روز روانشناسی؛ اهمیت سیاست سلامت روان کشور)2(
پنجشنبه گذشته، به مناسبت روز جهانی روانشناسی، بخش اول این یادداشت ارائه شد. در آن نوشته، وضعیت کشور در پنج شاخص اول مطرح شد. در ادامه، پنج شاخص دوم مرور میشود.
پنجشنبه گذشته، به مناسبت روز جهانی روانشناسی، بخش اول این یادداشت ارائه شد. در آن نوشته، وضعیت کشور در پنج شاخص اول مطرح شد. در ادامه، پنج شاخص دوم مرور میشود.
۶. سرمایه انسانی کافی و مجرب: طبق گزارش اطلس سلامت روان سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۲۴ در ایران به ازای هر صد هزار نفر حدود ۲۲ نیروی انسانی در حوزه سلامت روان وجود دارد: نزدیک به سه روانپزشک (۲.۴)، ۹ روانشناس (۸.۸)، هشت پرستار (۸.۴)، دو مددکار (۱.۶) و یک نفر با سایر تخصصها (۰.۶). این عدد شامل همه افرادی است که در مکانهای دولتی، خصوصی یا محلی مشغول به ارائه خدمات هستند. براساس سرفصلهای آموزشی، دستیاران رشته روانپزشکی در دوران تخصص، علاوه بر مبانی روانپزشکی، طی ۹ ماه اصول رواندرمانی و مهارتهای بالینی را نیز فرامیگیرند. در رشتههای غیرپزشکی سلامت روان نیز با توجه به نیاز جامعه و استقبال عمومی، طی ۲۰ سال گذشته دورههای تحصیلات تکمیلی برای مقاطع ارشد و دکترا برای بسیاری از دانشآموختگان گرایشهای مختلف روانشناسی و مشاوره فراهم شده است. البته با وجود رشد کمّی دانشآموختگان و دوبرابر شدن سرمایه انسانی در 10 سال گذشته، در مقایسه با کشورهای شاخص، سرمایه انسانی فعلی کشور نیازمند افزایش درخورتوجهی است. علاوهبراین نابرابری جغرافیایی در توزیع روانپزشکان، بهویژه کمبود شدید فوقتخصص کودک و نوجوان در این رشته و در نهایت بیتوجهی به ارتقای سطح علمی-عملی سرمایه انسانی، مهمترین مسائل در شاخص ششم هستند. ازجمله اقداماتی که میتوان برای تقویت این شاخص به اجرا درآورد، تعطیلکردن بسیاری از واحدهای دانشگاهی که فاقد امکانات لازم برای تربیت نیروی انسانی مجرب هستند (مشخصا رشتههای روانشناسی و مشاوره) و راهاندازی رشتههای روانشناسی بالینی و سلامت در تعداد بیشتری از دانشگاههای علوم پزشکی کشور است. با توجه به اینکه از یک سو ۱۳ درصد از بار بیماریها ناشی از بیماریهای اختلال روان بوده و ۳۱ درصد از سالهای ازدسترفته عمر نیز مربوط به آنهاست و از سوی دیگر تا سال ۲۰۳۰ افسردگی بهتنهایی بالاترین بار بیماریها را به خود اختصاص خواهد داد، اهمیت پیشگیری از اختلالات روانی و سیاستگذاری در این حوزه از اهمیت دوچندانی برخوردار میشود. ضعف سرمایه انسانی در حوزه سیاستگذاری، طراحی، اجرا و ارزیابی برنامههای پیشگیرانه، نیازمند اقدامات فوری است.
