فاصلهای که امنیت را گران میکند
در جنوب کشور، جنگ برای بسیاری از مردم یک واقعیت روزمره است. صدای انفجار، تهدید امنیت، اختلال در زندگی و نگرانی از آینده، بخشی از تجربه زیسته آنان شده است. در دیگر نقاط ایران نیز همدلی، حمایت و احساس مسئولیت ملی دیده میشود؛
در جنوب کشور، جنگ برای بسیاری از مردم یک واقعیت روزمره است. صدای انفجار، تهدید امنیت، اختلال در زندگی و نگرانی از آینده، بخشی از تجربه زیسته آنان شده است. در دیگر نقاط ایران نیز همدلی، حمایت و احساس مسئولیت ملی دیده میشود؛ با این حال، در افکار عمومی هنوز این پرسش تکرار میشود که «آیا جنگ آغاز خواهد شد؟» این پرسش نشان میدهد بخشی از جامعه، آغاز جنگ را به رسیدن دامنه درگیری به مناطق مرکزی کشور گره زده است؛ در حالی که آثار جنگ، پیش از جابهجایی خطوط درگیری، در امنیت، اقتصاد و تصمیمگیریهای عمومی آشکار میشود. از منظر اقتصاد سیاسی، فاصله میان واقعیت و برداشت عمومی از آن، هزینه دارد. سیاستگذاری زمانی کارآمدتر است که جامعه تصویر نسبتا مشترکی از شرایط کشور داشته باشد.
هرچه این فاصله بیشتر شود، اولویتها جابهجا میشوند، اجرای تصمیمها دشوارتر میشود و منابع عمومی با اصطکاک بیشتری به نتیجه میرسند. نمونه این وضعیت را میتوان در روزهای اخیر مشاهده کرد. همزمان با ادامه درگیریها در جنوب و فشارهایی که ناامنی و اختلال در مبادلات بر اقتصاد کشور وارد کرده است، بخشی از گفتوگوی عمومی همچنان با معیارهای روزهای عادی پیش میرود. در چنین فضایی، انتظار از سیاستگذار، ارزیابی عملکرد دستگاهها و حتی ترتیب مطالبات عمومی، الزاما با واقعیتهای میدان همجهت نیست. پیامد این شکاف، در فرایند حکمرانی آشکار میشود. تصمیمهایی که برای مدیریت شرایط بحرانی اتخاذ میشوند، زمانی اثربخش خواهند بود که جامعه ضرورت آنها را نیز درک کند. در غیر این صورت، اجرای همان تصمیمها زمان بیشتری میبرد و هزینههای بیشتری بر کشور تحمیل میکند.
در ادبیات توسعه، معمولا از سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی سخن گفته میشود. تجربه امروز ایران، توجه به مفهوم دیگری را نیز ضروری کرده است؛ سرمایه ادراکی. منظور از سرمایه ادراکی، میزان فهم مشترک جامعه از واقعیتهای کشور و اولویتهای ملی است. هرچه این سرمایه تقویت شود، فاصله میان واقعیت و ادراک عمومی کاهش مییابد و ظرفیت جامعه برای همراهی با تصمیمهای ضروری افزایش پیدا میکند. تقویت سرمایه ادراکی، بخشی از فرایند حکمرانی است. دولت با اطلاعرسانی دقیق و شفاف، مجلس با بازتاب مسائل ملی در عرصه قانونگذاری و نظارت، رسانهها با روایت مسئولانه واقعیتهای میدانی، دانشگاهها با تحلیلهای مبتنی بر شواهد و نهادهای مدنی با حفظ ارتباط مستمر با جامعه، هریک در شکلگیری این سرمایه سهم دارند. سرمایه ادراکی، بخشی از ظرفیت حکمرانی برای مدیریت بحران است. جامعهای که تصویر دقیقتری از واقعیتهای کشور داشته باشد، اولویتهای ملی را واقعبینانهتر ارزیابی میکند، تصمیمهای دشوار را با همراهی بیشتری میپذیرد و در مواجهه با بحران، منسجمتر عمل میکند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.