یادداشتهایی از جزیرهای کوچک
گلبرگ برزین
یك راه ساده برای شناخت یک کشور خواندن کتاب است و رمان، ژانری دلپذیر برای رسیدن به آن. ادبیات انگلیسی به سبب جهانیبودنِ این زبان، شناختهشدهترین بوده و طبیعی است که سفر از راه کتاب به انگلستان در دسترسترین باشد.
اگرچه ما محدود به ترجمه هستیم، اما شماری از کتابهایی که سبک زندگی و فرهنگ انگلستان را بهخوبی عیان میسازد به فارسی وجود دارد، برخی آثار کلاسیک و برخی تا حدی معاصرتر. در میان آثار کلاسیک میتوان به «اولیور توییست» اثر چارلز دیکنز، «غرور و تعصب» از جین آستین، «بلندیهای بادگیرِ» امیلی برونته و «باد در درختان بید» نوشته کِنِت گراهام اشاره کرد و از آثار جدیدتر «خانم دالووی» نوشته ویرجینیا وولف و «باقیمانده روز» اثر کازوئو ایشیگورو را نام برد. اثر دیکنز با نگاهی غیررمانتیک به پیچیدگی زندگی فرودستان و خردهتبهکاران میپردازد و در مقابل، آستین و برونته از ماجراهای پرپیچ و خم طبقه اشراف میگویند. وولف یک روز از زندگی خانم دالووی، زنی لندنی را توصیف میکند و ایشیگورو در باقیمانده روز، افول اشرافیت را پس از جنگ جهانی اول به تصویر میکشد. ولی گراهام، در کتاب کودکانه «باد در درختان بید» نمایی از طبیعت و مناظر و حیوانات این سرزمین را برای خواننده به ارمغان میآورد. همه عناوینی که در بالا آمد کمابیش مربوط به دوران دورتری از تاریخ هستند. اما میتوان از چند نویسنده نام برد که آثارشان به زندگی امروز و شرایط کنونی
انگلستان نزدیکتر است(اما متأسفانه آثارشان به فارسی موجود نیست). سام سِلوُن زاده ترینیداد، زیدی اسمیت با مادری جامائیکایی و مونیکا علی متولد بنگلادش، نویسندههای مهاجر و یا نسل دوم مهاجر به انگستان هستند و نگاهشان به فقر و تعصب و نژادپرستی از زاویهای دیگر است. سلون در «لندنیهای تنها»، اسمیت در «دندانهای سپید» و علی در «بریک لِین»، از کسانی میگویند که زندگیشان درگیر تنگناها و فشارهای خاص اقلیتها است.
اما یکی از خواندنیترین و شیرینترین کتابهایی که درباره انگلستان وجود دارد، سفرنامه «یادداشتهایی از جزیرهای کوچک» نوشته بیل برایسون است (این کتاب را سال ۱۳۷۶ نیز در نشریه کلک معرفی کردم). او در اصل آمریکایی است، اما در جوانی به انگلستان رفته، در آنجا کار کرده و زندگی تشکیل داده است. اما در میانسالی تصمیم میگیرد همراه همسرش به زادگاه خود بازگردد. کتاب «یادداشتها...» روایت او از سفری است که برای وداع با انگلستان انجام میدهد. سفرش را از جنوب آغاز کرده و در شمال به پایان میبرد و در طول این مسیر با طنزی خاص به اطراف خود مینگرد. از زشتیها و زیباییهای شهرها میگوید و به دورافتادهترین مناطق سرک میکشد. از میزان تغییرات ظاهری مناطق مختلف شگفتزده میشود و در عجب میماند که بهرغم آن، اخلاق و رفتار مردمان تغییری نکرده است. در عین اینکه از آنها خرده میگیرد، دوستشان دارد. بذلهگوییشان، خونسردیشان و مقرراتی بودنشان را میپسندد و معتقد است مردمی شاد هستند. عشق او اما، همیشه لندن بوده. در نظر او لندن شگفتانگیزترین شهر جهان است و از پاریس زیباتر و در مواردی حتی زندهتر از نیویورک است.
با یادداشتهای او میتوان به سفر رفت و در جهانِ پر از طنز او سیر کرد.
