شهردار در گفتوگو با «شرق»:
در دخلم پول نيست
راضيه حسني
آرش رضایی در سال 1395 پس از عبدالرضا شعبانی به عنوان شهردار کرمانشاه انتخاب شد و در سال 96 توسط شورای فعلی در سمت خود ابقا شد. شهردار کرمانشاه متولد 1350 و دانشآموخته عمران و ترافیک از دانشگاه علم و صنعت و مدیریت MBA از دانشگاه تهران است. او عضو و دانشآموخته Leader Ship مدیریت و راهبری ایرانیان و عضو سازمان نظاممهندسی ساختمان است.شهردار کرمانشاه که دیگر نمی توان به روال عادت، واژه کلانشهر را برای حوزه مدیریتیش به کار برد سوابق قابل قبولی در کارنامه دارد. سوابقی که در کشاکش اختلاف میان موافقان و مخالفان ابقایش در شورای شهر، بیش از هر زمان دیگر در شبکه های اجتماعی دست به دست می شد. معاون شهردار کرمانشاه 1381- 1382 ،مدیریت پروژه بیمارستان 400 تختخوابی امام رضا (ع) ومدیریت پروژه ساختمان بهرهبرداری سد سیمره از مهمترین سوابق کاری او به شمار می روند. اگر چه رضایی با حمایت طیف عظیمی از فعالین سیاسی به شهرداری رفت اما او این روزها حمایت بسیاری از آنها را از دست داده و با انتقادات زیادی روبروست. انتقاداتی که مسلما مشکلات مالی اخیر شهرداری کرمانشاه در بروز آن بی تاثیر نبوده است. موضوعی که شهردار، خود نیز آن را می پذیرد و با گفتن این جمله که در دخلم پول نیست نشان می دهد که شهرداری کرمانشاه آن طورها که گفته می شود هم، محل انباشت پول های افسانه ای نیست و دخل و خرج شهرداری با هم نمی خواند. دوست داشتیم در بحبوحه اختلافات اعضای شورا در خصوص ابقا یا عدم ابقایش پای حرفای رضایی بنشینیم اما سرانجام قرعه فال گفتگو با اوبه یکی از روزهای نه چندان سرد دی ماه رسید. با آرش رضايي درباره وضعیت شهرداری کرمانشاه به گفتگو نشسته ایم:
با توجه به تجربه یک ساله تان به عنوان شهردار وبا توجه به اینکه تجربه حضور در شورا را نیز دارید، ازنظر شما مهمترین مشکل شهر کرمانشاه چیست؟
بزرگترین مسئله ما در حوزه مدیریت شهری در کرمانشاه عدم وجود اسناد بالادستی است؛ یعنی اگر بخواهیم برای هرتصمیمی یک سهم بگذاریم و این سهم دو بخش داشته باشد- یعنی یک فرایند علمی تخصصی کارشناسی شده و دیگری سلیقه مدیریتی- در شهر کرمانشاه وزن سلیقه مدیریت خیلی بالاتر از فرایند علمی و تخصصی است. به دلیل اینکه آن فرایندها و اسناد بالادست کارشناسی که موضوعات و تصمیمگیریها را تعیین تکلیف کرده باشد، را متأسفانه نداریم. زمانی که من شهر را تحویل گرفتم طرح جامع شهر کرمانشاه رو به پایان بود، طرح جامع حملونقل ترافیک بازنگری نشده بود، اسناد بالادستی که راهبرد شهر را مشخص کنند در اختیار نبود. اگر همه اینها را کنار هم قرار دهیم با شهری مواجه بودیم که هیچکس نمیدانست که چه اتفاقی قرار است در آن بیافتد. در نتیجه در بزنگاههای خاص تصمیماتی گرفته میشد که این تصمیمات با مقیاس یک یکم اجرا میشدند. یعنی اینکه بدون آنکه از قبل موردمطالعه واقعشده باشند اجرا میشدند و این تصمیمات بسیار متأثر از سلیقه مدیران است. این مشکل در تمام سرفصلهای کاری حوزه مدیرت شهری نمود دارد و این بزرگترین چالش شهر کرمانشاه است. باید اول این مشکل را
حل کرد.
آیا طرح جامع شهر کرمانشاه را تدوین کردهاید؟
طرح جدید جامع شهر کرمانشاه از سال 97 شروع میشود اما طرح جامع حملونقل ترافیک را از سال گذشته شروع کردیم و در حال انجام است. طرح تدوین برنامه بیستساله شهر کرمانشاه و برنامه عملیاتی پنجساله و به همراه یک CDS شهری را هم از سال گذشته شروع کردیم و در حال اجراست و درواقع مجموعهای از کارها که محصول مطالعات اسناد بالادستی است را انجام دادیم. این تیپ حرکت کردن خودش معطلی در کار میآورد؛ یعنی اینکه وقتی سند بالادست ندارید اگر میخواهید اصولی کارکنید نباید پروژهای را تعریف کنید. بهطور مثال زمانی که من آمدم پنج تقاطع غیر همسطح به من دادند و گفتند که قرار است رئیسجمهور به کرمانشاه بیاید و مراسم کلنگ زنی داریم. ما در این فاصله بررسی کردیم دیدم که هر پنج تقاطع ایراد دارند. تیم مشاور را عوض کردیم و بررسیها مان از اول شروع کردیم. الآن که در خدمت شما هستم دوتا از آنها شروع شده اند و سه تای دیگر منتفی هستند.
این پنجتا تقاطع کجا هستند؟ و ایرادشان کجا بود؟
من میخواهم یک ماژور را توضیح دهم. میخواهم نشان بدهم نبودن طرحهای بالادست چه نتایجی را به وجود میآورد. برای من که شهردار بودم اینکه پنج جای شهر را به هم بریزم و شهر را شلوغ کنم، بهتر بود و در دید مردم شهر نمود بهتری داشت. ولی بعد از دوسال باید به نتایج این اقدامات تا چندین سال پاسخ میدادم. ما تقاطعهای غیر همسطحی داریم که ناشی از اسناد بالادستی نیستند و زمانی که اینها را طراحی کردهاند فراموش کردند که اینها یک وظیفه محلی دارند و یک وظیفه کلان. یا وظیفه محلی را فراموش کردند و وظیفه کلان را در نظر گرفتند و یا برعکس. ما چند تقاطع در شهرداریم که ازلحاظ مهندسی ترافیک با توجه به منابعی که صرف کردند، بازخورد ترافیکی ندارد. ما در میدان شهدا تقاطع غیر همسطح داریم ولی تراکم ترافیک را هم داریم. در تقاطع امام حسین با شدت بیشتری ترافیک داریم، در تقاطع الهیه نمود جانمایی غیردقیق را با وقوع تصادفات مکرر در طول سال در اطراف این تقاطع داریم. هرچند ما با اصلاحات و صرف هزینه جزئی مشکل میدان امام حسین را حل کردیم ولی این راهحل اصلاحی و کوتاهمدت است و نهایتاً دو سال است اما فعلاً مشکل اين تقاطع را حل کردیم. ما تدوین
اسناد بالادست را شروع کردیم زیرا برای تحول در شهر و مدیریت شهری مبتنی بر IT به این اسناد بالادست نیاز است. برای این کار زیرساخت وجود نداشت و نقشهها دیجیتال نبود. ما از سال قبل شروع کردیم به تدوین اسناد بالادستی. ولی وزارت راه و شهرسازی گفت که ما این کار را انجام میدهیم. پس از یک سال متوجه شدیم تفاوت هایی در نحوه انجام و تعاریفی که ما در شهرداری از اسناد بالادستی داریم و تعاریفی که در مجموعه راه و شهرسازی نسبت به این اسناد دارند وجود دارد. بنابراین در سال 96 من دوباره مناقصه را برگزار کردم و شهرداری دوباره تبدیل نقشهها به دیجیتال را عهده دار شد؛ و به همین دلیل با تأخیر یک ساله از برنامه زمانبندی عقب ماندیم. بحث درآمدهای پایدار در شهرداری یک چالش بسیار مهم است. و الآن که شهرداریها در یک بحران بزرگ مالی فرورفتند، آنچه راه نجات شهرداریهای بزرگشده آن تصمیماتی است که درگذشته گرفتند و الآن از تبعات آن استفاده میکنند. ما در سال گذشته با تشکیل یک کمیته سرمایهگذاری مشارکت اقتصادی با استفاده از شخصیت های برند این بخش در کشور، این مفهوم را وارد شهرداری کرمانشاه کردیم.
الآن درآمد شهرداری از کجا تأمین می شود؟ در تهران درآمد مالی را با تراکم تأمین میکنند.
بله در تهران تراکم است. اما سرفصلهای اصلی منابع ما درآمدهای غیر پایدارند. چون این پایداری در بحث اقتصادی بههمریخته است. شهرداری دچار بحران است. شهرداری شهرهای بزرگ همه دچار بحران شده اند اما ازاندوختههای گذشته خود برای عبور از این چالش ها استفاده میکنند ولی کرمانشاه اندوختهای ندارد. کار بسیار سختی است چون سختافزاری نیست باید ذهنیتها تغییر کند تا غیرممکنها به ممکن تبدیل شود. اگر ذهنیت مدیران که می توان آن را بخش نرم افزاری دانست تغییر کند آنوقت پروژه است که درمی آید و شاهد تغییرات بزرگ خواهیم بود.
بهجای تراکم شما به چه روشی میخواهید درآمد کسب کنید ؟
اینیک بحث بسیط است. درواقع ما به دو سبک کسب درآمد میکنیم. یکی کسب درآمد از طریق منابعی که داریم و یکی حذف کانونهای هزینه. مثلاً برای یک پارک در سال یک میلیارد صرف هزینه نگهداری آن میشود، اما اگر بخش خصوصی را مشارکت داد میتوان از قبل درآمدهایش سالی دویست میلیون هم گرفت؛ یعنی با مشارکت بخش خصوصی و تابلوی شهرداری میتوان کسب درآمد کرد. اگر پارک گلها متعلق به بخش خصوصی بود دیگرکسی نمیگفت سالی ششصد میلیون هزینه دارد، بلکه می گفت یک میلیارد درآمد دارد. اما این ذهنیت نبوده است. بههرحال شهرهای بزرگتر ارتباط گرفتند با جاهای دیگر و از بحرانهای مقطعی تجربه کسب کردند. البته شهرداریهای ما کلاً مشکلدارند و موفق نیستند، ولی آنها زودتر از ما حرکت کردند و ما از آنها عقب هستیم. ما از پارسال شروع کردیم و ذهنیت مدیران در حال تغییر هست و در شورا هم همینطور. هرچند که با اقداماتی که ما انجام دادهایم محصول متناسب نیست اما من راضی هستم. ادبیات و ذهنیتی که سال گذشته بوده با الآن خیلی فرق کرده است. نرمافزار باید تغیر کند.
