|

نبردی میان آتش و اراده؛ موازنه نبردی که معادلات غرب آسیا را تغییر خواهد داد

سه روزی که خاورمیانه لرزید

سپیده‌دم نهم اسفند ۱۴۰۴، آسمان تهران با رگبار موشک‌های ائتلاف آمریکا و اسرائیل شکافته شد. هدف، بیت رهبری بود؛ ضربه‌ای که به شهادت رهبر انقلاب، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای(ره) و شماری از فرماندهان عالی‌رتبه انجامید. بدین‌سان، سنگ‌بنای دومین جنگ تمام‌عیار علیه جمهوری اسلامی گذاشته شد؛ جنگی با ماهیتی متفاوت. اگر در تجربه پیشین، هدف تضعیف توان هسته‌ای ایران بود، این بار طرحی برای «نابودی کامل» و برچیدن ارکان قدرت در تهران در جریان است.

سه روزی که خاورمیانه لرزید

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: سپیده‌دم نهم اسفند ۱۴۰۴، آسمان تهران با رگبار موشک‌های ائتلاف آمریکا و اسرائیل شکافته شد. هدف، بیت رهبری بود؛ ضربه‌ای که به شهادت رهبر انقلاب، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای(ره) و شماری از فرماندهان عالی‌رتبه انجامید. بدین‌سان، سنگ‌بنای دومین جنگ تمام‌عیار علیه جمهوری اسلامی گذاشته شد؛ جنگی با ماهیتی متفاوت. اگر در تجربه پیشین، هدف تضعیف توان هسته‌ای ایران بود، این بار طرحی برای «نابودی کامل» و برچیدن ارکان قدرت در تهران در جریان است.

در سه شب گذشته آسمان ایران دیگر آرام نبود. بمباران گسترده ائتلاف آمریکا و اسرائیل که از پایگاه‌های متعدد در حریم هوایی عراق و عربستان آغاز شده بود، نه‌تنها خواب را از چشمان مردم گرفت، بلکه صفحه جدیدی از تاریخ پرتنش منطقه را ورق زد. این عملیات که از سوی تحلیلگران به عنوان دومین جنگ تمام‌عیار علیه جمهوری اسلامی ایران تلقی می‌شود، با یک هدف مشخص کلید خورد: نابودی زیرساخت‌های هسته‌ای، موشکی و فرماندهی ایران. اما آنچه در سه روز پس از آن رخ داد، نشان داد‌ تهران قواعد بازی را به کلی تغییر داده است.

روز اول؛ شوک و آغاز توفان

جنگ در ۹:۳۰ صبح ۹ اسفند با بمباران منطقه‌ای در نزدیکی بیت رهبری در تهران آغاز شد. این حمله که بعدها مشخص شد منجر به شهادت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای(ره) و چند نفر از اعضای خانواده ایشان و شماری از فرماندهان عالی‌رتبه نظامی شده است، بار دیگر نشان داد‌ ائتلاف، به دنبال «تغییر رژیم» از طریق حذف فیزیکی نمادهای حاکمیت است. حسین علایی، تحلیلگر مسائل راهبردی، این رویداد را نقطه عطفی خواند که هدف جنگ را از «تضعیف توان هسته‌ای» به «نابودی کامل ایران و تسلط بر آن» تغییر داد. در این مرحله، زیرساخت‌های موشکی، دریایی، مراکز سپاه و بسیج، رسانه‌ها و ارکان تصمیم‌گیری کشور آماج حملات قرار گرفتند تا به گفته این کارشناس: «ستون‌های قدرت مردم از بین برود». با این حال، آنچه در ادامه رخ داد، نشان داد‌ اراده ملی ایران بسیار فراتر از تخریب فیزیکی است.

روز دوم؛ آتش متقابل و غرق‌شدن ۳ ناو ایرانی

در دومین روز جنگ، اسرائیل و آمریکا با شدت بی‌سابقه‌ای به بمباران خاک ایران ادامه دادند. آمارها حاکی از اصابت به حدود هزار هدف، از جمله پایگاه‌های هوایی، پناهگاه‌ها و تأسیسات نیروی دریایی بود. در این حملات، نیروی دریایی ایران نیز ضربه خورد و سه تا چهار ناو جنگی غرق شدند. با این حال، منابع نظامی تأکید دارند‌ فقط یکی از این شناورها مدرن بوده و مابقی به دهه ۱۹۶۰ بازمی‌گردند و از این حیث، تأثیر تاکتیکی چندانی بر توان عملیاتی ایران نداشته است. در مقابل، ائتلاف در نیل به هدف اصلی خود یعنی کاهش قابل ‌توجه توان موشکی ایران ناکام ماند. بر اساس گزارش «ترازنامه نظامی» (The Military Balance)، ایران ممکن است تا ۵۰۰ پرتابگر متحرک و صدها سامانه SHORAD در اختیار داشته باشد.