یك راه ساده برای شناخت یک کشور خواندن کتاب است و رمان، ژانری دلپذیر برای رسیدن به آن. ادبیات انگلیسی به سبب جهانیبودنِ این زبان، شناختهشدهترین بوده و طبیعی است که سفر از راه کتاب به انگلستان در دسترسترین باشد.
اگرچه ما محدود به ترجمه هستیم، اما شماری از کتابهایی که سبک زندگی و فرهنگ انگلستان را بهخوبی عیان میسازد به فارسی وجود دارد، برخی آثار کلاسیک و برخی تا حدی معاصرتر. در میان آثار کلاسیک میتوان به «اولیور توییست» اثر چارلز دیکنز، «غرور و تعصب» از جین آستین، «بلندیهای بادگیرِ» امیلی برونته و «باد در درختان بید» نوشته کِنِت گراهام اشاره کرد و از آثار جدیدتر «خانم دالووی» نوشته ویرجینیا وولف و «باقیمانده روز» اثر کازوئو ایشیگورو را نام برد. اثر دیکنز با نگاهی غیررمانتیک به پیچیدگی زندگی فرودستان و خردهتبهکاران میپردازد و در مقابل، آستین و برونته از ماجراهای پرپیچ و خم طبقه اشراف میگویند. وولف یک روز از زندگی خانم دالووی، زنی لندنی را توصیف میکند و ایشیگورو در باقیمانده روز، افول اشرافیت را پس از جنگ جهانی اول به تصویر میکشد. ولی گراهام، در کتاب کودکانه «باد در درختان بید» نمایی از طبیعت و مناظر و حیوانات این سرزمین را برای خواننده به ارمغان میآورد. همه عناوینی که در بالا آمد کمابیش مربوط به دوران دورتری از تاریخ هستند. اما میتوان از چند نویسنده نام برد که آثارشان به زندگی امروز و شرایط کنونی
انگلستان نزدیکتر است(اما متأسفانه آثارشان به فارسی موجود نیست). سام سِلوُن زاده ترینیداد، زیدی اسمیت با مادری جامائیکایی و مونیکا علی متولد بنگلادش، نویسندههای مهاجر و یا نسل دوم مهاجر به انگستان هستند و نگاهشان به فقر و تعصب و نژادپرستی از زاویهای دیگر است. سلون در «لندنیهای تنها»، اسمیت در «دندانهای سپید» و علی در «بریک لِین»، از کسانی میگویند که زندگیشان درگیر تنگناها و فشارهای خاص اقلیتها است.
اما یکی از خواندنیترین و شیرینترین کتابهایی که درباره انگلستان وجود دارد، سفرنامه «یادداشتهایی از جزیرهای کوچک» نوشته بیل برایسون است (این کتاب را سال ۱۳۷۶ نیز در نشریه کلک معرفی کردم). او در اصل آمریکایی است، اما در جوانی به انگلستان رفته، در آنجا کار کرده و زندگی تشکیل داده است. اما در میانسالی تصمیم میگیرد همراه همسرش به زادگاه خود بازگردد. کتاب «یادداشتها...» روایت او از سفری است که برای وداع با انگلستان انجام میدهد. سفرش را از جنوب آغاز کرده و در شمال به پایان میبرد و در طول این مسیر با طنزی خاص به اطراف خود مینگرد. از زشتیها و زیباییهای شهرها میگوید و به دورافتادهترین مناطق سرک میکشد. از میزان تغییرات ظاهری مناطق مختلف شگفتزده میشود و در عجب میماند که بهرغم آن، اخلاق و رفتار مردمان تغییری نکرده است. در عین اینکه از آنها خرده میگیرد، دوستشان دارد. بذلهگوییشان، خونسردیشان و مقرراتی بودنشان را میپسندد و معتقد است مردمی شاد هستند. عشق او اما، همیشه لندن بوده. در نظر او لندن شگفتانگیزترین شهر جهان است و از پاریس زیباتر و در مواردی حتی زندهتر از نیویورک است.
با یادداشتهای او میتوان به سفر رفت و در جهانِ پر از طنز او سیر کرد.