آیا شما موفق شدید در یک سالی که بودید کانونهای هزینه را حذف کنید؟
سال 96 سال خوبی از نظر مالي نبود. ما بودجه را بر همین اساس بستیم. برای اولین بار ما بودجه را چهارصدونودوچهار میلیارد غیر نقد و سیصد میلیارد نقد بستیم ولی باید بگویم مشکلات و مسائل زیادی برای شهرداری به وجود آمد مانند انتخابات شورا، طولانی شدن روند بازشماری آرا، تغییر اعضای شورا. حتی زمانی که شورای قبل بر سر کار بودند مسائل حقوقی برای شهرداری و شورا پیش آمد. من در جلسهای خدمت همکاران رسانهایتان عرض کردم آن رابطه منسجمي که باید بین شهرداری و شورا باشد شکل نگرفت نه اینکه اختلاف باشد نه، امکان استفاده از این ظرفیت نبود. جلساتی که تشکیل میشد رسمیت نمییافت، شورا شکل نمیگرفت و از رسمیت میافتاد. حتی بعد از آغاز به کار شورای جدید تا ابقای شهردار، و همچنین انتخاب رئیس و تشکیل گروه های مختلف، کلی زمان تلف شد. این موارد باعث کندی روند کار شد ودر نتیجه موجب شد تا خروجی کار متناسب با برنامههای وسیعی که در ارتباط با شورا بود، نباشد. میتوانم باجرئت بگویم ما سال 96 را از دست دادیم ولی در بخش نرمافزاری خوب کارکردیم. چندین فراخوان دادیم. فراخوانهایی که همه تعجب میکردند کسی بیاید و در آن ها شرکت کند اما شرکت
کننده ها بسیار زیاد بود. مثلاً برای یک پارک ده نفر آمدند. شهربازی را هم راه انداختیم.
شهربازی را در همان مکان راهاندازی کردید؟
بله ولی در وضع موجود. ما یک طرح سیساله برای شهربازی داریم. فراخوان دادیم و چندین پیشنهاد گرفتیم. پیشنهاد هفتاد میلیاردی داریم. پیشنهاد بیستوشش میلیاردی هم داریم.
در همین مکان امکان توسعهاش هست؟
بله در همین مکان
یعنی از شما اجاره کنند؟
به شکل P-O-T بسازند، استفاده کنند و تحویل بدهند. ولی اینجا باز مشکلاتی هست. وقتیکه میخواهید مشارکت کنید اولین چیزی که از شما میخواهند مالکیت است و این خود تبدیل به یک بحران در شهرداری شد. بهطور مثال سالها پارک کوهستان در اختیار شهرداری بود بعد ما متوجه شدیم که مالک نیستیم. باغ گلها در اختیار شهرداری است ولی ما مالک نیستیم. درحالیکه سالی ششصد میلیون هزینه نگهداری از آن را میدهیم. هزینه نگهداری را شهرداری می دهد اما راه و شهرسازی و یا منابع طبیعی مالک است. اما ما از سال گذشته سعی کردیم مالکیت این مکان ها به شهرداری منتقل شود. درصدد تحویل گرفتن پارک کوهستان و باغ گلها هستیم. همچنین سراب قنبر را هم تحویل گرفتیم. خوب شرایط این است. در سال 96 اتفاقات متعددی رخ داد شورا، دولت و استاندار تغییر کردند و همه اینها باعث شد سال 96 سال خوبی از نظر اجرای برنامه ها نباشد ولی در بخش نرمافزاری خوب عمل کردیم امیدواریم سال 97 سال خوبی باشد.
آیا فکری برای مشکل حاشیه نشینی کردهاید؟
ببینید یک شهرک مثلاً دولتآباد، به کار عمرانی، فرهنگی، اجتماعی و ایجاد فضای سبز نیاز دارد و لازمهاش این است که ما برای شهرک دولتآباد در تمام سرفصلها یک پلن چندساله داشته باشیم. هر بخش سهم مشارکتش مشخص بشود. بخش عمران، بخش فرهنگی و اجتماعی و سایر بخش ها باید از همان ابتدا مشخص شوند. ما در حال طراحی CDS هستیم، سی دی اس ها درواقع استراتژی توسعه شهری هستند. شما برای توسعه شهر مسیر را مشخص میکنید که اگر شما میخواهید به توسعه برسید مسیر کدام است؟ آیا در بحث بازرگانی است؟ آیا در بحث گردشگری است؟ بر اساس آنیک افق بیستساله را تعریف میکنید مثلاً اگر قرار است گردشگری باشد باید افق را بر این اساس تعریف کنیم و بر اساس آن افق، یک برنامه 5 ساله تعریف میشود.
کل شهر باید بر این اساس سازماندهی شود؟
بر این اساس و بر اساس سرفصلهای مختلف سازماندهی می شوند. مثلاً سرفصلهای فرهنگی را تعریف میکند و میگوید آسیبهای ما، مشکلات ما و شاخص های ما این موارد هستند. این شاخصها در این پنج سال به این روشهایی که در برنامه هست اینمیزان باید تغییر پیدا کند. یک تیم خوب و مشخص پیگیری مواردی که بیان شد را بر عهده دارند. نتیجتاً سعی می کنیم هر اقدامی که در حاشیه میخواهیم انجام بدهیم سهم کارشناسی در آن بیشتر و سهم سلیقه کمتر باشد. رشته خود من مهندسی ترافیک است. سال گذشته برای کاهش بار ترافیک، چندین معبر جدید زديم 27 تغییر رفتار ترافیکی ایجاد کرديم. 27 تا که میگویم یکیاش فقط 126 کوچه است و خیابان 22 بهمن.
منظورتان از تغییر رفتار یکطرفه-دوطرفه است؟
بله ما این را تغییر رفتار میگویم. مثلاً یکجایی یک دوربرگردان بوده که میرفتند دور میزدند و برمیگشتند، ما یک مسیر دیگِری ارائه دادیم. سه معبر جدید باز کردیم. چون به سراب قنبر علاقه داشتم رسیدگی به وضعیت این سراب را شروع کردم. در هر دورهای من یک مرحله آن را جلو میبردم بعد چون از آن حوزه میرفتم، متوقف میشد. این بار چون خودم شهردار بودم آن را کامل تحویل گرفتم، الآن 40 هکتار درخت آنجا کاشته ایم سیستم آبیاریش کار میکند وتا پایگاه اول آسفالت کرده ایم.
می گویید در سراب قنبر 40 هکتار درخت کاشتید. درحالیکه ما شاهد از بین رفتن باغها هستیم و آپارتمان بهجایشان درمیآید.
دلیلش را نگهدارید من بعداً توضیح میدهم چون این دغدغه من هم هست اتفاقاً کسانی که نگران باغهای سراب قنبر هستند باعث نابودیاش میشوند. منظورم از افراد، حاکمیتی است نه مردم.
چهل هکتارش را از میدان آزادی کارکرديم تا خیابان مدرس. این بخش از مسیر سراب قنبر را گذاشته ايم، لاين اول. تاهنگاميكه مردم از خيابان مدرس بالا مي روند آن را ببينند واعتماد به وجود بیاید. حالا سال بعد که بهار بشود شما از میدان آزادی حرکت کنید، چهل هکتار ما را می بینید. چهل هکتار بعدی میافتد بعدازآن. البته الآن زمستان است. درختها برگ ندارند و نهالها کوچک هستند. ولی من فکر میکنم بهار سال بعد که سبز بشوند از اول میدان آزادی درختها مشخص می شوند.
میخواهم بگویم سهم آن درصد تصمیمی که من میگیرم چقدر ناشی از سلیقه است چقدر ناشی از سهم کارشناسی و محصول یک برنامه است. هر وقت سهم آن سند بالادست افزایش پیدا کرد و سهم سلیقه به حداقل ممکن رسید ما یک نظمی به کارهایمان میآید و تغیر آدمها دیگر تفاوت نمیکند. تغییر شورا تفاوت نمیکند و در نهايت بیست، سی درصد بیشتر تأثیر ندارد. کاری که الآن کلانشهرها در حال حرکت به طرفش هستند.در بخش IT ما کارهای خوبی داریم انجام میدهیم. چون كارها در کرمانشاه به صورت دستي انجام مي شود، نياز به توسعه در بخش آي تي بسيار احساس مي شود. البته مجبوریم در یک سری کارهایي كه نمود دارند را هم انجام بدهیم مثل آسفالت و رنگ و فلان تا اعتماد مردم جلب بشود. البته با حداکثر اثربخشی و حداقل منابع. مثلاً در طرحهای ترافیکی من یک دوربرگردان میزنم با صدوپنجاه میلیون و اثرش در همه کانالهای تلگرامی هست. درحالیکه ما یک تقاطعی را با بیست میلیارد تومان افتتاح کردیم در ده مجنون و بهاندازه دوربرگردان امام حسین در شبکه های اجتماعی بازتاب نداشته است.
برای بزرگترین زخمی که به شهر زدهشده یعنی قضیه منوریل چهکاری میخواهید بکنید؟ برای جمعکردنش چهکار میخواهید انجام دهید یعنی تا سالهای سال این بساط قراراست ادامه داشته باشد؟
منوریل در زمان من تبدیل شد به تونل. از میدان ارشاد دیگر تبدیل به تونل میشود. در یک سال گذشته خیلی کارشده. ما از میدان آزادی به سمت پایین و از سهراه 22 بهمن بهطرف میدان آزادی تونل زديم فقط یک قطعه وسطش باقیمانده است. ما یک ایستگاه داریم در سازمان توسعه، چهارراه ارشاد. طول این ایستگاه حدود صدمتر است. تونل تا پشت این ایستگاه میآید. خود ایستگاه یکجا اجرا میشود. در حال برگزاري مناقصهاش هستيم. از میدان آزادی تونل شروعشده به سمت مدرس.
چقدر پیشرفت کردید؟
آن را جدید شروع کردیم چون ایستگاه آزادی را برای فاز یک نیاز داریم. برای آنکه ایستگاه آزادی را افتتاح کنیم باید تونل از ميدان آزادي رد بشود. پیشرفت فیزیکی آنهم خیلی خوب است.
