کد هرمز
فروپاشی هژمونی در تلاطم نفت و خون
آنچه در ۲۴ ساعت گذشته در پهنه آبی خلیج فارس و تنگه هرمز رخ داده است، صرفا یک تنش نظامی نیست؛ «نقطه عطف تاریخی» در جابهجایی قدرت از غرب به شرق است. تنگه هرمز اکنون از یک آبراهه بینالمللی به «اتاق فرمان اقتصاد جهانی» تبدیل شده است؛
آنچه در ۲۴ ساعت گذشته در پهنه آبی خلیج فارس و تنگه هرمز رخ داده است، صرفا یک تنش نظامی نیست؛ «نقطه عطف تاریخی» در جابهجایی قدرت از غرب به شرق است. تنگه هرمز اکنون از یک آبراهه بینالمللی به «اتاق فرمان اقتصاد جهانی» تبدیل شده است؛ جایی که هر حرکت در آن، لرزهای بر اندام بورس نیویورک و معیشت شهروندان کالیفرنیا میاندازد. گزارشهای واصله نشان میدهد که دکترین فشار حداکثری اکنون به درد حداکثری برای عاملان آن تبدیل شده است.
۱- کالبدشکافی اقتصادی: نفت صد دلاری و سقوط «رؤیای آمریکایی»
رسیدن قیمت نفت به مرز صد دلار و عبور نفت عمان از ۱۳۵ دلار، تیر خلاصی بر پیکر اقتصادی بود که هنوز از زخمهای دوران کرونا و تورمهای پیاپی رها نشده است.
- بنزین؛ پاشنهآشیل ترامپ: وقتی قیمت گازوئیل در کالیفرنیا از شش دلار عبور میکند، یعنی زنجیره تأمین کالا در آمریکا فلج شده است.
ترامپ که با وعده «اقتصاد برتر» بازگشته بود، اکنون در تلهای گرفتار شده که خود پهن کرده است. افزایش ۲۱درصدی قیمت بلیت هواپیما و جهش قیمت سوخت، خشم عمومی را به خیابانهای آمریکا خواهد کشاند.
تبخیر ثروت: ناپدیدشدن یک تریلیون دلار از بازارهای مالی در یک روز، نشاندهنده «فرار بزرگ سرمایه» است. سرمایهگذاران دیگر به امنیت ادعایی آمریکا اعتماد ندارند. شاخص ترس (VIX) که روی حالت «ترس بسیار شدید» قرار گرفته، زبانِ گویای بازار است: «غرب دیگر پناهگاه امنی نیست».
۲- بُعد ژئوپلیتیک: روسیه؛ از تحریم تا ناجی!
یکی از شگفتانگیزترین فرازهای گزارشهای اخیر، صدور مجوز ۳۰روزه آمریکا برای خرید نفت روسیه است. این یعنی «اعتراف رسمی به شکست». واشنگتن که سالها تلاش کرد روسیه را منزوی کند، اکنون برای جلوگیری از بنزین ۱۰ دلاری، به سمت مسکو دست دراز کرده است. این پارادوکس نشان میدهد که ایران توانسته است چنان گره کوری در بازار انرژی ایجاد کند که تنها راه بازکردن آن، زیر پا گذاشتن تمام خطوط قرمز قبلی از طرف کاخ سفید است. با این حال، حتی نفت روسیه هم نتوانست جلوی صعود قیمتها را بگیرد؛ چراکه مشکل «کمبود عرضه» نیست، بلکه «ناامنیِ مسیر» است.
۳- امنیت خلیج فارس: دوبی و پایان افسانه «بهشت مالی»
خروج شرکتهای بزرگی نظیر Deloitte، PwC و سیتیبانک از دوبی و قطر، به معنای تغییر نقشه تجاری جهان است. دوبی که دههها خود را به عنوان «سوئیسِ خاورمیانه» معرفی میکرد، اکنون تحت سایه پهپادهای ایرانی، امنیت خود را ازدسترفته میبیند. تعطیلی شعب بانکی یعنی قطعشدن شریانهای مالی که پروژههای بلندپروازانه شیخنشینها را تغذیه میکرد. هدف قرارگرفتن مرکز مالی دوبی، پیامی روشن داشت: «امنیت در منطقه، پکیجی یکپارچه است؛ یا برای همه، یا برای هیچکس».
۴- موازنه نظامی: جنگ «ارزان در برابر گران»
سقوط هواپیمای سوخترسان KC-135 با ارزش ۶۵ میلیون دلار در برابر پهپادهایی که هزینه تولیدشان به اندازه یک خودروی معمولی است، نشاندهنده تغییر ماهیت جنگهاست. ارتش آمریکا با تمام ناوگانهای هواپیمابر و سیستمهای پاتریوت خود، اکنون در وضعیت «کیش و مات» قرار گرفته است. اعتراف پنتاگون به دستکم گرفتن توان ایران در انسداد تنگه هرمز، یعنی محاسبات ژنرالهای غربی براساس دادههای قدیمی بوده است، وقتی ۶۵۰ کشتی در دو سوی تنگه متوقف شدهاند و نیروی دریایی آمریکا از اسکورت حتی یک نفتکش سر باز میزند.