شکار پرتابگرهای موشکی ایران که دشوارترین مأموریت نیروهای ائتلاف توصیف شده، همچنان ادامه دارد اما در کنار موفقیت‌هایی که از آن خبرسازی می‌شود تعداد برخورد موفق موشک‌های ایران به اهداف خاص و استراتژیک کم نبوده است.

پاسخ هم‌زمان به ۵ پایگاه کلیدی

اما نقطه عطف روز دوم، تصمیم ایران برای پاسخ هم‌زمان به پنج پایگاه کلیدی بود. پایگاه هوایی پرنس سلطان در عربستان با چندین موشک بالستیک هدف قرار گرفت و ستون‌هایی از دود از آن برخاست. پایگاه عین‌الاسد در عراق نیز بار دیگر طعم حملات ایران را چشید. اما شدیدترین حملات متوجه پایگاه هوایی اربیل در شمال عراق و فرودگاه بین‌المللی بن‌گوریون در فلسطین اشغالی بود. منابع تصویری منتشرشده نشان می‌دهد موشک‌های ایرانی به‌راحتی و مانند «چاقوی داغ در کره» از لایه‌های پدافندی عبور کرده‌اند. در برخی موارد، برای ساقط‌کردن یک موشک ایرانی، تا ۹ رهگیر شلیک شده که اغلب با موفقیت اندکی همراه بوده است.

ایران در این حملات از نسل جدیدی از موشک‌ها استفاده کرد که برای اولین بار در نبرد به کار گرفته می‌شدند. این موشک‌ها هنگام ورود مجدد به جو، مهمات فرعی پراکنده می‌کنند و به‌طور قابل توجهی دامنه تخریب را افزایش می‌دهند که نشان‌دهنده جهش کیفی در برنامه موشکی ایران است. هم‌زمان، حملات پهپادی علیه پایگاه‌های آمریکا در قطر، بحرین و امارات نیز ادامه یافت تا نشان دهد میدان نبرد دیگر محدود به مرزهای ایران نیست.

روز سوم؛ فروپاشی معادله پدافند و وحشت استراتژیک

پس از دو روز آتش بی‌وقفه، اکنون ناظران نظامی به یک نتیجه رسیده‌اند: ایران روزانه ۲۰۰ تا ۲۲۰ موشک شلیک می‌کند، در حالی که ائتلاف نظامی علیه ایران برای مقابله با آنها دست‌کم ۷۰۰ تا هزار رهگیر مصرف می‌کند. برآوردها نشان می‌دهد احتمالا در این مرحله حدود پنج روز مهمات دفاعی برای ائتلاف باقی مانده و این یعنی اگر ایران با همین شدت به حملات خود ادامه دهد، تا پایان هفته آسمان منطقه بر روی جنگنده‌ها و موشک‌های ایران شرایط مساعدتری خواهد داشت.

هم‌زمان کشورهای عربی خلیج فارس را برای ورود به جنگ تحت فشار بگذارند. این کشورها با حدود ۴۰۰ شناور، ناوچه و قایق‌های گشتی، می‌توانند پشتیبانی هوایی و قدرت دریایی ائتلاف را تقویت کنند، اما تا زمان ورود آنها، جنگ به یک پرسش ساده تقلیل یافته است: کدام یک زودتر تمام می‌شود؛ توان شلیک موشکی ایران یا ذخایر رهگیرهای ائتلاف؟

پیروزی در فرسایش؛ استراتژی تهران برای وادارکردن دشمن به آتش‌بس

در میان غرش موشک‌ها و دود غلیظ برخاسته از پایگاه‌های سوخته، پرسشی فراتر از میدان نبرد، ذهن تحلیلگران و افکار عمومی را به خود مشغول کرده است؛ معمای آینده سیاسی ایران در شرایطی که آسمان تهران زیر بمباران است و بیت رهبری و پایگاه‌های نظامی هدف گرفته‌شده، چگونه حل خواهد شد؟ شرایطی که هم‌زمان با طراحی حملات موشکی به قلب پایگاه‌های آمریکا در منطقه، سناریوهای حقوقی-سیاسی جانشینی رهبری نیز با دقت در حال اجراست.

احمد بخشایش‌اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگویی با ایلنا، تصویری از محاسبات پشت پرده را در تهران ترسیم می‌کند که نشان می‌دهد ایران نه‌تنها در میدان نبرد، که در عرصه تصمیم‌سازی سیاسی نیز از پیش، سناریوهای مختلف را طراحی کرده است.

