مراقب فرصت تنگه هرمز باشیم
این روزها، روزهای بسیار کلیدی، مهم و حساسی درباره تنگه هرمز پیشروی سیاستمداران و مردم کشورمان است. اتفاقات مرتبط با تنگه هرمز ارتباط مستقیمی با زندگی مردم دارد؛ بنابراین لازم است توجه خاصی در این زمینه شود. تنگه هرمز آبراه بزرگی است که حجم درخور توجهی از اقتصاد جهانی را بر دوش میکشد.
منصور معظمی
این روزها، روزهای بسیار کلیدی، مهم و حساسی درباره تنگه هرمز پیشروی سیاستمداران و مردم کشورمان است. اتفاقات مرتبط با تنگه هرمز ارتباط مستقیمی با زندگی مردم دارد؛ بنابراین لازم است توجه خاصی در این زمینه شود. تنگه هرمز آبراه بزرگی است که حجم درخور توجهی از اقتصاد جهانی را بر دوش میکشد.
درواقع حجم شایان توجهی از نفت خام، کالاها، و محصولات استراتژیک از این آبراه میگذرد. اگرچه این آبراه متعلق به ایران و عمان است، اما نقش استراتژیکی در جهان دارد. به چند عدد اشاره میکنم؛ صادرات حدود 30 درصد نفت خام جهان از طریق تنگه هرمز است. حدود 20 درصد گاز طبیعی، 30 درصد کودهای شیمیایی، یکسوم مواد غذایی، حدود 10 درصد محصولات کشاورزی، 23 درصد آلومینیوم، چهار درصد غلات و 26 درصد سازههای فولادی از این تنگه صادر میشوند. عربستان سعودی فقط 35 میلیون تن گاز الپیجی از طریق تنگه هرمز صادر میکند، امارات 12 میلیون تن گاز الپیجی و همینطور حدود دو میلیون تن آمونیاک در سال یا قطر 80 میلیون تن الانجی صادر میکند.
این عددها بسیار بزرگ هستند. تجارت کشورهای حاشیه خلیج فارس از طریق تنگه هرمز حدود هزارو 500 تا هزارو 600 میلیارد دلار است. تعداد بسیار زیادی کشتی از تنگه هرمز عبور میکنند؛ آبراهی که موقعیت سوقالجیشی، ژئوپلیتیک و ژئواکونومی دارد. تمام این ابعاد را در این تنگه میبینید و لازم است بسیار ظریف و با دقت به این تنگه توجه شود. تصمیمگیران کشور باید توجه کنند در عین حال که این تنگه فرصت و مزیتی برای کشورمان است، میتواند تهدید هم باشد. اگر بتوانیم از این فرصت استفاده کنیم، میتوانیم خیلی از مشکلات بینالمللیمان را حل کنیم. اینجا تنگه هرمز دارای یک اهرم سیاسی است که میتوانیم از این اهرم استفاده کرده و مسائلمان را حل کنیم. 20 درصد از نفت جهان و 30 درصد صادرات نفت از اینجا میگذرد. هرگونه اختلال در این مجموعه باعث میشود آثارش در صحنه بینالمللی کاملا مشهود باشد. الان این آثار را در بخشهای اقتصادی جهان میبینید که بسیار هم جدی است. جدا از اینکه بسیاری از کشورها سعی میکنند این آثار را مخفی کنند، اما خیلی جاها قیمتها افزایش داشته و سهمیهبندی کردهاند یا محدودیت اعمال شده است. درست است که یک موقعیت ژئوپلیتیک در اختیار داریم اما میتوانیم از این اهرم برای حل مسائلمان استفاده کنیم.
