حکمرانی خوب شهری
اداره جوامع در سطوح ملی، منطقهای، شهری و محلی در دو دهه گذشته با تحولات بنیادینی در جهان مواجه بوده است که یکی از مهمترین آنها، مشخصشدن ناکارآمدی حکمرانی و اداره متمرکز و از بالا به پایین جوامع است. در راستای حل این مسائل، تاکنون راهحلهای گوناگونی نیز ارائه شده است که یکی از آنها، نهادسازی در راستای استقرار حکمروایی است. به این مفهوم که حکمروایی فراتر از حکومت است و بیشتر بر فرایندها و نهادها تأکید دارد و در شرایطی که منابع محدود است، رقابت سالم و اولویتبندی منابع از طریق اشتراک مساعی و همکاری همه ذینفعان در فرایند تصمیمگیری، به کارآمدی بیشتر کمک میکند. این مسئله بهخصوص در امر مدیریت شهری در جهان توسعهیافته کاملا به گفتمان مسلط تبدیل شده و امری کاملا بدیهی است؛ چراکه حکمروايی نظاممند به ساختارها و فرایندهای اجتماعی مربوط است که روابط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را جهتدهی میکند، از ارزشهای فرهنگی و مذهبی حفاظت میکند و محیط زیستی خلق میکند که در آن بهداشت، آزادی، امنیت و کیفیت زیست تأمین و تضمین میشود. درواقع، حکمروایی پیامد انتقال پارادایم از حکمرانی به معنای اداره جامعه از بالا به پایین و
به دست دولت و نهادهای اداری، به حکمروایی به معنی اداره جامعه به دست مردم، نهادها، فرایندها و از پایین به بالا و فراتر از مدیریت دولت است. امری که متأسفانه در نوع نگاه ما به امر مدیریت شهری تحتتأثیر دیگر متغیرها کاملا در دورههای گذشته مغفول مانده است. هرچند نمیتوان از گامهای نخستین در این مسیر نیز بهراحتی گذشت. مدیریت شهری در ایران بهخصوص در تهران، همیشه از طریق تسلط دولت مرکزی اداره شده است. همچنین آمادهسازی طرح جامع و توسعه شهری فرایندی متمرکز بوده که وزارت مسکن و شهرسازی مسئول آن بوده است. مدل اقتباسی مشابه مدل برنامهریزی جامعه شهری بود که در اروپا و آمریکای شمالی استفاده میشد. چنین مدلی از نبود مشارکت عمومی رنج میبرد. سازوکار برنامههای شهری در ایران از بالا به پایین بوده است؛ به طوری که افکار عمومی نادیده گرفته میشد، چون هیچ سازوکار مشابهی برای گنجاندن مشارکت عمومی در آمادهسازی یا اجرای برنامهها وجود نداشت.
نظام سنتی در شهرداری نیز غيردموكراتيك بود؛ به این صورت که شهردار از طریق نظام رأیدهی دموکراتیک انتخاب نمیشد، بلکه به عنوان نماینده دولت مرکزی در سطح محلی منصوب میشد. نبود مدیریت دموکراتیک، ایفای نقش فعال برای شهروندان در مدیریت شهر را اگر نگوییم ناممکن، لااقل مشکل میكرد؛ اما خوشبختانه در قانون اساسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تأسیس شوراهای شهر و روستا به تصویب رسید که البته تا سال 1376 به اجرا درنیامد.
