تنگشدن فضای اقتصاد برای جوانان
جوانان یکی از مهمترین سرمایههای هر کشوری هستند، کسانی که با انگیزه و تلاش در وضعیت حال و آینده تأثیر تعیینکنندهای دارند. ازاینرو افزایش یا کاهش سهم جمعیت جوان در کل جمعیت کشورها بسیار حائز اهمیت است؛ ولی از آن مهمتر نحوه بهرهگیری اقتصاد از توان بالقوه جوانان است.
جوانان یکی از مهمترین سرمایههای هر کشوری هستند، کسانی که با انگیزه و تلاش در وضعیت حال و آینده تأثیر تعیینکنندهای دارند. ازاینرو افزایش یا کاهش سهم جمعیت جوان در کل جمعیت کشورها بسیار حائز اهمیت است؛ ولی از آن مهمتر نحوه بهرهگیری اقتصاد از توان بالقوه جوانان است.
با کاهش نرخ رشد جمعیت ایران از اواخر دهه 1360، جمعیت جوان (15 تا 24ساله) ایران نیز بهتدریج رو به کاهش نهاد. به نحوی که در فاصله سالهای 1390 تا 1403، درحالیکه جمعیت ایران 10.5 میلیون نفر افزایش یافته و از 74.3 به 84.5 میلیون نفر رسید، جمعیت 15 تا 24ساله کشور در همین دوره بیش از 3.5 میلیون نفر کاهش یافت و از 14.9 به 11.3 میلیون نفر افت کرد. بههمینترتیب سهم این گروه جمعیتی از 20 درصد جمعیت به 13.3 درصد رسید.
افزایش دانشآموزان و کاهش دانشجویان
خانوارهای کمدرآمد و متوسطالحال، با توجه به کاهش شمار اعضای خانواده، از تحصیل فرزندان، بهویژه دختران، بهشدت حمایت کردهاند. بههمینخاطر سهم جمعیت شاغل به تحصیل در میان این گروه افزایش درخورتوجهی داشته است. نسبت افراد جوان شاغل به تحصیل در میان گروه سنی 15 تا 24ساله از 49 درصد در سال 1390 به 59 درصد در سال 1403 افزایش یافته؛ این نسبتها به ترتیب برای مردان از 49.4 به 57.5 و برای زنان از 48.6 به 60.6 درصد رسیده است (مرکز آمار ایران 1404). بهاینترتیب نهتنها شکاف میان تحصیلات دختران و پسران بسته شده، بلکه سهم زنان مشغول به تحصیل در این گروه سنی از مردان پیشی گرفته است. ولی موضوع نگرانیآور در این دوره، افزایش گرایش به ترک تحصیل در میان دانشآموزان دوره متوسطه، بهویژه در مناطق محروم مرزی ازجمله در استان سیستانوبلوچستان، بوده است. سقوط نمرات و سطح دانش دانشآموزان در دبیرستان و دانشگاه، بیعلاقگی به یادگیری و به تمسخر گرفتن نتایج آموزشی در سراسر کشور، بهویژه در مناطق محروم، مشهود است.
کاهش مزد واقعی و افت سطح رفاه خانوارهایی که برخی از اعضای آنها دارای تحصیلات عالی و شاغل هستند و ناامیدی از اثربخشی تحصیلات برای بهدستآوردن شغل، رفاه و آیندهای بهتر در میان جوانان از یک سو و درآمد درخورتوجه قاچاق سوخت و دیگر کالاها، گرایش به تحصیل را بهشدت ضعیف کرده و شمار فزایندهای از جوانان را به فعالیتهای غیرقانونی پردرآمد جذب کرده است. برخلاف رشد سریع شمار دانشجویان در دهه 1380، در فاصله سالهای 1390 تا 1403 نسبت جوانان دارای تحصیلات عالی اندکی کاهش یافته و از 23.8 به 23.6 درصد رسیده. این کاهش برای مردان جوان بیشتر بوده و از 22.4 به 20.9 درصد تنزل یافته است. در مقابل سهم زنان جوان دارای تحصیلات دانشگاهی در دوره بررسیشده از 25.4 به 26.6 درصد افزایش یافته است. با آنکه تحصیلات عالی تضمینی برای موفقیت زنان در بازار کار نیست، ولی بخش بزرگی از دختران جوان همچنان برای ورود به دانشگاهها تلاش میکنند و تحصیلات عالی را ابزاری برای تحقق آیندهای بهتر میدانند. بهعلاوه برای برخی از دختران جوان در خانوادههای سنتی، رفتن به دبیرستان و دانشگاه تنها راه خروج از انزوای خانه است.