با توجه به اختلاف ارتفاعی که هست، به سمت بالا بردن به نظر کار خیلی سختی است.
بله کار خیلی سختی است با توجه به تی یو ار آن سی و پنج متر است تا کف آن.
مانند ایستگاه تجریش؟
بله البته آنجا سنگها آذرین بود. اینجا خوب است. ولی اینجا ریزشی است. مثلاً به تازگي ما بحث نشت آب داشتیم ولی کار در حال انجام است. لازمهاش این است که ما اطلاعرسانی کنیم الآن به صورت شبانه روز وهرلحظه شما بروید متوجه میشوید که کار در حال انجام است و شاید بودجهای معادل کل بودجه عمرانی شهرداری که مردم دیده اند، زیرزمین خرج شده و مردم نمیبینند.
به نظر شما اصلاً لازم بود که این هزینه صورت بگیرد؟
من بهعنوان شهردار بهتراست به این موضوع ورود نکنم خوشبختانه الآن دیگر منوریل نیست شد ال ار تی یعنی قطار و این خوب هست.
ولی میزان هزینهای که در آن شد اگر صرف چیز دیگری میکردیم قطعاً بهتر بود.
این را شما از من بهعنوان شهردار نپرسید که بعداً به آن استناد شود
دیروز گفته شد که اعتبارات آن برای سال آینده نصف شده است.
یک پروژه هزاروهشتصدمیلیاردی اگر سالی ده درصد تورم بخورد میشود سالی صدوهشتادمیلیارد تومان. پروژهای که سالی صدوهشتاد میلیارد اعتبار نیاز دارد نباید سالی چهل،پنجاه میلیارد اعتبار برایش در نظر بگیرند. این پروژه پیچیده شده است.
پس همچنان افقی برای افتتاحش ندارید.
نه فعلاً نداریم؛ و پروژه پیچیدهای است.
آن قضیه سراب قنبر را توضیح بدهید تا فراموش نشده است.
ببینید ما میگوییم باغهای سراب قنبر را از ساختوسازها حفظ کنیم. فرضاً شما بعنوان مالک، پنج هزار متر زمیندارید و کارمند هستید. دارایی کل خانواده همین زمین است و قیمت کل زمین اگر مسکونی بشود، سی میلیارد تومان است؛ اما آن طرف ماجرا ما توقع داریم که شما به فضای سبز ما فکر کنید. به ریز گرد فکر کنید. اگر آدم یک منطق اقتصادی پشت برنامههایش نباشد میشود شعار. باید رفت به سمت و سوی دوطرفه بودن که هم آن مالك سودش را ببرد و هم فضای سبز حفظ شود. تا شما نروید نفت بریزید پای درخت و خشکش کنید. ما گفتیم بیاید به کاربریهای تجاری تشویقی بدهیم. بیست درصد از زمین را استفاده کن و هشتاد درصد بقیه را حفظ کن مثل فرحزاد تهران. وقتی ما یک رستوران باغ به شما دادیم، آنوقت شما دیگر خودتان نگران خشک شدن باغها میشوید. خیلیها میگویند باغ را چطوری میخواهید رستوران کنید؟ میگویم اگر نکنیم صاحبان باغها با نفت آن کار را میکنند. شما که نتیجه سیاستهای قبلی را دیدهاید و نمونههای موفق کشور را هم دیدهاید. مثلاً باغهای قصرالدشت شیراز چطور حفظ شدند. تبدیل به باغ رستوران شدند. یعنی حق مالک را به رسمیت شناختند؛ یعنی باید به یکراه حل
ترکیبی رسید. خوشبختانه معاونت عمرانی استانداری با این بحث ها موافق هستند و در حال تدوین یک راهکارهایی هستیم که با حفظ باغها، مالکین همسودشان را ببرند.
چقدر از باغها باقیمانده؟
هنوز فرصت باقی است اگر بجنبیم میشود از ظرفیت باقیمانده استفاده کرد.
یکی از ظرفیتهای بزرگ کرمانشاه گردشگری است. کرمانشاه پر از نقاطی است که قابلیت جذب گردشگر را دارند مثلا چرا از ظرفیت پارک شیرین استفاده نمی کنید؟ کمتر جایی در ایران مکانی مانند پارک شیرین دارد. چرا از ظرفیت جاههایی مانند پارک شیرین استفاده نمی شود و به حال خود رها شده است؟ چرا آنجا مانند طاق بستان رستوران نیست؟
چون اطرافش و شبکه ترافیکش جواب نمیدهد.
یعنی شما میگوید مسئله ترافیک دارد؟
بله ببینید بارگذاری در محلی که خودش الآن اور لود است کار درستی نیست.
یعنی به همین دلیل آنجا کاری صورت نمیگیرد؟
یکی از دلایل آن است. مگر اینکه برای پنجشنبهها و جمعهها یک برنامه برایش تعریف بشود. مثلاً ورزشکاران را بیاورند؛ و مسابقات را در آن انجام بدهند. ولی کاربریهایی مانند افتتاح رستورانهاي گردشگري که تمام هفته آنجا باشد امکانپذیر نیست. همین الآن که هیچ جاذبهای در پارک شیرین نداریم، شبکه اطراف آن قفل است. چون در سایه مرکز پزشکی پارکینگ شهرداری قرارگرفته است. ما آنجا اعمال مدیریت ترافیک میکنیم که خود وضع موجود را مدیریت کنیم. زمانی که من آمدم برای پارک شیرین هتل و رستوران در نظر گرفته بودند. درحالیکه شبکه ترافیکش اجازه نمیداد. مگر اینکه ما شبکههای آن را تغیر بدهیم. ما برنامه داریم برای خیابان افشار طوس.
پارک شیرین میتواند یک تابلو باشد. یک اِلمان باشد که دیدنش آن حس مثبت را منتقل کند و نه استفاده از آن. میخواهیم خیابان افشار طوس(جوانشير) را تغییر بدهیم. بهزودی طرحي را به شورای ترافیک مي بريم که بر اساس آن در پارکینگ شهرداری فقط یک سری ون بتوانند آدمهای بدحال را در بین ساختمان پزشکان جابهجا کنند و خودرو وارد آن محدوده نشود. خیابان افشار طوس یا همان جوانشیر را هم مدیریت جهت کنیم و سمتوسو به آن بدهیم. الآن شرایط ترافیکی بهگونهای است که باید فکری برای آن کرد. مثلاً بازار، روز جمعه آتش گرفت و ماشینهای آتشنشانی توانستند که بیایند و آتش را خاموش کنند. اگر روز یکشنبه آتش میگرفت هنوز که هنوز است در مملکت در موردش حرف میزدند. چون جمعه بود ماشینهای ما سریع رسیدند و حادثه را مدیریت کردند. باید یکسری شبکههای حیاتی در شهر ایجاد کنیم، خطوط ویژه در نظر بگیریم. اين موارد را شروع کرده ایم. گمرک را یکطرفه کرديم. خیابان کوهساری روبه بالا یکطرفه شد. ما نرمافزاری داریم که میتواند تمام این مسائل را شبیهسازی کند. این نرمافزار براساس اطلاعاتی که ما جمعآوری میکنیم میگوید فلان کار را انجام بده و تمام این
مسائل را پیشبینی میکند. اگر ما میگویم که خیابان شریعتی یکطرفه بشود یعنی نرمافزار با توجه به اطلاعاتي كه به آن داده شده است گفته که باید یکطرفه بشود. یعنی اینجا سهم سلیقه پایین میآید و سهم اسناد بالادستی بالا میرود. این طرح جامع ترافیکی دارد تدوین میشود.
شما علاقهمند هستید که موضوعات کلان را مطرح کنید همانطوری که از شما کارهایی میخواهند که نمود بیرونی دارد من هم از شما یک سری چیزهایی میپرسم که نمود بیرونی دارد.
اتفاقاً این برای من فرصت ایجاد میکند چون همیشه به من میگویند که کارهای کلان انجام میدهید درحالیکه در مورد کارهای خورد که نمود بیرونی ندارند عملکرد ما نسبت به دورههای گذشته با توجه به اینکه ما غرق در بحران مالی هستیم بهتر هست.
گفتید که قرار است شهربازی را توسعه بدهید در حالی که شهربازی کنار قره سو است و قره سو عملا یک فاضلاب است برای بهبود وضعیت قرهسو چه فکری کردید؟ چون فاضلاب یکی از مسائل مهم کرمانشاه است.
اول من یک توضیح قانونی بدهم. حاشیه رودخانهها در قالب بر صغیر و بر کبیر كه یک اصطلاح رودخانهای است، در اختیار آب منطقهای است. حتی حاشیه آبشوران؛ یعنی ما خیابان جلیلی را که احداث کرديم اول از آب منطقهای اجارهاش کرديم. آنها هم یک اصطلاحی دارند میگویند حاشیه رودخانهها نباید زبریاش از حدی بیشتر بشود که اگر جریان آب آمد به سمتهای دیگر منحرف نشود. نتیجتاً آن طرحی که ما طراحی کردیم و الآن آماده است و بهزودی به مناقصه میرود باید به تائید آنها برسد. چون ما مالک نیستیم و درواقع بهرهبردار هستیم. یکی از دلایلی که این رودخانه رونق نمیگیرد این است که ما با خودرو امکان تردد از کنارش را نداریم. پارسال اتصال کمربندی غربی به شهید بهشتی را شروع کرديم. بعد آن را متوقف كرديم تا در قالب یک طرح کلی انجام بدهیم. الآن شبکهای از ورزشگاه تا بزرگراه امام خمینی از کمربندی غربی به بلوار شهید بهشتی را داریم احداث میکنیم. در مناقصه جدید، ساماندهی حاشیه رودخانه قرهسو در دستور کار قرار گرفته و جز پروژههای اولویتدار ما است. منتهی موافقتنامه ما دي ماه است که در حال آماده شدن است. یعنی من تا کد موافقتنامه نداشته باشم
نمیتوانم مناقصه برگزار کنم. الآن که خدمت شما هستم موافقتنامه حاشیه قرهسو با امضا تحویل من نشده است که من بتوانم مناقصه را برگزار کنم.
تا مسئله آلودگیاش حل نشود بعید است بشود کاری کرد.
