|

آوردن جهنم به بهشت‌ یا بازی‌کردن با سلامت مردم

زمانی که هفت سال پیش در شهرک هزارو ‌400 واحدی‌مان در جنوب شهر رشت خانه دومی برای دوران بازنشستگی و استراحت خانواده خریدم، فکر می‌کردم کلبه‌ای در بهشت دارم، با انبوه درختان زیبا و گوشه‌چشمی به شالیزار... اما در سال اخیر متوجه شده‌ایم که این بهشت با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو است که اگر برای رفع آن نکوشند،

زمانی که هفت سال پیش در شهرک هزارو ‌400 واحدی‌مان در جنوب شهر رشت خانه دومی برای دوران بازنشستگی و استراحت خانواده خریدم، فکر می‌کردم کلبه‌ای در بهشت دارم، با انبوه درختان زیبا و گوشه‌چشمی به شالیزار... اما در سال اخیر متوجه شده‌ایم که این بهشت با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو است که اگر برای رفع آن نکوشند، با قطع هر روزی آب شهرک‌ و تنفس زهرآگین شبانه آلودگی‌هایی که شرکت کود آلی شهرداری در هوا می‌پراکند، بیشتر به جهنمی شبیه خواهد شد تا به بهشت. خلاصه، تصور هم نمی‌کردم مشکلات روزی چنان زیاد شود که بخواهیم ترک یار و دیار کنیم.

شهرک را معمارانی درجه‌یک بیش از 30 سال پیش برای شرکتی وابسته به وزارت مسکن و شهرسازی در 115 بلوک ساختمانی برای کارمندان طراحی کرده بودند. در هر بلوک، فازهای اولیه هفت واحد‌ و سپس ساختمان‌هایی بزرگ‌تر با آسانسور ساخته شده بود. 10 سال پیش هم که برای پروژه میدان شهرداری به رشت می‌آمدم و در شهرک سکنا داشتم، مینی‌بوس‌هایی در آن ایستگاه داشتند و ساکنان را به مرکز شهر می‌بردند. شهرک یک کتابخانه و مرکز فرهنگی، یک سوله ورزشی، نانوایی و یک مرکز تجاری کوچک داشت که البته فعلا توسط بنگاه‌های معاملات ملکی تصاحب شده است. فکر می‌کردیم در شهرکی اروپایی ساکن هستیم. آب شهرک از ابتدا توسط چاه‌ها‌ تأمین می‌شد. آبش کمی سنگین بود، اما با دستگاه تصفیه خانگی زیر سینک آشپزخانه مشکلی حس نمی‌شد. دوستان می‌گفتند شهرک نمی‌تواند آب خود را تصفیه کند؛ زیرا برای احداث سیستم تصفیه و بهره‌برداری و نگهداری‌، آن‌ زمان به 70 میلیارد تومان نیاز داشت که در چنین شهرکی کسی نمی‌پرداخت. امروز اصلاح سیستم آب و فاضلاب شهرک ظاهرا مستلزم لایروبی منظم سپتیک‌ها و مَن‌هول‌ها، داشتن چهار نفر اپراتور برای زدن مرتب کلر و مواد شیمیایی‌ و خلاصه رسیدگی دائم است‌ که گفته می‌شود غفلت از آن، به پرشدن سازه موجود برای تصفیه فاضلاب انسانی انجامیده‌ که خطرناک است. به‌تازگی راه‌حلی که توسط مدیران برای رفع معضلات آب و فاضلاب شهرک پیشنهاد می‌شود، آوردن آب لوله‌کشی شهر رشت به درِ خانه‌های هزارو ‌400 واحد شهرک است. در ضمن باید گفت‌ در دهه اخیر 250 واحد مسکونی جدید، ساخت‌ شرکت سرمایه‌گذاری مسکن‌ نیز خود را به شهرک تحمیل کرده‌اند؛ بنابراین فشار زیادی به شبکه آب و فاضلاب وارد آمده است. در مذاکرات متعددی که با مسئولان آب و شرکت آبفا و بهره‌برداری آب انجام شد، از آنجا که این شرکت‌ها دولتی نیستند و مانند شهرداری باید خودشان هزینه‌های خود را رأسا تأمین کنند، گفته شد‌ باید مردم شهرک ‌هزینه لوله‌کشی آب و فاضلاب را پرداخت کنند. پس اکنون ما هستیم و شهرکی که باید همه خیابان‌هایش از نو حفاری و لوله‌گذاری شود؛ آن‌هم به خرج ساکنان! سؤال اصلی‌ این است که اگر همه ساکنان سهم‌شان را ندهند، چه می‌شود؟

تازه اگر قرار باشد مثل کشیده‌شدن فاضلاب تهران، سال‌ها جان همه گرفته شود تا این شبکه عملا وصل شود، همان بهتر که از خیرش بگذریم... .