تجمع جوانان در مشاغل خردهفروشی
به دلیل وضعیت نامناسب بازار کار از یک سو و حمایت خانوارها از تحصیل فرزندان از سوی دیگر، نسبت جوانان 15 تا 24ساله که وارد بازار کار میشوند، در مقایسه با کل جمعیت جوان کاهش یافته است. در سال 1390 از میان صد مرد جوان، 42.2 درصد وارد بازار کار شده بودند که این نرخ در سال 1403 به 35.8 درصد کاهش یافته است. به طور مشابه نرخ مشارکت زنان جوان از 10.4 به 9.3 درصد رسیده است. محدودیت فرصتهای شغلی مناسب با درآمد مکفی سبب دوری مردان و زنان جوان از بازار کار شده است. از میان گروهی که وارد بازار کار میشوند، شمار درخورتوجهی از جوانان، بهویژه بسیاری از زنان جوان، قادر به یافتن شغل نیستند. با آنکه طی سالهای 1403-1390 نسبت زنان جوان شاغل اندکی افزایش یافته و از 6 به 6.5 درصد رسیده ولی همچنان زنان جوان با نرخ بیکاری بسیار بالا (بیش از دو برابر مردان همسن خود) مواجهاند. طی این دوره به دلیل تحولات فناوری در بخش کشاورزی، اشتغال زنان در بخش کشاورزی بهشدت افت کرده است. در سال 1390 نزدیک به 26 درصد زنان جوان شاغل19.2 در بخش کشاورزی به کار اشتغال داشتهاند که این نسبت در سال 1403 به 5.6 درصد رسیده است. به سخنی دیگر بهکارگیری ماشینآلات در بخش کشاورزی از یک سو و کاهش تعداد فرزندان از سوی دیگر، سبب خروج دختران جوان از فعالیتهای کشاورزی شده است و دیگر کشاورزان به حضور دختران جوان خود در کار کشاورزی تمایل چندانی ندارند. نسبت مردان جوان شاغل در بخش کشاورزی نیز کاهش یافته (از 19.2 درصد مردان جوان شاغل به 10.5 درصد) است.
بخش صنعت نیز قادر به ایجاد مشاغل مناسب برای جوانان تحصیلکرده نبوده است. مشاغل سخت با ساعات کار طولانی و مزدهای نسبتا پایین برای نیروی کار جوان جاذبه نداشته است. بههمیندلیل سهم اشتغال صنعتی در میان جوانان روندی نزولی داشته و از 21.1 به 19.5 درصد رسیده، درحالیکه سهم اشتغال صنعتی در کل اشتغال کشور از 16.4 در سال 1390 به 17.5 درصد در سال 1403 افزایش یافته است. اکثر واحدهای صنعتی از کمبود نیروی کار ساده شکایت دارند و از ادارات کار برای جذب نیرو درخواست کمک میکنند. بسیاری از بنگاههای صنعتی بزرگ و متوسط، برای حل مشکل کمبود کارگر ساده، از مهاجران خارجی و حتی زندانیان (با هماهنگی مسئولان) بهعنوان نیروی کار استفاده میکنند.
رکود نسبی طولانی در بخش ساختمان به کاهش مشاغل ساختمانی در کل کشور و در میان جوانان منجر شده است. در سال 1390، بخش ساختمان بالاترین سهم اشتغال جوانان (21.9 درصد) را داشته، این نسبت در سال 1403 به 14.9 درصد کاهش پیدا کرده است. از آنجا که عمده نیروی کار بخش ساختمان کارگران غیرماهر هستند، این بخش جاذبه چندانی برای نیروی کار جوان و تحصیلکرده ندارد. ازاینرو اکثر کارفرمایان بخش ساختمان نیروی کار افغانستانی به کار میگیرند. در فاصله سالهای 1390 تا 1403، فعالیتهای خردهفروشی بالاترین سهم را در اشتغال جوانان داشته است. سهم این بخش از اشتغال جوانان از 16.9 درصد در سال 1390 به 23.1 درصد در سال 1403 افزایش یافته است. در سال 1403 بیش از 25 درصد از مردان جوان شاغل و 13.1 درصد از زنان جوان شاغل 15 تا 24ساله در فعالیتهای خردهفروشی، عمدهفروشی و تعمیرات مشغول به کار بودهاند. شمار کثیر دستفروشان در شهرهای بزرگ و کوچک و رشد قارچگونه فروشگاههای مواد غذایی، نوشیدنی و دخانیات، موبایل، پوشاک و... برای بسیاری از جوانان تحصیلکرده مشاغل بیکیفیت ایجاد کرده و آنان را از بیکار آشکار به بیکار پنهان بدل ساخته است، زیرا بخش بزرگی از جوانان فروشنده دارای تحصیلات و مهارتهایی هستند که ارتباطی با کار آنها ندارد. بسیاری از این مشاغل، ازجمله دستفروشی و مزدبگیری در فروشگاهها، مشاغل غیررسمی بیثبات با درآمدهای ناکافی هستند. این مشاغل که در عمل دستگردانی کالاها هستند، عموما ارزشافزوده بسیار پایینی دارند و تولید ناخالص داخلی را افزایش نمیدهند.