بخشایش‌اردستانی در تحلیل خود از روند سه روز گذشته، یک اصل راهبردی را یادآور می‌شود: «این جنگ در روزهای آینده هرچه بیشتر ادامه داشته باشد، ایران پیروز میدان خواهد بود. اگر سریع‌تر به پایان برسد، پیروز این جنگ آمریکا و اسرائیل خواهند بود». این گزاره، هسته سخت تفکر نظامی ایران را نشان می‌دهد؛ جایی که فرسایشی‌شدن جنگ به زیان ابرقدرتی عمل می‌کند که به دنبال «برنده‌شدن سریع» و بازگشت به وضعیت پیشین است.

او با اشاره به نشانه‌های اولیه از فروپاشی روانی در اردوگاه دشمن می‌گوید: «ترامپ به ایتالیا پیام داده و اعلام کرده است به آتش‌بس فکر می‌کند. طبیعتا او از ابتدا هم می‌خواست شنبه تا دوشنبه جنگ را ادامه بدهد». اما آنچه محاسبات واشنگتن و تل‌آویو را به هم ریخته، سرعت و شدت پاسخ ایران است. به گفته این نماینده مجلس، ایران از تجارب تلخ گذشته درس گرفته است: «در جنگ ۱۲روزه، ۱۰، ۱۲ ساعت گیج بودیم تا به خودمان بیاییم. در وضعیت فعلی ما بعد از دو ساعت شروع کردیم به پرتاب موشک». این تغییر تاکتیک، پیام روشنی برای ائتلاف دارد: «ایران می‌خواهد ضرب شست را نشان بدهد و به آنها بفهماند که این کار را تکرار نکنند». بخشایش‌اردستانی با اشاره به شدت‌گرفتن حملات در روزهای اخیر تأکید می‌کند احتمال آتش‌بس قریب‌الوقوع، باعث شده ایران پدال گاز را بیشتر فشار دهد: «هرچه سریع‌تر بزند، احتمال اینکه اسرائیل و آمریکا زودتر تقاضای آتش‌بس کنند هم بیشتر است». یکی از مهم‌ترین دستاوردهای راهبردی ایران در این سه روز، تغییر میدان نبرد از حریم هوایی خود به پایگاه‌های آمریکا در سراسر منطقه بود. این عضو کمیسیون امنیت ملی در این باره می‌گوید: «ایران روی حرف خود مانده است و گفته بود جنگ منطقه‌ای می‌شود؛ بنابراین تمام پایگاه‌های آمریکا در منطقه، در عربستان، کویت، امارات، قطر و بحرین را زد».

این اقدام، اعتراض کشورهای میزبان را نیز به دنبال داشته است: «آنها اعتراض کردند و گفتند خاک ما را ایران می‌زند. اما ایران گفته است از خاک شما به سمت من موشک شلیک و هواپیما بلند می‌شود. بنابراین ما خاک شما را نمی‌زنیم، ما پایگاه آمریکا را می‌زنیم». این تمایز قائل‌شدن میان حاکمیت کشورها و حضور نظامی آمریکا، یک تاکتیک حقوقی-سیاسی هوشمندانه است که هم مشروعیت حملات ایران را افزایش می‌دهد و هم فشار افکار عمومی را متوجه واشنگتن می‌کند.

با نزدیک‌شدن به لحظه‌ای که به گفته این تحلیلگر، «ذخایر رهگیرهای ائتلاف رو به اتمام است»، پرسش از روز پس از جنگ اهمیت دوچندان می‌یابد. بخشایش‌اردستانی با نگاهی انتقادی به تجربه جنگ ۱۲روزه، هشدار می‌دهد تکرار اشتباهات گذشته می‌تواند دستاوردهای میدان را خنثی کند: «در جنگ 12روزه اشتباه ما این بود که نتوانستیم با آمریکا و اسرائیل به نتیجه برسیم و در یک حالت نه جنگ و نه صلح گیر کردیم. باید یک چیزی بین دو طرف می‌نوشتیم، به طور مثال عدم تجاوز به همدیگر را مشخص می‌کردیم». او تأکید می‌کند پایان هر جنگی با مذاکره همراه است و نباید از آن هراس داشت: «بهتر است که در پایان جنگ و بعد از آتش‌بس، حتما مذاکره داشته باشیم که نتیجه مشخصی برای ما داشته باشد». به گفته او، آتش‌بس احتمالی باید با پشتیبانی نهادهای بین‌المللی مانند سازمان ملل همراه شود تا از تکرار سناریوی «نه جنگ، نه صلح» جلوگیری شود.