همین امروز صبح دفتر آقای مهندس نیک کردار بودم و روساي سازمان آب و فاضلاب و سازمان مدیریت هم حضور داشتند. در اين جلسه مباحث مرتبط با حاشیه قرهسو را مرور کردیم. فاضلاب هشت منطقه به قره سو میریزد. تنها فاضلاب صنعتی هم متعلق به پالایشگاه است و ظاهراً ازنظر تصفیه پسابهايش تجهیزاتی دارد که ازنظر زیستمحیطی مورد تائید است و توانسته یک سری کدها و مسائل را بگیرد. البته ما معتقدیم که چنین نیست و از محل این آلودگی باید پول دریافت کنیم. از هشت نقطه، فاضلاب شهری وارد قرهسو میشود که قرار بر این شد که آب وفاضلاب همزمان حذف اینها را شروع کند. حتی ما پذیرفتیم که اگر منابعشان کم هست از منابعی که در حاشیه برای ماگذاشتند استفاده شود و اولویت را بدهیم به حذف فاضلاب این مناطق و بعدازاینکه مناطق حذف شد، آب سد لاستیکی که در بیرون شهر ساختهشده، باز شود که باز شدن آن باعث میشود آب دریک سطحی باقی بماند.
این سد کجاست؟
بعد از بزرگراه حضرت امام و پایین فرودگاه. بعد از تصفیهخانه. ستادی تشکیل شده است برای قرهسو به ریاست خود آقای مهندس نیک کردار معاون امور عمراني استاندار.
آقای رضایی یکی از مسائل برنامه ها و نمادهایی است که هر سال عیدها در کرمانشاه اجرا می شود و هیچ ربطی به کرمانشاه ندارند و ماجرا لوث شده. برای این مورد چه برنامه ای داريد؟به طور مثال از المانهایی استفاده می شود که هیچ ربطی به شهر و تاریخ و فرهنگ آن ندارد.
سال گذشته ما اینجور خریدها را ممنوع کردیم و وارد فاز کارهای فرهنگی و تئاتر خیابانی شديم. پارسال سیاهچادر زیادی داشتیم و به کارهای شاد فرهنگی و ایجاد جذابیت برای گردشگران اهميت بيشتري داديم و خیلی استقبال خوبی شد. بیش از سه چهار هزار نفر آدم زیر باران با چتر، این برنامهها را دو ساعت نگاه میکردند. یا تئاترهای خیابانی در مرکز شهر. این برنامه باعث شد که انجمن خانه تئاتر ایران مدال آن را برای اولین بار به یک شخص غیر تئاتری که من بودم بدهند و اين به خاطر بازتاب آن تاترها و نمایشهای خیابانی بود.
یعنی امسال همروی همین تمرکز دارید؟
با استفاده از آن تجربیات، کیفیت آن را بهتر خواهيم كرد و سعی میکنیم از این المانهای تکراری یکبارمصرف دوریکنیم. اگر دقت کرده باشید من هرچند وقت یکبار به شکل غیر محسوس بعضی از این المانها را از سطح شهر جمع میکنم و میریزم دور. مثلاً درباره لکههای گل. رد میشدیم در بلوار شهید بهشتی از اول تا آخر میدیدم یکدانه گل بنفشه هست و هیچکس هم متوجه آنها نمیشود. گفتم همه اینها را جمع کنید و ته بلوار شهید بهشتی یک سبد گل بزنید که همه میبینند و روحیهشان عوض میشود. گلکاریهای پراکنده را تعطیل کردیم لکههای گل زدیم. پارسال حتی من خرید گل را هم متوقف کردم. خودمان تولید کردیم. گفتیم ما که پولنداریم پس بیایم اثربخشی را بالاببريم. در حال حذف کانون هاي هزینه هستيم. سال آینده شصت میلیارد اعتبارداریم که همش در کارهای غیر کلان هزینه میشود.
بودجه شهرداری سال آینده چقدر است؟
من بودجه را کاهش دادم چون دولت کاهش داد. اوراق مشارکت چهارصد میلیارد تومان بود که چون بهره بانکها را پایین آوردند امکان فروش آن خیلی سخت شد. قبلاً سود بیست درصد بود و ما بیستودو درصد میخواستیم بفروشیم. اما الآن سود پایین آمده و بانکها پایکار نیستند و برای ما فروش این اوراق سخت است. ما بودجه را بهطرف غیر نقد شدن مي بريم. مردم فراموش کرده اند که شهرداری هزینه دارد. مردم قبلاً توی کوچه جمع میشدند یک پولی جمع میکردند و میدادند به شهرداری و شهرداری میآمد آسفالت میکرد. الآن آسفالت میرود تو کوچهشان. داریم این را برمیگردانیم در بودجه.
بعید است که بشود، چون چیزی که ایجاد بشود تغییر آن سخت است.
ما راهی بهغیراز این نداریم چطور دولت رفت زیر بار اینکه یارانه سیوچهارمیلیون نفر را قطع کند. راهي باقی نمیماند. ما این مشارکت را سطحبندی کردیم. مثلاً در جعفرآباد اگر مشارکت بیست درصد است اين مشارکت در 22 بهمن هشتاد درصد است. اینها را در بودجه آوردیم. متأسفانه سرعت مصوبات در سال 96 کند بود.
بودجه سال آینده چقدر است؟
بودجه امسال هزارودویست میلیارد بود سال آینده هشتصد میلیارد بستهشده است.
این کاهش خیلی بزرگی است
این واقعیتر است چون از هزارودوست میلیارد تومان، چهارصدونودوچهار میلیارد غیر نقد بود و هشتصد میلیارد آن نقد بود. وقتی غیر نقد است باید مدام از شورا مصوبه بگیرید. باید مذاکره کنید و شورا تصویب کند. من مذاکرات را از اواسط تابستان متوقف کردم، چون هنوز مذاکرات آن موقع، در انتظار تصویبیه است؛ و این فرصت را میگیرد و قابلبیان هم نیست؛ و نباید نق بزنی. در مذاکرات هم نباید طوری باشید که طرف فکر کند که ورشکسته هستید. در اینیک سال که بنا به عدد و رقم، بدترین در تمام سرفصلهای شهرداری بوده من همیشه گفتم دویست میلیارد از دولت طلب دارم و دویست میلیارد از مردم طلب دارم. یعنی بهعنوان یک مجموعه طلبکار و مثبت خودم را نشان دادم. درحالیکه در دخلم پول نیست. در کل مردم پایکار نیستند و باید پایکار بيايند. بیاعتمادی هم بیتأثیر نیست.
برای مسئله فساد در شهرداری چه برنامه ای دارید؟ وقتی خود اعضای شورا متهم به فساد شدند کل آبروی شهرداری رفت زیر سؤال. برای این ماجرا میخواهید چه کنید؟
باید اعتمادسازی کنیم راه کوتاهمدتی نیست یعنی فرمول نیست که من و شما به آن برسیم بلکه باید اعتمادسازی کنیم باید سطح استفاده از فنّاوری را بالا ببريم. باید همه چیزدیجیتال بشود. افراد مطلع از حقوقشان باشند تا برای یک کار ساده نیاز به مراجعه نباشد.
برای پرداخت معوقات کارمندان شهرداری چه کار کرده اید؟ ما تا کنون چندین تجمع داشته ایم و همه هم از قشر زحمتکش هستند.
اینها اصلا پرسنل ما نیستند. پرسنل شرکتهای طرف قرارداد با ما هستند. ما دو جور شرکت داریم یک سری از شرکتها پرسنلشان با ما کار میکنند و حقوق اینها با یک ماه تأخیر نسبت به ما پرداخت میشود. شرکتهایی که تحصن میکردند شرکتهای پیمانکار ما هستند و کارکنان ما نیستند؛ یعنی طرف به من گفته است متری اینقدر میگیرم خیابانها را جارو میکنم. حالا ممکن است خیابان را با پنج نفر تمیز کند یا سه نفر. من متر میکنم. پس اینها دیگر پرسنل ما نیستند ما در قراردادشان میآوریم که نباید هیچ ارتباطی باشد با پولی که من به تو میدهم و پولی که تو به آنها میدهی. باید سروقت حقوقشان را پرداخت کنید. این تعهد آنهاست یعنی اگر من سه ماه به شرکت پول ندهم آنها وظیفهدارند حقوق کارگرشان را سروقت بدهد. چهار پنج ماه عقبافتادگی حقوق هم در این شرکتها عرف هست. کارکنان اين شركت ها زیاد هستند. با ما هزاروهفتصد نفر کار می کنند. من اخیراً مدیران شرکتها را جمع کردم و گفتم تا حقوق کارکنانشان پرداخت نشود من حقوق شهرداری را نمیدهم.
چرا این پیمانکاران تعهداتشان را انجام نمیدهند؟
ببینید پیمانکار قوی هم نداریم. پارسال ما مناقصه برگزار کردیم یک پیمانکار مشهدی و یک پیمانکار تهرانی آمدند قیمت دادند و قیمتشان در طول سال دوتزده میلیارد تومان گرانتر از پولی که پیمانکاران کرمانشاهی میدهند بود. ما پرسیدیم آقا کجای محاسبات شما اشتباه است که اینقدر گران دادید. گفتند آن همشهری شما که ارزانتر میگوید و میگوید که سر ماه حقوق میدهد حساب نکرده که باید وام بیستودودرصد بگیرد که حقوق پرسنل را بدهد من سود آن وام را هم کشیدم روی این پول. من یک سال از شهرداری تهران پولی نگرفتم ولی حقوق پرسنلم را میدهم. شرکتهای کرمانشاهی فقط پنج درصد میزنند روی تعرفه و قانون هم میگوید هرکسی پایینترین قیمت را داد برنده است. ما شروع کردیم مستندسازی و مکاتبه تأخیرات اینها و اخطارها را شروع کردیم و اینها را برای مناقصه بعدی حذف میکنیم. از دستگاههای نظارتی پرسيديم که اینها را چطور حذف کنیم. شروع کردیم به اخطار دادن و ضمانتنامه گرفتن. ما در سال بعد میخواهیم همان مناقصه کلی را بگذاریم، یعنی میخواهیم از شرکتهای بزرگ دعوت کنیم و با چهارچوبی که گذاشتیم اینها توان شرکت ندارند. گفتیم باید دستگاه مکانیزه معرفی
کنید. باید گردش مالی بیاورید و ارائه بدهید و خیلی از این شرکتها نمیتوانند که بیایند و به شکل اتوماتیک حذف میشوند. اگر بتوانند که ما خوشحال میشویم.
اگر نکتهای فکر میکنید ناگفته مانده بفرمایید.
باید مردم را پایکار آورد.اگر مردم بیایند پایکار و من نتوانم سلیقه خودم را به خوردش بدهم بدون آنکه اعتراضی هم بکنند. این کلید توسعه شهر کرمانشاه است.
