|

هزیمت هژمونی در مسلخ جنون؛ تبیین منطق «شجاعت راهبردی» در برابر تجاوز

در تاریخ تحولات سیاسی جهان، لحظاتی فرا می‌رسد که لایه‌های فریب و روایت‌سازی‌های رسانه‌ای کنار رفته و عیار واقعی قدرت‌ها در محک «میدان» سنجیده می‌شود.

در تاریخ تحولات سیاسی جهان، لحظاتی فرا می‌رسد که لایه‌های فریب و روایت‌سازی‌های رسانه‌ای کنار رفته و عیار واقعی قدرت‌ها در محک «میدان» سنجیده می‌شود. آنچه امروز در تقابل جبهه حق و استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا شاهد هستیم، صرفا یک تنش نظامی نیست، بلکه برخورد دو جهان‌بینی متفاوت است: یکی بر پایه «خودشیفتگی استراتژیک» و «هژمونی در حال فروپاشی»‌ و دیگری بر بنیاد «ایمان»، «دفاع مشروع» و «عقلانیت مجاهدانه». در این کارزار، منطق خلل‌ناپذیر ما یک خط قرمز روشن دارد: «زیاده‌خواهی ممنوع، تجاوز ممنوع و مداخله ممنوع!».

 1. روان‌پریشی سیاسی؛ ریشه فروپاشی امپراتوری‌ها

حکمرانی بر مدار عقلانیت، ضامن بقای هر نظامی است؛ اما آنچه امروز در هیئت حاکمه واشنگتن مشاهده می‌شود، نوعی «روان‌پریشی سیاسی» است که قصد دارد با جنون و لفاظی، شکوه از‌دست‌رفته خود را بازسازی کند. تهدیدات لجام‌گسیخته علیه کشورهایی نظیر ایران یا حتی نگاه‌های توسعه‌طلبانه به کوبا، نشان از یک «خودشیفتگی استراتژیک» دارد که واقعیت‌های میدانی را نادیده می‌گیرد.

آمریکا باید بداند که «هژمونی» با خون‌ریزی و ارعاب بازسازی نمی‌شود. تاریخ گواهی می‌دهد که هرگاه حکومتی به جای تعامل عادلانه، به «جنون قدرت» پناه برد، مسیر سقوط خود را هموار کرده است. بازگشت به عصر یک‌جانبه‌گرایی در جهانی که قطب‌های جدید قدرت در آن سر برآورده‌اند، خیالی خام است که تنها هزینه‌های گزاف انسانی و اقتصادی به بار می‌آورد.

2. اقتصاد جنگ؛ حباب یک میلیارد دلاری

یکی از زوایای پنهان اما تکان‌دهنده این کارزار، ابعاد اقتصادی آن است. اعتراف رسانه‌های عبری و غربی به هزینه سرسام‌آور «روزانه یک میلیارد دلار» برای تداوم جنگ علیه ایران، پرده از یک فاجعه محاسباتی برمی‌دارد. این رقم، فراتر از یک عدد ساده، نشان‌دهنده فروپاشی منطق «هزینه-فایده» در دستگاه دیپلماسی و نظامی آمریکا‌ست. وقتی جنگ به یک «رویداد اقتصادی فرساینده» تبدیل می‌شود، در‌واقع متجاوز در حال بلعیدن ثروت ملی خود در چاه ویلی است که پایانی برای آن متصور نیست. بار کج تجاوز به منزل نمی‌رسد و این هزینه‌های دیوانه‌وار، نهایتا منجر به فروپاشی ساختارهای داخلی خود متجاوز خواهد شد. جنگ، برخلاف تصور سران کاخ سفید، یک فیلم هالیوودی کم‌هزینه نیست، بلکه واقعیتی است که در آن «خون» بر «پول» و «اراده» بر «تکنولوژی» غلبه می‌کند.

