|

روزگار فرش ایرانی و حقوق فراموش‌شده قالیبافان

«خفتگان نقش قالی دوش با من خلوتی کردند/ رنگشان پرواز کرده با گذشت سالیان دور/ و نگاه این یکیشان از نگاه آن دگر مهجور/ با من و دردی کهن تجدید عهد صحبتی کردند». این ابیات بخشی از شعر «خفتگان»، سروده مهدی اخوان‌ثالث بود که نشانه‌ای از صورت خیالی فرش در نظم فارسی است.

«خفتگان نقش قالی دوش با من خلوتی کردند/ رنگشان پرواز کرده با گذشت سالیان دور/ و نگاه این یکیشان از نگاه آن دگر مهجور/ با من و دردی کهن تجدید عهد صحبتی کردند». این ابیات بخشی از شعر «خفتگان»، سروده مهدی اخوان‌ثالث بود که نشانه‌ای از صورت خیالی فرش در نظم فارسی است. بازتاب فرش ایرانی در نثر فارسی را می‌توان در کتاب «بچه‌های قالیباف‌خانه» به قلم هوشنگ مرادی‌کرمانی یافت که به درد و رنج کودکانی که در دوران نوجوانی در کارگاه‌های تاریک و نمور قالیبافی کار می‌کنند، می‌پردازد. 20 سال پیش به سفارش «مرکز ملی فرش ایران»، فیلمی با نام «فرش ایرانی» شامل 15 بخش از 15 کارگردان سرشناس سینمای ایران (بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی و...) ساخته شد تا هنر هفتم هم دین خود را به این هنر/صنعت ایرانی ادا کند. در این زمینه کتاب‌هایی چون «دایره‌المعارف فرش دستبافت ایرانی» که به کوشش دکتر حسین تجدد و با ویراستای و مقدمه پروفسور سیدحسن امین منتشر شده نیز اطلاعات این اثر ملی را ثبت و ضبط کرده است. 20 خرداد «روز ملی فرش»، بهانه این یادداشت شد.

دیر زمانی است که فرش، این میراث فرهنگی و محصول صادراتی ایران، بازار بین‌المللی را از دست داده است و کشورهای جنوب شرق آسیا مثل مالدیو، جای ما را گرفته‌اند. موضوع از زوایای مختلف قابلیت بررسی دارد، اما آنچه مدنظر است، ابعاد حقوقی ماجراست. روزگاری در شهرهایی مانند کرمان و کاشان، در هر خانه‌ای دار قالی وجود داشت که زن خانه در کنار امور روزمره، با گره‌زدن نخ -یا به زبان فرشبافان، خامه- بر تار و پود دار قالی، کمک‌خرج خانواده بود تا گرهی از مشکلات باز شود. نوعی کار در منزل که علاوه بر درآمدزایی، بانوی خانه در خانه می‌ماند و هم‌زمان به امور منزل و نگهداری از فرزندان می‌پرداخت. البته در بسیاری موارد به دلیل تهیدستی قالیبافان، تهیه مواد اولیه با سرمایه‌گذاری بود که در نهایت با استثمار افراد نیازمند، عمده سود فروش فرش را هم می‌برد. کم‌کم کارگاه‌های قالیبافی سر پا شد که چند دار قالی در اتاقی قرار داشت و کارگران که بیشتر روزمزد بودند با چند ساعت حضور در این محل و چند نوبت کاری فرش را بافته یا به اصطلاح قالی را پایین می‌آورند.

در کتاب‌های «حقوق کار»، زمانی که به تاریخ تشکیل این شاخه اشاره می‌شود، به «فرمان والی ایالت کرمان و سیستان‌وبلوچستان درباره حمایت از کارگران کارگاه‌های قالیبافی» به تاریخ 25 آذرماه 1302 به‌عنوان نخستین متن یک مقام دولتی در‌باره امور کارگر و کارفرما اشاره می‌شود. بر اساس بخشی از این فرمان: ساعت کار کارگران به هشت ساعت محدود شد، کارفرما حق گماشتن کودکان کمتر از هشت سال را برای کار نداشت، کارگاه نباید در زیرزمین و محل‌های فاقد نور و نمناک ایجاد شود و... . متأسفانه تغییرات قانون کار در کشور ما گاهی به سوی کاهش حقوق کارگران حرکت کرده است؛ بهترین نمونه تصویب «قانون معافیت کارگاه‌ها و مشاغل دارای پنج نفر کارگر و کمتر از شمول قانون کار تا پایان برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران» مصوب هشتم اسفندماه 1378 است که با توجه به تعداد محدود کارگران کارگاه‌های قالیبافی، بسیاری از این امکان از شمول قانون کار خارج شده‌اند.

بند دوم اصل 43 «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» با بیان «قرارداد وسایل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند» تکلیف اقتصادی دولت را در این زمینه مشخص کرده است. همچنین در «سیاست‌های کلی تولید کلی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» (ابلاغ‌شده در 19 بهمن 1391) تأکید بر «ساماندهی و حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط در جهت کارآمدسازی آنها» می‌تواند برای توسعه کارگاه‌های قالیبافی، قابل استفاده باشد. در فصل هفدهم «قانون برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران» (1 خرداد 1403) با عنوان «میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی» به فرش پرداخته شده که بند 5 بخش (الف) ماده 83 این قانون با بیان «فرش دستباف و صنایع وابسته به آن نیز مشمول حکم این بند است و انجام امور مربوط به آن کماکان بر عهده وزارت صنعت، معدن و تجارت می‌باشد»، تمامی تأسیسات و فعالیت‌های صنعت فرش از مالیات معاف شده است. در زمینه بیمه نیز «قانون بیمه‌های اجتماعی قالیبافان، بافندگان فرش و شاغلان صنایع دستی شناسنامه‌دار (کددار)» (18 امرداد 1388) همه فعالان عرصه فرش را مشمول بیمه تأمین اجتماعی دانسته است.

در تبصره 2 ماده 3 «قانون حمایت از هنرمندان، استادکاران و فعالان صنایع دستی» (26 دی 1396) این‌گونه آمده است: «طراحی، برنامه‌‌ریزی، توسعه و نظارت بر کلیه آموزش‌‌های غیررسمی صنایع دستی و فرش دستباف کشور اعم از آموزش‌‌‌های عمومی، تخصصی و مجازی با سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و وزارت صنعت، معدن و تجارت می‌‌باشد...». شاید بهترین پیشنهاد برای رعایت حقوق قالیبافان و حفظ این میراث کهن که همچنان سهمی در اقتصاد ملی نیز می‌تواند داشته باشد، احیای تعاونی‌های بافت فرش باشد که از جنبه سوداگری کارفرما و استثمار کارگر بافنده، کم کند. علاوه بر اصل 44 قانون اساسی، «قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران» (مصوب سال 1370 و با اصلاحات سال 1393) هم می‌تواند در این مسیر کمک کند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.