اینک در نظام جدید، شهروندان از طریق شورای شهر فرصت دارند وارد فرایند تصمیمسازی برای شهر خویش بشوند. آنها میتوانند نامزد شوند یا نامزدهای مدنظر خود را انتخاب کنند و به صورت غیرمستقیم در مدیریت و تصمیمسازی شهر مشارکت داشته باشند. اگرچه فرصتهای جدیدی فراهم شده است؛ اما هنوز مشکلات و نواقصی وجود دارد که مانع مشارکت فعال در فرایند حکمرانی میشود. مسائل شهری بسیاری مانند مباحث حاشیهنشینی، فقر، اعتیاد، سالمندان، میراث فرهنگی و تاریخ شهر وجود دارند که باید با مشارکت مردم حل شوند. برای نمونه، نیازها و دغدغههای جوانان، زنان، سالمندان، نابینایان و... در زمینه خدمات اساسی، بهداشتی، حملونقل و... که با هم تفاوت دارند.
در چند دهه گذشته، مفاهیم حکمرانی و حکمروایی خوب به بخش مهمی از ادبیات توسعه اقتصادی تبدیل شده است. امروزه هیچ تحلیلی از دولت ملی، استانی یا محلی بدون توجه و بحث درباره حکمروایی کامل نیست. حکمروایی مفهوم پیچیده و چندبعدی بوده و بهطور خلاصه فرایندها، نهادها و روابطی را شامل میشود که از طریق آنها شهروندان و گروهها به تعامل با ارگانهای مختلف میپردازند و صداها و نظرات همه گروهها و اقشار شهر شنیده شده و در تصمیمات گنجانده میشود. حکمرانی در لغت به معناي اداره و تنظيم امور است و به رابطه ميان شهروندان و حکومتکنندگان اطلاق ميشود. در واقع اين اصطلاح «رابطه» و نه «دستگاه» را توصيف ميکند. به بیان دیگر حکومت، مجموعهاي از نهادهاي رسمي و حقوقي با قدرت قانوني است؛ اما حکمرانی، نوعي فرايند است. اين فرايند متضمن نظام بههمپيوستهاي است که هم حکومت و هم اجتماع را دربر ميگيرد.
مفهوم حکمرانی خوب در علوم گوناگون اقتصاد، سیاست، مدیریت دولتی و بهویژه توسعه، برنامهریزی و مدیریت شهری در سالهای اخیر وارد شده است. این اصطلاح در کنار اصطلاحاتی مانند جامعه مدنی، توسعه پایدار و مشارکت ظاهر میشود. ویژگیهای حکمرانی خوب عبارتاند از مشارکت، شفافیت، پاسخگویی، پیروی از قانون، مسئولیتپذیری، اجماعمحوری، عدالت و فراگیری، کارآمدی و کارایی. حکمرانی خوب اجماع گستردهای بین سه گروه ذینفع (دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی) به وجود میآورد.
در یک تعریف کلی حکمرانی عبارت است از: «اعمال قدرت اقتصادی، سیاسی و اداری برای مدیریت امور یک کشور در همه سطوح آن شامل سازوکارها، فرایندها و نهادهایی که شهروندان و گروهها از طریق آنها منافع خود را بیان کرده، حقوق قانونی خود را اعمال كرده، به تعهدات خود عمل کرده و تفاوتها و اختلافات را مدیریت میکنند. بر اساس تعريف برنامه عمران سازمان ملل (UNDP)، حکمراني خوب عبارت است از مديريت امور عمومي بر اساس حاکميت قانون، عادلانه و مشارکت گسترده مردم در فرايند حکومتداري. کوفي عنان، دبيرکل سابق سازمان ملل، حکمراني را چنين تعريف ميکند: «حکمرانی خوب تضمين احترام به حقوق انساني و حاکميت قانون، تقويت دموکراسي، ارتقاي شفافيت و ظرفيت اداره عمومي است». حکمرانی بهکارگرفتن اقتدار عمومي و عمل بر مبناي اجماع همگانی و تصميمات عمومي است. بهتدريج در طول زمان در برخي از فرهنگها و کشورها، اين نيرو براي هدايتکردن جامعه از حالت انفرادي و نظر شخصی به سمت بستر گستردهای از ذينفعان گسترش پيدا کرد. به عنوان مثال، یکی از اجزای مهم حکمرانی، تمرکززدایی سیاستها و فرایندها، نقشها و تعاملات بین عاملان دولتی و نهادهای گوناگون غیردولتی و
خصوصی است.
