رویارویی پیروزمندانه تمدن با توحش
800 سال پیش لشکریان مغول مانند سیلی ویرانگر به سمت ایران روان شدند. سمرقند، بخارا و خوارزم یکی پس از دیگری به ویرانهای بدل شدند که سالها بعد هنگامی که دوباره از دل خرابیها سر برآوردند، ترکیب جمعیتیشان بهشدت تغییر یافته بود.
800 سال پیش لشکریان مغول مانند سیلی ویرانگر به سمت ایران روان شدند. سمرقند، بخارا و خوارزم یکی پس از دیگری به ویرانهای بدل شدند که سالها بعد هنگامی که دوباره از دل خرابیها سر برآوردند، ترکیب جمعیتیشان بهشدت تغییر یافته بود. آن روز توحش بر تمدن پیروز شد و شهرهای بزرگ ایران که هریک کانونی برای علم و دانش بوده و در خط مقدم اندیشه بشری جای داشتند، با هجوم غارتگران مغول اشغال و تخریب شدند و به یک کلام توحش بر تمدن پیروز شد.
تهدید چند روز پیش ترامپ که وعده نابودی یک تمدن را میداد، بهنوعی تکرار همان رویارویی تمدن و توحش در دوران مدرن بود. در آن ایام لشکر مغول در سایه برخی ابتکارات نظامی توانسته بود به برتریهایی نسبت به ملتهای همسایه دست یافته و بر منطقه بزرگی از جهان مسلط شود و تمدنها را از بین ببرد. امروز هم ترامپ میپنداشت با تکیه به نیروی نظامی خود میتواند ارادهاش را بر جهان و جهانیان حاکم کند و برای تمدن ایران خطونشان میکشید تا بقیه هم حساب کار خود را بکنند.
اما این بار شرایط بسیار متفاوت بود. در آن روزگار پربلا هجوم مغول چنان روحیه مردم منطقه را تخریب کرده بود که کسی به خود جرئت اندیشیدن به ایستادگی نداد و همه با کمترین تلاش و تقلا تسلیم سرنوشت شدند. اما این بار یک ملت متمدن مصمم به ایستادگی در مقابل هجوم بیامان دشمنان تمدن بود. دشمن تهدید کرد که نیروگاهها و پلها را تخریب میکند. اما این ملت متمدن به جای گریختن و دنبال جانپناه گشتن، در همان مکانهایی که دشمن بهعنوان اهداف حملات مرگبار خود تعیین کرده بود، زنجیره انسانی تشکیل داد. آن یکی کنار نیروگاه چادر زد و مستقر شد و آن دیگری همراه عزیزانش در حریم پل صف کشید، گویی مانند آن پیامبر مظهر عطوفت و رأفت به میدان مباهله میشتابد. پیام این ملت مظلوم اما سرافراز روشن بود: ما از مرگ سرافرازانه نمیترسیم، اما زندگی ذلیلانه برایمان بسیار رعبآور است. بهراستی تمدن چیست و ملاک و معیار برتری یک تمدن کدام است؟ اگر دسترسی به جنگافزارهای مدرن را ملاک تمدن بدانیم، باید گفت چنگیز خان و قوم خونخوارش در دوران خود متمدنترین ملت بودند! آنها با استفاده از ابتکارات نظامی خود ازجمله پرورش اسبان تیزرو، استفاده از رزمجامههای چرمی سبک در کنار برخی تدابیر هوشمندانه آرایش نظامی و نیز استفاده از حربه جنگ ترکیبی برای برهمزدن تعادل فکری طرف مقابل به برتری رسیدند و ملتهای همسایه را از دم تیغ گذراندند. اما امروز هیچکس تردیدی ندارد که آنان بهراستی دشمن تمدن بودند.
یکی از والاترین دستاوردهای تمدن این است که انسانها را از فردیت و اولویتدادن به خواستهها و نیازهای فردی به نوعی زندگی اجتماعی و مقدمدانستن اهداف اجتماعی بر اهداف و منافع شخصی سوق میدهد. ازاینرو انسان متمدن خود را ذره و قطرهای از دریای همنوعانش میبیند که نمیتواند نسبت به خواستهها و احساسات آنان بیاعتنا باشد و تنها خود را ببیند و به خود بیندیشد. ملت ایران با ابتکار و خلاقیت دلیرانه خود، گذشتن از فردیتها، اندیشیدن به مسئولیت اجتماعی خود فراتر از انگیزه حفظ جان و با تشکیل زنجیرههای انسانی که ناظران جهانی را مبهوت ساخت، قدرت فرهنگی تمدن ایرانی را به رخ جهانیان کشید و با رساترین فریاد این واقعیت را اعلام کرد که تمدن با بمباران از بین نمیرود. تمدن یعنی ریشه مستحکم یک ملت بزرگ در سرزمین مادریاش؛ ریشهای که هیچ سیلابی نمیتواند آن را برکنده و نابود کند. ایستادگی سرسختانه و یکصدای ملت دشمن را از تصمیم سخیف خود بازداشت، زیرا دریافت که خود را با مردمی رودررو کرده است که از مرگ باعزت هراسی ندارند و هرگز تسلیم زورگوییهای او نخواهند شد. در سایه این ایستادگی دشمن مهاجم که نماینده توحش مدرن بود، در مقابل تمدن ایران سر فرود آورد.
فارغ از اینکه نتیجه مذاکرات که آن را میتوان به نیمه دوم یک بازی بسیار مهم تشبیه کرد، تا چه حد خواهد توانست پیروزی ملت مظلوم ما را تثبیت کند و آیا این آتشبس شکننده به صلحی پایدار منجر خواهد شد یا نه، تردیدی نیست که نیمه اول با برتری مسلم ایران سرافراز به پایان رسیده است؛ برتریای که باید آن را «پیروزی تمدن بر توحش» نامید.
آری؛ برخلاف دوران چنگیز خان که توحش با سهولت بر تمدن پیروز میشد، اینبار ایستادگی آگاهانه و عزتمدارانه یک ملت صبور و فهیم، معادله قدرت را تغییر داد. ملت ایستاد، زیرا میخواست قدرت ریشه مستحکم فرهنگ ایران را به دنیا نشان بدهد. ملت ایستاد تا نسلهای آینده از همت مثالزدنی و غیرت ماندگار پدران و مادران خود یاد کنند که با دلی داغدار غنچههای به تاراج رفتهشان خیابان را خالی نکردند و جان ارزشمند و شریف خود را سپر ثروتهای ملی کردند. ملت ایستاد تا نسل آینده نیز ایستادن در مقابل سیل ناملایمات را یاد بگیرد و درخت تنومند ایستادگی تنومندتر و پربارتر شود.
بیتردید این ایستادگی در نیمه دوم این بازی پرتنش و دورانساز نیز سرمایه ارزشمند ملت ما خواهد بود و تداوم حضور آگاهانه و سرسختانه مردم در میانه میدان، موضع تیم مذاکرهکننده ایرانی را تقویت خواهد کرد. اما از سویی دیگر این ایستادگی تکلیف دولتمردان، صاحبمنصبان، روشنفکران، هنرمندان و فعالان سیاسی و فرهنگی و به یک کلام همه ایراندوستان را بسیار سنگینتر کرد: آنان تا ابد وامدار این ملت بزرگ و صبور هستند و شرمسار همت مردانهشان. ای کاش بتوانند حداقل بخشی از این وام سنگین را ادا کنند و نشان بدهند که بهراستی قدردان این همت والا و این ایستادگی تاریخی هستند.