آرش رضایی در سال 1395 پس از عبدالرضا شعبانی به عنوان شهردار کرمانشاه انتخاب شد و در سال 96 توسط شورای فعلی در سمت خود ابقا شد. شهردار کرمانشاه متولد 1350 و دانشآموخته عمران و ترافیک از دانشگاه علم و صنعت و مدیریت MBA از دانشگاه تهران است. او عضو و دانشآموخته Leader Ship مدیریت و راهبری ایرانیان و عضو سازمان نظاممهندسی ساختمان است.شهردار کرمانشاه که دیگر نمی توان به روال عادت، واژه کلانشهر را برای حوزه مدیریتیش به کار برد سوابق قابل قبولی در کارنامه دارد. سوابقی که در کشاکش اختلاف میان موافقان و مخالفان ابقایش در شورای شهر، بیش از هر زمان دیگر در شبکه های اجتماعی دست به دست می شد. معاون شهردار کرمانشاه 1381- 1382 ،مدیریت پروژه بیمارستان 400 تختخوابی امام رضا (ع) ومدیریت پروژه ساختمان بهرهبرداری سد سیمره از مهمترین سوابق کاری او به شمار می روند. اگر چه رضایی با حمایت طیف عظیمی از فعالین سیاسی به شهرداری رفت اما او این روزها حمایت بسیاری از آنها را از دست داده و با انتقادات زیادی روبروست. انتقاداتی که مسلما مشکلات مالی اخیر شهرداری کرمانشاه در بروز آن بی تاثیر نبوده است. موضوعی که شهردار، خود نیز آن را می پذیرد و با گفتن این جمله که در دخلم پول نیست نشان می دهد که شهرداری کرمانشاه آن طورها که گفته می شود هم، محل انباشت پول های افسانه ای نیست و دخل و خرج شهرداری با هم نمی خواند. دوست داشتیم در بحبوحه اختلافات اعضای شورا در خصوص ابقا یا عدم ابقایش پای حرفای رضایی بنشینیم اما سرانجام قرعه فال گفتگو با اوبه یکی از روزهای نه چندان سرد دی ماه رسید. با آرش رضايي درباره وضعیت شهرداری کرمانشاه به گفتگو نشسته ایم:
با توجه به تجربه یک ساله تان به عنوان شهردار وبا توجه به اینکه تجربه حضور در شورا را نیز دارید، ازنظر شما مهمترین مشکل شهر کرمانشاه چیست؟
بزرگترین مسئله ما در حوزه مدیریت شهری در کرمانشاه عدم وجود اسناد بالادستی است؛ یعنی اگر بخواهیم برای هرتصمیمی یک سهم بگذاریم و این سهم دو بخش داشته باشد- یعنی یک فرایند علمی تخصصی کارشناسی شده و دیگری سلیقه مدیریتی- در شهر کرمانشاه وزن سلیقه مدیریت خیلی بالاتر از فرایند علمی و تخصصی است. به دلیل اینکه آن فرایندها و اسناد بالادست کارشناسی که موضوعات و تصمیمگیریها را تعیین تکلیف کرده باشد، را متأسفانه نداریم. زمانی که من شهر را تحویل گرفتم طرح جامع شهر کرمانشاه رو به پایان بود، طرح جامع حملونقل ترافیک بازنگری نشده بود، اسناد بالادستی که راهبرد شهر را مشخص کنند در اختیار نبود. اگر همه اینها را کنار هم قرار دهیم با شهری مواجه بودیم که هیچکس نمیدانست که چه اتفاقی قرار است در آن بیافتد. در نتیجه در بزنگاههای خاص تصمیماتی گرفته میشد که این تصمیمات با مقیاس یک یکم اجرا میشدند. یعنی اینکه بدون آنکه از قبل موردمطالعه واقعشده باشند اجرا میشدند و این تصمیمات بسیار متأثر از سلیقه مدیران است. این مشکل در تمام سرفصلهای کاری حوزه مدیرت شهری نمود دارد و این بزرگترین چالش شهر کرمانشاه است. باید اول این مشکل را
حل کرد.
آیا طرح جامع شهر کرمانشاه را تدوین کردهاید؟
طرح جدید جامع شهر کرمانشاه از سال 97 شروع میشود اما طرح جامع حملونقل ترافیک را از سال گذشته شروع کردیم و در حال انجام است. طرح تدوین برنامه بیستساله شهر کرمانشاه و برنامه عملیاتی پنجساله و به همراه یک CDS شهری را هم از سال گذشته شروع کردیم و در حال اجراست و درواقع مجموعهای از کارها که محصول مطالعات اسناد بالادستی است را انجام دادیم. این تیپ حرکت کردن خودش معطلی در کار میآورد؛ یعنی اینکه وقتی سند بالادست ندارید اگر میخواهید اصولی کارکنید نباید پروژهای را تعریف کنید. بهطور مثال زمانی که من آمدم پنج تقاطع غیر همسطح به من دادند و گفتند که قرار است رئیسجمهور به کرمانشاه بیاید و مراسم کلنگ زنی داریم. ما در این فاصله بررسی کردیم دیدم که هر پنج تقاطع ایراد دارند. تیم مشاور را عوض کردیم و بررسیها مان از اول شروع کردیم. الآن که در خدمت شما هستم دوتا از آنها شروع شده اند و سه تای دیگر منتفی هستند.
این پنجتا تقاطع کجا هستند؟ و ایرادشان کجا بود؟
من میخواهم یک ماژور را توضیح دهم. میخواهم نشان بدهم نبودن طرحهای بالادست چه نتایجی را به وجود میآورد. برای من که شهردار بودم اینکه پنج جای شهر را به هم بریزم و شهر را شلوغ کنم، بهتر بود و در دید مردم شهر نمود بهتری داشت. ولی بعد از دوسال باید به نتایج این اقدامات تا چندین سال پاسخ میدادم. ما تقاطعهای غیر همسطحی داریم که ناشی از اسناد بالادستی نیستند و زمانی که اینها را طراحی کردهاند فراموش کردند که اینها یک وظیفه محلی دارند و یک وظیفه کلان. یا وظیفه محلی را فراموش کردند و وظیفه کلان را در نظر گرفتند و یا برعکس. ما چند تقاطع در شهرداریم که ازلحاظ مهندسی ترافیک با توجه به منابعی که صرف کردند، بازخورد ترافیکی ندارد. ما در میدان شهدا تقاطع غیر همسطح داریم ولی تراکم ترافیک را هم داریم. در تقاطع امام حسین با شدت بیشتری ترافیک داریم، در تقاطع الهیه نمود جانمایی غیردقیق را با وقوع تصادفات مکرر در طول سال در اطراف این تقاطع داریم. هرچند ما با اصلاحات و صرف هزینه جزئی مشکل میدان امام حسین را حل کردیم ولی این راهحل اصلاحی و کوتاهمدت است و نهایتاً دو سال است اما فعلاً مشکل اين تقاطع را حل کردیم. ما تدوین
اسناد بالادست را شروع کردیم زیرا برای تحول در شهر و مدیریت شهری مبتنی بر IT به این اسناد بالادست نیاز است. برای این کار زیرساخت وجود نداشت و نقشهها دیجیتال نبود. ما از سال قبل شروع کردیم به تدوین اسناد بالادستی. ولی وزارت راه و شهرسازی گفت که ما این کار را انجام میدهیم. پس از یک سال متوجه شدیم تفاوت هایی در نحوه انجام و تعاریفی که ما در شهرداری از اسناد بالادستی داریم و تعاریفی که در مجموعه راه و شهرسازی نسبت به این اسناد دارند وجود دارد. بنابراین در سال 96 من دوباره مناقصه را برگزار کردم و شهرداری دوباره تبدیل نقشهها به دیجیتال را عهده دار شد؛ و به همین دلیل با تأخیر یک ساله از برنامه زمانبندی عقب ماندیم. بحث درآمدهای پایدار در شهرداری یک چالش بسیار مهم است. و الآن که شهرداریها در یک بحران بزرگ مالی فرورفتند، آنچه راه نجات شهرداریهای بزرگشده آن تصمیماتی است که درگذشته گرفتند و الآن از تبعات آن استفاده میکنند. ما در سال گذشته با تشکیل یک کمیته سرمایهگذاری مشارکت اقتصادی با استفاده از شخصیت های برند این بخش در کشور، این مفهوم را وارد شهرداری کرمانشاه کردیم.
الآن درآمد شهرداری از کجا تأمین می شود؟ در تهران درآمد مالی را با تراکم تأمین میکنند.
بله در تهران تراکم است. اما سرفصلهای اصلی منابع ما درآمدهای غیر پایدارند. چون این پایداری در بحث اقتصادی بههمریخته است. شهرداری دچار بحران است. شهرداری شهرهای بزرگ همه دچار بحران شده اند اما ازاندوختههای گذشته خود برای عبور از این چالش ها استفاده میکنند ولی کرمانشاه اندوختهای ندارد. کار بسیار سختی است چون سختافزاری نیست باید ذهنیتها تغییر کند تا غیرممکنها به ممکن تبدیل شود. اگر ذهنیت مدیران که می توان آن را بخش نرم افزاری دانست تغییر کند آنوقت پروژه است که درمی آید و شاهد تغییرات بزرگ خواهیم بود.
بهجای تراکم شما به چه روشی میخواهید درآمد کسب کنید ؟
اینیک بحث بسیط است. درواقع ما به دو سبک کسب درآمد میکنیم. یکی کسب درآمد از طریق منابعی که داریم و یکی حذف کانونهای هزینه. مثلاً برای یک پارک در سال یک میلیارد صرف هزینه نگهداری آن میشود، اما اگر بخش خصوصی را مشارکت داد میتوان از قبل درآمدهایش سالی دویست میلیون هم گرفت؛ یعنی با مشارکت بخش خصوصی و تابلوی شهرداری میتوان کسب درآمد کرد. اگر پارک گلها متعلق به بخش خصوصی بود دیگرکسی نمیگفت سالی ششصد میلیون هزینه دارد، بلکه می گفت یک میلیارد درآمد دارد. اما این ذهنیت نبوده است. بههرحال شهرهای بزرگتر ارتباط گرفتند با جاهای دیگر و از بحرانهای مقطعی تجربه کسب کردند. البته شهرداریهای ما کلاً مشکلدارند و موفق نیستند، ولی آنها زودتر از ما حرکت کردند و ما از آنها عقب هستیم. ما از پارسال شروع کردیم و ذهنیت مدیران در حال تغییر هست و در شورا هم همینطور. هرچند که با اقداماتی که ما انجام دادهایم محصول متناسب نیست اما من راضی هستم. ادبیات و ذهنیتی که سال گذشته بوده با الآن خیلی فرق کرده است. نرمافزار باید تغیر کند.