از آنجا که رشد اقتصادی ملتها اینک عمدتا به مراکز شهری پیوند میخورد، ظرفیت یک ملت در تعقیب اهداف اقتصادی خود، مشروط به توانایی مدیریتکردن شهرهاست. بنابراین، حکمرانی شهری اهمیت فزایندهای یافته است تا تضمین کند رشد اقتصادی عادلانه و پایدار بوده و شرایط زندگی مردم را بهبود میبخشد. امروز جدا از دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی نیز نقشی حیاتی در حکمرانی محلی ایفا میکنند.
مسائل مهم شهری مثل اشتغال، فقر شهری، سرپناه، جمعآوری و دفع زباله، آب و فاضلاب، حملونقل عمومی، ترافیک، خدمات بهداشتی و آموزشی، حضور مدنی در فرایند توسعه و جز آن را نمیتوان بدون حکمرانی خوب سامان بخشید.
با توجه به افزایش شهرنشینی و اهمیت روزافزون شهرها در توسعه اقتصاد ملی، روشهای متعارف اداره شهر با رویکردهایي از بالا به پایین نتیجهبخش نبوده و ناکافی است. اینک شاهد تقاضاهای فزاینده برای مشارکت در اداره شهرها، افزایش شفافیت، مدرنسازی امور اداری، بهبود ارائه خدمات و... هستیم. نیاز به اتخاذ و الگوگیری نظامها و روشهای جدید برای اداره شهرها مهم است تا مشارکت فعال و کارآمد همه ذینفعها را تسهیل کند. مدیران شهری نیز تشخیص دادهاند ظرفیت موجود ارگانهای شهرداری محدود بوده و ارتقای نظاممند مدیریت شهری تنها از طریق حکمرانی خوب شهری عملی است.
حکمرانی شهری نگاهی کلنگر1 به مسائل شهری داشته و تمام عوامل اقتصادی، سیاسی، نهادی، اجتماعی و فرهنگی را دربر میگیرد. الگوي حکمرانی شهري يک فرم جديد از حاکميت شهري است که پاسخگوي ضرورت تعادل چندوجهي ميان عناصر و نيروهاي متکثر در راستای پايداري توسعه و شهروندمداري است. از اينرو، فرق مهم دو مفهوم «Government» و «Governance» در اين واقعيت نهفته است که در اولي بحث از دولت به تنهايي است، حال آنکه در دومي، مراد روابط متنوع بين بخش خصوصی، نهادهاي جامعه مدني و دولتهای ملی، استانی و محلی در درگيري، هدايت، کنترل و ادارهکردن امور است.
«حکمرانی شهري» فرايندي چندجانبه ميان کنشگران رسمي اداره شهر از يک طرف و نيز فعالان عرصه مدني به عنوان کنشگران غيررسمي است که تعاملات چندوجهي آنها ميتواند به سازگاري منافع گوناگون در بين کنشگران منجر شود. آنچه در اين مفهوم بازنمود دارد، واردشدن جامعه مدني و نيز بخش خصوصي به فرايند برنامهريزي و اداره امور (شهري) است. منشأ قدرت و مشروعيت در حکمرانی شهري، تمام شهروندان و حضور آنها در همه صحنهها و ارکان جامعه مدني است.
حکمرانی خوب شهری مثل حکمرانی خوب عمدتا از طریق ویژگیهای آن تعریف میشود و رویکردی مشارکتی و فراگیر است که حضور همه گروهها را در فرایند تصمیمسازی درخواست میکند. حکمرانی خوب شهری نیز اجزای متنوعی دارد که میتوان به شیوههای گوناگون تعریف کرد. فرایندی که کیفیت زندگی در شهرها را بهبود ببخشد، فرایندی کارا و کارآمد برای اداره شهرها، واکنش کارا و کارآمد به مسائل شهری از سوی دولت محلی پاسخگو که در شراکت با جامعه محلی کار میکند و ترغیب جامعه مدنی به مشارکت در مدیریت شهر در کنار نهادهای شهرداری از جمله تعاریف در این رابطه هستند.