اتلاف نیروی کار جوان
هرچند نرخ بیکاری در میان جوانان روندی نزولی داشته و از 26.5 درصد به 20.1 درصد رسیده، ولی همچنان بیش از دو برابر نرخ بیکاری در کل کشور (7.6 درصد) است. در سال 1403 نرخ بیکاری برای مردان و زنان جوان 15 تا 24ساله به ترتیب 17.7 و 30.4 درصد بوده است. بسیاری از جوانان، بهویژه زنان تحصیلکرده، پس از مدتی طولانی برای جستوجوی شغل، ناگزیر از بازار کار خارج میشوند و به جمع افراد غیرفعال میپیوندند. از 1390 تا 1403 تعداد جوانان 15 تا 24ساله غیرفعال رشد درخورتوجهی داشته و از 72.8 به 76.8 درصد رسیده است. این نسبت برای مردان جوان از 57.8 به 64.2 و برای زنان جوان از 89.6 به 90.7 درصد افزایش یافته است. بخش درخورتوجهی از این جمعیت غیرفعال به تحصیل اشتغال داشتهاند.
طی این دوره جمعیت جوان خارج از تحصیل رو به کاهش گذاشته و از 23.8 به 17.8 درصد کم شده، ولی همچنان بسیار درخورتوجه است. نسبت زنان جوان غیرفعالی که به تحصیل نیز اشتغال ندارند، در سال 1403 معادل 30 درصد از کل زنان جوان بوده است. باید در نظر داشت که بخش اعظم زنان جوان غیرفعال و خارج از تحصیل را افراد متأهل و خانهدار تشکیل میدهند. ولی با بالارفتن سن ازدواج سهم زنان جوان متأهل و خانهدار در این گروه جمعیتی از 26.8 درصد در سال 1390 به 17.5 درصد در سال 1403 رسیده است. نسبت زنان جوان غیرفعال، غیرمتأهل و خارج از تحصیل در سال 1403 معادل 12.6 درصد بوده است. به سخنی دیگر بیش از 680 هزار زن جوان مجرد مشغول به تحصیل نبوده و خارج از بازار کار قرار داشتهاند. نسبت مردان غیرفعال خارج از تحصیل در این سال 6.6 درصد کل جمعیت جوان (حدود 400 هزار نفر) بوده است. این گروه که در ادبیات اقتصادی «غیرشاغل، خارج از تحصیل و مهارتآموزی» NEET نامیده میشوند، عموما به وضعیت اقتصادی معترض هستند. بیتردید یکی از علل مهم نارضایتی شدید در میان زنان جوان تحصیلکرده ایران محدودیت فرصتهای شغلی، نبود امکان یافتن کار مناسب و خروج اجباری بسیاری از زنان از بازار کار است.
حدود یکمیلیونو صد هزار جوان NEET که بسیاری از آنها تحصیلکرده هستند، (نزدیک به 400 هزار مرد و 700 هزار زن) جایگاهی در بازار کار ایران پیدا نکردهاند. این افراد همراه با حدود 500 هزار جوان بیکار و صدها هزار نفر از جوانان شاغلی که درآمد مکفی ندارند، عموما چشمانداز روشنی پیشروی خود نمیبینند. هرچند نرخ بیکاری مردان جوان بسیار پایینتر از زنان است، ولی بخش بزرگی از مردان جوان شاغل با مشکل درآمدهای ناکافی دست به گریباناند. نااطمینانی از آینده و نبود امکان تأمین هزینههای کمرشکن زندگی، مانع از آن است که بتوانند به ازدواج فکر کنند و افق امیدبخشی را برای آینده خود ترسیم کنند. با آنکه تقابل میان سبک زندگی مورد علاقه بخش بزرگی از جوانان با قوانین و مقررات، بسیاری از جوانان را ناراضی ساخته ولی قطعا مشکلات اقتصادی و نبود باور درباره امکان رفع این مشکلات در اوجگیری نارضایتی نقش تعیینکنندهای داشته است.
جوانی که امیدی به تحقق آمال و آرزوهای خود ندارد و داشتن یک زندگی معمولی را خارج از دسترس میبیند، آماده پیوستن به حرکتهای اعتراضی است.
ضرورت ایجاد چشماندازی امیدبخش
دولت برای جلوگیری از تکرار فجایعی مانند اعتراضات دی ماه 1404 باید به خواستههای مردم، بهویژه جوانان توجه کند. جوانان ایرانی مستحق داشتن کاری شایسته هستند که بتواند زندگی آنان را تأمین کند. ازاینرو دولت موظف است که با ایجاد آرامش در روابط بینالمللی و خلق محیط برای کسبوکاری مشوق رشد سرمایهگذاری، تولید و اشتغال، چشمانداز روشنی برای ایرانیان به وجود بیاورد.
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.