آیا شما موفق شدید در یک سالی که بودید کانونهای هزینه را حذف کنید؟
سال 96 سال خوبی از نظر مالي نبود. ما بودجه را بر همین اساس بستیم. برای اولین بار ما بودجه را چهارصدونودوچهار میلیارد غیر نقد و سیصد میلیارد نقد بستیم ولی باید بگویم مشکلات و مسائل زیادی برای شهرداری به وجود آمد مانند انتخابات شورا، طولانی شدن روند بازشماری آرا، تغییر اعضای شورا. حتی زمانی که شورای قبل بر سر کار بودند مسائل حقوقی برای شهرداری و شورا پیش آمد. من در جلسهای خدمت همکاران رسانهایتان عرض کردم آن رابطه منسجمي که باید بین شهرداری و شورا باشد شکل نگرفت نه اینکه اختلاف باشد نه، امکان استفاده از این ظرفیت نبود. جلساتی که تشکیل میشد رسمیت نمییافت، شورا شکل نمیگرفت و از رسمیت میافتاد. حتی بعد از آغاز به کار شورای جدید تا ابقای شهردار، و همچنین انتخاب رئیس و تشکیل گروه های مختلف، کلی زمان تلف شد. این موارد باعث کندی روند کار شد ودر نتیجه موجب شد تا خروجی کار متناسب با برنامههای وسیعی که در ارتباط با شورا بود، نباشد. میتوانم باجرئت بگویم ما سال 96 را از دست دادیم ولی در بخش نرمافزاری خوب کارکردیم. چندین فراخوان دادیم. فراخوانهایی که همه تعجب میکردند کسی بیاید و در آن ها شرکت کند اما شرکت
کننده ها بسیار زیاد بود. مثلاً برای یک پارک ده نفر آمدند. شهربازی را هم راه انداختیم.
شهربازی را در همان مکان راهاندازی کردید؟
بله ولی در وضع موجود. ما یک طرح سیساله برای شهربازی داریم. فراخوان دادیم و چندین پیشنهاد گرفتیم. پیشنهاد هفتاد میلیاردی داریم. پیشنهاد بیستوشش میلیاردی هم داریم.
در همین مکان امکان توسعهاش هست؟
بله در همین مکان
یعنی از شما اجاره کنند؟
به شکل P-O-T بسازند، استفاده کنند و تحویل بدهند. ولی اینجا باز مشکلاتی هست. وقتیکه میخواهید مشارکت کنید اولین چیزی که از شما میخواهند مالکیت است و این خود تبدیل به یک بحران در شهرداری شد. بهطور مثال سالها پارک کوهستان در اختیار شهرداری بود بعد ما متوجه شدیم که مالک نیستیم. باغ گلها در اختیار شهرداری است ولی ما مالک نیستیم. درحالیکه سالی ششصد میلیون هزینه نگهداری از آن را میدهیم. هزینه نگهداری را شهرداری می دهد اما راه و شهرسازی و یا منابع طبیعی مالک است. اما ما از سال گذشته سعی کردیم مالکیت این مکان ها به شهرداری منتقل شود. درصدد تحویل گرفتن پارک کوهستان و باغ گلها هستیم. همچنین سراب قنبر را هم تحویل گرفتیم. خوب شرایط این است. در سال 96 اتفاقات متعددی رخ داد شورا، دولت و استاندار تغییر کردند و همه اینها باعث شد سال 96 سال خوبی از نظر اجرای برنامه ها نباشد ولی در بخش نرمافزاری خوب عمل کردیم امیدواریم سال 97 سال خوبی باشد.
آیا فکری برای مشکل حاشیه نشینی کردهاید؟
ببینید یک شهرک مثلاً دولتآباد، به کار عمرانی، فرهنگی، اجتماعی و ایجاد فضای سبز نیاز دارد و لازمهاش این است که ما برای شهرک دولتآباد در تمام سرفصلها یک پلن چندساله داشته باشیم. هر بخش سهم مشارکتش مشخص بشود. بخش عمران، بخش فرهنگی و اجتماعی و سایر بخش ها باید از همان ابتدا مشخص شوند. ما در حال طراحی CDS هستیم، سی دی اس ها درواقع استراتژی توسعه شهری هستند. شما برای توسعه شهر مسیر را مشخص میکنید که اگر شما میخواهید به توسعه برسید مسیر کدام است؟ آیا در بحث بازرگانی است؟ آیا در بحث گردشگری است؟ بر اساس آنیک افق بیستساله را تعریف میکنید مثلاً اگر قرار است گردشگری باشد باید افق را بر این اساس تعریف کنیم و بر اساس آن افق، یک برنامه 5 ساله تعریف میشود.
کل شهر باید بر این اساس سازماندهی شود؟
بر این اساس و بر اساس سرفصلهای مختلف سازماندهی می شوند. مثلاً سرفصلهای فرهنگی را تعریف میکند و میگوید آسیبهای ما، مشکلات ما و شاخص های ما این موارد هستند. این شاخصها در این پنج سال به این روشهایی که در برنامه هست اینمیزان باید تغییر پیدا کند. یک تیم خوب و مشخص پیگیری مواردی که بیان شد را بر عهده دارند. نتیجتاً سعی می کنیم هر اقدامی که در حاشیه میخواهیم انجام بدهیم سهم کارشناسی در آن بیشتر و سهم سلیقه کمتر باشد. رشته خود من مهندسی ترافیک است. سال گذشته برای کاهش بار ترافیک، چندین معبر جدید زديم 27 تغییر رفتار ترافیکی ایجاد کرديم. 27 تا که میگویم یکیاش فقط 126 کوچه است و خیابان 22 بهمن.
منظورتان از تغییر رفتار یکطرفه-دوطرفه است؟
بله ما این را تغییر رفتار میگویم. مثلاً یکجایی یک دوربرگردان بوده که میرفتند دور میزدند و برمیگشتند، ما یک مسیر دیگِری ارائه دادیم. سه معبر جدید باز کردیم. چون به سراب قنبر علاقه داشتم رسیدگی به وضعیت این سراب را شروع کردم. در هر دورهای من یک مرحله آن را جلو میبردم بعد چون از آن حوزه میرفتم، متوقف میشد. این بار چون خودم شهردار بودم آن را کامل تحویل گرفتم، الآن 40 هکتار درخت آنجا کاشته ایم سیستم آبیاریش کار میکند وتا پایگاه اول آسفالت کرده ایم.
می گویید در سراب قنبر 40 هکتار درخت کاشتید. درحالیکه ما شاهد از بین رفتن باغها هستیم و آپارتمان بهجایشان درمیآید.
دلیلش را نگهدارید من بعداً توضیح میدهم چون این دغدغه من هم هست اتفاقاً کسانی که نگران باغهای سراب قنبر هستند باعث نابودیاش میشوند. منظورم از افراد، حاکمیتی است نه مردم.
چهل هکتارش را از میدان آزادی کارکرديم تا خیابان مدرس. این بخش از مسیر سراب قنبر را گذاشته ايم، لاين اول. تاهنگاميكه مردم از خيابان مدرس بالا مي روند آن را ببينند واعتماد به وجود بیاید. حالا سال بعد که بهار بشود شما از میدان آزادی حرکت کنید، چهل هکتار ما را می بینید. چهل هکتار بعدی میافتد بعدازآن. البته الآن زمستان است. درختها برگ ندارند و نهالها کوچک هستند. ولی من فکر میکنم بهار سال بعد که سبز بشوند از اول میدان آزادی درختها مشخص می شوند.
میخواهم بگویم سهم آن درصد تصمیمی که من میگیرم چقدر ناشی از سلیقه است چقدر ناشی از سهم کارشناسی و محصول یک برنامه است. هر وقت سهم آن سند بالادست افزایش پیدا کرد و سهم سلیقه به حداقل ممکن رسید ما یک نظمی به کارهایمان میآید و تغیر آدمها دیگر تفاوت نمیکند. تغییر شورا تفاوت نمیکند و در نهايت بیست، سی درصد بیشتر تأثیر ندارد. کاری که الآن کلانشهرها در حال حرکت به طرفش هستند.در بخش IT ما کارهای خوبی داریم انجام میدهیم. چون كارها در کرمانشاه به صورت دستي انجام مي شود، نياز به توسعه در بخش آي تي بسيار احساس مي شود. البته مجبوریم در یک سری کارهایي كه نمود دارند را هم انجام بدهیم مثل آسفالت و رنگ و فلان تا اعتماد مردم جلب بشود. البته با حداکثر اثربخشی و حداقل منابع. مثلاً در طرحهای ترافیکی من یک دوربرگردان میزنم با صدوپنجاه میلیون و اثرش در همه کانالهای تلگرامی هست. درحالیکه ما یک تقاطعی را با بیست میلیارد تومان افتتاح کردیم در ده مجنون و بهاندازه دوربرگردان امام حسین در شبکه های اجتماعی بازتاب نداشته است.
برای بزرگترین زخمی که به شهر زدهشده یعنی قضیه منوریل چهکاری میخواهید بکنید؟ برای جمعکردنش چهکار میخواهید انجام دهید یعنی تا سالهای سال این بساط قراراست ادامه داشته باشد؟
منوریل در زمان من تبدیل شد به تونل. از میدان ارشاد دیگر تبدیل به تونل میشود. در یک سال گذشته خیلی کارشده. ما از میدان آزادی به سمت پایین و از سهراه 22 بهمن بهطرف میدان آزادی تونل زديم فقط یک قطعه وسطش باقیمانده است. ما یک ایستگاه داریم در سازمان توسعه، چهارراه ارشاد. طول این ایستگاه حدود صدمتر است. تونل تا پشت این ایستگاه میآید. خود ایستگاه یکجا اجرا میشود. در حال برگزاري مناقصهاش هستيم. از میدان آزادی تونل شروعشده به سمت مدرس.
چقدر پیشرفت کردید؟
آن را جدید شروع کردیم چون ایستگاه آزادی را برای فاز یک نیاز داریم. برای آنکه ایستگاه آزادی را افتتاح کنیم باید تونل از ميدان آزادي رد بشود. پیشرفت فیزیکی آنهم خیلی خوب است.