اصلیترین ویژگیهای حکمرانی خوب شهری عبارتاند از:
1- شفافیت و پاسخگویی ارگانهای شهری برای تسهیل درک شهروندان از عملکرد شهرداری از طریق جریان اطلاعات، مشارکت فعال شهروندان در امور محلی و... .
2- ارائه کارای خدمات و ترویج توسعه اقتصادی محلی از طریق مدیریت مالی بهصرفه، تحویل خدمات، مشارکت عمومی- خصوصی و... .
3- واگذاری اختیارات و منابع به نزدیکترین سطح مردم تا ارائه خدمات بهتر شود.
4- حضور مدنی همه ذینفعان شامل زنان، فقرا، سازمانهای مردمنهاد و ... .
5- امنیت مردم و محیط زیست برای جلوگیری از درگیری، جنایت و بلایای طبیعی.
6- پایداری؛ شهرها باید نیازهای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی نسلهای حال و آینده را متوازن کنند و تعهد روشنی به کاهش فقر شهری داشته باشند.
حکمرانی خوب شهری به توسعه شهری پایدار کمک میکند و جامعه مدنی، بخش خصوصی و سایر فعالان را نیز وارد فرایند سیاسی میکند. راهبردهای توسعه شهری معمولا بر چهار اصل استوار هستند: حکمرانی خوب، قابلزندگیبودن، رقابتپذیری و سودآوری مالی.
شهرداریها بهطور سنتی مسئولیت مدیریت، توسعه و آبادانی شهری و ارائه خدمات عمومی روزانه به شهروندان را بر عهده داشتهاند؛ اما به علت ماهیت متمرکز و از بالا به پایین و نبود مشارکت، معمولا نیازهای همه گروهها بهویژه فرودستان و درحاشیهماندهها نادیده گرفته میشده است. حکمرانی خوب شهری بر این ایراد و ایرادهای مشابه غلبه میکند. در این راستا برای برنامه سوم شهر تهران کارگروهی با عنوان حکمرانی خوب تشکیل شده است و در دستور کار برنامه توسعه شهر تهران به این مسئله توجه شده است.
سازمانها و نهادهای گوناگونی به بررسی و سنجش مؤلفهها و شاخصهای حکمرانی شهری پرداختهاند. هرکدام از آنها از انواع ابزارها و روشها برای سنجش، ارزیابی و پایش حکمرانی در سطح محلی و شهری استفاده میکنند.
یک نکته مهم به مباحث ارزشی و فرهنگی در تعیین شاخصهای حکمرانی خوب شهری مربوط است. بهطوریکه معمولا هر نهادی شاخصهای متفاوتی را در نظر میگیرد. تعدد این شاخصها منجر به سردرگمی درباره انتخاب شاخص مناسب، چگونگی کاربرد آنها و نقاط ضعف و قوت هرکدام شده است. اکنون با تغییر نوع نگاه مدیران و استقرار شورای شهر در آستانه تدوین برنامه سوم توسعه شهر تهران به همت معاونت برنامهریزی شهرداری تهران با تشکیل کارگروهی تخصصی برای این مسئله حیاتی و مهم در سیاستگذاری شهری، امری که اهمیت و ضرورت آن در شهر بحرانزده تهران بر کمتر کارشناس دلسوزی پوشیده مانده است، این امر (حکمروایی شهری) میتواند به عنوان نقشه راه برنامه سوم قرار گیرد. مطمئنا این امر میتواند به گشودگی بسیاری از امور همراه با تشریک مساعی شهروندان و مدیران شهری منجر شود.