۷. مراقبتهای محلهمحور: تحقیقات حاکی از آن است که خدمات سلامت روان محلی در ایران مانند سایر کشورها، مؤثر و بهصرفه هستند. این نوع خدمات باعث میشوند که آمار بستریشدن بیماران روانی در بیمارستانها کاهش یابد. علاوهبراین موجب میشود که آسیبشناسی روانی در افرادی که به بیماریهای مزمن روانشناختی مبتلا هستند، کاهش یابد. طرح «سراج» مدل جامعی از خدمات محلی است که شامل غربالگری و آموزش عمومی است. این خدمات در مراکز سلامت روان محلی عرضه میشود. ضمن اینکه در این طرح این قابلیت وجود دارد که پیگیری وضعیت افراد در منزل، آموزشهای روانشناختی به اعضای خانواده و حمایتهای اجتماعی نیز در دستور کار قرار گیرد. در طرح سراج، آشکارا هدف این است که خدمات سلامت روان در ساختارهای محلی و مراقبتهای اولیه گسترش یابد. باوجوداین، پوشش مراقبتهای محلهمحور، آنچنان بالا نبوده و عمده این نوع از خدمات در مراحل اجرای آزمایشی یا در مکانهای محدود ارائه میشوند. ضمن اینکه در خدمات محلهمحور، حمایتهای اجتماعی کمرنگتر از خدمات پزشکی عرضه میشود. درصورتیکه نگاه محلهمحور در سیاستگذاران سلامت روان اجرائی شود، هیچگاه ضرورت ندارد که فردی برای حل مشکلات روانشناختی خود از شرق محل سکونت خود به غرب برود؛ چراکه در همه محلهها، خدمات روانشناختی با بالاترین کیفیت ارائه میشود.
8. همکاریهای بینبخشی (رویکرد دولت یکپارچه): در اجرای طرح سراج با بهکارگیری نیروهای متخصص تلاش شده است از همکاریهای درونبخشی قسمتهای مختلف آن وزارتخانه استفاده شود. علاوهبراین در سازمان بهزیستی نیز با عقد قراردادهای همکاریهای دوجانبه، سعی شده است تجربیات خود در زمینههای پیشگیری و ارتقای سلامت روان را در اختیار دیگر بخشهای دولتی و غیردولتی قرار دهد. ضمن اینکه یونیسف نیز با وزارت بهداشت دارای ارتباطات درخورتوجهی است که به عنوان نمونه میتوان به اجرای برنامه «بسته نوجوانی» یونیسف در ساختارهای اجرائی وزارتخانه اشاره کرد. بنا بر جایگاه قانونی، وزارت بهداشت دارای این جایگاه است که با وضع اصول اجرائی، زمینه یکپارچهکردن خدمات سلامت روان را فراهم کند؛ البته پذیرش این مهم از سوی دیگر فعالان سلامت روان نیز موضوعی است که نیاز به نگاه ملی در حوزه سلامت روان دارد.
9. سامانههای اطلاعاتی، ثبت و کنترل کیفیت: یکی از مهمترین سامانهها برای ثبت اطلاعات حوزه سلامت روان کشورها، اطلس سلامت روان سازمان جهانی بهداشت است که ایران نیز سالهاست با آن سازمان همکاری میکند. از سامانههای مهم اطلاعاتی در حوزه سلامت روان در ایران نیز میتوان به شبکه تحقیقات سلامت روان اشاره کرد. این ساختار که از اواسط دهه ۸۰ مشغول به فعالیت است، با هدف سازماندهی و برنامهریزی هدفمند پژوهشها براساس اولویتها و نیازهای علمی کشور و ظرفیتسازی در راستای ارتقای سطح کمّی و کیفی پژوهشها در حیطه سلامت روان شکل گرفته است. این شبکه به انجام آن دسته از پژوهشهایی کمک میکند که ارزیابی و سیاستگذاریهای این حوزه را تقویت میکند. ازجمله نقاط ضعف ایران در این شاخص، پراکندهبودن اطلاعات است. با توجه به اینکه درحالحاضر، بخشهای مختلف در حوزه سلامت روان مشغول به ارائه خدمت هستند، ولی دسترسی به خدمات، آمار تحت پوشش، بررسیهای اثربخشی و... در قالب گزارشهای مدون و سالانه کشوری، منطقهای و استانی اگر نه غیرممکن ولی بسیار دشوار است. در مجموع به نظر میرسد با وجود زیرساختهای لازم در سامانههای اطلاعاتی، ثبت و کنترل کیفیت، ضروری است که اقدامات دقیقی صورت گیرد تا این شاخص به کشورهای پیشرو در حوزه سلامت روان نزدیک شود. با وجود این به علت اینکه ایران فاقد راهبرد ملی در حوزه سیاستگذاری سلامت روان بوده یا اسناد موجود نیز بهموقع بهروزرسانی نمیشوند، رسیدن به وضعیت مطلوب در این شاخص نیازمند اقدامات جدی است.