با توجه به اختلاف ارتفاعی که هست، به سمت بالا بردن به نظر کار خیلی سختی است.
بله کار خیلی سختی است با توجه به تی یو ار آن سی و پنج متر است تا کف آن.
مانند ایستگاه تجریش؟
بله البته آنجا سنگها آذرین بود. اینجا خوب است. ولی اینجا ریزشی است. مثلاً به تازگي ما بحث نشت آب داشتیم ولی کار در حال انجام است. لازمهاش این است که ما اطلاعرسانی کنیم الآن به صورت شبانه روز وهرلحظه شما بروید متوجه میشوید که کار در حال انجام است و شاید بودجهای معادل کل بودجه عمرانی شهرداری که مردم دیده اند، زیرزمین خرج شده و مردم نمیبینند.
به نظر شما اصلاً لازم بود که این هزینه صورت بگیرد؟
من بهعنوان شهردار بهتراست به این موضوع ورود نکنم خوشبختانه الآن دیگر منوریل نیست شد ال ار تی یعنی قطار و این خوب هست.
ولی میزان هزینهای که در آن شد اگر صرف چیز دیگری میکردیم قطعاً بهتر بود.
این را شما از من بهعنوان شهردار نپرسید که بعداً به آن استناد شود
دیروز گفته شد که اعتبارات آن برای سال آینده نصف شده است.
یک پروژه هزاروهشتصدمیلیاردی اگر سالی ده درصد تورم بخورد میشود سالی صدوهشتادمیلیارد تومان. پروژهای که سالی صدوهشتاد میلیارد اعتبار نیاز دارد نباید سالی چهل،پنجاه میلیارد اعتبار برایش در نظر بگیرند. این پروژه پیچیده شده است.
پس همچنان افقی برای افتتاحش ندارید.
نه فعلاً نداریم؛ و پروژه پیچیدهای است.
آن قضیه سراب قنبر را توضیح بدهید تا فراموش نشده است.
ببینید ما میگوییم باغهای سراب قنبر را از ساختوسازها حفظ کنیم. فرضاً شما بعنوان مالک، پنج هزار متر زمیندارید و کارمند هستید. دارایی کل خانواده همین زمین است و قیمت کل زمین اگر مسکونی بشود، سی میلیارد تومان است؛ اما آن طرف ماجرا ما توقع داریم که شما به فضای سبز ما فکر کنید. به ریز گرد فکر کنید. اگر آدم یک منطق اقتصادی پشت برنامههایش نباشد میشود شعار. باید رفت به سمت و سوی دوطرفه بودن که هم آن مالك سودش را ببرد و هم فضای سبز حفظ شود. تا شما نروید نفت بریزید پای درخت و خشکش کنید. ما گفتیم بیاید به کاربریهای تجاری تشویقی بدهیم. بیست درصد از زمین را استفاده کن و هشتاد درصد بقیه را حفظ کن مثل فرحزاد تهران. وقتی ما یک رستوران باغ به شما دادیم، آنوقت شما دیگر خودتان نگران خشک شدن باغها میشوید. خیلیها میگویند باغ را چطوری میخواهید رستوران کنید؟ میگویم اگر نکنیم صاحبان باغها با نفت آن کار را میکنند. شما که نتیجه سیاستهای قبلی را دیدهاید و نمونههای موفق کشور را هم دیدهاید. مثلاً باغهای قصرالدشت شیراز چطور حفظ شدند. تبدیل به باغ رستوران شدند. یعنی حق مالک را به رسمیت شناختند؛ یعنی باید به یکراه حل
ترکیبی رسید. خوشبختانه معاونت عمرانی استانداری با این بحث ها موافق هستند و در حال تدوین یک راهکارهایی هستیم که با حفظ باغها، مالکین همسودشان را ببرند.
چقدر از باغها باقیمانده؟
هنوز فرصت باقی است اگر بجنبیم میشود از ظرفیت باقیمانده استفاده کرد.
یکی از ظرفیتهای بزرگ کرمانشاه گردشگری است. کرمانشاه پر از نقاطی است که قابلیت جذب گردشگر را دارند مثلا چرا از ظرفیت پارک شیرین استفاده نمی کنید؟ کمتر جایی در ایران مکانی مانند پارک شیرین دارد. چرا از ظرفیت جاههایی مانند پارک شیرین استفاده نمی شود و به حال خود رها شده است؟ چرا آنجا مانند طاق بستان رستوران نیست؟
چون اطرافش و شبکه ترافیکش جواب نمیدهد.
یعنی شما میگوید مسئله ترافیک دارد؟
بله ببینید بارگذاری در محلی که خودش الآن اور لود است کار درستی نیست.
یعنی به همین دلیل آنجا کاری صورت نمیگیرد؟
یکی از دلایل آن است. مگر اینکه برای پنجشنبهها و جمعهها یک برنامه برایش تعریف بشود. مثلاً ورزشکاران را بیاورند؛ و مسابقات را در آن انجام بدهند. ولی کاربریهایی مانند افتتاح رستورانهاي گردشگري که تمام هفته آنجا باشد امکانپذیر نیست. همین الآن که هیچ جاذبهای در پارک شیرین نداریم، شبکه اطراف آن قفل است. چون در سایه مرکز پزشکی پارکینگ شهرداری قرارگرفته است. ما آنجا اعمال مدیریت ترافیک میکنیم که خود وضع موجود را مدیریت کنیم. زمانی که من آمدم برای پارک شیرین هتل و رستوران در نظر گرفته بودند. درحالیکه شبکه ترافیکش اجازه نمیداد. مگر اینکه ما شبکههای آن را تغیر بدهیم. ما برنامه داریم برای خیابان افشار طوس.
پارک شیرین میتواند یک تابلو باشد. یک اِلمان باشد که دیدنش آن حس مثبت را منتقل کند و نه استفاده از آن. میخواهیم خیابان افشار طوس(جوانشير) را تغییر بدهیم. بهزودی طرحي را به شورای ترافیک مي بريم که بر اساس آن در پارکینگ شهرداری فقط یک سری ون بتوانند آدمهای بدحال را در بین ساختمان پزشکان جابهجا کنند و خودرو وارد آن محدوده نشود. خیابان افشار طوس یا همان جوانشیر را هم مدیریت جهت کنیم و سمتوسو به آن بدهیم. الآن شرایط ترافیکی بهگونهای است که باید فکری برای آن کرد. مثلاً بازار، روز جمعه آتش گرفت و ماشینهای آتشنشانی توانستند که بیایند و آتش را خاموش کنند. اگر روز یکشنبه آتش میگرفت هنوز که هنوز است در مملکت در موردش حرف میزدند. چون جمعه بود ماشینهای ما سریع رسیدند و حادثه را مدیریت کردند. باید یکسری شبکههای حیاتی در شهر ایجاد کنیم، خطوط ویژه در نظر بگیریم. اين موارد را شروع کرده ایم. گمرک را یکطرفه کرديم. خیابان کوهساری روبه بالا یکطرفه شد. ما نرمافزاری داریم که میتواند تمام این مسائل را شبیهسازی کند. این نرمافزار براساس اطلاعاتی که ما جمعآوری میکنیم میگوید فلان کار را انجام بده و تمام این
مسائل را پیشبینی میکند. اگر ما میگویم که خیابان شریعتی یکطرفه بشود یعنی نرمافزار با توجه به اطلاعاتي كه به آن داده شده است گفته که باید یکطرفه بشود. یعنی اینجا سهم سلیقه پایین میآید و سهم اسناد بالادستی بالا میرود. این طرح جامع ترافیکی دارد تدوین میشود.
شما علاقهمند هستید که موضوعات کلان را مطرح کنید همانطوری که از شما کارهایی میخواهند که نمود بیرونی دارد من هم از شما یک سری چیزهایی میپرسم که نمود بیرونی دارد.
اتفاقاً این برای من فرصت ایجاد میکند چون همیشه به من میگویند که کارهای کلان انجام میدهید درحالیکه در مورد کارهای خورد که نمود بیرونی ندارند عملکرد ما نسبت به دورههای گذشته با توجه به اینکه ما غرق در بحران مالی هستیم بهتر هست.
گفتید که قرار است شهربازی را توسعه بدهید در حالی که شهربازی کنار قره سو است و قره سو عملا یک فاضلاب است برای بهبود وضعیت قرهسو چه فکری کردید؟ چون فاضلاب یکی از مسائل مهم کرمانشاه است.
اول من یک توضیح قانونی بدهم. حاشیه رودخانهها در قالب بر صغیر و بر کبیر كه یک اصطلاح رودخانهای است، در اختیار آب منطقهای است. حتی حاشیه آبشوران؛ یعنی ما خیابان جلیلی را که احداث کرديم اول از آب منطقهای اجارهاش کرديم. آنها هم یک اصطلاحی دارند میگویند حاشیه رودخانهها نباید زبریاش از حدی بیشتر بشود که اگر جریان آب آمد به سمتهای دیگر منحرف نشود. نتیجتاً آن طرحی که ما طراحی کردیم و الآن آماده است و بهزودی به مناقصه میرود باید به تائید آنها برسد. چون ما مالک نیستیم و درواقع بهرهبردار هستیم. یکی از دلایلی که این رودخانه رونق نمیگیرد این است که ما با خودرو امکان تردد از کنارش را نداریم. پارسال اتصال کمربندی غربی به شهید بهشتی را شروع کرديم. بعد آن را متوقف كرديم تا در قالب یک طرح کلی انجام بدهیم. الآن شبکهای از ورزشگاه تا بزرگراه امام خمینی از کمربندی غربی به بلوار شهید بهشتی را داریم احداث میکنیم. در مناقصه جدید، ساماندهی حاشیه رودخانه قرهسو در دستور کار قرار گرفته و جز پروژههای اولویتدار ما است. منتهی موافقتنامه ما دي ماه است که در حال آماده شدن است. یعنی من تا کد موافقتنامه نداشته باشم
نمیتوانم مناقصه برگزار کنم. الآن که خدمت شما هستم موافقتنامه حاشیه قرهسو با امضا تحویل من نشده است که من بتوانم مناقصه را برگزار کنم.
تا مسئله آلودگیاش حل نشود بعید است بشود کاری کرد.