1- Holistic
اداره جوامع در سطوح ملی، منطقهای، شهری و محلی در دو دهه گذشته با تحولات بنیادینی در جهان مواجه بوده است که یکی از مهمترین آنها، مشخصشدن ناکارآمدی حکمرانی و اداره متمرکز و از بالا به پایین جوامع است. در راستای حل این مسائل، تاکنون راهحلهای گوناگونی نیز ارائه شده است که یکی از آنها، نهادسازی در راستای استقرار حکمروایی است. به این مفهوم که حکمروایی فراتر از حکومت است و بیشتر بر فرایندها و نهادها تأکید دارد و در شرایطی که منابع محدود است، رقابت سالم و اولویتبندی منابع از طریق اشتراک مساعی و همکاری همه ذینفعان در فرایند تصمیمگیری، به کارآمدی بیشتر کمک میکند. این مسئله بهخصوص در امر مدیریت شهری در جهان توسعهیافته کاملا به گفتمان مسلط تبدیل شده و امری کاملا بدیهی است؛ چراکه حکمروايی نظاممند به ساختارها و فرایندهای اجتماعی مربوط است که روابط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را جهتدهی میکند، از ارزشهای فرهنگی و مذهبی حفاظت میکند و محیط زیستی خلق میکند که در آن بهداشت، آزادی، امنیت و کیفیت زیست تأمین و تضمین میشود. درواقع، حکمروایی پیامد انتقال پارادایم از حکمرانی به معنای اداره جامعه از بالا به پایین و
به دست دولت و نهادهای اداری، به حکمروایی به معنی اداره جامعه به دست مردم، نهادها، فرایندها و از پایین به بالا و فراتر از مدیریت دولت است. امری که متأسفانه در نوع نگاه ما به امر مدیریت شهری تحتتأثیر دیگر متغیرها کاملا در دورههای گذشته مغفول مانده است. هرچند نمیتوان از گامهای نخستین در این مسیر نیز بهراحتی گذشت. مدیریت شهری در ایران بهخصوص در تهران، همیشه از طریق تسلط دولت مرکزی اداره شده است. همچنین آمادهسازی طرح جامع و توسعه شهری فرایندی متمرکز بوده که وزارت مسکن و شهرسازی مسئول آن بوده است. مدل اقتباسی مشابه مدل برنامهریزی جامعه شهری بود که در اروپا و آمریکای شمالی استفاده میشد. چنین مدلی از نبود مشارکت عمومی رنج میبرد. سازوکار برنامههای شهری در ایران از بالا به پایین بوده است؛ به طوری که افکار عمومی نادیده گرفته میشد، چون هیچ سازوکار مشابهی برای گنجاندن مشارکت عمومی در آمادهسازی یا اجرای برنامهها وجود نداشت.
نظام سنتی در شهرداری نیز غيردموكراتيك بود؛ به این صورت که شهردار از طریق نظام رأیدهی دموکراتیک انتخاب نمیشد، بلکه به عنوان نماینده دولت مرکزی در سطح محلی منصوب میشد. نبود مدیریت دموکراتیک، ایفای نقش فعال برای شهروندان در مدیریت شهر را اگر نگوییم ناممکن، لااقل مشکل میكرد؛ اما خوشبختانه در قانون اساسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تأسیس شوراهای شهر و روستا به تصویب رسید که البته تا سال 1376 به اجرا درنیامد.
اینک در نظام جدید، شهروندان از طریق شورای شهر فرصت دارند وارد فرایند تصمیمسازی برای شهر خویش بشوند. آنها میتوانند نامزد شوند یا نامزدهای مدنظر خود را انتخاب کنند و به صورت غیرمستقیم در مدیریت و تصمیمسازی شهر مشارکت داشته باشند. اگرچه فرصتهای جدیدی فراهم شده است؛ اما هنوز مشکلات و نواقصی وجود دارد که مانع مشارکت فعال در فرایند حکمرانی میشود. مسائل شهری بسیاری مانند مباحث حاشیهنشینی، فقر، اعتیاد، سالمندان، میراث فرهنگی و تاریخ شهر وجود دارند که باید با مشارکت مردم حل شوند. برای نمونه، نیازها و دغدغههای جوانان، زنان، سالمندان، نابینایان و... در زمینه خدمات اساسی، بهداشتی، حملونقل و... که با هم تفاوت دارند.