به رفتارهای سخیف ترامپ و عکسالعمل سران برخی از کشورها نگاه کنید. در مقابل عکسالعمل مردم و سران واقعگرای برخی از کشورها نشان میدهد این استراتژی تا چه میزان درخور توجهی آثار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به همراه دارد. یکی، دو روز گذشته از وزیر جنگ آمریکا در کنگره سؤالات بسیار سنگینی پرسیده شد که نشاندهنده اهمیت این تنگه است. درحالحاضر با چند واقعیت روبهرو هستیم: اول عربستان و امارات به دنبال دورزدن تنگه هرمز بودند که الان بین چهار، پنج میلیون بشکه در روز خارج از تنگه هرمز صادر میشود. به این علامت باید توجه کرد. دوم اینکه امارات گفته از اول ماه از اوپک خارج خواهد شد و نفت را به خریداران خارج از تنگه هرمز تحویل میدهد. جدا از اینکه این تصمیم بسیار درخور توجه است و اثراتی بر سازمان اوپک و سایر تولیدکنندگان خواهد گذاشت، بهواقع امارات با این کار خودش را از چارچوبها رها کرده و طبیعی است که سعی میکند مشتریان کشورهای دیگر را به دست بیاورد. نکته سوم اینکه افزایش قیمت نفت خام و فراوردهها باعث بروز نارضایتی مردم در دنیا شده است.
ممکن است گفته شود نارضایتی مردم از حکومتهایشان است اما بالاخره جاهایی هم ممکن است این نارضایتیها را به اسم ما بنویسند. نکته چهارم اینکه ادامه بستهبودن تنگه هرمز میتواند برای کشورها از اقدامات آینده ایران نگرانی ایجاد کند. لازم است مسئولان جمهوری اسلامی که اتفاقات را تبیین میکنند، روشن کنند که بستن تنگه هرمز به منظور ایجاد مشکل برای مردم نیست و شرایطی است که تحمیل شده. این نکته بسیار مهم است. آمریکا ایران را محاصره کرده و اصرار به ادامه آن دارد. همچنین تجهیزات سنگینی در منطقه دارد و به نظر میرسد به دنبال اقدامات سخت دیگری باشند و مسئولان باید توجه داشته باشند. نکته پنجم همکاری و هماهنگی کشورهای منطقه با آمریکا به صورت مستقیم و غیرمستقیم، خواسته و ناخواسته یا بالاجبار است. به هر حال هماهنگی و اتفاق نظری در حوزه خلیج فارس شکل گرفته که با ایران برخورد شود. نکته آخر اینکه آمریکاییها دنبال ارائه چهره سخت و نامناسب از ایران به دنیا هستند. بنابراین پیشنهاد میشود که یک، از طریق دیپلماسی عمومی و روشنکردن افکار عمومی، به مردم جهان تبیین شود که ایران به دنبال جنگ و بستن تنگه هرمز نیست. بالاخره صدای جنگافروزان از صدای ما بیشتر و بلندتر است. دو، از طریق دیپلماسی سیاسی باید به دنبال حل مسئله براساس سیاست برد-برد باشیم. ایران تا جایی که میتواند و خوشبختانه اعلام کرده، مانعی برای عبور کشتیهای تجاری نیست و این مسئله مشخص میکند تنگه هرمز بسته نیست. از این اهرم باید استفاده و کاری کنیم که این محاصره برداشته شود. سه، طولانیشدن محاصره ایران تبعات اقتصادی بسیاری خواهد داشت و نباید اجازه دهیم طولانی شود. باید از این فرصت استفاده کنیم و نگذاریم به تهدید منجر شود.
کلام آخر اینکه تنگه هرمز یک سلاح خاموش است و نیازی نیست محل آتشافروزی باشد. تنگه هرمز سالها در سایه کشور ایران باز و آبراه بینالمللی بوده است. باید از طریق دیپلماسی کاری کنیم که هرچه زودتر آتش این جنگ خاموش شده و فرصت نوسازی و بازسازی و فراهمکردن آرامش و آسایش مردم فراهم شود. 61 روز است که درگیر ابرقدرت جهانی و دستنشانده احمقی مثل نتانیاهو هستیم. اما با وجود همه سختیها و فشارها، مردم با حضورشان و نیروهای مسلح نشان دادهاند که سرافرازند. تاریخ ایران سرشار از موفقیتها، پیروزیها و افتخار است. همه ما به ایرانیبودنمان میبالیم و انشاءالله ایران همیشه سرافراز است.