اما مشکلات به همین نفری 60 میلیون برآورد‌شده ختم نمی‌شود‌؛ که تازه به نظر من زیاد هم نیست. مشکلات این بهشت موعود، به دو نقطه آلوده دیگر هم باز‌می‌گردد که بسیار نزدیک به شهرک هستند و زیانشان نه‌فقط به ما، بلکه به شهر رشت هم می‌رسد. اگر دولت و وزارت صنایع در نظارت‌شان بر اجرای درست قوانین کنترل آلودگی‌ها این‌قدر بی‌توجه نبودند، روشن است که این جهنم‌ آلودگی‌ها به زندگی ما مردم رسوخ نمی‌کرد. این دو نقطه نزدیک عبارت‌اند از‌ یکی محل تولید کود آلی لاکان در سه‌کیلومتری شهرک‌ که انبوه زباله را به کمپوست تبدیل می‌کند‌ و شیرابه‌هایش در «گوهررود» زیبا روان است‌ و دیگری شهرک صنعتی رشت، آن‌هم واقع در چند‌کیلومتری ما‌ که آلودگی‌هایش سال‌هاست ‌«زرجوب»، مهم‌ترین رودخانه رشت را آلوده می‌کند. 

آب سیاه این دو رودخانه، وقتی سفیدرود را قبل از رسیدن به رشت می‌بینی که سفید و سبز است، فقط مایه غم و غصه است! اگر شهرداری رشت به‌جای زدن پل‌های هوایی بدون فایده‌ که همه مردم به بی‌فایده‌بودن آنها بر روی بلوار تجاری حلقوی رشت اذعان دارند، می‌آمد و با کمی سرمایه‌گذاری، تصفیه و کنترل شیرابه کارخانه کمپوست را روبه‌راه می‌کرد، شاید این منطقه بیرون‌شهری این‌قدر زیر این بوی وحشتناکی که ما را خفه می‌کند، نمی‌رفت. یکی از کارمندان ارشد اداره کل محیط زیست به من گفت‌ اکنون پنج شهرستان گیلان که قبلا زباله‌هایشان را به سراوان می‌بردند‌ -و داستان شیرابه‌هایش را همه ایران می‌دانست‌- ‌به دعوت سازمان شهرداری‌ها، زباله خود را به اینجا می‌آورند. البته تا پایان 1403 هنوز ریجکت زباله‌ها -یعنی آنچه بازیافت‌ناپذیر است- را به سراوان می‌بردند، اما اکنون با افزایش ظرفیت کارخانه کمپوست، مشکلات همه به همین ناحیه ختم می‌شود؛ از روزی 80 تن زباله، ظرفیت خیلی بیشتر شده‌ ولی تصفیه شیرابه کنترل نمی‌شود و همراه باران به گوهر‌رود وارد می‌شود‌ و بوی گند آن آزار می‌دهد. کارگران افغانی کارخانه بیچاره‌ها‌ سلامت‌شان را از دست داده‌اند‌ و ما هم به‌زودی سرطان  خواهیم گرفت.

در شهرک صنعتی با 260 صنعت فعال نیز متأسفانه وضع همین‌طور عقب‌افتاده است. من اینجا از واژگان تخصصی استفاده نمی‌کنم ولی تجهیزات جدید لازم است و شهرک صنعتی باید به یک سیستم تصفیه درست‌و‌حسابی مجهز شود. حتی مکانش هم معلوم شده، اما 50 درصد واحدها را سهام عدالت پوشش می‌دهد و عایدات همه روانه تهران می‌شود. آری معضلات بسیارند و باید با همت محلی و بودجه ملی حل شوند. در انتها لازم است بگویم که یک‌سوم آلودگی‌های رشت‌ و نیز تالاب انزلی، به گفته کارشناسان، مربوط به شهرک صنعتی و جمع‌نشدن فاضلاب شهر است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.