در چند دهه گذشته، مفاهیم حکمرانی و حکمروایی خوب به بخش مهمی از ادبیات توسعه اقتصادی تبدیل شده است. امروزه هیچ تحلیلی از دولت ملی، استانی یا محلی بدون توجه و بحث درباره حکمروایی کامل نیست. حکمروایی مفهوم پیچیده و چندبعدی بوده و بهطور خلاصه فرایندها، نهادها و روابطی را شامل میشود که از طریق آنها شهروندان و گروهها به تعامل با ارگانهای مختلف میپردازند و صداها و نظرات همه گروهها و اقشار شهر شنیده شده و در تصمیمات گنجانده میشود. حکمرانی در لغت به معناي اداره و تنظيم امور است و به رابطه ميان شهروندان و حکومتکنندگان اطلاق ميشود. در واقع اين اصطلاح «رابطه» و نه «دستگاه» را توصيف ميکند. به بیان دیگر حکومت، مجموعهاي از نهادهاي رسمي و حقوقي با قدرت قانوني است؛ اما حکمرانی، نوعي فرايند است. اين فرايند متضمن نظام بههمپيوستهاي است که هم حکومت و هم اجتماع را دربر ميگيرد.
مفهوم حکمرانی خوب در علوم گوناگون اقتصاد، سیاست، مدیریت دولتی و بهویژه توسعه، برنامهریزی و مدیریت شهری در سالهای اخیر وارد شده است. این اصطلاح در کنار اصطلاحاتی مانند جامعه مدنی، توسعه پایدار و مشارکت ظاهر میشود. ویژگیهای حکمرانی خوب عبارتاند از مشارکت، شفافیت، پاسخگویی، پیروی از قانون، مسئولیتپذیری، اجماعمحوری، عدالت و فراگیری، کارآمدی و کارایی. حکمرانی خوب اجماع گستردهای بین سه گروه ذینفع (دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی) به وجود میآورد.
در یک تعریف کلی حکمرانی عبارت است از: «اعمال قدرت اقتصادی، سیاسی و اداری برای مدیریت امور یک کشور در همه سطوح آن شامل سازوکارها، فرایندها و نهادهایی که شهروندان و گروهها از طریق آنها منافع خود را بیان کرده، حقوق قانونی خود را اعمال كرده، به تعهدات خود عمل کرده و تفاوتها و اختلافات را مدیریت میکنند. بر اساس تعريف برنامه عمران سازمان ملل (UNDP)، حکمراني خوب عبارت است از مديريت امور عمومي بر اساس حاکميت قانون، عادلانه و مشارکت گسترده مردم در فرايند حکومتداري. کوفي عنان، دبيرکل سابق سازمان ملل، حکمراني را چنين تعريف ميکند: «حکمرانی خوب تضمين احترام به حقوق انساني و حاکميت قانون، تقويت دموکراسي، ارتقاي شفافيت و ظرفيت اداره عمومي است». حکمرانی بهکارگرفتن اقتدار عمومي و عمل بر مبناي اجماع همگانی و تصميمات عمومي است. بهتدريج در طول زمان در برخي از فرهنگها و کشورها، اين نيرو براي هدايتکردن جامعه از حالت انفرادي و نظر شخصی به سمت بستر گستردهای از ذينفعان گسترش پيدا کرد. به عنوان مثال، یکی از اجزای مهم حکمرانی، تمرکززدایی سیاستها و فرایندها، نقشها و تعاملات بین عاملان دولتی و نهادهای گوناگون غیردولتی و
خصوصی است.
