|

شباهت‌های دراماتیک...

از چند‌ده سده قبل از تولد رسمی و نوین بازی «فوتبال» در اواخر قرن 19 میلادی، بشر سابقه بازی‌کردن با توپ را که به وسیله پاهایش انجام می‌داده، به ثبت رسانیده است؛ آن گونه که در مرور تاریخ، نشانه‌ها و مدارکی یافت می‌شود که ثابت می‌کند لگدزدن به جسمی گِرد و بازی گروهی با آن که خیلی وقت‌ها با خشونت همراه بوده، در نقاط مختلفی از کره زمین رواج داشته یا انجام می‌شده است.

علی  عسکری

 

همه چیز قصه است و قصه یعنی همه چیز‌...

از چند‌ده سده قبل از تولد رسمی و نوین بازی «فوتبال» در اواخر قرن 19 میلادی، بشر سابقه بازی‌کردن با توپ را که به وسیله پاهایش انجام می‌داده، به ثبت رسانیده است؛ آن گونه که در مرور تاریخ، نشانه‌ها و مدارکی یافت می‌شود که ثابت می‌کند لگدزدن به جسمی گِرد و بازی گروهی با آن که خیلی وقت‌ها با خشونت همراه بوده، در نقاط مختلفی از کره زمین رواج داشته یا انجام می‌شده است.

از چین و ژاپن تا یونان باستان و انگلستان و فرانسه در طول قرن‌ها انسان‌هایی آمدند و به چیزی مدور لگد پراکندند و رفتند. آن‌قدر متوالی‌ که حتی ممنوعیت‌های موجود در اروپای قرون وسطی که برای آن اعلام می‌شد و تا اواخر قرن 18 میلادی نیز ادامه یافت، نتوانست مانعی برای سیر حرکت آن باشد. سال 1863 آغاز رسمی، مدرن و نظام‌مند آن بود که در تداوم دوران‌های گوناگون تاریخی و در کشور انگلستان به وقوع پیوست و از آن پس با حضور انگلیسی‌ها در نقاط دیگر دنیا و از آن جمله ایران دهه 1280 هجری شمسی رواج یافت تا امروزی که بر جاذبه‌های آن و البته حاشیه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی‌اش در تمام پنج قاره، بسیار افزوده شده است. یکی از جذابیت‌های فوتبال شاید شباهت‌های متعدد و دراماتیک آن به زندگی و قصه‌های گوناگونش باشد. 

هر موضوعی که در زیست انسانی هرکدام از ما، به تنهایی یا در همراهی با انسان‌های دیگر قابل طرح است، تا حد نسبتا زیادی می‌تواند در جهان این ورزش پرطرفدار دارای نماد، قرینه یا روایتی منطبق‌شونده بر واقعیت مشابهش در متن زندگی باشد.

پس اگر توافق کنیم که فوتبال می‌تواند ترجمانی خوش‌زبان برای بسیاری از داستان‌های ما محسوب شود؛ می‌توان با تأملی دوباره و غیرورزشی در آن، به زبانی روان‌تر و سرراست‌تر از آنچه در لابه‌لای سطور فیلسوفانه، جامعه‌شناسانه، روان‌شناسانه، مقتصدانه یا سیاست‌مدارانه به تکلف بیان می‌داریم، در مورد هر آنچه انسان بدان دچار است، بخوانیم و بنویسیم و بدانیم که این نیز خود قصه‌ای است پرسخن و شاید بهانه‌ای برای نگاشتن یادداشت‌هایی در آینده‌ای نزدیک یا دور درباره روزگار و شباهت‌های قابل اعتنایش در فوتبال که برایمان می‌تواند ملموس‌تر باشد.

اینکه انجام بازی فوتبال لوازمی دارد و قوانینی و به تنوع می‌توان از آرایش‌های تیمی گوناگون و از وجود تاکتیک‌های متعدد که زمان و شرایط به‌کارگیری هر کدام وابسته به موقعیت‌ها و تخصص‌های فنی و تجربه‌های نوشته و نانوشته، متفاوت و حتی ترکیبی است سخن به میان آورد، بی‌شک برای تعداد قابل توجهی از انسان‌های معاصر امری بدیهی می‌نماید که قصد نگارنده، علی‌رغم وجود نکاتی نغز و گفتنی، عبور از آنهاست و حواله‌دادن به فرصتی دیگر و مجالی دوباره که اتفاقا بیشتر اوقات شگفتی‌های قابل گفت‌وگو در میانه موضوعات به ظاهر بدیهی، قابل استخراج و مداقه بوده و هست. اما به یقین در استفاده از زبان فوتبال برای شرح احوال این روزهایمان که فقط به امسال نیز محدود نمی‌شود، از موضوعیت نیمکتِ کنار مستطیل سبز که همواره برای هر تیم، جداگانه فراهم است نمی‌توان عبور کرد و شیوه و نگاه کادر فنی تیم‌های فوتبال به آن که اهمیتی شگرف دارد در تمام برد و باخت‌هایی که تاریخ پرفرازونشیب فوتبال مدرن از آنها گفته‌ها و ناگفته‌هایی بسیار در سینه دارد. مَنِشی که حتما، تفاوت‌ها، نقاط ضعف و قوت و ویژگی‌های تیم‌ها را هم در دوره‌های مختلف به خود اختصاص می‌دهد. در مرور وقایع فوتبالی و جام‌های ورزشی و نیز مرور گفته‌های کارشناسان فوتبال و خاطرات بازیکنان و مربیان و گاهی حتی متصدیان فدراسیون‌های کشوری و بین‌المللی در مقاطع گوناگون، به جملاتی در اهمیت میزان درایت و توجه کادر فنی در استفاده به‌موقع از فرصت‌های موجود روی نیمکت همراه تیم‌ها، تعویض‌های به‌موقع و تغییرات تاکتیکی بهنگام، بر می‌خوریم که چه اندازه تشخیص متناسب با زمان‌بندی مسابقه و شرایط حاکم بر بازی، نقشی کلیدی را برعهده دارد. مربیان و بازیکنان ذخیره، سرپرست و پزشک، آنالیزور و تدارکات و حتی گاهی نمایندگان باشگاه یا فدراسیون – برای تیم‌های ملی – ترکیب نیمکت را ترسیم می‌کنند که هر کدام نقش و وظیفه و مسئولیتی در پیشبرد اهداف تیمی و در واقعیت، اهداف طراحی‌شده برای مسابقه دارند و در کنار 11 بازیکن داخل زمین همگی در تکثر و تکمیل یکدیگر، روحی مشترک و شخصیتی واحد را برای آن تیم به ارمغان می‌آورند. اما آنچه در نگاهی تاریخی و مشمول مرور زمان، بر رخدادهای مسابقه قضاوتی کوتاه و ماندگار می‌کند، نتیجه است که بر جای می‌ماند و در یک کلمه خلاصه می‌شود: برد، باخت یا مساوی.

پرداختن به نهادهای اجتماعی را در بدل از آنچه برای یک تیم فوتبال و به ویژه نیمکت همراه آن بیان شد، به خوانندگان گران‌مایه‌ای می‌توان محول کرد که هم دل‌سوخته ایرانی سربلند هستند و هم موافق با هر آنچه از دل این حقیر برآمد. فقط یادمان بماند که گاهی زودتر از تمام زودهایی که شنیده‌ایم، دیر می‌شود؛ پس تا فرصت باقی است بر توان نیمکت همراهمان در کنار مستطیل سبز تکیه کنیم که برد حق مسلم ایران و هر ایرانی بوده، هست و خواهد بود.

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.