و نتانیاهو برای حمله به مرزهای ایران، ترور آیتالله خامنهای به عنوان یک مقام عالی دینی و سیاسی، ترور فرماندهان نظامی، کشتار غیرنظامیان (از جمله زنان و کودکان)، توهین و فحاشی سازمانیافته به مقدسات و ارزشها» دقیقا همان چیزهایی است که مردم میبینند با فرهنگ جمعیشان تطابقی ندارد. بنابراین افکار عمومی جامعه ایران رویکرد آنها را پس میزند. رضا پهلوی دقیقا در همین نقطه شکلگیری افکار عمومی دچار معضل جدی است. در چنین شرایطی، او تلاش کرده از خودش چهرهای مردمی و مورد پذیرش اکثریت معرفی کند؛ با چه چیزی؟ با اظهارنظر در صفحات مجازی یا پخش فیلمهای کوتاه از خودش. پیش از جنگ رمضان، به دنبال جلب حمایت اقشار مذهبی ایران (با عنوان مخالفان جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی) رفت، درحالیکه در فراخوانها و شعارهای هوادارانش فحاشی و توهین سازمانیافته به مقدسات برجسته است. یا همین اوایل جنگ، گفت دلش برای کشتهشدن سه قهرمان آمریکایی به درد آمده و ابراز تأسف کرد، اما درباره جانباختن کودکان در فاجعه مدرسه میناب ساکت بود. پهلوی در گفتههایش از تمامیت ارضی دفاع میکند تا روی همان باور میهنپرستی ایرانیان سوار شود، ولی روی زمین و در واقعیت، پشتیبانهایش در حال تخریب و کشتار ایرانیان هستند. رضا پهلوی از سالها پیش بهعنوان یک چهره مخالف جمهوری اسلامی در ایران شناخته شده بود، اما در مدت اخیر نامش یکباره با پشتیبانی رسانهای و سایبریهای فضای مجازی بیشتر بر سر زبانها افتاد. او برای دستیابی به قدرتی که سال ۱۳۵۷ از او و خانوادهاش گرفته شد، در آغوش بنیامین نتانیاهو رفته و برای دونالد ترامپ دُم تکان میدهد. حال آنکه اظهارنظر اخیر ترامپ نشان میدهد آنچنان هم معلوم نیست رضا پهلوی گزینه مورد نظر آمریکا برای دوران پساجمهوری اسلامی باشد. این یعنی او از تاریخ درس نگرفته؛ وقتی که بود و نبودِ پدر و پدربزرگش در ایران به اراده آمریکا و انگلیس بستگی داشت. رضا پهلوی خواسته یا ناخواسته وارد قمار بزرگ اسرائیل و ابزار نتانیاهو برای درهمشکستن مقاومت ایران شده است. گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی هم آرزوی براندازی را در این دیدهاند که او از هزاران کیلومتر آن طرفتر از مرزها بیاید و ایران را آباد کند! در یک ارتجاع و بازگشت از جمهوریت به سلطنت؛ آن هم به دست یک «شاهزاده پروازی!».
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.