همین امروز صبح دفتر آقای مهندس نیک کردار بودم و روساي سازمان آب و فاضلاب و سازمان مدیریت هم حضور داشتند. در اين جلسه مباحث مرتبط با حاشیه قرهسو را مرور کردیم. فاضلاب هشت منطقه به قره سو میریزد. تنها فاضلاب صنعتی هم متعلق به پالایشگاه است و ظاهراً ازنظر تصفیه پسابهايش تجهیزاتی دارد که ازنظر زیستمحیطی مورد تائید است و توانسته یک سری کدها و مسائل را بگیرد. البته ما معتقدیم که چنین نیست و از محل این آلودگی باید پول دریافت کنیم. از هشت نقطه، فاضلاب شهری وارد قرهسو میشود که قرار بر این شد که آب وفاضلاب همزمان حذف اینها را شروع کند. حتی ما پذیرفتیم که اگر منابعشان کم هست از منابعی که در حاشیه برای ماگذاشتند استفاده شود و اولویت را بدهیم به حذف فاضلاب این مناطق و بعدازاینکه مناطق حذف شد، آب سد لاستیکی که در بیرون شهر ساختهشده، باز شود که باز شدن آن باعث میشود آب دریک سطحی باقی بماند.
این سد کجاست؟
بعد از بزرگراه حضرت امام و پایین فرودگاه. بعد از تصفیهخانه. ستادی تشکیل شده است برای قرهسو به ریاست خود آقای مهندس نیک کردار معاون امور عمراني استاندار.
آقای رضایی یکی از مسائل برنامه ها و نمادهایی است که هر سال عیدها در کرمانشاه اجرا می شود و هیچ ربطی به کرمانشاه ندارند و ماجرا لوث شده. برای این مورد چه برنامه ای داريد؟به طور مثال از المانهایی استفاده می شود که هیچ ربطی به شهر و تاریخ و فرهنگ آن ندارد.
سال گذشته ما اینجور خریدها را ممنوع کردیم و وارد فاز کارهای فرهنگی و تئاتر خیابانی شديم. پارسال سیاهچادر زیادی داشتیم و به کارهای شاد فرهنگی و ایجاد جذابیت برای گردشگران اهميت بيشتري داديم و خیلی استقبال خوبی شد. بیش از سه چهار هزار نفر آدم زیر باران با چتر، این برنامهها را دو ساعت نگاه میکردند. یا تئاترهای خیابانی در مرکز شهر. این برنامه باعث شد که انجمن خانه تئاتر ایران مدال آن را برای اولین بار به یک شخص غیر تئاتری که من بودم بدهند و اين به خاطر بازتاب آن تاترها و نمایشهای خیابانی بود.
یعنی امسال همروی همین تمرکز دارید؟
با استفاده از آن تجربیات، کیفیت آن را بهتر خواهيم كرد و سعی میکنیم از این المانهای تکراری یکبارمصرف دوریکنیم. اگر دقت کرده باشید من هرچند وقت یکبار به شکل غیر محسوس بعضی از این المانها را از سطح شهر جمع میکنم و میریزم دور. مثلاً درباره لکههای گل. رد میشدیم در بلوار شهید بهشتی از اول تا آخر میدیدم یکدانه گل بنفشه هست و هیچکس هم متوجه آنها نمیشود. گفتم همه اینها را جمع کنید و ته بلوار شهید بهشتی یک سبد گل بزنید که همه میبینند و روحیهشان عوض میشود. گلکاریهای پراکنده را تعطیل کردیم لکههای گل زدیم. پارسال حتی من خرید گل را هم متوقف کردم. خودمان تولید کردیم. گفتیم ما که پولنداریم پس بیایم اثربخشی را بالاببريم. در حال حذف کانون هاي هزینه هستيم. سال آینده شصت میلیارد اعتبارداریم که همش در کارهای غیر کلان هزینه میشود.
بودجه شهرداری سال آینده چقدر است؟
من بودجه را کاهش دادم چون دولت کاهش داد. اوراق مشارکت چهارصد میلیارد تومان بود که چون بهره بانکها را پایین آوردند امکان فروش آن خیلی سخت شد. قبلاً سود بیست درصد بود و ما بیستودو درصد میخواستیم بفروشیم. اما الآن سود پایین آمده و بانکها پایکار نیستند و برای ما فروش این اوراق سخت است. ما بودجه را بهطرف غیر نقد شدن مي بريم. مردم فراموش کرده اند که شهرداری هزینه دارد. مردم قبلاً توی کوچه جمع میشدند یک پولی جمع میکردند و میدادند به شهرداری و شهرداری میآمد آسفالت میکرد. الآن آسفالت میرود تو کوچهشان. داریم این را برمیگردانیم در بودجه.
بعید است که بشود، چون چیزی که ایجاد بشود تغییر آن سخت است.
ما راهی بهغیراز این نداریم چطور دولت رفت زیر بار اینکه یارانه سیوچهارمیلیون نفر را قطع کند. راهي باقی نمیماند. ما این مشارکت را سطحبندی کردیم. مثلاً در جعفرآباد اگر مشارکت بیست درصد است اين مشارکت در 22 بهمن هشتاد درصد است. اینها را در بودجه آوردیم. متأسفانه سرعت مصوبات در سال 96 کند بود.
بودجه سال آینده چقدر است؟
بودجه امسال هزارودویست میلیارد بود سال آینده هشتصد میلیارد بستهشده است.
این کاهش خیلی بزرگی است
این واقعیتر است چون از هزارودوست میلیارد تومان، چهارصدونودوچهار میلیارد غیر نقد بود و هشتصد میلیارد آن نقد بود. وقتی غیر نقد است باید مدام از شورا مصوبه بگیرید. باید مذاکره کنید و شورا تصویب کند. من مذاکرات را از اواسط تابستان متوقف کردم، چون هنوز مذاکرات آن موقع، در انتظار تصویبیه است؛ و این فرصت را میگیرد و قابلبیان هم نیست؛ و نباید نق بزنی. در مذاکرات هم نباید طوری باشید که طرف فکر کند که ورشکسته هستید. در اینیک سال که بنا به عدد و رقم، بدترین در تمام سرفصلهای شهرداری بوده من همیشه گفتم دویست میلیارد از دولت طلب دارم و دویست میلیارد از مردم طلب دارم. یعنی بهعنوان یک مجموعه طلبکار و مثبت خودم را نشان دادم. درحالیکه در دخلم پول نیست. در کل مردم پایکار نیستند و باید پایکار بيايند. بیاعتمادی هم بیتأثیر نیست.
برای مسئله فساد در شهرداری چه برنامه ای دارید؟ وقتی خود اعضای شورا متهم به فساد شدند کل آبروی شهرداری رفت زیر سؤال. برای این ماجرا میخواهید چه کنید؟
باید اعتمادسازی کنیم راه کوتاهمدتی نیست یعنی فرمول نیست که من و شما به آن برسیم بلکه باید اعتمادسازی کنیم باید سطح استفاده از فنّاوری را بالا ببريم. باید همه چیزدیجیتال بشود. افراد مطلع از حقوقشان باشند تا برای یک کار ساده نیاز به مراجعه نباشد.
برای پرداخت معوقات کارمندان شهرداری چه کار کرده اید؟ ما تا کنون چندین تجمع داشته ایم و همه هم از قشر زحمتکش هستند.
اینها اصلا پرسنل ما نیستند. پرسنل شرکتهای طرف قرارداد با ما هستند. ما دو جور شرکت داریم یک سری از شرکتها پرسنلشان با ما کار میکنند و حقوق اینها با یک ماه تأخیر نسبت به ما پرداخت میشود. شرکتهایی که تحصن میکردند شرکتهای پیمانکار ما هستند و کارکنان ما نیستند؛ یعنی طرف به من گفته است متری اینقدر میگیرم خیابانها را جارو میکنم. حالا ممکن است خیابان را با پنج نفر تمیز کند یا سه نفر. من متر میکنم. پس اینها دیگر پرسنل ما نیستند ما در قراردادشان میآوریم که نباید هیچ ارتباطی باشد با پولی که من به تو میدهم و پولی که تو به آنها میدهی. باید سروقت حقوقشان را پرداخت کنید. این تعهد آنهاست یعنی اگر من سه ماه به شرکت پول ندهم آنها وظیفهدارند حقوق کارگرشان را سروقت بدهد. چهار پنج ماه عقبافتادگی حقوق هم در این شرکتها عرف هست. کارکنان اين شركت ها زیاد هستند. با ما هزاروهفتصد نفر کار می کنند. من اخیراً مدیران شرکتها را جمع کردم و گفتم تا حقوق کارکنانشان پرداخت نشود من حقوق شهرداری را نمیدهم.
چرا این پیمانکاران تعهداتشان را انجام نمیدهند؟
ببینید پیمانکار قوی هم نداریم. پارسال ما مناقصه برگزار کردیم یک پیمانکار مشهدی و یک پیمانکار تهرانی آمدند قیمت دادند و قیمتشان در طول سال دوتزده میلیارد تومان گرانتر از پولی که پیمانکاران کرمانشاهی میدهند بود. ما پرسیدیم آقا کجای محاسبات شما اشتباه است که اینقدر گران دادید. گفتند آن همشهری شما که ارزانتر میگوید و میگوید که سر ماه حقوق میدهد حساب نکرده که باید وام بیستودودرصد بگیرد که حقوق پرسنل را بدهد من سود آن وام را هم کشیدم روی این پول. من یک سال از شهرداری تهران پولی نگرفتم ولی حقوق پرسنلم را میدهم. شرکتهای کرمانشاهی فقط پنج درصد میزنند روی تعرفه و قانون هم میگوید هرکسی پایینترین قیمت را داد برنده است. ما شروع کردیم مستندسازی و مکاتبه تأخیرات اینها و اخطارها را شروع کردیم و اینها را برای مناقصه بعدی حذف میکنیم. از دستگاههای نظارتی پرسيديم که اینها را چطور حذف کنیم. شروع کردیم به اخطار دادن و ضمانتنامه گرفتن. ما در سال بعد میخواهیم همان مناقصه کلی را بگذاریم، یعنی میخواهیم از شرکتهای بزرگ دعوت کنیم و با چهارچوبی که گذاشتیم اینها توان شرکت ندارند. گفتیم باید دستگاه مکانیزه معرفی
کنید. باید گردش مالی بیاورید و ارائه بدهید و خیلی از این شرکتها نمیتوانند که بیایند و به شکل اتوماتیک حذف میشوند. اگر بتوانند که ما خوشحال میشویم.
اگر نکتهای فکر میکنید ناگفته مانده بفرمایید.
باید مردم را پایکار آورد.اگر مردم بیایند پایکار و من نتوانم سلیقه خودم را به خوردش بدهم بدون آنکه اعتراضی هم بکنند. این کلید توسعه شهر کرمانشاه است.