چرا «خارج» مهم میشود؟
«میترسیدیم، چراکه هیچ چیز به اندازه امید در معرض تهدید نبود» (آنتوان دو سنت اگزوپری).
«میترسیدیم، چراکه هیچ چیز به اندازه امید در معرض تهدید نبود» (آنتوان دو سنت اگزوپری).
1. یکی از مجریان صداوسیما در خلال مصاحبه با مدیرمسئول روزنامه کیهان درباره حوادث بس دردناک روزهای اخیر و با تأکید بر اینکه اغتشاشگران فقط کف خیابان نیستند و در اقتصاد نیز حضور دارند، خواستار برخورد جدی به گفته او با «اغتشاشگران اقتصادی» شد (محمدجعفر خسروی – سایت تابناک - 27/10). طرف این گفتوگو، یعنی مدیرمسئول کیهان نیز چند روز قبل در تحلیلی به تعبیر خود او «شاید بدبینانه»، این سؤال را پیش کشیده بود که «آیا گرانیهای افسارگسیخته و تنگی معیشت مردم بهطور طبیعی پدید آمده یا این پدیده پلشت پیشاپیش، با برنامهریزی قبلی و با هدف ناراضیکردن مردم شکل گرفته و پدید آمده است؟!
به بیان دیگر اخلال در عرصه اقتصادی کشور بخشی از برنامهریزی دشمن برای ناراضیکردن مردم بوده است تا زمینه را برای ایجاد اغتشاش از سوی پادوهای تروریست خود فراهم کرده باشند!» (کیهان- 24/10). عین این تحلیل در خبرگزاری فارس ارائه شده است و اینکه «طرح آمریکا در اغتشاشات اخیر، شامل پنج مرحله بود. در مرحله اول، از طریق اخلال در بازار ارز، تا اعتراضات شکل بگیرد. مرحله دوم، اعتراضات بهسرعت تبدیل به اغتشاش شود. در مرحله سوم، اغتشاشات زمینه فعالیت هستههای کوچک ترور را فراهم کند. در مرحله بعد، گروهکهای تروریستی در سطح گسترده فعال شوند و در آخرین مرحله، حمله نظامی صورت گیرد» (فارس- 28/10). اشکال بزرگ تحلیلهای فوق و اصولا این نوع نگاه که عوامل نفوذی و خارجی و... را عامل بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور میدانند، بیپاسخ گذاشتن نقش سیاستها، قوانین و مقررات، ساختار و سازوکار اجرائی و بسترهای اجتماعی و فرهنگی جامعه و مجریان و سیاستگذاران داخلی در ایجاد این اوضاع و احوال ناگوار و آشفته است.
اگر دخالتهای خارجی (مستقیم و غیرمستقیم) میتوانند وضعیت اقتصادی کشور را با چنین بحرانهای عظیمی مواجه کنند (کسری بودجه چندصد هزار میلیارد تومانی، ورشکستگی نظام بانکی و تأمین اجتماعی، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی منفی، حجم نقدینگی 13 هزار همتی، تورم 50درصدی و...) پس جایگاه، مسئولیت و تدابیر نظام حکمرانی در این میان چه میشود و کجای ماجراست؟
2. واقعیت آن است که اقتصاد ایران اسیر سه معضل اساسی نفتی، دولتی و بستهبودن است. این سه معضل اساسی، ساختاری متزلزل، رانتی و رفاقتی را جایگزین چارچوبی پایدار، خلاق، آزاد و رقابتی کرده است. اقتصادی که با افزایش صادرات و فروش نفت، آن هم در قیمتهای بالا، ورم میکند و با کاهش و ضعف قیمت و صادرات آن، لاغر و تکیده میشود و اسیر دولتی بزرگ است که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در ید اختیار اوست و در تضاد و جنگ با جهان به سر میبرد. اقتصاد سیاسی شکلگرفته در این بستر، بهخصوص پس از اجرای سیاستهای اصل 44 و ایجاد بنگاههای صنعتی عظیم خصولتی مبتنی بر انرژی و مواد خام و نه خلاقیت و فناوری و همچنین تحریمهای بینالمللی و برکتدانستن آن از سوی افراد و جریانهایی در ساختار قدرت و... افراد و جریانهایی را حاکم بر حیات و منافع ملی کرد که جز به منافع خود نمیاندیشند. رویهای که با افزایش شکاف دولت-ملت، امر سیاست (در معنای اصیل آن که «هدف و غایت سیاست سعادت و بهزیستی شهروندان است» – سیسرون) به امری حاشیهای و مناسکی تبدیل شده و احزاب سیاسی به بازیگران این مناسک و نه نهادهایی فعال و مورد اعتماد و وثوق جامعه هستند (بهعنوان یک حزب اصلاحطلب تاکنون بارها درخواستهای ما برای برگزاری تجمع مسالمتآمیز درباره مسائل مختلف رد شده است.