بازتاب‌های منطقه‌ای؛ اقتصاد در تیررس بحران

اما این جنگ تنها میدان نبرد نیست؛ پیامدهای آن اقتصاد منطقه را نیز درنوردیده است. نگرانی سرمایه‌گذاران از احتمال اختلال در صادرات نفت و گسترش درگیری‌ها، شاخص‌های اصلی بورس در خلیج فارس را به‌شدت پایین کشید. شاخص کل بازار سهام عربستان ۲.۱۸ درصد، شاخص اصلی بازار عمان تا سه درصد و شاخص معیار بحرین ۰.۹۹ درصد سقوط کردند. کویت نیز به‌ عنوان اقدامی احتیاطی، معاملات بورسی خود را متوقف کرد.

در بازارهای جهانی، وحشت از بسته‌ماندن طولانی تنگه هرمز، قیمت‌ها را به آسمان برده است. بانک بارکلیز پیش‌بینی خود از قیمت نفت برنت را از ۸۰ دلار به حدود ۱۰۰ دلار افزایش داده و تحلیلگران انتظار دارند با ازسرگیری معاملات، قیمت‌ها تا ۲۰ دلار دیگر جهش کند. بازار گاز اروپا نیز با افزایش ۲۳‌درصدی و نفت خام بریتانیا با رشد ۲۸‌درصدی مواجه شده‌اند. بلومبرگ در تحلیلی هشدار داده‌ اگر تنگه هرمز به‌طورکامل بسته شود، تولیدکنندگان نفت در خاورمیانه احتمالا فقط می‌توانند «حداکثر تا ۲۵ روز» به تولید خود ادامه دهند؛ سناریویی که می‌تواند اقتصاد جهان را وارد یک رکود عمیق کند.

پایان یک افسانه؟‌

آنچه در سه روز گذشته رخ داد، بیش از یک درگیری نظامی بود. این یک آزمون بزرگ برای نظم امنیتی غرب آسیا بود و نتایج آن نشان داد‌ افسانه «شکست‌ناپذیری» پدافند ائتلاف علیه ایران در هم شکسته است. ایران با وجود تحمل ضربات سنگین انسانی و مادی، نه‌تنها توانایی پاسخ‌دهی خود را حفظ کرده، بلکه با تغییر تاکتیک‌ها و استفاده از فناوری‌های جدید، معادله بازدارندگی را به نفع خود تغییر داده است.

حسین علایی در تحلیل خود تأکید کرده‌ راه درست مقابله با دشمنان، حضور گسترده مردم در خیابان‌ها برای حمایت از نیروهای مسلح و حفظ تمامیت ارضی ایران است. در شرایطی که ائتلاف به بیمارستان‌ها، مدارس، مراکز تاریخی و حتی ساختمان‌های اورژانس حمله کرده و به امید فعال‌شدن کانون‌های شورشی، کلانتری‌ها را با موشک تخریب می‌کند، وحدت ملی تنها سرمایه‌ای است که می‌تواند کشور را از این توفان عبور دهد.

سه روز جنگ نشان داد اگرچه آتش می‌تواند شهرها را ویران کند، اما اراده ملتی که برای تمامیت ارضی خود ایستاده، حتی از پیشرفته‌ترین رهگیرها نیز قدرتمندتر است.

اطلاعات دقیقی نه از میزان مهمات ائتلاف اکنون وجود دارد نه از تعداد موشک‌ها و توانایی موشکی جدید ایران، اما صحنه نبرد به طریقی پیش می‌رود که معادله تسلیم ایران با بازگشت طرف‌های درگیر به میز مذاکره دور از ذهن است.

نبرد کنونی، آزمونی بزرگ برای دو استراتژی متضاد است. ائتلاف به دنبال جنگی برق‌آسا و نابودی سریع توان موشکی ایران بود و تهران به‌دنبال تبدیل نبرد به جنگ فرسایشی و این کار محاسبات دشمن را به هم ریخته است. اکنون پرسش اصلی این نیست که چه کسی موشک‌های بیشتری دارد، بلکه این است که کدام طرف زودتر تاب تحمل هزینه‌ها را از دست می‌دهد؟

در سوی دیگر میدان، اقتصاد منطقه و جهان قربانی این رویارویی شده است. سقوط بورس‌های عربی، جهش قیمت نفت به مرز ۱۰۰ دلار و خطر بسته‌ماندن تنگه هرمز، زنگ هشداری برای قدرت‌های جهانی است که این جنگ فقط در جغرافیای ایران محدود نخواهد ماند. چهار روز دیگر، پنج روز دیگر... مهمات رهگیرها رو به اتمام است و آسمان منطقه در انتظار پاسخ به یک پرسش ساده اما سرنوشت‌ساز: آیا ائتلاف پیش از تمام‌شدن ذخایر استراتژیک خود به آتش‌بس تن خواهد داد یا با ورود اروپا و سایر بازیگران فرامنطقه‌ای جبهه جدیدی گشوده خواهد شد یا شاید هم ایران بار دیگر غافلگیرانه‌تر از پیش ظاهر می‌شود؟

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.