3. روایت‌سازی دروغین؛ سلاح زنگ‌زده‌ متجاوز

دروغ‌های موسوم به «ضرب‌الاجل‌های دوهفته‌ای» و روایت‌سازی‌های موهوم درباره توان هسته‌ای ایران، تکرار همان سناریوهای کهنه برای توجیه تجاوز است. دشمن که در میدان نبرد تن‌به‌تن و در ساحت بازدارندگی موشکی قافیه را باخته، به «جنگ روانی» و «جعل روایت» پناه برده است. اظهارات ترامپ و هم‌پیمانانش بیش از آنکه برآمده از یک نگرانی واقعی باشد، تلاشی مذبوحانه برای مهار «قدرت منطقه‌ای ایران» است. ایران امروز، دیگر یک بازیگر منفعل نیست، بلکه طراح اصلی معادلات غرب آسیاست. دشمنان باید درک کنند که دوران «بزن و دررو» به پایان رسیده و هر روایت دروغینی، با پاسخ قاطع «حقیقت در میدان» مواجه خواهد شد.

4. ساحت مقدس دفاع و منطق بازدارندگی

دفاع برای ملت ایران نه یک انتخاب، بلکه یک «حق مسلم و واجب شرعی» است. ایران در طول تاریخ نشان داده است که هرگز آغازگر هیچ جنگی نبوده، اما در پاسخ به تجاوز، «پایانی پشیمان‌کننده» را برای متجاوز رقم زده است. پیام صریح ارتش جمهوری اسلامی ایران مبنی بر اینکه «هدف، پایگاه‌های متجاوز است و نه همسایگان»، گویای یک راهبرد حکیمانه است. ایران میان «دوستان هم‌پیمان» و «متجاوزان بدعهد» تفاوتی مبنایی قائل است.

سلاح‌های ما، از‌جمله «سجیل‌های» منتظر، فقط برای ادب‌کردن کسانی است که زبان دیپلماسی را نمی‌فهمند. بازدارندگی ما، تضمین‌کننده صلح واقعی در منطقه است؛ صلحی که در آنجایی برای «خون‌آشامان بین‌المللی» و غارتگران ثروت ملت‌ها نباشد.

5.‌ دوستان بدعهد و آزمون ثبات

در این کارزار، نقش کشورهایی که در بزنگاه‌ها، عهدهای خود را فراموش کرده ‌یا در برابر بی‌عدالتی سکوت کرده‌اند، از یاد نخواهد رفت. لفاظی تا کی؟ آیا زمان آن نرسیده است که جهان در برابر این «تجاوز آشکار به حاکمیت ملی کشورها» بایستد؟ بی‌ثباتی در خاورمیانه، همان‌طور که شرکای راهبردی نظیر چین و روسیه هشدار داده‌اند، به معنای بی‌ثباتی در کل اقتصاد جهانی و نظم بین‌الملل است.

نتیجه‌گیری: گذر از هراس به سوی فتح مبین

«بترسی یا نترسی، باید تحمل کنی؛ پس بهتر است نترسی!»؛ این جمله، چکیده‌ «فلسفه‌ مقاومت» ماست. ترس، تنها ابزاری است که دشمن برای فلج‌کردن اراده ما به کار می‌گیرد، اما وقتی ملتی به این باور برسد که ایستادگی، تنها راه بقا و عزت است، دیگر هیچ لفاظی و هیچ حجم آتشی نمی‌تواند سد راه او شود. جنگ برنده ندارد، اما «دفاع» دارای شکوهی است که تاریخ را می‌سازد. ما با اتکا بر نصرت الهی و با قلبی سرشار از اطمینان، در برابر این جنون هژمونیک می‌ایستیم. دوران خودشیفتگی آمریکا رو به زوال است و صبح صادق پیروزی، برای آنان که «نترسیدن» و «ایستادگی» را برگزیدند، نزدیک است. ما ایستاده‌ایم؛ نه از سر ستیزه‌جویی، بلکه از سر دل‌باختگی به حقیقت و دفاع از خاکی که بوی غیرت می‌دهد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.