وقتی بهعنوان نخبگان سیاسی اجازه حرفزدن نداریم، مردم دیگر روی ما حساب نمیکنند و مرجعیتی نداریم... اگر جمهوری اسلامی اجازه داده بود که احزاب مرجعیت پیدا کنند، امروز کارش اینقدر دشوار نمیشد... حاکمیت هرگز نخواسته نیروهای میانه را به رسمیت بشناسد- سخنگوی حزب اتحاد ملت- 28/10).
این حکایت امروز و این سالها نیست و حکایت تاریخ معاصر کشورمان است؛ از نامه تجار به رهبری حاج محمد حسنخان امینالضرب به ناصرالدین شاه که «این بندگان را به شخصی بسپارید که دولتخواه باشد، متدین بیطمع باشد، بیغرض باشد، مستغنی باشد، گرسنه نباشد، مقتدر باشد، حکمش در همه بلاد و وزارتخانهها نفاذ باشد، تجار و فقرا را محل مداخل و تعیش خود قرار ندهد» (1301 هجری قمری) تا نامه سه رهبر سیاسی یک سال و چند ماه قبل از انقلاب 57 به محمدرضا پهلوی که نسبت به قرارگرفتن مملکت در لبههای پرتگاه هشدار میدهند و اینکه «نیازمندیهای عمومی بهخصوص خواروبار و مسکن با قیمتهای تصاعدی بینظیر دچار نایابی گشته، کشاورزی و دامداری رو به نیستی گذارده، صنایع نوپای ملی و نیروهای انسانی در بحران و تزلزل افتاده، تراز بازرگانی کشور و نابرابری صادرات و واردات وحشتآور گردیده و... نومیدی عمومی و ترک وطن و خروج سرمایهها و عصیان نسل جوان و... که دست به کارهایی میزنند که دستگاه حاکمه آن را خرابکاری و خیانت و خود آنها فداکاری و شرافت مینامند و از همه بدتر نادیدهگرفتن حقوق انسانی و آزادیهای فردی و اجتماعی و رواج فساد و فحشا و تملق، فضیلت بشری و اخلاق ملی را به تباهی کشانده است» (نامه سرگشاده کریم سنجابی، شاپور بختیار و داریوش فروهر– 22/3/1356) و حدود نیمقرن بعد که 180 اقتصاددان و صاحبنظر و استاد دانشگاه که ضمن تجلیل از همبستگی و انسجام ملی برای حفظ ایران در جنگ 12روزه نسبت به «تشدید ابرچالشهای ناشی از ناترازی فزاینده در بخشهای مختلف، افول سرمایهگذاری مولد، تشدید مهاجرت نخبگان به خارج از کشور و...» هشدار میدهند و خواستار «اصلاحات بنیادین در رویکرد نظام حکمرانی، پایاندادن به انحصار رسانهای، تقویت شایستهسالاری و آزادی زندانیان سیاسی و دیپلماسی و مذاکره سازنده با آمریکا و اروپا و همچنین خروج نیروهای نظامی از اقتصاد و بازنگری در سیاستهای ارزی و مالی برای مقابله با رانتجویی، فساد و احیای اعتماد عمومی» میشوند (دنیای اقتصاد- 17/4/1404).
3. خروج از این چرخه معیوب و انسداد بیش از صدساله جز با تأمل و صبوری و خرد فراوان ممکن نیست. چنانکه اگر امروز بزرگترین خطری که تمامیت ارضی و حاکمیت ملی و جریان آزادیخواهی در کشور را تهدید میکند، تنشها و تضادهای داخلی و مداخلهجویی خارجی است، باید به این سؤال مهم پاسخ داد که کدام جریان فکری، اقتصادی و سیاسی با انداختن تقصیر وضعیت بس ناگوار اقتصادی و زندگی و معیشت مردم به گردن خارج و سلب مسئولیت از نظام حکمرانی عملا از اصلاح امور غفلت کرده و آدرس «خارج» را به جامعه داده و عاملیت انسان ایرانی را به امری حاشیهای تبدیل کردهاند؟! وقتی عمده مسائل و مشکلات به خارج منتسب میشود، بالطبع راهحلها هم در خارج جستوجو میشود! اکنون اما هرکس به سهم خود وظیفه دارد بر این باور تأکید کند که نه خشونت داخلی و نه مداخله خارجی هیچیک به توسعه و پیشرفت این سرزمین و کاهش فقر و فلاکت این مردم راه نمیبرد که درد و رنج را جانکاهتر و عقبماندگی را تشدید میکند. باید تعمق کرد و با درسگیری از گذشته، گذشتهای که متأسفانه حی و حاضر است، درها را گشود و امید به اصلاح را بازگرداند؛ «بکوشید و خوبی به کار آورید/ چو دیدند سرما بهار آورید» (حکیم طوس).
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.