از آنجا که رشد اقتصادی ملتها اینک عمدتا به مراکز شهری پیوند میخورد، ظرفیت یک ملت در تعقیب اهداف اقتصادی خود، مشروط به توانایی مدیریتکردن شهرهاست. بنابراین، حکمرانی شهری اهمیت فزایندهای یافته است تا تضمین کند رشد اقتصادی عادلانه و پایدار بوده و شرایط زندگی مردم را بهبود میبخشد. امروز جدا از دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی نیز نقشی حیاتی در حکمرانی محلی ایفا میکنند.
مسائل مهم شهری مثل اشتغال، فقر شهری، سرپناه، جمعآوری و دفع زباله، آب و فاضلاب، حملونقل عمومی، ترافیک، خدمات بهداشتی و آموزشی، حضور مدنی در فرایند توسعه و جز آن را نمیتوان بدون حکمرانی خوب سامان بخشید.
با توجه به افزایش شهرنشینی و اهمیت روزافزون شهرها در توسعه اقتصاد ملی، روشهای متعارف اداره شهر با رویکردهایي از بالا به پایین نتیجهبخش نبوده و ناکافی است. اینک شاهد تقاضاهای فزاینده برای مشارکت در اداره شهرها، افزایش شفافیت، مدرنسازی امور اداری، بهبود ارائه خدمات و... هستیم. نیاز به اتخاذ و الگوگیری نظامها و روشهای جدید برای اداره شهرها مهم است تا مشارکت فعال و کارآمد همه ذینفعها را تسهیل کند. مدیران شهری نیز تشخیص دادهاند ظرفیت موجود ارگانهای شهرداری محدود بوده و ارتقای نظاممند مدیریت شهری تنها از طریق حکمرانی خوب شهری عملی است.
حکمرانی شهری نگاهی کلنگر1 به مسائل شهری داشته و تمام عوامل اقتصادی، سیاسی، نهادی، اجتماعی و فرهنگی را دربر میگیرد. الگوي حکمرانی شهري يک فرم جديد از حاکميت شهري است که پاسخگوي ضرورت تعادل چندوجهي ميان عناصر و نيروهاي متکثر در راستای پايداري توسعه و شهروندمداري است. از اينرو، فرق مهم دو مفهوم «Government» و «Governance» در اين واقعيت نهفته است که در اولي بحث از دولت به تنهايي است، حال آنکه در دومي، مراد روابط متنوع بين بخش خصوصی، نهادهاي جامعه مدني و دولتهای ملی، استانی و محلی در درگيري، هدايت، کنترل و ادارهکردن امور است.
«حکمرانی شهري» فرايندي چندجانبه ميان کنشگران رسمي اداره شهر از يک طرف و نيز فعالان عرصه مدني به عنوان کنشگران غيررسمي است که تعاملات چندوجهي آنها ميتواند به سازگاري منافع گوناگون در بين کنشگران منجر شود. آنچه در اين مفهوم بازنمود دارد، واردشدن جامعه مدني و نيز بخش خصوصي به فرايند برنامهريزي و اداره امور (شهري) است. منشأ قدرت و مشروعيت در حکمرانی شهري، تمام شهروندان و حضور آنها در همه صحنهها و ارکان جامعه مدني است.
حکمرانی خوب شهری مثل حکمرانی خوب عمدتا از طریق ویژگیهای آن تعریف میشود و رویکردی مشارکتی و فراگیر است که حضور همه گروهها را در فرایند تصمیمسازی درخواست میکند. حکمرانی خوب شهری نیز اجزای متنوعی دارد که میتوان به شیوههای گوناگون تعریف کرد. فرایندی که کیفیت زندگی در شهرها را بهبود ببخشد، فرایندی کارا و کارآمد برای اداره شهرها، واکنش کارا و کارآمد به مسائل شهری از سوی دولت محلی پاسخگو که در شراکت با جامعه محلی کار میکند و ترغیب جامعه مدنی به مشارکت در مدیریت شهر در کنار نهادهای شهرداری از جمله تعاریف در این رابطه هستند.
