شهر در سایه ناآرامیها
تا همین پنجشنبه گذشته باورمان نمیشد وضعیت شهرهای کشورمان چنین به وخامت بگراید. زمان به تعلیق درآمده و بحرانی فراتر از آلودگی هوا بر شهر مستولی شده است. ما که داشتیم زندگی روزمره خود را در کوچه و خیابانهای شهر دنبال میکردیم، ناگهان وحشت کردیم.
تا همین پنجشنبه گذشته باورمان نمیشد وضعیت شهرهای کشورمان چنین به وخامت بگراید. زمان به تعلیق درآمده و بحرانی فراتر از آلودگی هوا بر شهر مستولی شده است. ما که داشتیم زندگی روزمره خود را در کوچه و خیابانهای شهر دنبال میکردیم، ناگهان وحشت کردیم. مجبور شدیم جلسات کاری و خانوادگیمان را به هم بزنیم و سفرهای خود را لغو کنیم؛ چراکه وضعیت برخی مناطق و خیابانها در شهرها از بعدازظهرها تا شباهنگام بحرانی شده بود. مردم، اکثرا جوانان، عصبانی و خشمگین با اندک اشارهای به خیابان ریختند و پلیس رسما به موبایلهای تمام مردم پیامک داد که گروهکهای تروریستی و افراد مسلح در برخی تجمعات حضور داشتهاند و طراحی آنها برای کشتهسازی بوده و چون تصمیم قاطع مبنی بر عدم مماشات و برخورد قاطع با اغتشاشگران گرفته شده، بنابراین به خانوادهها اکیدا توصیه میشود از جوانان و نوجوانان خود مراقبت کنند. آری، تعلیق بر جامعه شهری سایه افکنده؛ مردم سر کار نمیروند، زیرا اینترنت و ارتباطات عادی معمول قطع شده است. اسنپ کار نمیکرد. بعضی مغازهها در بازار و خیابانهای مرکز شهر بستهاند. خیلیها ساده میگویند وقتی تورم 60درصدی به اعصاب همه فشار میآورد، مردم عاصی میشوند. تمام پساندازها نابود شده و چشماندازی برای بهبود هم نیست و گلایه و شکوه و شکایت. بنابراین وقتی فضای معینی در شهر برای تجمع و تشکیلات مردمی و صنفی برای اعتراض جمعی وجود ندارد، طبیعی است که معترضان به خیابان
سرازیر شوند.
در کشورهای مدرن، اصناف اعتصاب میکنند؛ اما در کشور ما اعتراض سازمانیافته و آرام رسم نیست. بیش از دو هزار سال پیش در شهرهای باستان مکانهای خاصی برای جمعشدن و مشورت تصمیمگیران با مردم وجود داشت. با اعتراضات سال 98 در دوره آقای روحانی، قول داده شد میادینی در شهر برای معترضان معین شود تا به صورت مسالمتآمیز اعتراض کنند. رهبری فرمودند «با معترضان گفتوگو و با اغتشاشگران برخورد میکنیم». آقای پزشکیان، رئیسجمهور نیز از روز اول اعلام کردند به اعتراض مردم حق میدهند! بههرحال، شکی نیست که آتشزدن سطلهای آشغال، ساختمان بانکها و اتوبوسها کار عاقلانهای نیست و آنها که به این کارها دست میزنند، یا نمیتوانند خشم جمعی را کنترل کنند یا طبق برنامه اغتشاش میکنند که در هر دو صورت باید جلوی این حرکتها توسط خود مردم و پلیس گرفته شود. مردم ما مهربان و آرام هستند، ولی وقتی به خواستههای اقتصادیشان بهعنوان شهروندانی که هر روز گامی به سوی فقر برمیدارند، رسیدگی نمیشود، عکسالعملهایشان غیرقابل کنترل ظهور میکند.