۵- مهندسی معکوس قدرت: «فیلترینگ هوشمند» در قلب آبراهها
نکته طلایی در گزارشهای اخیر، رفتار متمایز ایران در قبال نفتکشهای عراقی و سایرین است. پیام سفیر ایران در بغداد مبنی بر اجازه عبور به تانکرهای عراقی، نشاندهنده یک «مدیریت گزینشی و هوشمند» است. ایران از انسداد فیزیکی و مطلق، به سمت «حاکمیت قانونی و امنیتی» حرکت کرده است. این یعنی تهران اکنون تعیین میکند که کدام اقتصاد در دنیا نفس بکشد و کدامیک با سکته مواجه شود. این «فیلترینگ انرژی» ضربهای کاریتر از بستن کامل است؛ زیرا باعث ایجاد شکاف در جبهه متحد غربی-عربی شده و کشورها را به سمت مذاکره مستقیم و دوجانبه با ایران، خارج از چتر حمایتی آمریکا، سوق میدهد.
۶- پارادوکس بازار داخلی: اقتدار، ارز را ارزان کرد
درحالیکه جهان در آتش نفت صد دلاری و تورم حملونقل میسوزد، سقوط قیمت تتر به کانال ۱۴۲ هزار تومان در بازار ایران (با افت دو درصدی در اوج بحران)، پیامی بسیار مهم برای تحلیلگران دارد. این پدیده نشاندهنده «اشباع روانی بازدارندگی» در داخل است. برخلاف دهههای گذشته که هر تنش نظامی باعث جهش نرخ ارز میشد، اکنون بازار داخلی به این باور رسیده است که «دست برترِ نظامی»، خود تضمینکننده ثبات اقتصادی است. مردم و معاملهگران دریافتهاند که وقتی دشمن در موضع انفعال قرار دارد و توان اسکورت کشتیهای خود را ندارد، ریسک جنگِ مستقیم علیه خاک ایران بهشدت افزایش یافته است. این «آرامش در توفان»، بزرگترین پیروزی در جنگ روانی است.
۷- بنبست ترامپیسم: دیپلماسی نفت یا سقوط سیاسی
ترامپ اکنون با واقعیتی تلخ مواجه شده است: «نفت، رأی میآورد یا رأی میبرد». بنزین شش دلاری در ایالتهای کلیدی آمریکا، یعنی پایان زودهنگام ماهعسل سیاسی او. اعتراف شبکه MSNBC به اینکه «نمیتوان همزمان جنگید و سوخت را ارزان نگه داشت»، چکیده بحران کاخ سفید است. آزادسازی ذخایر استراتژیک (SPR) که اکنون در بدترین وضعیت ۳۰ سال اخیر است، نه یک راهکار، بلکه یک «خودزنی استراتژیک» برای خرید زمان است. این ذخایر که باید برای روزهای مبادا (مانند جنگ جهانی) حفظ میشدند، اکنون برای جبران سوءمدیریت ترامپ در قبال ایران در حال بلعیدهشدن هستند.
۸- سناریوهای پیشرو: نظم نوین یا ورشکستگی جهانی
اگر این وضعیت برای دو ماه دیگر ادامه یابد (چنانکه بلومبرگ پیشبینی کرده)، نفت ۱۳۰ تا ۱۵۰ دلاری، ساختار اقتصادی ناتو و اتحادیه اروپا را از درون متلاشی خواهد کرد. جنبشهای اعتراضی در اروپا که هماکنون جرقه خوردهاند، بهزودی به توفانی سیاسی تبدیل خواهند شد که دولتهای فعلی را با خود خواهد برد.
دنیا در آستانه پذیرش یک حقیقت جدید است: «امنیت انرژی جهانی، بدون رضایت و مشارکت ایران، سرابی بیش نیست». خروج مشاوران اقتصادی بینالمللی از دوبی، پیشدرآمدی بر مهاجرت گسترده سرمایهها به سمت قطبهای قدرت جدید در شرق است.
مجموع این دادهها نشان میدهد که ما در لحظه «کیش و مات هژمونی» هستیم.
آمریکا درگیر پارادوکس «قدرت نظامی یا رفاه داخلی» شده است.
اروپا در آستانه سرمای اقتصادی و اعتراضات اجتماعی است.
منطقه در حال تخلیه از نفوذ مالی غرب است.
و ایران، با تسلط بر شیر اطمینانِ جهان (تنگه هرمز)، نهتنها تحریمها را بیاثر کرده، بلکه هزینه تقابل را برای دشمن به مرحله «پرداختنشدنی» رسانده است.
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.