۱۰. کارزارهای آگاهی عمومی و تغییر باورهای منفی درمورد اختلالات روانی: در ایران همگام با بسیاری از مناسبتهای جهانی، دو کارزار مهم هفته سلامت روان و روز جهانی پیشگیری از خودکشی اجرا میشود. لازم به ذکر است که سلامت روان هرساله در دنیا در قالب یک روز اجرا میشود، ولی در ایران با ابتکار عمل، برای آن یک هفته در نظر گرفته شده است که همسو با شعار جهانی برای شش روز دیگر نیز شعارهای مرتبطی طراحی و در قالب پوستر در اختیار بخشهای مختلف قرار میگیرد. در این هفته رسانهها و سازمانهای غیردولتی نیز مشارکت دارند. شاید ازجمله دلایلی که باعث کاهش باورهای منفی به اختلالات روان و افزایش استقبال عموم مردم به دریافت خدمات سلامت روان شده است، برگزاری منظم این نوع از کارزارهاست. با وجود این، باورهای منفی درمورد اختلالات شدیدتر نظیر انواع سایکوزها و حتی خودکشی، نبود آگاهی درمورد اختلالات شخصیت و انواع روشهای رواندرمانی و تمایز آنها نظیر درمانهای شناختی-رفتاری و روانکاوی، ازجمله موضوعاتی هستند که میتوان در کارزارها به آنها پرداخته شود. اگر در نظر بگیریم که هدف از برگزاری این نوع از کارزارها، اطلاعرسانی وسیع به اقشار مختلف جامعه درمورد سلامت روان، بخشهای مختلف آن، نحوه پیشگیری، ارتقای سواد سلامت روان و بسیاری از موضوعات دیگر است، به نظر میرسد که بنا به دلایلی -که احتمالا در پژوهشها مشخص شدهاند- درصد درخورتوجهی از مردم یا در جریان این نوع از کارزارها قرار نگرفته یا آنها را جدی نمیگیرند. در مجموع، پژوهشهای موثقی در دست نیست که با توجه به اعتبارات مالی که صرف این نوع از اقدامات میشود، اثربخشی آنها بررسی شده باشد.
در کنار موارد 10گانه، اعتبارات ناچیز نیز نقش مهمی در ترویج سیاست سلامت روان داشته است؛ کمااینکه فقط سه درصد از اعتبارات دولت در حوزه سلامت به سلامت روان اختصاص یافته که ۸۲ درصد از این اعتبار به بیمارستانهای روانپزشکی اختصاص و فقط ۱۸ درصد صرف سایر حوزههای سلامت روان میشود.
در شعار امسالِ روز روانشناسی، تلاش شده است با تمرکز بر شرایط حاکم بر جهان، با تکیه بر مفاهیمی مشخص، این زمینه فراهم آید که درد و رنج افراد به حداقل ممکن برسد. تجربه نشان داده است که در شرایط نامطمئن -شرایطی که وضعیت طبیعی زندگی مختل شده و افراد مجبورند براساس ابهامات و کاستیهای بهوجودآمده و حاد، روند تصمیمگیری خود را براساس احتمالات شکل دهند- مشارکتهای روانشناختی کمک مؤثری خواهند بود که افراد بتوانند با آگاهی از عاملیت خود، از پس شرایط نامتعارف، ناخوشایند، رنجآور و تنشزا بربیایند. وقتی که این دست از مشارکتها منجر به تقویت اقدامات جمعی شود، افراد خواهند توانست با حداقل آسیب، شرایط دشوار را سپری کنند. البته در این شرایط، دقت نظر به حقوق افراد اهمیت بیشتری پیدا میکند. همه این مفاهیم مهم، چارچوب عملیاتی شعار امسال روز روانشناسی را تشکیل دادهاند: «مشارکت روانشناختی در تقویت اقدامات جمعی در شرایط نامطمئن: گسترش حقوق بشر در دنیای پرتعارض». در پایان کاش سیاستگذار محترم حوزه سلامت روان، نیک بداند که زمان تنگ است: خوش نازکانه میچمی ای شاخ نوبهار/ کاشفتگی مبادت از آشوب باد دی