این مردم سالهاست تحریمهای اقتصادی ظالمانه قدرتهای جهانی را تحمل کردهاند. این مردم سالهاست با مشکلات کار با شبکه اینترنت جهانی و ویپیان و تجارت آزاد روبهرو بودهاند. مصوبات و قوانین دستوپاگیر هیچوقت آنطور که باید اصلاح نشدند. البته اعتراض به روندها و تشکیلات اقتصادی سالهای اخیر کشور هم مزید بر علت بوده است. اینکه پول نفت یک کشور ثروتمند مانند ایران چگونه هزینه میشود، خود یکی از دغدغههای اصلی مردم و مسئولان است. چرا مردم نباید بهطور اصولی و مسئولانه نگران چگونه خرجشدن دستودلبازانه بودجههای شهری و ریختوپاشها باشند؟ و ناگهان با فشار تورم نجومی یادشان بیفتد که کنترل بر اقتصادشان مدتهاست با چاپ مدام پول بیپشتوانه از دست رفته است... . بههرحال، اقتصاد سیاسی علمی است که به رابطه بین این دو مقوله میپردازد. ناظران بر امور مملکتی نیز نه در خیابان بلکه در جمعهای تحصیلکردگان اظهارنظر میکنند.
میپرسند: چرا باید دولتها انواع قراردادهای لوکس را با گشادهدستی با نزدیکان امضا کنند و انواع رانتخواری رسم رایج شود؟ دخالت در مکانیسم بازار، عدم پیشبینی برای تولید و معیشت اقشار فقیرتر، کِشآوردن پروژههای نیمهتمام دولتی و عمرانی، تهیه گزارشهای نمایشی برای توجیه تشکیلات بوروکراتیک و ایجاد مانع برسر کار مردم و... اینهاست عواملی که اقتصاد را با بنبست مواجه میکند و نتیجه همان میشود که امروز میبینیم؛ منابع عظیم مالی، میراث شهری و طبیعی -آب، جنگل، نفت و...- به هدر میرود. منابع انسانی درست به کار گرفته نمیشوند. بازار از کار میافتد و جامعه هزینه سنگین میپردازد. میگویند: واقعیت این است که علم اقتصاد رعایت من و شما را نمیکند. به دستور دولت عمل نمیکند. منطق خود را دارد و هر کجا که کار دولت درست نباشد، نتیجه چیزی جز ناکارآمدی، فساد و بحران نخواهد بود. اما جدا از اقتصاد، در جامعه شهری مسائل واجبتری نیز داریم که مرتب نادیده گرفته و پشت گوش انداخته میشود.
مسائلی که به مردم محلات مربوط است و به محلاتی که تشکیلات، خدمات و همبستگیهای مطلوب محلی را هنوز ندارند. سؤال این است: آیا ما بعد از جنگ 12روزه همین امسال بهار و تابستان، الزامات تابآوری و روحیه آمادگی برای پیشگیری از فجایع را آموختهایم؟ آیا اگر بیگانگان در پی همین ناآرامیها دوباره به شهرهای ما حمله هوایی کنند، آموزشهای لازم را دیدهایم؟ آیا اعضای خانهها دوام و ایمنی و تابآوری محلات به مردم محلات شهری تمرین کافی دادهاند؟ نقش پدافند غیرعامل را همه میدانند؟ مترو، مدارس، دانشگاهها، مساجد و مکانهای عمومی در زمان بحران به مردم پناه خواهند داد یا درهای خود را خواهند بست؟ متأسفانه هنوز این مسائل در اذهان مردم شهری و حتی برای مسئولان درست ننشسته و جا نگرفته است. خانمی دانا و باتجربه در امر شهر، در پاسخم که چه باید کرد؟ گفت: متأسفانه محلهمحوری از بار معنایی تهی شده و این یک مشکل بزرگ است. ما اگر به ضرورت و الزام پاسخگویی به این خشم بروزیافته پی نبریم، باختهایم.
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.