اصلیترین ویژگیهای حکمرانی خوب شهری عبارتاند از:
1- شفافیت و پاسخگویی ارگانهای شهری برای تسهیل درک شهروندان از عملکرد شهرداری از طریق جریان اطلاعات، مشارکت فعال شهروندان در امور محلی و... .
2- ارائه کارای خدمات و ترویج توسعه اقتصادی محلی از طریق مدیریت مالی بهصرفه، تحویل خدمات، مشارکت عمومی- خصوصی و... .
3- واگذاری اختیارات و منابع به نزدیکترین سطح مردم تا ارائه خدمات بهتر شود.
4- حضور مدنی همه ذینفعان شامل زنان، فقرا، سازمانهای مردمنهاد و ... .
5- امنیت مردم و محیط زیست برای جلوگیری از درگیری، جنایت و بلایای طبیعی.
6- پایداری؛ شهرها باید نیازهای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی نسلهای حال و آینده را متوازن کنند و تعهد روشنی به کاهش فقر شهری داشته باشند.
حکمرانی خوب شهری به توسعه شهری پایدار کمک میکند و جامعه مدنی، بخش خصوصی و سایر فعالان را نیز وارد فرایند سیاسی میکند. راهبردهای توسعه شهری معمولا بر چهار اصل استوار هستند: حکمرانی خوب، قابلزندگیبودن، رقابتپذیری و سودآوری مالی.
شهرداریها بهطور سنتی مسئولیت مدیریت، توسعه و آبادانی شهری و ارائه خدمات عمومی روزانه به شهروندان را بر عهده داشتهاند؛ اما به علت ماهیت متمرکز و از بالا به پایین و نبود مشارکت، معمولا نیازهای همه گروهها بهویژه فرودستان و درحاشیهماندهها نادیده گرفته میشده است. حکمرانی خوب شهری بر این ایراد و ایرادهای مشابه غلبه میکند. در این راستا برای برنامه سوم شهر تهران کارگروهی با عنوان حکمرانی خوب تشکیل شده است و در دستور کار برنامه توسعه شهر تهران به این مسئله توجه شده است.
سازمانها و نهادهای گوناگونی به بررسی و سنجش مؤلفهها و شاخصهای حکمرانی شهری پرداختهاند. هرکدام از آنها از انواع ابزارها و روشها برای سنجش، ارزیابی و پایش حکمرانی در سطح محلی و شهری استفاده میکنند.
یک نکته مهم به مباحث ارزشی و فرهنگی در تعیین شاخصهای حکمرانی خوب شهری مربوط است. بهطوریکه معمولا هر نهادی شاخصهای متفاوتی را در نظر میگیرد. تعدد این شاخصها منجر به سردرگمی درباره انتخاب شاخص مناسب، چگونگی کاربرد آنها و نقاط ضعف و قوت هرکدام شده است. اکنون با تغییر نوع نگاه مدیران و استقرار شورای شهر در آستانه تدوین برنامه سوم توسعه شهر تهران به همت معاونت برنامهریزی شهرداری تهران با تشکیل کارگروهی تخصصی برای این مسئله حیاتی و مهم در سیاستگذاری شهری، امری که اهمیت و ضرورت آن در شهر بحرانزده تهران بر کمتر کارشناس دلسوزی پوشیده مانده است، این امر (حکمروایی شهری) میتواند به عنوان نقشه راه برنامه سوم قرار گیرد. مطمئنا این امر میتواند به گشودگی بسیاری از امور همراه با تشریک مساعی شهروندان و مدیران شهری منجر شود.
1- Holistic